نشست گروه 20 و چند نکته نه چندان مهم

Shargh - - جهان - هادی آذری

(1( مردم در مواجهه با نشســت گروه 20 عموما به سه دسته تقسیم میشــوند: گروهی آن را گردهمایی رهبران نسبتا منتخب جهان برای چارهگشایی مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی این کره خاکی میدانند؛ عــدهای آن را جمعی خبیــث و توطئهگر از نمایندگان نظام سرمایهداری و حامیان جهانیشدن میدانند که برای استثمار مردم و جستن راههایی برای کسب سود بیشتر گرد هم میآیند و عدهای نیز اساسا هیچ موضع خاصی ندارند، انگار چنین نشستی هیچگاه برگزار نشده اســت. بااینحال، به هرکدام از این سه دسته که تعلق داشته باشــید، این نشست و حواشــی آن، درسهای مهمی برای جوامع درحالتوسعه یا همان اقتصادهای نوظهور دارد. نشســت گروه 20 روز یکشــنبه در حالی به کار خود پایان داد که بســان ســالهای گذشــته با اعتراضهای پرشــمار و ســازمانیافتهای همراه بود. درواقع در نشســتهای گروه 20 ممکن اســت خیلی چیزهــا تغییر کند اما یک چیز ثابت اســت: اعتراضات مردمی. امســال نیز گروههایی چپگرا، فمینیســت و طرفدار محیط زیســت همزمان و قبل از این نشســت، خیابانهــای هامبورگ را به تســخیر خــود درآوردند، آنهم در شرایطی که اروپا و آلمان، سایه سنگین تهدید تروریســم را بر سر خود میبینند و از افراطیون اسلامی زخم خوردهاند. درواقع، هم نیروهای امنیتی و هم خود معترضان در معرض تهدید تروریسم بودند. تجمعات اعتراضی از یک سو فرصت خوبی برای انجام حملات انتحاری و هدفگرفتن مردم بیگناه اســت و از ســوی دیگر امکان نظارت امنیتی را کاهش میدهد. باین حال، نه حاکمیــت آلمان و نهادهای آلمان از این حق مردم پا پس نکشــیدند. دولت آلمان میتوانست بهراحتی و به بهانه تهدید تروریسم و با اعلام وضعیت اضطراری، مانع برگــزاری هرگونه راهپیمایــی و تجمع اعتراضی شود. از دیگر سو، نهادهای مدنی نیز میتوانستند به این بهانه، به گذاشتن چند پســت اعتراضی در شبکههای اجتماعی بسنده کنند، اما آنها از خیابان و حق خود به اعتراض دست نکشیدند. این نشان از یک جامعه مدنی قــوی دارد که در آن، هم دولت و هم مردم به اهمیت آن واقف شده و به آن در هر شرایطی متعهدند. چنین نگاهی به نظر حلقه مفقوده توسعه سیاسی در بخش عظیمی از جهانسوم و کشورهاي منطقه است.

(2( باوجــود برگزاری اعتراضات مســالمتآمیز، هامبورگ بعضا شــاهد درگیریهای خشونتآمیز بود که در آن دهها نفر زخمی و صدها نفر بازداشت شدند، اما آنچه در این میان نادیده گرفته میشود این است که حجم وســیعی از زخمیها را نیروهای پلیس تشکیل میدهند که نشــان از برخوردهای خشونتآمیز جمع قلیلی از معترضان دارد. این شــکل از اعمال خشونت کور به نظر بیشتر از آنکه راهگشا باشد، صرفا بازدارنده است. در جایی که پلیس وظیفه برقراری امنیت را دارد، اعمال خشــونت جز بحرانیکردن شرایط پیامدی دربر نخواهد داشــت. درواقع، این اعمال خشونت هرچند ممکن اســت از خشمی فروخورده نشــئت بگیرد، اما نشانه نوعی از رمانتیسیســم انقلابی دارد که علیه هر شکلی از اقتدار میشورد و در کشور ما نیز از سابقهای طولانی برخوردار اســت. این نوع از اعمال خشــونت کور بیشتر از آنکه با حرکتهای منسجم و حسابشده چپگرایان و مخالفان جهانیســازی پیوند بخورد، در خود رگههایی از آنارشیگری و فاشیسم را میپروراند؛ بنابراین همدردی با این خشونت نوعی میداندادن به این نگرشهای افراطی اســت. در شــرایطی که مردم میتوانند به شکلی مســالمتآمیز دست به اعتراض بزنند، این اعمال خشونت هیچ محلی از اعراب ندارد.

(3( از دیگر ســو، حضور پرشــمار معترضان به نشســت گروه 20 ما را به این پرسش رهنمون میکند که با وجود این پتانسیل قدرتمند و تودهای اعتراضی، چرا اروپاییان از ایجاد یک آلترناتیو جدی و واقعی برای همان چیزی که خود گروههای معترض از آن بهعنوان ســرمایهداری جهانیشــده یــاد میکننــد، ناتوانند. اگــر فقدان ایــن آلترناتیوهــای مترقــی را در جوامع درحالتوســعه و درحالگذار، بتــوان به پای ضعف جامعه مدنی، فضای بســته سیاســی و عدم آگاهی نوشــت، در جوامع توســعهیافته اروپایی چه عاملی مانع شــکلگیری این آلترناتیو میشود؟ جوامعی که بــه لطف فضای باز سیاســی، آزادی مطبوعات، عدم ممنوعیت برای فعالیت شــبکههای اجتماعی، سنت قــوی احزاب چپگــرا و آزادی بیان بــرای متفکران چپگرا و سوسیالیســت از تمامــی زمینههای مادی، فرهنگی و اجتماعی ایجــاد آن آلترناتیو برخوردارند. البته عدهای در پاســخ به این پرســش حتما به سراغ مسائلی چون مهندسی افکار عمومی، سیاستزدایی از جامعه و کامجویی در جوامع مدرن غربی و خلاصه شــرایط پســامدرن ميروند، اما نمیتوان این را همه ماجرا دانست. شاید بد نباشد به این علل، گزینه بدبینی افکار عمومی به این بدیل را نیز اضافه کرد. شاید مردم در کشورهای اروپایی که تجربه انقلابها و نظامهای کمونیســتی را از ســر گذراندهاند، ترجیــح میدهند بهجــای برهمزدن میــز بازی، با بهرهگیــری از نقدی درونماندگار قواعد بازی را به نفع خود و ذرهذره تغییر دهند. شــاید زمان آن رسیده که بهجای تغییر انقلابی جهان، به فکر اصلاح صبورانه آن باشیم. گاهی اوقات یــک اصلاح کوچک، مهمترین عمــل انقلابی ممکن است، البته در بستر و سپهری تاریخی. به قول محمد مختاری، مسیر نوآوری نه از وانهادن تاموتمام سنت، بلکه از نفی دیالکتیکی آن میگذرد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.