کاهش قدرت تخیل و تفکر با اشباع تصویری

Shargh - - علم -

در خیلی از موارد، خواندن متنهای الکترونیکی در حالت حرکت، در جاهای شلوغ یا در مکانهایی انجام میشود که مناسب خواندن نیست. آیا از نظر شما هم رسانههای الکترونیکی کمتر در محیطهای مطالعه کلاسیک، مثل کتابخانه یا روی مبل منزل خوانده میشوند و از این نظر هم میزان تعمق کمتری را فراهم میکنند؟ این نکته خیلی مهم اســت. به این علت هم مهم اســت که درجه فهم، یادگیری، حافظه و خاطره، تخیل و تفکر ما بستگی به شرایط کلی جســمانی و موقعیتی دارد کــه از نظر فردی در آن قــرار داریم. هرچه باشــد، ما موجودی هســتیم که برای ماندگاری و بهبود شرایط زیست و حداکثر استفاده از وجود جسمانی خود، در این کره خاکی باقی ماندیم؛ بنابراین شــرایطی که ما را با بالاترین کیفیت بازدهی فعالیت جسمانی برای باروری ذهنی در مغزمان برساند، خواسته و آرزوی ماست. بهترین راهش هم در اختیار داشــتن ابزاری اســت که بتواند به قدرت تخیل و تفکر ما دامن بزند و ما را بــه گردش تاریخی - جغرافیایی دلخواه ببرد و درعینحال، ما را در تمــاس با خودمان نگه دارد. متون کاغذیِ چاپی رابطه کارکردی ملموسی دارند؛ از نظر تلفیق نرمافزاری و سختافزاری مانند رابطه بدن با ذهن ما هستند، ولی وسایل الکترونیکی نوشتاری هنوز دوگانگی ســختافزاری و نرمافزاری خود را حــل نکردهاند تا به وجود انسانی ما نزدیک شــوند و به همان حدِ کتاب کاغذیِ چاپی با ما ارتباط برقرار کنند و دستگاه شــناختی ما را کاملا معطوف به محتوای انتقالی خود کنند. در این خصوص، برای پیداشــدن راهحل به زمان بیشتری نیاز است.

در رسانههای الکترونیک نوین، متن خواندنی کمتر شده و خیلی از مفاهیم با تصویر و فیلم رسانده میشوند. این تفاوت شکلی متن هم در میزان تأثیرگذاری این رسانهها اثر گذاشته؟

اینکه زندگی امروز ما بهویژه در زمینه تبلیغاتی و آموزشــی بیشــتر براســاس تصویرسازی و تأثیر آن بر ضمیر ناآگاه و آگاه قرار دارد، درست است. اشباعشدن دنیای رسانه از تصاویر یک خطر مهم دارد.

این خطر به معنای این اســت که بر اثر این اشباع تصویری، انسان دو خصوصیت بسیار مهمش را که نقش بنیادین برای بقا و تحول فرهنگی بازی میکند، از دســت بدهد. این دو خصوصیت که در رابطه تنگاتنگ با یکدیگر هســتند، قدرت گزینش و قدرت خیال است. اشباع تصویری، انســانها را بینیاز از ســاختن تصویر در خیال خودشان میکند، یعنی ذهنشــان را تنبل میکند و حرکت و جنبش ذهنــی را از آنها میگیرد که مثل کنش فیزیکی بدنی، برای حیات ضروری اســت و در این فرایند تصویرسازی در ذهن، ما با نوعی تصاویر در رابطه با تاریخچه، سرگذشت و شــرایط خاص و یگانه انســانی خود مواجه هســتیم که مشخصات منحصربهفرد دارند، ولی خوراندن تصاویر آماده به ذهن به حد اشــباع، موجب میشود ذهن خلاق و سازنده مغز انسان، تنبل و بیکاره شود. دوم اینکه مغز ما تابع تنوع و گوناگونی در خلق تصاویری اســت که گزینش میکند و این گســترش دامنه آزادی از میان تنوع و گوناگونی اســت که ذهــن را به کنش و کار وامیدارد و جامعه انســانی را پویا و خلاق نگه میدارد و از همشــکل و یکسانسازی آدمها، آفت بزرگ جامعه انسانی جلوگیری میشــود. بنابراین اســتفاده از تصاویر تا حدی مُجاز است که فعالیت ذهنی مغز انسانها را به بازنشستگی، خستگی و کرختی نکشاند و از آنها ماشــینهای مطیع و تابع یکسان نســازد. به عبارت دیگر، نباید انســانها را با تصاویر مَجازی حاضر و آماده و اشباعشده و آماسکرده، همیشــه در حــال خوابدیدن مصنوعــی و مجازی نگه داشــت. مغز ما خودبهخود ماشــینی رؤیاساز اســت و در دنیای مجازی خود غوطه میخورد. طبیعتا در خواب و رؤیا، روزانه ســاعاتی تماس مستقیم مغز ما با محرکات محیطی مســتقیم قطع اســت، پس نباید آن را در حالت بیداری نیز با تصاویر اشباعشــده ساختگی در خلســه و رؤیا نگه داریم. در ایــن صورت، ما موجوداتی بیخاصیت خواهیــم بود که ارتباط ما با جهــان واقع در طبیعت و جامعه به حداقل خواهد رســید؛ موجوداتی کــه فقط در خواب و رؤیای خود راه میروند و قادر به سرشاخشــدن با واقعیتها نخواهند بود و از نیروی درونی تخیل و تفکر خود نمیتوانند برای پیشبردن واقعیت استفاده کنند، بلکه باید منتظر بمانند تا قدرتی از بیــرون آنها را در درون تصاویــری مجازی به خوابگردی ببرد. بینش و بصیرت میخواهد تا نگذاریم چنین اتفاقی رخ دهد. باید شــرایطی به وجود آورد تا از این ابزارهای نوین الکترونیکی بهعنوان وسایلی تمرینی در جهت رشد و پرورش تواناییهای احساسی، تخیلی و تفکری مغزها در زندگی واقعی استفاده شود.

