نقض حکم شلاق و کار اجباری پسر متهم به تعرض

Shargh - - حوادث -

شرق: مردی که به اتهام تعرض به دختر جوان به شلاق و کار اجباری محکوم شــده بود، بــه رأی دادگاه اعتراض و ادعا کرد بیگناه اســت. او بهزودی برای ســومینبار پای میز محاکمه حاضر میشود تا ادعای خود را ثابت کند.

به گزارش خبرنــگار ما، 26 بهمن 94 مأموران باخبر شــدند دختر جوانی به نام مهرناز گم شــده و دو روز اســت خانــوادهاش از او خبر ندارند، مأموران در پی این خبر تحقیقاتشــان را برای پیداکردن مهرناز آغــاز کردند، درهمینحین خواهر این دختر به مأموران گفت: مهرناز با پســر جوانی به نام کامبیز رابطــه دارد و من فکر میکنم او از خواهرم خبر دارد. بهاینترتیب کارآگاهان در ادامه تحقیقات کامبیز را شناسایی و از او بازجویی کردند. پســر جوان که ادعا کــرد از مهرناز خبر ندارد، درباره نحوه آشــناییاش با او به کارآگاهان گفت: چندی پیش مهرناز و مادرش را بهعنوان مســافر سوار ماشــینم کردم، بعد از چند دقیقه مادر مهرناز در میان راه پیاده شــد و دختر جوان با من درددل کرد. او گفت میخواهد با پسری ازدواج کند؛ اما برادرش با این وصلت موافق نیســت، برای همین از من خواســت به او کمک کنم، آن لحظه خیلی ناراحت شدم و تصمیم گرفتم به او کمک کنم. بعد از آن روز دو بار با یکدیگر به رستوران رفتیم و چند باری تلفنی صحبت کردیم.

در ادامــه روند تحقیقــات مهرناز به اداره پلیــس مراجعه کرد و درباره علت ناپدیدشدنش به مأموران گفت: بهخاطر ترس از آبرویم به مشهد رفته بودم، چند روز قبل پسری که دوستش داشتم به من تجاوز کرد، خیلی حالم بد بود و نمیتوانستم به خانه برگردم، بههمیندلیل تصمیم گرفتم به مشهد بروم و چند روز خودم را پنهان کنم.

او ادامه داد: چند ماه پیش در خیابان با کامبیز آشنا شدم، او چند بار از من خواســت به خانهشان بروم؛ اما قبول نکردم تا اینکه روز حادثه بهزور من را سوار ماشین کرد و با خود به خانه برد، خواستم از دستش فرار کنم، اما موفق نشدم و درنهایت کامبیز به من تجاوز کرد.

بهاینترتیب با توجه به شــکایت مهرناز و ســایر مدارک موجود در پرونده، کیفرخواســت علیــه کامبیز صادر و پرونده برای رســیدگی در اختیار شعبه پنجم دادگاه کیفری اســتان تهران قرار گرفت. کامبیز در اولین جلسه رســیدگی در جایگاه ویژه ایستاد و ادعا کرد بیگناه است و هرگز به دختر جوان نزدیک هم نشده است. بااینحال قضات کامبیز را مجرم تشــخیص دادند و او را به 99 ضربه شــلاق و دو سال تبعید محکوم کردند؛ اما کامبیز به رأی اعتراض کرد و پرونده برای رســیدگی مجدد به شعبه هشــت دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در این جلسه مهرناز در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: مدتی است نامزد کردهام و بهخاطر حفظ آبرویم در مقابل خانواده شــوهر آیندهام، از شــکایت صرفنظــر میکنم. او درباره زمان حادثه دچار تناقضگویی شــد و به قضات گفت: پس از اینکه از مشهد به تهران برگشتم، کامبیز به راهآهن آمد تا من را به خانه برساند؛ اما در میان راه مسیرش را عوض کرد و به مکان دیگری رفت. سپس کامبیز در برابر قضات ایستاد و حرفهایش را بار دیگر تکرار کرد.

در پایان قضات کامبیز را به 99 ضربه شلاق و شش ماه کار اجباری در فضــای باز محکــوم کردند، اینبار نیــز کامبیز به رأی صادرشــده اعتراض کرد و گفت: مهرناز دروغ میگوید، اگر مدعی اســت من به او تجاوز کردهام چــرا آدرس خانهای را که او را بردهام نمیدهد. مهرناز فقط میخواهد از من اخاذی کند؛ او بارها از من طلب پول کرد، اما من حاضر نشــدم به او پولی بدهم، بههمیندلیل او این داستان را سرهم کرده است.

با اعتراض متهم، پرونده در اختیار شــعبه 32 دیوان عالی کشــور قرار گرفت، دیوان اعتراض را وارد دانســت و پرونده را برای رســیدگی مجدد در اختیار شــعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران قرار داد تا بار دیگر بررسی شود. کامبیز بهزودی برای سومینبار برای این پرونده پای میز محاکمه میرود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.