بعد از انحصاراگري «

Shargh - - اقتصاد -

شــرق :

«دو ســناريو؛ يک اعتصــاب». توليدکننــدگان بتون باز هم دســت به اعتصاب میزنند. اعتراضشان از اوايل تير اوج گرفته است؛ جريمههای بالای کاميونهای حمل بتون بهواســطه تغيير قانون از يکســو و زورفروشــیهای «نوتاش»، شــرکت انحصاری تازه متولدشده از سوی ديگر، آنها را به اعتصابی دستهجمعی واداشته است. روز شنبه هفته آتی، دور جديد اعتصاب آنهاست. شــکايت خود را هم بــه وزارت صنعت بردهاند تا «نوتاش» را ســر جای خود بنشــانند و هم بــه راهنمايیورانندگی. وزارت صنعت، معــدن و تجارت قول پيگيری داده؛ اما گويا چاره چندانی برای جرائم راهنمايیورانندگی وجود ندارد.

پارت اول اعتصاب

شرکت «نوتاش» شرکتی نوتأسيس است که فروش شن و ماسه معدنداران را برعهده گرفته و دراينميان با واسطهگری سودی هم عايد خود میکند. اکنون معدنکاران هم در فروش خود هيچکارهاند و طرف حساب کارخانههای بتون، همين شــرکت خصوصی اســت که ســه هزار تومان روی قيمت مصوب هم کشيده است.

استفاده ابزاری از کاهش ساعات اداری

علی شاهحمزهای، يکی از توليدکنندههای بتون و يکی از اعضای اين صنف در تماســی با «شــرق» از اين اعتصابها خبر میدهد. او میگويد: سه، چهار نفر از صاحبان معادن شــن و ماسه شرکتی به نام «نوتاش» را ثبت کردند. اين شــرکت برای آنکه محصولات بیکيفيت خود را به زور به ما بفروشد، ساعات کار اين معادن را به هفت صبح تا ســه بعدازظهر تغيير داده است و پنجشنبه و جمعهها را هم تعطيل کرده. اعلام کردهاند هيچ معدنی نبايد بيشــتر از اين زمان، دســتگاهها را روشن کند و هر معدنداری تخلف کند با يک ترفند، سريع نامــه میزنند که آلودگی هوا ايجاد کرده و بايد تعطيل شــود. او میگويد: اين معدنداران پيشتر حتی ســه شــيفت کار میکردند؛ اما روند اصلی کار آنها روی دو شــيفت کاری بود. نوتاش در ماه رمضان اعلام کرد معدنها بايد 10 تا 12 ســاعت کار کنند. پس از آن در عيد فطر دوباره نامه نوشــت و اعلام کرد به ساعات قبلی بازمیگرديم. درحالیکه ساعت قبلی، فعاليت در دو شيفت کاری بود؛ يعنی 16 ســاعت کار میکردند؛ اما اکنون ســاعت کار را به هشت ساعت يعنی يک شــيفت کاهش دادهاند. اين حالا بماند کــه برخی معادن حتی در شيفت سوم، يعنی شب تا صبح هم کار میکردند.

