فضگ فاتوگ یوبا ا هفشنیرنپایریهارشامین را ترک کردهام

Shargh - - تجسمي - پرويز براتي

میگوید بــه بلیت آدمهــا احتیاجی ندارد و اســتدلال میکند اگــر یک بازیگر طرفدارهایش را از دســت بدهد دیگر کســی برای تماشــای فیلمهای او بلیت نمیخرد، اگر یک موزیســین هوادارانش را از دســت بدهد، کسی به کنسرتش نمیرود. ولی زندگی نقاش، اینطور نیســت. در هنرهای تجســمی هر قدر هم « معروف باشــی، بهاندازه یک بازیگر معمولی سینما شناخته نمیشوی . افشین ‪« »‬ پیرهاشــمی سالهاســت انزوایی خودخواسته پیشــه کرده. زنان هراسناک و » معترض او، گاه با ماسکهایی بر چهره اعتراضشان را نشان میدهند. پیرهاشمی هنرمندی است که پیچیدگیهای زندگی روزمره مدرن ایران را از طریق پرترههای عکسنمایانه و واقعگرایانه که اغلب در حواشی خود به ترکیبات اکسپرسیونیستی و به تابلوهایی دراماتیک بدل میشوند، مورد آزمایش قرار میدهد. او تحتتأثیر نقش زن در جامعه معاصر ایران و ارتباطاتش با جهان بیرون اســت و با ورود به ابعاد فیزیولوژیک ایران معاصر، در جستوجوی تبیین و تصویر قدرتی است که از طریق فضاهای جنســیتی قادر به بروز هستند. نخستین آثار بهنمایشدرآمده پیرهاشمی ســال ۱3۷۰ دیده شد و این هنرمند 43ساله متولد ارومیه، پس از آن به فعالیت هنری خود در تهران ادامه داد. ســال ۱3۸۲ در ششــمین دوسالانه نقاشــی تهران جایزه برگزیده هیئت داوران و نیز جایــزه بهترین اثر را به انتخاب آرای تماشــاگران از آن خود کرد. یک سال بعد، جایزه اثر متفاوت دوسالانه پکن را به خود اختصــاص داد؛ جایزهای که بهگفته خودش، مقدمــات ورود او را به نمایشگاهها و حراجهای خارجی فراهم کرد. آثار پیرهاشمی سراسر رمز و راز است. زنان، موضوع اصلی آثارش را تشکیل میدهند. او به نمایش دغدغههای درونی آدمهای امروز علاقه دارد و نقاشیهای سیاهوسفید یا رنگیاش با قدرت به انسان خیره میشــوند و مخاطب را مبهوت میکنند. زنان جســور تابلوهای او، گاه کنار پرســوناژهای سینمایی مانند مارلون براندو و آل پاچینو به تصویر کشیده شدهاند. اما موضوع مهمتری که در کار این نقاش بازتاب داشته، تحولات اخیر در خاورمیانه و خصوصا نبرد مردم کوبانی با گروهک داعش است. ایستادگی کوبانی موضوع « » چند تابلوي بزرگ او به نامهای در یک آن ، کوبانی و ســوریه (هرسه ۲۰۱4) » ‪« »‬ ‪« »‬ « شده است. پیرهاشــمی در این تابلوها به زنان مبارز کوبانی ادای احترام میکند. جدا از دریافت جایزه متفاوت دوســالانه پکن در سال ۲۰۰4، حضور در فهرست ۵۰۰ هنرمند برتر ســالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ و کســب دو رکورد نیممیلیوندلاری در حراج کریســتیز ، از او چهرهای خبرساز در هنر معاصر ایران ساخته است. اخیرا « » در حراج فیلیپس لندن، نامش بهعنوان تنها هنرمند ایرانی در کنار نامهایی مانند « » ژوزف بویز، گرهارد ریشــتر، اندی وارهول، دیمن هرست، ویکتور وازارلی، دیهگو ژاکومتی، آرمان، فرانتز کلاین، سیدنی شــرمن و... قرار گرفت و اثری از او در این حراج چکش خورد؛ هرچند به گفته خود نقشــی در حضــور این اثر در این حراج نداشــته و از مجموعهای ایتالیایی به لندن فرستاده شده است. پیرهاشمی از پنج سال قبل با گالری ایام دوبی کار میکند و نمایشگاه اخیرش با عنوان ‪House of‬ « » Cards (خانه پوشالی( بهخاطر تعریضهای سیاسیاش به کاخ سفید و یادآوری سریال آمریکایی به همین نام درباره رقابتهای سیاسی این کشور، حاشیههایی را رقم زد، هرچند این نقاش برداشت سیاسی از کارهایش را رد میکند.

