لزوم تبیین ایدئولوژی سیاسی و دکترین احزاب و نقش آن بر توسعه کشور

Shargh - - سياس -

در غیاب چنین احزاب مســتقر، پایدار و تأمین امنیتشــدهای، از یک طــرف و در فقــدان حوزههای نظــری آکادمیک متصل بــا حوزه عمل اجتماعی- سیاســی از طرف دیگــر، جریانات سیاســی و حتی جریانات وابســته به زمینههای مد Fashion() با شناســنامه و بیشناسنامه همه فاقــد ایدئولوژی سیاســی پایدار و قابل فهم و قابــل قضاوت و در زمینه یک بههمریختگی و آنارشــی اجتماعی و بر پایه شــعارهای بیپشتوانه و عوامگرایانــه و هیجانات فصلی و بیشــتر بر پایه افراد و شــخصیتها و نه بر مبنــای فکر و برنامهها وارد کارزار )و نه رقابت ســالم و منطقی مدلــل( انتخاباتی میشــوند و طبیعتا آنچــه کمترین اهمیــت را پیدا میکند، مســئولبودن در مقابل وعدهها (Responsibility) و پاسخگویی Accountability() بعــدی بر مبنای وعدهها و شــعارهای دادهشــده و انتظارات ایجادشده و اختیار و قدرت حاصلشده است؛ چراکه نه بسیاری از آن شــعارها و وعدهها تحققپذیر هســتند و اگر هم تحققپذیر باشند، فاقد فلســفه پشــتیبان برای ایجاد ارتباط منطقی و معنیدار بین همه قسمتهای این پازل هســتند؛ بنابراین بههمیندلیل بسیار پیش میآید که بین شــعارهای حوزههای مختلف نهتنها هیچ ســنخیت و مناسبت همگرایانهای مشــاهده نمیشود؛ بلکه تمام یا قســمتی از اجزای آن به صورت کامل واگرا و در تضاد با هم هستند و پیادهسازی آنها یعنی ایجاد یک آنارشی حکمروایی و مدیریتی مضاعف که آسیب آن به مراتب بیش از گذشته میتواند باشد.

نقش ایدئولوژی سیاسی در ایجاد همگرایی سیاستی

درصورتیکــه اگر حزب یا یک جریان سیاســی )بــا احتمال کمتر و ناپایدارتر( دارای ایدئولوژی سیاســی باشد، اولا میتواند تولید سیاست )و نهتنها شــعار( کند و ثانیا این سیاســتها را در چارچوب ایدئولوژی سیاســی خود همگــرا کند و بههمیندلیل اســت کــه در یک حزب با ایدئولوژی سیاســی سوسیالدموکرات شــما میتوانید پیشبینی کنید که چارچوبهای سیاســتی آن مســاواتطلبی Egalitarianistic() در موضوع سیاســتهای اجتماعی )مثل فامیل، مسکن و سلامت و رفاه و پیشــگیری از آســیبهای اجتماعی و جرم(، سیاستهای اقتصادی )مثل سرمایهگذاری، مالیات، اشــتغال( و سیاستهای فرهنگی )مثل زبــان، تنوع فرهنگی، رســانه، مذهب( و... چگونــه خواهد بود و مثلا همه سیاســتهای اجتماعی به طرف ایجاد فرصتهای برابر( Equal Opportunity) هدفگیری خواهند شــد و در حوزه آزادیهای سیاسی نیز باز رویکرد او بین دو ســر طیف اتوکراسی و دموکراسی پیشبینی و قضاوت میشــود. مضافا اینکه این سیاستها دیگر نخواهند توانست یکشــبه یا در مدت کوتاهی به خاطر بردن کمپیــن انتخاباتی و صرفا برای افزایش سهم از سبد رأی عوض شوند یا با نقاب و چهره کاذب به صحنه انتخابات وارد شوند.

سهگانه تفکیکناپذیر اختیار، مسئولیت و پاسخگویی

بهاینترتیب مردمــی که در انتخابات شــرکت میکنند، میدانند که هر حزبی چگونه فکر میکند و سیاســتهای آن در قبال همه بخشها و حوزههای زیســت سیاســی، اجتماعــی، اقتصادی و حتــی نظامی و سیاســتهای داخلــی و خارجی آن چگونه اســت و طبیعتــا اختیاری Authority() کــه مــردم بــا رأی خــود بــه سیاســتهای یک حزب میدهند، دولت منتخب او را در مقابل عمل به این سیاســتها مسئول Responsible() میکند و دولت باید در مقابل این اختیار و مســئولیت به صورت یکپارچه پاســخگو Accountable() باشــد و پاسخگویی دولت و منطق قضاوت اجتماعی ‪social judgment(‬ ) به صورت طبیعی و عقلایی در موازنه و تطبیق عملکردش در عمل به سیاستهای اعلامی است.

