بازیهای نمایشی زنانه

Shargh - - نقد - آلما گشتاسب . كارگردان

آلما گشتاسب دانشآموخته کارشناسی طراحی صحنه دانشــگاه هنر و کارشناسی ارشد کارگردانی دانشگاه تهران است. از سال 86 فعالیت حرفهای خود را آغاز کــرده و بهعنوان طراح صحنه و لباس در ســریالهایی مثــل رهایی، کاروان ســنجابها و تئاترهایی ماننــد «بالاخره این زندگــی مال کیه؟» اثر اشــکان خیلنژاد، «مــرغ هپل» بــه کارگردانی «عاتکــه حســینی»، «دره گل زرد» بــه کارگردانی مهــدی حاصلپور و دههــا نمایش دیگــر حضور داشــته و در مقام کارگردان چند اثر نمایشی را روی صحنه برده است. او همچنین نمایشهای رادیویی «بازی» و نمایش رادیویی «آهســته صدایم کن» به نویســندگی باقر ســروش و آثار صحنهای «مکبث» و «گردش زمین» را در ســالن ســمندریان دانشگاه تهران اجرا کرده اســت. نمایش «خــواب طولانی انارآباد» نخستین تجربه حرفهای کارگردانی اوست که پیش از این در جشــنواره سیوچهارم فجر اجرا شده بود. این نمایش اکنون در سالن انتظامی خانه هنرمندان، ســاعت 19 روی صحنه است. یادداشت او را دراینباره بخوانید. *** نمایش «خــواب طولانــی انارآباد» براســاس خردهنمایــش زنانــه «ننهغلامحســینی» اســت. بازیهــای نمایشــی زنانــه در اندرونیهــا کــه درواقع قلــب تپنــده و پویای جامعه زنــان بوده، اجرا میشــدهاند. ایده نمایش «خــواب... » از دل تمرینهای کارگاهــی و گپوگفتهای محمدزمان وفاجویــی و رؤیا پارســا بیرون آمــد. تأکید بر وجه زنانگی و خویشــتن زنانه و شــادی زنانه بود. رؤیا پارســا طرح اولیه را نوشــت و وفاجویــی با دقت اســتادانهای مســیر نمایش را هدایت میکرد. در میــان نمایشهــای زنانه بــازی ننهغلامحســینی کاملترین بازی نمایشی اســت و قابلیت پرداخت نمایشــی و تبدیل بــه نمایشنامه بلند را داشــت. رؤیا پارســا مینوشت و در جلسات هفتگی با آقای وفاجویی جرح و تعدیل میشد. کلیات و چارچوب اثر مشــخص بود. تأکید تیم نمایشــی بر استفاده از عناصر نمایش ایرانی همچون نقالی، نمایشهای شــادیآور زنانه و تعزیه بود. در نهایت تصمیم به دعوت از نویســندهای دیگر گرفته شــد که یک ماه مانــده به اجرا به تیــم اضافه شــدند و در نهایت خواب طولانی انارآباد خلق شد. درواقع توجه تیم نمایشــی به امور زنانه و خویشــتن زنانه و مسئله زنانه و شــادی بود که در زندگی زنان به واســطه جبر رنگ میبازد. تمرکــز ویژه بر دغدغههای زنان و مفاهیمــی بود که از دیرباز مســئله زنان دیروز و امروز بود. رسالت نمایش و تئاتر آگاهیدادن است و قطعــا قابلیت انتقال مفاهیم ارزشــی و اخلاقی را داراست. بسیاری از مســائل را میتوان در قالب آموزههای تئاتری انتقال داد. به طرز خوشبینانهای میتوان از طریق نمایش الگوســازی کرد و نگرش قاطبه افراد را تغییر داد. نمایش ما دغدغه زنانی را مطرح میکند که زمانمند نیست و برای زن دیروز و امروز مسئله است و قطعا در نگاه و نگرش افراد به این مسائل زنانه میتواند مؤثر واقع شود.

صنم، شــیرین، ننهغلامحســین به زعم من هر سه یکی هستند. هر ســه روی دیگر یکدیگرند که از آرزوهای دورودراز خود دور ماندهاند و ســخت محصــور دایره بســته تقدیــر خویشاند. شــیرین معصوم پرشروشــور و دلباخته بــا یادگاری که ماه بر صــورت مانند قرص ماهش نهــاده، دل در گرو عشــقی ناکام نهــاده و در پیاش راهــی انارآباد میشــود. غلامحســین گیجوگــول و تاتومــات، عاشــق دختری ســیاهپوش شــده که مــادر عیب ظاهریاش را برنمیتابد. ننهغلامحســین مادری عاشــق تنها دارایــی خــود، مادرانگــی که وجه مادرانگیاش خودخواهــی او را دوچندان کرده و در پی یافتن صنمی برای دردانهاش اســت؛ صنمِ آفتابومهتابندیــده. سرســپرده بــه دایرهای که دیگران به رویش بستهاند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.