بهتازگی در حراج «فیلیپس» لندن، نامتان را بهعنوان تنها هنرمند ایرانی ↙ در کنار نامهایی مانند ژوزف بویز، گرهارد ریشتر، اندی وارهول، دیمن هرست، ویکتور وازارلی، دیهگو ژاکومتــی و... دیدیم. قرارگرفتن نامتان کنار این نامها برایتان چه مفهومی داشت؟

خیلی افتخار میکنم؛ چون تا چند ســال پیش درباره آنها درس میخواندم. برایــم باورنکردنــی بود که اســمم کنار این اســمها باشــد. این اتفــاق بعد از برگزیدهشدنم در بیینال چین، همانقدرعجیب و خوشحالکننده بود و امیدوارم مثل بیینال چین که اتفاقهای خوبی برایم رقم خورد، این اتفاقهای خوب تکرار شود.

این روزها هنرمندبودن در مفهوم بینالمللی در مســئله بازاریابی، نشان ↙ تجاری شــخص محسوب میشــود. هنرمندان بسیاری هســتند که به نحوه بازاریابی هنر معاصر در جهان امروز معترضاند؛ بیشــتر شکایت آنان درباره شبکه انحصارطلبانه معدود صاحبان گالری، سرمایهگذاران و مدیران اجرائی بانفوذی اســت که در عرصه هنر بینالملل نقشــی پررنگ دارند. در نهایت، دستگاه تبلیغاتی منعکسکننده استراتژیهای سرمایهگذاری یا سیاستهای منطقهای است که عملا هیچ ارتباطی به هنر ندارند. هنرمندانی که داخل این شــبکه فعالیت میکنند، در واقع به مجموعهای از نشــانههای تجاری تبدیل میشــوند؛ نامهای تجاری مانند جف کونز، دیمن هرســت، سیندی شرمن و... . از نظر شــما، هنرمندبودن در اساسیترین مفهوم آن، به چه معناست؟ تبدیلشدن به هرست، شرمن و کونز؟ آیا اینها فضیلت است؟

مبحث مهمی که وجود دارد، این است که نوعی برخورد دوگانه در این زمینه به چشم میخورد؛ از یک طرف، هنر مثل چیزهای دیگر، دست سرمایهداران است؛ اما منتقدان به تعبیر شما شبکه انحصارطلبانه صاحبان گالری و سرمایهگذاران از یک طرف از سرمایهداران پولدار بدشان میآید و از طرف دیگر میخواهند همین افراد از آنها حمایت کنند. به نظرتان شدنی است؟

↙ اما همه الزاما این دید را ندارند... .

گروه دیگری ندیدهام. به نظرم مشــکل اینها درنگاهشان است که در جامعه ما متأسفانه خیلی گسترش یافته است؛ یعنی دیدشان نسبت به افراد سرمایهدار منفی است؛ بااینحال، انتظار دارند همین سرمایهدارها از آنها حمایت کنند!

اما بسیاری از آنها نگاهی انتقادی به این ماجرا دارند و خاستگاه پرسشگری ↙ آنها شخصی نیست... .

