عشق حقیقی به مخلوق طبیعت

Shargh - - تجسمي - منوچهر موغاری

شاید بتوان گفت که ســاختار اندام شیر در قیاس با سایر حیوانات از لحاظ آناتومی و ترکیببندی تحت پوشــش منطق زیباییشناسی با بدن یک ورزشــکار ژیمناســتیک یا بالرین در اصول و راستای مطلق تعادل و توازن و انتقال قدرت شــباهت دارد. آنچه در آثار نمایشگاه پرویز تناولی بــرای شخصیتبخشــیدن به این مخلــوق زیبا و مســتحکم حیوانی با بهرهگیری از نمادهای شــبیه به هم بهکار گرفته شده است، صرفنظر از تأثیر احساســی که درهرحال در ابداع فرمها نقش اساسی را دارا نیست، در یک استیلیزاســیون هندسی در بازگشــت ذهنی به جایگاه ارزشهای زیربنایی این پدیده طبیعت به ظهور رســیده اســت. گویش اندام شیر در بیان عضلات و اســتخوانبندی و مفاصــل در ترکیببندیهای حجمی تناولی از یک رابطه مؤثر ریاضی و فیزیک در پشــتیبانی فرمهای انتقالی قــرار گرفته اســت. این منطــق در احجام برنزی و ســفالین با نمادهای دندانهــا بهصــورت ردیفهای مخروطــی منظــم و جهتیافته آن یا دو دندان نیش شــیر و در یک حجم کاســهای به شخصیت فطری شیر اشــاره میکند و ســپس دو دایره در جایگاه حدقه چشمان به فرمهای انتزاعیافتــه گویشــی از حیات و هســتی و زندگی میبخشــد. آناتومی بدن از دیدگاه فشــار روی محورهای ایســتایی پاها و دستها و توازن و شــکلبندی آنالیزشدهای را که میتواند اســتواری فرم کلی را تأیید کند، رعایت شــده است. درمجموع حجم استیلیزهشــده هیکل ظاهری شیر نســبت به کاربــرد و اهمیت اعضای آن بیانــی از آرایش جنگی را مانند یک ماشــین زرهپوش و مســلح به همه ابزارهای جنگی به ذهن تداعی میکند. در عین حال که در این تقســیمبندی هندســی آناتومی شیر طنز بسیار مؤثری در تکرار سلاحهای طبیعت بنابر ذوق هنرمند و تغییریافته بر مبنای باورهای انســانی در مقابل شــیر حجم ابداعشــده را در انتظار وجــود یک نیروی حرکتی همچون رباط قرار میدهد؛ تناولی با پژوهش نتیجهبخش روی آناتومی شــیر درعینحال به یک عشق حقیقی نسبت به این مخلوق طبیعت دســت یافته که معشوق به انتقال حس زندگی در این پیکره برنزی کمک کرده اســت. جریان حرکتی خودبهخود از یک کمپوزیسیون حاکم بر عناصر تشــکیلدهنده حجمهای اندام شیر ایجاد میشــود، زیرا بر منطق اصولی آن استوار شده و تکیه کرده است. بدون تردید ساختار حجمهای شیرهای تناولی، کمالیافته از نقشهای طراحی و اتودهای بسیاری است که هنرمند از دریافت حس و هستی این مخلوق زیبا و پرقدرت به موضوع ساختهشــده انتقال داده است که در تجسم آن با ســاختار سفال و لعاب و کاشــی به رنگ آبی در یک سادهپردازی فرم هیکل شیر به سوی سمبلی واقعگرایانهتر با حفظ فرمهای واقعی سوق داده شده است. زاویه دید هنرمند، با تغییراتی در حالات بدن شیر نمایشی از انتقال نقش زیباییشناســانه وی در ارتباط با شــخصیت مستحکم و مطمئن شــیر را به ذهن انتقال میدهد که در هر حال انعطاف فرمهای منحنی و قوسهای نرمکننده خشونت و ستیزهجویی و قدرت اندام شیر را تحتتأثیر قرار میدهد که در هر حال بازگشــت به ســادگی و خوی و خلــوص و غریزی حیوان را نیز تداعی میکند. در این تجســمها اشــاره هنرمند به عناصر اندام شیر به شکل واقعی و ملموس و بلافاصله حس میشــود. مثل پنجهها، پوزه و حدقه چشمان و فک و آروارههای قوی و گوشها و... فقدان دُم! ... در حجمهای ســفالین )ســرامیکی( تناولی از شیر، گرایش هنرمند به ســاخت هیکل شیر با نقش و بیان فانتزی ذهن بیننده را به نمادهای ســرگرمکننده عروسکی سوق میدهد درعینحال که جایگاه شــخصیت و وقار اســتحکام این حیوان با اشارههای هنرمند به حدقه چشــمان و آروارههای محکم، عــدم هماهنگی بین فرم کاملا هندسی و گوشهدار پاها و دستها در قالب قطعات صاف و مستطیلی و مکعبی مشخص میشود. همچنین سر شیر با انعطاف انحناهای گوش و لب و فرمهای واقعی دندانها به شــیوه کوبیســت و بیرونآمدن آن از گوشه دهان شیر، ذهن بیننده را دچار دوگانگی دریافت حسی میکند.