زورفروشینوتاش

شــاهحمزهای بــه نمايندگی از توليدکننــدگان بتون به «شــرق» میگويد: ما کارخانههای بتون هســتيم که مصالح را از معادن شــن و ماسه خريداری میکنيم. کارخانهداران، پــس از رویکارآمدن نوتاش، با هر بار مراجعه اعلام میکننــد مصالح تمام کردهانــد و اين کارخانه )نوتــاش( را معرفی میکنند. مصالح «نوتاش» دارای استاندارد و کيفيت مناسب نيست؛ اما مجبوريم از آنها مصالح را بخريم؛ چون کارمان نيمهکاره اســت و فرضا پروژه يک پل نمیتواند نيمهکاره باقی بماند. در نتيجه بیکيفيتی مصالح، آزمايشهای بتون درســت جواب نمیدهد و ما به دردسر میافتيم. طبيعی است، اگر بتون مناسب نباشد؛ يعنی تخريب. اين شرکت هم روی قيمتها سه هزار تومان در هر تُن میکشد و برای ما هزينه تراشــيده و هم کارخانههای بتون بايد ضرر و زيان تخريبهای حاصل از بیکيفيتی محصولات آنها را متحمل شوند. او میافزايد: اين شرکت ســه هزار تومان در هر تُن، ســود برای خود برمیدارد و انحصار شــکل داده. انحصــار در توليد معنا ندارد؛ زيرا کيفيت را تحت تأثير قرار میدهد. ســاعات کار کم شــده و توليد هم کمتر. در نتيجه ماسهای که معادن توليد میکنند، با کاهش ساعات کاری بايد سريعتر آماده شود، در نتيجه از کيفيت آن میکاهند. اين توليدکننده بتون درباره شکايت همصنفان خود نزد وزارت صنعت، معدن و تجارت و سازمان حمايت میگويد: با وزارت صنعت، معدن و تجارت و سازمان حمايت از مصرفکنندگان هم مکاتبه داشتهايم و اعتراض خود را اعلام کرديم. در پاسخ میگويند با انحصار نوتاش موافق نيستند و بايد از بين برود؛ اما چون روند اداری است، زمان میبرد. اکنون کارخانهها بلاتکليف هستند.

پارت دوم اعتصاب

کاميونهای حمل بتون تا تير ســال گذشته برای ورود به شهر تهران، مجوز تردد داشــتهاند؛ اما از آن زمان به بعــد، راهنمايیورانندگی تهران با همراهی ســازمان ترافيک مجــوز ورود به پايتخت را از آنها ســلب کردهاند. از آن تاريخ بــه بعد اين کاميونها موظف شــدهاند که برای تردد در تهــران، طرح ترافيک خريداری کنند. علی شاهحمزهای، يکی از توليدکنندههای بتون و يکی از اعضای اين صنف، در تماســی از اين اعتصابها خبر میدهد. او به «شــرق» میگويد: همان زمان در پاسخ به استدلال راهنمايیورانندگی اعلام کرديم که کاميونهای ما اصلا وارد محدوده طرح ترافيک نمیشوند که ما بخواهيم طرح تهيه کنيم. او ادامه میدهد: از اينها گذشــته، خريد طرح ترافيک آزاد برای ما بســيار گران تمام میشــود و در واقع نمیتوانيم از پسِ هزينههــای آن بربياييم.او توضيح میدهد که برای نمونه کارخانه من 20 دســتگاه کاميون دارد؛ اگر برای هرکدام ماهی دوونيم ميليون تومان پول طرح ترافيک پرداخت کنيم، سرجمع میشود 50 ميليون تومان برای يک ماه. اين هزينه برای ما کمرشکن است و پرداخت آن برای هيچ کارخانهای بهصرفه نيست.حمزهای میگويد: مجوز قبلی ماهی 300 هزار تومان هزينه داشت و اين رقم اکنون تقريبا هشت برابر شده است.به گفته حمزهای اکنون بســياری از کاميونهای حمل بتون در پارکينگها خوابيدهاند و آنهايی هم که در تهران رفتوآمد میکنند، جريمههای حدود 30 و 40 ميليون توماني روی دست ما گذاشتهاند. بههميندليل است که ما چارهای جز اعتصاب نداشتيم. او میگويد: بههميندليل يک هفته توليد بتون را دوباره میخوابانيم.

50 کارخانه اطراف تهران حاضر در اعتصاب

شاهحمزهای توضيح میدهد: حدود 50 کارخانه از شرق و غرب تهران، در اين اعتصاب شــرکت کردند. اگر راهنمايی و رانندگی به ندای ما گوش نکند، ما هفته ديگر هم ناچار به اعتصاب خواهيم بود. اکنون 162دســتگاه کاميون در پارکينگهای راهنمايی و رانندگی است و اين پارکينگها ديگر جايی ندارند. او ادامه میدهد: ما توليدکنندههايی هستيم که حداقل صد کارگر و کارمند داريم و بيش از صد ميليون تومان در ماه حقوق پرداخت میکنيم؛ اين شيوه برخورد با ما درســت نيست. در اين يک هفته هر کارخانه بالای 50 تا 60 ميليون تومان ضرر داده است و حدود 500 تا 600 مترمکعب بتون توليد نشده است. اين يعنی خوابيدن صنعت ملی.

