کاش آنجا بودیم

Shargh - - موسيقي - علی مسعودینیا

در روزگاری کــه هنــوز فســتیوال گلاســتنبری، چشــموچراغ موســیقیبازهای دنیا نشــده بود و در صدر برترین گردهماییهای موزیکال در فضای باز قرار نداشــت، فستیوال نبوورث برای خودش بروبیایــی داشــت. دوران طلایی این فســتیوال در دهه 70 میلادی رخدادهای تکرارناشــدنی و عظیمی را در عرصه موســیقی پاپ و راک رقم زد. این فســتیوال بریتانیایی نخســتینبار در سال 1974 با حضور گروههایی چون «آلمن برادرز »، «دوبی برادرز » و چندین گروه و هنرمند دیگر آغاز شــد. نقل است که در نخستین دوره آن بیش از 60 هزار نفر برای تماشــای کنســرتها در این منطقه حضور یافتند، اما درســت 42 سال پیش در چنین روزی یکی از درخشانترین ادوار فســتیوال نبوورث برگزار شــد که همراه بود با اجــرای زنده یکی از برترین آلبومهای موسیقی قرن بیستم. در دورهای که نام هنرمندان و گروههــای مدعی و صاحبنامی چون «اســتیو میلــر»، «کاپیتان بیفهــارت» و «روی هارپر» روی پوســتر دومین دوره جشــنواره به چشــم میخورد، این گروه «پینکفلوید» بود کــه صحنه را منفجر کــرد و روزی خاطرهانگیز را برای حاضران در کنســرت رقم زد. در کنســرتی که بلیتش برای هر نفر تنها 3.5 پوند هزینه برمیداشت، پینکفلوید متحولشــده و قدری افســرده از بیماری و جدایی مغز متفکرشان «ســید برت»، روی صحنه آمد و ترانههای آلبوم «کاش اینجا بــودی» را اجرا کرد؛ آلبوم جدیدی کــه در اجرای صحنهای آن از افکت صوتی آتشــبارها و مواد منفجــره و موتور هواپیما نیز اســتفاده شد و یک «گِلَمراک» واقعی با پرفورمنسی بسیار تجربی و نوآورانه را به رخ تمام هماوردان گروه کشــید. برای نخستینبار بود که جماعــت چنین افکتها و تصاویــر و جلوههای بصری عجیبی را در یــک اجرای زنده میدیدند. این شــیوه البته بعدها به شــگرد پینکفلوید تبدیل شــد و بهنوعــی امضای خلاقیت آنها را شــکل داد. کســی فکر نمیکرد این فستیوال که تنها یک سال از تأسیسش میگذشــت، صفهای چندکیلومتری مشتاقان را در راههای منتهی به نبوورث هاوس ایجاد کند. مسئولان برگزاری فستیوال اعلام کرده بودند که بلیتها تمام شــده و از افراد بدونبلیت درخواست کرده بودند که به امید تهیه بلیت به ســمت محــل برگزاری نیایند یا اگر دیر این پیام را دریافت کرده و دیگر به نبوورث رســیدهاند، جایی که هســتند باقی بمانند و از صدای اجراها لذت ببرند. دهها تصادف در جادههای منتهی به محل برگزاری گزارش شد. ترافیک هولناک بود و ناگشودنی جلوه میکرد. پلیس مستأصل و حیران اینسو و آنسو میرفت و پیدا بود کنترل همهچیز از دســتش خارج شده است، اما بیایید ما این ترافیک را رها کنیم و برویم ســراغ پینکفلوید و «کاش اینجا بودی »؛ یک آلبوم جمعوجور و مختصرومفید و بهغایت خلاق که ســایه دســت راجر واترز روی اکثر قطعاتش سنگینی میکرد. از نامش هم پیدا بود که این آلبوم برخلاف عصیانگریهای پیشین در آلبومی چون «اوماگوما»، محصول حزن و افســردگی است. نوعی غیاب و فقدان و درد ناشی از آن در تمامی ملودیها و ترانهها توی چشــم میزد. این اندوه شاید تا حد زیادی از فقدان سید برت ناشی میشد. نخبه اصلی گروه به سرش زد و دیگر نتوانست روال زندگی منطقی را تحمل کند و ناچار ایزوله و منزوی شد. گروه در ستایش او و در رثای غیابش ترانه بسیار شاهکار «بدرخش ای الماس دیوانه»! )کــه نمیدانم چرا در برخی کتابهای متــن ترانههای پینکفلوید عبارات عجیبی را برای عنوان این ترانه انتخاب کردهاند( را ســاخته بودند با شــعری درجهیک و ملودیای بسیار تأثیرگذار. حسن بزرگ آلبــوم «کاش اینجا بودی» این بود که منتقــدان گندهدماغی را که موســیقی موج نو را مشــتی خزعبل آمیخته با صدای دیستورشــن میدانستند و اصلا هنر به حسابش نمیآوردند، کاملا ساکت کرد و حتی بعضی از آنها را به ســتایش نیز واداشت. آلبوم از نظر دانش موسیقی و رعایت هارمونی و شیوه آهنگسازی کاملا بینقص بود. دیگر دوســتان منتقد نمیتوانستند آن را سطحی و پرت تلقی کنند. امروز که کارنامه پینکفلوید پیشروی ماســت، در یک مرور ساده و ســریع درمییابیم که در خود آثار آنها نیز باید «کاش اینجا بودی» را صاحب تشــخص دانســت: نه مثل «دیوار»، زیادی استودیویی و تمیز و وابســته به افکت و دراماتولوژی اســت، نه مثل «اوماگوما» زیادی رادیکال اســت که هرکســی نتواند به آن گــوش بدهد و نه مثل «حیوانات» درگیر درونمایه شــعاری و سیاســی است و بیرق عصیانش را با حرارت در آســمان تاب میدهــد. حتی در قیاس با ســایر کارهای پینکفلوید، قدری مینیمال و ساده و صیقلنخورده جلوه میکند و این یعنی رئالیسم؛ یک آلبوم رئالیستی با یک اجرای پسامدرن.

نقل اســت ســایر هنرمندان حاضر در فســتیوال سال 1975 که تمرینهای پینکفلوید را شــنیده بودند، رغبتی نداشتند بعد از آنها روی صحنــه بروند، چون حدس میزدنــد گوش و هوش جماعت چنان مســحور خواهد شد که بختی برای آنها باقی نمیماند. کاش آنجا بودیم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.