ناتمامی

Shargh - - ادبيات - زهرا عبدی نشر چشمه

نویســنده که همــان نفس خود اوســت با شــخصیتها و چیزهای ساختهشده درون متن چگونه است. فارغ از این، دانش مشخصی که برمبنای آن مرحله خلاقیت در فرایند تفکر پیشــروی کرده چه بوده و این دانش کجای روایت میایستد. برای مثال در یک نوشتار علمی، این دانش میبایست گرانیگاه اصلی باشد اما جایگاه آن در یک متن ادبی مبهم است که مسائل بســیاری را پدید آورده. عبدی هم از مشکلاتی که چنین مسائلی در متن او ایجاد کردهاند در امان نیست.

زمانی که رمان «گلف روی باروت» آیدا مرادی آهنی منتشــر شد، برخی دربارهاش نوشــتند این یک رمان بورژوایی است، درصورتیکه واقعا نبود. شــمایلها، ایماژها و تصویرسازیهای رمان در یک محیط مرفه میگذشت اما نویسنده در جایگاه یک بورژوا به آن فضا نگریسته بود. رمان «ناتمامی» اما با اینکه در محیطی دانشجویی و پایینشهری میگذرد کامــلا از دریچه لنز یک خردهبورژوا روایت میشــود. یعنی لحن رمان و صدای کسی که درباره شخصیتها دارد حرف میزند یک صدای کاملا طبقاتی است. این را میشود از نگاه طبقاتی نویسنده به شخصیتهایش فهمید و هم آمال و آرزوهای شخصیتها. جدای از این شکل ارائه اطلاعات هرجا که اگزوتیکتر است، لحنی گزارشی پیدا میکند و نویســنده میخواهد نشان دهد که مثلا تحقیق کرده است و اطلاعات درونی او و محیط زیســت خود او نیســت. مثلا در جاهایی که بــه زندگی مردم جنــوب و محرومیتهای اقتصادی آنها اشــاره میکند: «به آنها شــوتی میگفتند». پس این یک نویسنده بورژواست که دارد حرف میزند. نکته دیگر اینکه پوســتاندازی شــخصیتها کاملا روانشناختی است و آنها هیچوقت به آن «خودآگاهی طبقاتی» نمیرسند، درست مانند یک بورژوا. این مشکل بهدلیل مشخصنبودن آن دانشــی است که مرحله خلاقیت باید براســاس آن پیشروی کند. به نظر میرســد نوع زاویــه دید یکی از مؤلفههایی اســت که به این وضع منجر شــده. رمان در قطعاتی که اولشــخص روایت میشود کمتر دچار این حالتهاســت اما هرجا میخواهد به شــخصیتهای کاریزماتیکــش یعنــی لیان و شمســایی بپــردازد کامــلا وارد وادی ســانتیمانتالیزم میشــود. مریم و یوسف دانشــگاه علامهای، همان پاشنه آشیلياند که نگاه بورژوایی عبدي را آشکار میکند. ارزشهای ایــن آدمها، رابطهشــان، رفتارهایشــان، همه و همه بیــش از آنچه قابلتحمل باشــد موردپسند این طبقه اســت. حال آنکه درخصوص رمان «گلف روی باروت» این وضع برعکس بود. فارغ از این مشــکل، ناتمامی یک رمان تصویری و خوشخوان فمینیســتی است که سعی دارد با ساختن دوگانگیها میان شــخصیتها و بازآفرینی اسطورهها معانی عمیق و گاهی پیچیدهای به خواننده منتقل کند. نگاه انتقادی او کــه جاهایی به رمان ضربــه زده، در نوع خود مثالزدنی اســت و سفر سولماز محافظهکار در این رمان بهخودیخود آنقدر زیبا هست کــه خواننده را تا انتها به دنبال خود بکشــد. فارغ از اینها، «ناتمامی» رمانی در سابژانر دانشگاهی است و از این جنبه میتوان آن را یکی از معدودترینها دانست آنهم برخلاف اقبال خوب از طرف خوانندگان نســبت به این گونه داستانی؛ «ناتمامی» در کنار «نیمه غایب» حسین سناپور در این دسته جا میگیرد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.