پاســخ من همین اســت که صحبت بر ســر یکسری اسم اســت که دنیای ســرمایهداری آن اســمها را مطرح کرده. هنرمندان معترضی کــه من دیدهام، حالتشــان اینطور است که در مقابل آدمهای ســرمایهداری که آنها را مطرح کردهاند، گارد میگیرند. پس آدمهای ســرمایهدار هم نمیتوانند با این افراد کار کنند. بعد هم فقط دورزدن میماند.

یکی از دگرگونیهای اساســی و مخرب در هنر این دوران، تجاریشدن و ↙ تجاریکردن مسئله هنر اســت که از نتایج جهانیشدن اقتصادی و همچنین جهانیشدن فرهنگی است. به واسطه کســب دو رکورد نیممیلیوندلاری در حراج کریستیز دوبی، شــما را به این جریان منتسب میکنند. چه واکنشی به این موضوع دارید؟

اقتصــاد در همه چیز گســترش پیدا میکند و مختص هنر نیســت. در همه زمینهها پیشرفت ســرمایهداری به اقتصاد ربط دارد. این ربطداشتن، از نظر شما بد است؟ اگر هم ربط نداشته باشند، پیشرفت و توسعه با اقتصاد همراه است.

↙ درباره مافیای هنر چه میگویید؟

شــما با کســی صحبت میکنید که زمانی در فضایی بوده و پنج ســال است آن فضا را ترک کرده اســت. من پنج سال است با یک گالری غیرایرانی متعهدانه کار میکنم. شــنیدهام مایکل جها، مدیر بخش خاورمیانه کریستیز، از یک هنرمند ایرانی نام میبرد که من هستم و میگوید او تنها آرتیست ایرانی است که به شکل مســتمر پنج سال اســت با یک گالری کار میکند. دوام این همکاری خیلی برای آنها مهم اســت. هنرمندان ما میخواهند با جایی کار کنند که آنجا ســود باشد. هنرمندانی داریم که با چند گالری کار میکنند و معتبر هم هستند؛ اما روش من با آنها متفاوت است و الان در این فضا هستم. تخصص و فکرم بعد از پنج سال در فضای حرفهای قرار دارد و درباره این پنج، شش سال میتوانم صحبت کنم. زوم شما روی دورهای از هنر است که پول زیاد بود.

↙ الان این پول در هنر نیست؟

به نظرم بههیچوجه آنطور نیست. موجی بود که خوابید و خیلی از هنرمندان از آن موج اســتفاده کردند و خیلیها هم اســتفاده نکردند. اگر نمیتوانم پاسخ این ســؤال را آنطورکه مایل هســتید، بدهم، به خاطر این است که در جریانش نیستم. من میتوانم درباره آرتیست، گالریدار و حرفهایکارکردن خیلی صحبت کنم؛ چون پنج سال اســت که این کار را میکنم. آنچه شما میگویید، مربوط به سالهای قبل اســت و الان اقتصاد هنر خاورمیانه به دلیل اینکه قیمت نفت به کمتر از نصف رســیده، خوابیده اســت؛ چون اقتصــاد خاورمیانه خیلی به نفت وابسته است و همینطور مســائل تروریستی و فضای حاکم بر خاورمیانه نیز به نظرم هنر خاورمیانه را خوابانده است.

بیان کردید یک عده هســتند کــه اگر از طرف ســرمایهدارها و صاحبان ↙ گالریها حمایت شــوند، اعتراضی ندارند؛ اما عدهای هســتند که خودشان آرتیست نیســتند و از باندبازی، پروپاگاندا و انحصارطلبیها شکایت دارند و میگویند اینها هنر را به بیراهه برده است... .

من پنج سال است با گالریهای ایران کار نمیکنم و به صورت حرفهای با یک گالــری خارجی قرارداد دارم. مطمئنم ایران فرقی با جاهای مختلف دنیا ندارد و در همه جای دنیا یکســری سرمایهدار از طریق یکسری تشکل سازمانیافته که در ایران «مافیا» نامیده میشوند، کارها را جلوتر میبرند... .

اجازه دهید درباره خودتان صحبت کنیم. رکوردهایی که شــما کســب ↙ کردهاید مهم است ولی شما را به همین جریان منتسب میکنند... .