وزارت صنعت قول پيگيری داد

شــاهحمزهای به بینتيجهبودن اعتصاب هفته قبل اشــاره میکند: هفته گذشته که يک هفته تعطيل کرديم، راهنمايی و رانندگی ماشينها را فوقالعاده جريمه کرد. هر يک ماشــين 400 تا 500 تومان جريمه شد، اما بااينحال طاقت آورديم. کارخانههای بتون از دو طرف ضربه میخورند. هم ماسهای نداشتيم که کار کنيم و هم جرائم بالای راهنمايی و رانندگی مزيد بر علت شد که ديگر چارهای جز اعتصاب برايمان باقی نگذاشته است.

ماصرفامجریهستيم

برای پارت نخست ماجرا، وزارت صنعت، معدن و تجارت و سازمان حمايت وارد عمل شــدهاند، امــا در رابطه با پارت دوم اعتصــاب، يعنی ماجرای طرح ترافيک هنوز نتيجهای حاصل نشده است. برهميناساس ، «شرق» در گفتوگو با سرهنگ جهانی، معاون اجتماعی راهور ناجا، اين موضوع را پيگيری کرد. به گفته ســرهنگ جهانی، معاونت حملونقل و ترافيک شهرداری سياستگذار اســت و آنها مجــری. بنابراين اعضای صنــف بتون بايد شــکايت خود را به شهرداری ببرند، زيرا آنها کاری از دستشان برنمیآيد.

پيگيریمیکنم

پيگيــری از معاونت حملونقل و ترافيک شــهرداری تهران بینتيجه ماند و کسی پاســخگو نبود. به همين خاطر ماجرا را با يکی از اعضای شورای شهر تهران در ميان گذاشــتيم. اقبال شاکری، رئيس کميسيون عمران شورای شهر، در گفتوگو با «شرق» ضمن قول پيگيری موضوع و برقراری ارتباط با اعضای صنف، میگويــد: در لايحه عــوارض ورود به منطقه و طــرح ترافيک زوج و فرد، جز خودروهای امدادی و اورژانســی، استثنائی برای هيچ خودرويی قائل نشــدهاند.رئيس کميسيون عمران شورای شــهر در توجيه اين طرح میگويد: بههرحال کنتــرل منطقه جزء ضروريات اســت و اگر تبصرهها و اســتثناهای بيشتری برای آن قائل شويم، ديگر کارايی و اثربخشی خود را از دست میدهد. شاکری با اشاره به خودروهای هيبريدی میافزايد: حتی خودروهای هيبريدی که ســال گذشته عوارض نمیدادند، امسال به علت افزايش تعداد، کفی برای پرداخت عوارض آنها در نظر گرفته شده است.

هزينه طرح را جزء ساختوساز در نظر بگيريد

او در توصيهای به کارخانههای بتون میگويد: قطعا مالکان و پيمانکارانی که از کاميونهای حمل بتون اســتفاده میکنند بايد هزينههای عوارض ورود به طرح را در هزينههای ساختوساز در نظر بگيرند.به گفته اين عضو شورای شــهر، در يک ساختوســاز چندصدميليونی يا ميليــاردی، پرداخت عوارض چندســاعت يا يک روز يا حتی يکســال طرح ترافيک اصلا رقم قابلتوجهی نيست، اما شايد مشکل جايی به وجود بيايد که اين هزينه بر دوش راننده بيفتد کــه بايد فکری به حال اين بخش از ماجرا کرد. بنابراين با کارخانههايی که اين رانندگان با آنها کار میکنند مذاکرهای خواهيم داشت تا اين هزينه را جزء هزينه ساختوساز در نظر بگيرند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.