درحالیکه در تصاویر نقاشیشده برگرفتهشده از صفحات کتب خطی این استیلیزاسیون بهصورت منطقی و هماهنگ بین سر شیر و اندام شیر صورت پذیرفته اســت یعنی سر شیر نیز تابع نقشهای هندسی مکعبی و صــاف و چهارگوش اســت. اوراق قدیمی و خطی از نقش شــیرها و نوشــتارهای آن در هر حــال پیشزمینه تفکر و تجســم فرمهای حجم شیرهای تناولی برای ســادهپردازیها و فرمهای انتزاعیافته او محسوب میشوند که سادگی و متانت و استحکام شخصیت شیر در آن بهوضوح احساس میشــود؛ با گزارش حجمهای تناولی در ســاختارهای برنزی و ســرامیک و بافتهای گلیم و بازگشت به اســناد و مدارک پیشینه. این پرداختهــای حجمهای هنرمند گویش فانتزیتــر بهخود میگیرد، زیرا شخصیت قدرتمند و حقیقی شــیر در نقشمایههای سمبولیک نقاشی و طراحی در گســترههای محدودتری قرار میگیرد. حجمهای کوبیست - اکسپرسیونیســتی پرویز تناولی درعینحال ســاختار واقعی شــیر را در آناتومــی طبیعی آن از لحاظ اندازهها، تناســب و جایــگاه و فرم اندام و دســتها و پاها و سر حفظ کرده است. درحالیکه سر شیر به یک جانور غیرطبیعی و غیرقابل تشــخیص تبدیل شــده و به یک رباط خشمگین و ترســناک گرایش یافته است. هنرمند در این گویشهای سرامیکی از شیر تأکید کاملا مشــخصی از هولناکبــودن و درندگی را در پرداخت خویش مدنظر قرار داده اســت. اشــاره بارز و تأثیر فوری عناصر تأکیدشده در سر سمبولیک شیر به دندانها و حدقه چشمان در گرایش انتزاع- کوبیستی، چنانچه موضوع از پیش آمادهشده برای شیر مطرح نشده باشد، دریافت معنی و وابستگی یادشده به شیر در ذهن بیننده به دشواری میتوانست صورت پذیرد. صرفنظر از کمکی که آناتومی اندام و پاها و دســتهای شــیر در این ساختارهای سفالین )ســرامیکی( به دریافت کمک کند. در ســاختارهای حجمهای پرویز تناولی که بهشــدت به سوی سادهپردازی اغراقآمیز پیش رفته اســت، جایگاه ســر تبدیل به یک استوانه همچون لوله توپ میشود که علاوه بر بیان دلهرهآور و خشونت، از استحکام یک قلب ماشین جنگی نیز برخوردار شده است.

درمجموع میتوان اندیشــه این هنرمند را در ســالهای اخیر نسبت به ســالهای دور گذشته در گرایش محســوس و مسلط فانتزیگونهای از شخصیت شــیر محســوب کرد که درعینحال تحت تسلط تأثیر بیان معماریگونه و پرسپکتیو فرم قرار میگیرد. در عین حال نواخت هنرمند بر ســر شــیر در انتقال مفهوم انتزاعی از ارتباط انســان با شیر در تجسم قفل بر قســمتی از چهره شیر گذشته از تجسم فانتزی فرم سر و یالهای شــیر همچون پلکانهای یک عمارت و ترکیببندی فرمهای زاویهدار و رباطگونه با حضور دو دندان برجسته و بیرونزده نیش که بهوضوح همه ســاختار اندام شیر را در اولین نگاه در حیطه تسلط خویش قرار میدهد، میتوان از بارزترین نمادهای تجســمیافته تناولی در فرم نشســته شیر با نقوش عشایری و خورشید درخشــان و آسمان آبی تیره محسوب کرد و صرفنظر از تجسمهای ذوق سرشار از عشق و دلبستگی عمیق و عاطفی پرویز تناولی، یک پدیدار ماندگار از شــخصیت مفهومی شــیر در جایگاه فرهنگ ملی و قومی و هنری ایران به شمار آورد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.