درباره شبکههای اجتماعی مجازی اثرگذاری چگونه است؟ این شــبکههای اجتماعی تودرتو هم بر شــکل تفکر ما و شخصیت ما اثر میگذارند؟

جالــب اســت ایــن شــبکههای اجتماعی هــم یک مدلبــرداری الکترونیکی عام و خام از نحوه طرز کار مغز ماســت، ولی باید وجود آن را بــه فال نیک گرفت و از ایــن نرمافزارها بهعنوان ضمائمی کمکی در کنار کار اصلی مغز اســتفاده کرد. در حالی که نباید اختیار مغزمان را به دست این شبکههای تودرتو بسپاریم. خطر اینجاست که برخورد نافعال و بهتســخیردرآمدن از طریق این شــبکهها خطرناک است و از انسانها موجوداتی ربوتیک یا زامبی میســازد. درحالیکه این شبکههای تودرتو این توان را دارند که گســتره ذهنی مغز انســان را در ســطح شبکههای عصبی بیفزاینــد و تنوع کارکردی ایجاد کننــد، درعینحال میتوانند در شرایطی موجب گرفتارشدن و به هرزرفتن توان مغزی در چنبره تودرتوی خود شــوند. این خطری اســت که جوانان را بهشدت تهدید میکند. در بعضی اوقات، در شرایطی این شبکههای تودرتو میتوانند پریشانی فکر، بلاتکلیفی، ســرگردانی و باری به هر جهت گذرانــدن، به بار آورند و به دیگران اجازه بدهند که به جای آنها احساســات و هیجان بســازند، به جای آنها تخیل کنند، فکر کنند، زمان بیداری و خوابشان را تعیین کنند و روابط خانوادگیشان را تعریف کنند. خلاصه اینکه ممکن است باعث هدردادن وقت و جوانی و انرژی و حرکت، ســازندگی و خلاقیت، یعنی جوهر زندگی شوند. موقعی میتوان این شبکههای اجتماعی تودرتو را از تهدید به فرصت تبدیل کرد که از آنها استفاده انتخابی با کنترل شخصی داشــت و از آنها فقط بهعنوان ابزاری مکمل مثل جلسات تمرینی برای آمادهشــدن در میدان ورزشــی، یعنی صحنه واقعی زندگی، اســتفاده کرد. متأســفانه گاهی جذابیتهای پنهان و وسوسهآمیز این شبکهها و محتویــات عمدتا ظاهرفریب و کمعمق آنها، شــانس فرصتیابی را از مصرفکنندگان معتاد گوشیهای موبایل میگیرد و مایه فرصتسوزی و تهدیدی برای شکوفایی احساســات عمیقتر انسانی، تخیلهای بارور و تفکرهای چارهســاز میشود. مســلما آگاهییافتن و برجستهترکردن تهدیدات این ابزارهای جدید کارا، مؤثر و اغلب مفید الکترونیکی و سریعا دگرگونساز روشهای زندگی، میتواند چارهجویان اجتماعی را ترغیب به پژوهشهای جدی در این زمینه کند. امیدوار باشــیم با هوشــیاری و آگاهی بیشتر از این تودرتویی شبکههای اجتماعی، در جهت بیداری نسل جوان و عمقبخشیدن به شناخت، تخیل و تعقل از طریق اجازهدادن به رشد تنوع و گوناگونی و گســترش آزادی انتخاب به مغزهای خلاق، راه زندگی بهتر برای آیندگان هموارتر شود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.