این رکوردها مربوط به هفت، هشت سال قبل است.

↙ اما از آن مدت تاکنون این ذهنیت درباره شما عوض نشده... .

همان پنج ســال پیش کــه آقای خالد صمعاوی، مدیر گالــری ایام، به ایران آمد همین صحبتها را با من کرد. تمام سیاســتش بر این اساس بود که کارهای هنرمندان را براســاس ارزش هنری قیمتگذاری کند؛ نه براساس اینکه در حراج چه قیمتی دارند.

چرا همزمان با همکاریتان با گالری «ایام» حضورتان در حراجهای دوبی ↙ و تهران کمرنگ شد؟

چــون مدیر گالــری ایام اینطــور فکر میکنــد. آن راه اشــتباه بــود. اولین صحبتهایش با من این بود که تو حیفی و همینطوری هم کارت ارزنده است و من میتوانم به تو کمک کنم به شرط اینکه از این داستانها چشم بپوشی. من هم این کار را کردهام و الان پنج سال از آن زمان گذشته. در این پنج سال نهتنها از آن آدمها خبری نیست، بلکه در سه حراج کار من فروش نرفته است.

↙ این اتفاقها بر زندگی هنری شما اثری گذاشته است؟

اثر خوبی گذاشته؛ چون چیزی را که گالری میخواست توانستیم با هم انجام دهیم.

↙ از این تصمیم پشیمان نیستید؟

خیلی خوشحالم، ممکن است پول زیادی از دست داده باشم مخصوصا پول ایــران را؛ اما در حراج آخر کار من از کجا ســر درآورده؟ کارکردن با گالری «ایام» مزیتهای زیادی داشت. حراج اخیر «فیلیپس» یک هیئت ژوری داشت که بهانه صحبت من با شما شد، این هیئت معیارهایی داشتند. طبق آن معیارها مطمئن باشید من در بین هنرمندان ایرانی رتبه خوبی دارم چون تنها آرتیستی هستم که پنج ســال اســت با یک گالری بینالمللی کار میکنم. سیاست این گالری از ابتدا این بود که یکســری کلکتور پشت یک آرتیســت جوان هستند و اینها باید محو شــوند. شاید در جاهایی در ایران محو نشده باشــد اما در جاهای حرفهای محو شــده است. یعنی گالری ایام به صورت اساســی در این مورد کار کرده و من هم راضی بودم و خیلی بابت این همکاری خوشــحال هســتم. تفکرات شما با مدیر گالری ایام یکی است!

در خاطرم هست زمانی گفتید باندبازی و مافیای هنر محصول هرچه باشد ↙ بالاخره هست و تثبیت شده. ولی برخی این باندبازیها و گسترش چتر سرمایه را روی هنر، نوعی آسیب فرهنگی میدانند؛ از زمانی که «پول» وارد هنر شد، ســاحت هنر آلودگی پیدا کرد و منافع اکثریت جامعــه به نفع مصالح اقلیت نادیده گرفته شد... .

خیلی سال قبل این نظر را داشتم.

↙ الان نظرتان عوض شده؟

گفتم اگر باندبازی بوده، کارش را میکند؛ همان موقع هم گفتهام ایرانیها به هر ساختاری که چند نفر با هم جمع شوند و هدفی داشته باشند سریع نام مافیا میدهند. مافیا برای چیزهایی مثل قاچاق مواد مخدر اســت که در آن میلیاردها دلار پول در گردش است. در کل هنر ما مگر چقدر گردش مالی هست که بگوییم مافیا هم وجود دارد؟ خیلی کم است.