لزوم تعریف و تفکیک پستهای سیاسی

حال با این شرایط دولت وقتی میتواند پاسخگو باشد که بتواند برای عمل به سیاســتهای اعلامی که مورد اعتماد و رأی مردم شــده است، از سیاســتمداران و مدیران ارشــدی در دولت خود استفاده کند که به سیاســتهای اعلامی از طرف حزب باور دارند و فلســفه حامی آنها را میفهمند یا خود در طراحی این سیاســتها نقش ویژهای ایفا کردهاند و این کاملا طبیعی است که دولت منتخب مطابق رأی مردم به سیاستها، در چارچــوب ایدئولوژی سیاســی خود و برای راهبرد این سیاســتها از کســانی در پستهای سیاسی خود استفاده کند که عمیقا این ایدئولوژی سیاسی را میشناسند و به آن باور دارند و در راه اجرای این سیاستها از عمــق وجود تلاش میکنند و در کلیت حزب حاکم و دولت و اجتماع از این سیاستها دفاع میکنند و به تبعات مثبت و منفی آن پایبند هستند و به پاسخگویی در مقابل مردم و مراجع ذیصلاح متعهدند.

تجربیات جهانی

بههمیندلیل در کشورهای دارای نظام مردمسالاریِ مستقر توانستهاند با دوراندیشــی و مبتنــی بر تجربه ســالیان دراز و تحقیقــات محققان، پســتهای سیاسی و پستهای غیرسیاسی مدیریتی و فنی )تکنیکال( را از هم تفکیک کنند. پستهای سیاسی پستهایی هستند که سیاستهای کلان و بینابینی )ماکرو پالیســی و مزو پالیسی( و راهبردهای استراتژیک کشور را تعیین و مدیریت میکنند و سمت و سوگیری سیاستهای کلان در چارچوب ایدئولوژی سیاســی حزب را تعییــن میکنند و طبیعتا این پســتها مراجع تعیین سیاست و ابلاغ سیاســت Policy() و اظهارنظر سیاسی Politics() هستند و در مقابل آثار آن مسئول و پاسخگو هستند.

تأکید میشــود که تمامــی افرادی که بــرای این پســتها انتخاب میشــوند، جدا از داشــتن شایســتگیهای فردی و ادراکی میبایســت ایدئولوژی سیاســی حزب )نه لزوما روشهای انجام کار( را قبول داشته باشند یا حداقل به آن وفادار باشند و در مسائل کلان در چارچوب نظرات حزب خود اظهارنظر کنند؛ یعنی برای مثال اعضای حزب کارگر انگلیس میبایســت به چارچوب اعلامی حزب و ایدئولوژی سیاسی حزب وفادار باشند و نمیتوانند در داخل حزب کارگر معتقد به سیاست مخالف، یعنی حزب محافظهکار باشند و اگر چنین باشد، طبیعتا میبایست حزب را ترک کنند یــا اکثریت حزب را با خود همراه کــرده و موجب تغییر ایدئولوژی سیاســی حزب شوند یا موجب انشقاق و ایجاد حزب جدیدی شوند، ولی باز همان اصل تمکین و دفاع تشکیلاتی از ایدئولوژی سیاسی جدید حزب یا حزب جدید به قوت خود اســتوار میماند. ولی در هر صورت اگر فرد یا افرادی بخواهند با تغییر مبانی نظری و تشکیک در سیاستهای اعلامی حزب متبوع، همچنان در حزب بمانند یا از حزب اخراج میشوند یا طبیعتا جایی در سلسلهمراتب حزب و گردونه سیاسی و دولت نخواهند داشت و چه بسا مردم هم به آنها رأی نخواهند داد. )این اتفاق درباره عدم تمکین از سیاستهای حزب کارگر از سوی جرمی کوربین و تلاش در جهت تغییر آن از طرف لیدر فعلی حزب کارگر انگلســتان در سالهای گذشته اتفاق افتاده اســت، ولی از موارد نادر محســوب میشود( بهاینترتیب معلوم میشود که انتخاب وزرای کابینه که جزء پستهای سیاسی هستند، برای حفظ امانت مردم و امکان پاســخگویی در مقابل عمل به سیاستهای اعلامی و عملکرد دولت، میبایست از افراد معتقد و ملتزم به ایدئولوژی سیاسی حزب یا )حتی جریان سیاسی( در قدرت انجام شود. ادامه در صفحه 11

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.