رفراندوم ترکیه: تراژدي دموکراسي ترکي

Shargh - - جهان - سياوش رزمند

پاريس: ژانويه(سه ماه پيش از رفراندوم)

پاریس شاید در اولین نگاه مرتبطترین شهر براي بررســي رفراندوم قانون اساســي در ترکیه نباشــد، امــا در هــر صورت یــک روایت از ترکیــه معاصر و مفاهیمي همچــون غربت، کودتا، مســئله کُردي و اعتراض ناخواســته راهش را به این توریســتيترین شــهر جهان و قبرســتان تاریخي «پرلاشز»اش ختم ميکند. «آیتن» کــه در 11 ژانویه زیر باران ریز پاریس لابهلاي قبرها ميگشــت، در آن لحظه نقشــي را در کودتاي نافرجام تابستان گذشته یا رفراندوم بهار بازي نميکرد، هرچند ميتوان تصور کرد که به هر صورت در اعتراضات پــارک گزي یا حرکتهاي اعتراضياي که قرار بود پس از اعلام نتایج رفراندوم شکل بگیرد شــرکت کند. در استانبول دانشــجو است، اما اصالتا متعلق به شهر کردنشین «باتمن» است. با انگلیسي واضح، ولــي همانند همه ترکهــا لهجهاي غلیظ و خوشآهنــگ درباره نشــاني یکي از قبرها ســؤال ميکند و هنگامي که ميبیند مسئول جوان قبرستان ميگوید که «خواننده کردتبار اهل ترکیه در این نقطه از مجموعه قرار گرفته است »، گل از گلش ميشکفد. بــا راهنمایي متصــدي، خیابانهاي پرلاشــز را طي ميکند که به دو پســر جوان راه گمکرده برميخورد که سر در گوشيهایشان نقشه را جستوجو ميکنند و خــب قاعدتا در چنین شــرایطي اهــل ترکیه هم هســتند. اتفاق کوچک و البته روزمرهاي در پرلاشــز شــاید با نگاهي از بیرون چندان راه به درون مسائل امــروز ترکیه نبرد، اما گره اصلي در شــناخت ترکیه نیز بــه همین نگاه از بیــرون بازميگردد که موجب خوانشــي ناقص یــا ســطحي از تحــولات یکي از مهمترین کشورهاي جهان در قرن بیستویکم شده است. به پاریس بازگردیم؛ به همان قبرستان تاریخي و مشهور پرلاشز؛ مکاني که خواننده معترض «احمد کایا » و فیلمســاز مؤلف «یلماز گونــي » در آنجا آرام گرفتهاند. هر دو از اختناق گریخته بودند که غربت را تاب نیاوردند. فاشیسم، قومگرایي ترکي، سرکوبهاي سیاسي و دولت موازي در دهههاي 70 تا 90 بخشي از بنمایه آثار گوني و کایا را شکل دادهاند، همانگونه که امروز بازدید از آرامگاهشــان، خواندن ترانهها یا تماشــاي فیلمهاي هر یک از این دو نشــان از چهره معترض جوانان ترکي دارد کــه حتي الزاما کردتبار هم نیستند تا پیام این دو؛ یعني آزادي را دریابند.

برلين: فوريه(دو ماه پيش از رفراندوم)

برخلاف فرانســه اما باید آلمــان یا به عبارت بهتر ترکهــاي آلمان را )در کنار اتریــش، هلند و بلژیک( بازیگران اصلي رفراندوم اخیر دانســت؛ با جمعیتي حدود چهار میلیون نفر که پنج درصد از کل جمعیت آلمان را تشــکیل ميدهند و در کنار ســه کشور دیگر ميتواند به پنج میلیون بالغ شود )که سه میلیون نفر واجد شــرایط رأيدادن بودند( که نشاندهنده فاکتور مهم ترکهاي آلمان در بازي سیاسي ترکیه است، اما ابتدا باید بدانیم دقیقا منظورمــان از ترکهاي آلمان چیســت؟ برلین نهتنهــا پایتخــت و پرجمعیتترین شــهر آلمان اســت که آهنربایي بينظیر براي جذب جوانان هنرمند و روشــنفکر نهفقــط از خاورمیانه و دیگر کشــورهاي اروپایي که حتي شــهري بخشنده و پــر از فرصت براي یک دختر جامعهشــناس ایرانيآمریکایي جوان اســت که از فراز الکساندرپلاتز بتواند پرجنبوجوشترین شــهر اروپا را نظــاره کند، اما در همین روادارترین و تجربهگراترین شــهر اروپا هم اگر گذر کســي به خانه یکي از ترکتبــاران )خواه جوان، میانسال و...( بیفتد، از فضاي سنتي حاکم بر خانهاي که در آن هرروز پیلاو پخته ميشود، شبکههاي ترکي تماشــا ميشــود، آیههایي از کلام خــدا و ذکرهایي بــه عربي و ترکي به دیوار آویخته شــده و مخدههاي ترکي جایگزین صندليهاي مدرن شدهاند به تعجب ميافتد. جامعه ترکتباران آلمان بهشــدت سنتگرا و عمدتا مذهبي با ریشههاي بسته خانوادگي هستند که حداقل امروز در شــهرهاي بزرگ ترکیه کمتر دیده ميشــوند. مهاجران اقتصادي که اینک در نسلهاي دوم و سومشــان بدل به بخشي انکارناپذیر از جامعه آلمان )همینطور در دیگر کشــورهاي اروپا( شدهاند، در واقعیت کمترین درهمتنیدگي را با کشور میزبانشان دارند و ازاینروست که حتي بیش از شهروندان داخل جمهــوري ترکیه دل در گرو اردوغان و ناسیونالیســم سنتگراي حزب عدالت و توســعه دارند. ترکهاي اروپــا بیش از هر هویتي، تجســمي عینــي از «ملت اردوغــان» هســتند و نقششــان در رفرانــدوم ترکیه جــداي از «آري» میلیونيشــان هنگامي مشــخص ميشــود که درگیريهاي اخیر مقامات ترک با هلند و آلمان را ميبینیم. فاشیســتخواندن کشــورهایي که مهاجــران ترک بعد از ســالها اقامت جذب آنها نشدهاند و ســرمایهگذاري روي عواطف مليگرایانه و محافظهکارانه این بافت جمعیتي شاید ترکیه را براي همیشــه از پیوســتن به اتحادیه اروپایي بــازدارد، اما هواداراني پرشور را براي آقاي رئیس و پدر دوم ترکها رقم خواهد زد.

استانبول: آوريل (يک هفته پيش از رفراندوم)

اســتانبول شــاید دیگر استانبول نباشــد، در تمام خیابانهایــي که پیشازاین توریســتي بود، حتي یک توریست اروپایي به چشــم نميخورد. در عوض این اعراب هستند که تمام خیابان استقلال و خیابانهاي منتهي به میدان تقسیم را اشغال کردهاند و حتي گوي رقابت را از توریستهاي پرشمار ایراني ربودهاند.

ادامه در صفحه 11

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.