↙ از بُعد هنری گفته میشــود این حراجها روی نگاه هنرمندان اثر گذاشته

و هنرمندان به ســمت هنر بازاری رفتهاند تا پول بیشــتری به دست بیاورند. بهخصوص هنرمندان جوانی که مثلا در جایگاه ۲۰ ســال قبل شما هستند. از همه مهمتر این فضا به حذف هنرمندان مستعد جوان و به حاشیهرفتن و گهگاه مهاجرتشان انجامید. نظرتان دراینباره چیست؟ اینها بســتگی به بســترهای فرهنگی، دانشگاه و آموزشــی یا استعدادهای شخصیشان دارد. کار اشتباهی میکنند. من سال 76 که در گالری برگ نمایشگاه فیگوراتیو داشــتم همه انتزاعی کار میکردند چــون مُد بود. طبیعتا من هم باید انتزاعی کار میکردم. آقای مســلمیان یکی از بهتریــن هنرمندان فیگوراتیو بود. ایشــان هم آن ســالها انتزاعی کار میکرد اما من فیگوراتیو کار میکردم. شــما درباره کسانی صحبت میکنید که ناآگاهانه راه اشتباهی میروند.

اما شاید همه شانس و موقعیت شما را نداشته باشند که یک گالری معتبر با ↙ آنها کار کند و وابسته به فضای داخل نباشند. تکلیف آنها چیست؟

این شــانس را که به من کادو ندادهاند! شــما خودتان چند ســال است کــه کارهای من را دنبال میکنیــد. همان زمان که آقای خالد با من صحبت کرد اگر کســی دیگر در موقعیت من بــود، میگفت بعدا صحبت میکنیم. ضمن اینکه راهنمایی دکتر ســمیعآذر بسیار در من تأثیر داشت. الان حدود 20 سال است که کار میکنم و بالاخره آگاهی داشتم و میدانستم این راهها به بنبست میرســد. بنابراین توقعم را کم کردم. شــما وقتی با یک گالری خارجی کار میکنیــد جنس این همکاری مثل ایران نیســت. از هر چیز 50 درصد متعلق به گالری است. گالریهای خارجی متکی بر اقتصاد دنیا است و با آن تنظیم میشــود. اینطور نیســت که تصور کنید هرچه پول بخواهید در اختیارتــان قرار میدهنــد. قانون و مقررات دارد. وقتــی من یک قرارداد بینالمللــی را امضا میکنم، اگر تخلف کنم، نمیتوانم حتی تا دوبی بروم. آن زمان میدانســتم پول و آزادیهای زیادی را از دست میدهم ولی آینده خوبی خواهم داشــت. هنوز هم این اعتقاد را دارم. تا الان بهسختی و لذت پنج ســال با این گالــری همکاری کردهام و الان کــه صحبت میکنم تصور میکنــم اگر همینطور کمتوقــع و متعهد کارم را ادامــه دهم آینده خیلی بهتری در انتظارم است. روند پیشرفت در نقاشی کند است و یکشبه اتفاق نمیافتد. هنرمندانی که کارم در کنارشــان در حراج «فیلیپس» عرضه شده کسانی هســتند که من نام آنها را در کتابهاي تاریخ هنر ميخواندم و الان کارم در کنار آنها روی دیوار اســت. 20 ســال طول کشــیده تا به این نقطه رســیدهام. هنرمندانی که ســمت بازار کار میکنند، میخواهند یکشبه به جایگاهی برســند که اصلا امکان ندارد. در هنر رقابت ســختتر اســت، در نقاشــی از همه ســختتر. اوضاع اقتصادی هــم الان در خاورمیانه خوب نیســت و تقریبا غیرممکن اســت الان با تبلیغات و پروپاگاندا و از طریق یک حراج بتوان کسی را مطرح کرد.

در نقاشیهای اخیرتان که در گالری ایام دوبی به نمایش گذاشتید به نقش ↙ مســلط مدیا در دوران امروز پرداختهاید. از کدام موضع بر این مسئله اصرار دارید که مدیا میتواند دیدگاههای جهانی را شکل دهد؟

مــن کارهایم را بــه گالری دادهام و آنها متنی نوشــتهاند. اینکــه درباره من نوشتهاند، نمیدانم چیست اما داستان «خانه پوشالی » (مجموعه اخیرم(، چیزی بود که ذهنم را مشــغول کــرده بود. من به 20، 30 ســال پیش فکر میکنم که زندگیها چطور بود. الان همه آدمها همینطور هستند. همه داستان دارند، فکر میکنند، سیاست دارند. مثل قدیم نیست که زندگی ساده باشد. در این کارها من روی آمریکا و کاخ ســفید خیلی زوم نداشتم، بیشتر روی آن اسم زوم داشتم که میبینم همه اطراف من چنین کیفیتی را دارد... .

↙ المانهایی که به کار بردهاید تداعیکننده یک کار سیاسی است... .

تنها بخش سیاســیاش این اســت که ما از کودکی با تمایلات ضدآمریکایی بزرگ شدهایم. از بچگی «مرگ بر آمریکا» در ما ریشه داشته. مخصوصا این روزها که فکر نمیکنم کسی را پیدا کنید که ضدآمریکایی نباشد.

↙ به طور مشخص منظورتان رویکارآمدن ترامپ است؟

ایــن کارها مال قبــل از انتخاب ترامپ اســت. اما خیلیهــا میگفتند کارها ضدآمریکایی است. حتی کاری که کردم با هیچ روزنامهای صحبت نکردم. چون در ایران زندگی میکنم، گالریام هم اصالتا ســوریهای هستند و دوبی هم کشور خاصی اســت. نخواستیم به ضدآمریکاییبودن و سیاست بپردازیم اما همه مثل شــما درباره ضدآمریکاییبودن کارها صحبــت میکنند. مخصوصا اینکه بودن ترامپ این داستان را خیلی داغ کرد و خیلی از مردم از این خوانش ضدآمریکایی لذت میبردند. به نوعی تفکرات من و اسم نمایشگاه با آمدن ترامپ همزمان شد و فضای جالبی ایجاد کرد.

فضای ضدترامپ در ایران هم به نوعی اشتراک با سایر نقاط جهان رسیده ↙ و انتقادها به او جهانی شده... .

آخرین کارم مال زمانی بود که آقای ترامپ انتخاب نشده بود و اوباما میگفت اگر ترامپ رئیسجمهور شــود ستونهای کاخ سفید طلا میشود و اینجا استخر خانمها میشود. آخرین کار من همزمان با شروع انتخابات تمام شد.

‪۱۵ ،۱۰‬ سال قبل شــما به همراه عدهاي از نقاشان ایرانی به آمریکا رفتید. ↙ درست است؟

10 سال قبل بود. ↙ با وزیر امور خارجه آمریکا هم دیدار کردید.

بله، خانم رایس بودند.

↙ آن زمان هم همین نگاه سیاسی را که در نقاشیهایتان دارید، داشتید؟

این ذهنیتِ سه، چهار سال اخیر است. آن زمان من چنین ذهنیتهایی نداشتم و در دنیا هم سیاستها به این شکل نبود. درست است که ایران با آمریکا دوستی ندارد اما داستان برجام آن زمان غیرقابل باور بود. چه کسی 10 سال قبل فکرش را میکرد که ایران با آمریکا پای میز مذاکره بنشیند؟ اما الان این اتفاق افتاده. کاری ندارم که بهنفع ایران بوده یا نه، اما تا این حد فضا عوض شده. همینقدر همهچیز در مدت 10 سال فرق کرده.

↙ به نظر شما جایگاه هنرمندان ایران در هنر جهان چگونه است؟

اگــر از من ناراحت نشــوند؛ درحالحاضــر جایگاهی نداریــم. مرحوم آقای کیارســتمی جزء اولین کســانی بود که برای هنر ایران جایگاه درســت کرد. البته ایران در چند ســال اخیــر آنقدر در صدر خبرهاســت که آدمهای کشــورهای دیگر نگاهــی میاندازند به اینکه فرهنگ و هنر ایرانیها چگونه اســت. آنقدر که مدام به خاطر مســائل هســتهای نام ایران ســر زبانها افتــاده، نگاهی هم به هنرمان میاندازند.

ادامه در صفحه ۱۱

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.