چه کسانیآ سایزب شبنارسیگآززماورنیکنکور دکرننظامکآمووزرشنی ای فرانعمیبرند؟

Shargh - - تخته سفيد - اعظم پويان

کنکور ســال 96 هم با همه اضطرابها و حواشیای که هر سال برای بسياری از دانشآموزان و خانوادههای ايرانی دارد، گذشت، اما هنوز دانشآموزانی داريم که اين روزها دغدغه کنکور دارند و از فرصت روزها و سالهايی که میتوانستند برای کسب مهارتهای زندگی صرف کنند میگذرند و به تمرين تستزنی برای عبور از اين سد بزرگ میپردازند. چه بسيارند نهادها و مؤسسههايی که فرصت جوانی دانشآموزان اين مرزوبوم را سرمايه تجارت خود کردهاند. سالهاست که کارشناسان مختلف از عدم الزام کنکور برای نظام آموزشی ايران در اين برهه از زمان دم میزنند و کمتر سياستگذاری گوشــی برای شنيدن دارد. کنکور که قرار بود پلی برای رســيدن به جايگاه اجتماعی و شــغلی در اجتماع باشد، اين روزها تبديل به کابوســی شــده که عدم عبور از آن خود تبديل به معضل بزرگ ســرخوردگی برای جوانان کشور شده است. در يک ظهر تابستانی در دانشگاه « » شريف، با جمعی از دغدغهمندان حوزه آموزش دور هم جمع شديم تا به بررسی قصه کنکور و دردسرهايش برای دانشآموزان و خانوادههای ايرانی بپردازيم. محمدعلی اســماعيلزاده ، رئيس هيئتمديره مؤسســه مطالعاتی حاميان « » « فردا ؛ محمد وصال ، هيئت علمی دانشــگاه شــريف و حســين شيرازی، » « » ‪« »‬ پژوهشگر و دانشجوي دکتراي سياســتگذاري عمومي دانشگاه تهران در اين ميزگرد به بيان راهکارهايی برای معضل پيچيده کنکور پرداختند.

در زمانی بنا به دلايلی وجود آزمون کنکور برای نظام آموزشی ايران الزام شد آيا در زمان کنونی هنوز اين الزام وجود دارد؟ محمدعلی اســماعيلزاده:

در زمانی صندلیها برای هر دانشگاهی دستهبندی بود و هر دانشگاهی جداگانه آزمون ورودی میگرفت. بعدها به اين فکر کردند که چه کنند تا عدالت برقرار شود و عدالت هم با دو مرحله به اينجا رسيد؛ اول يک آزمون ورودی میگرفتند و بعد يک مصاحبه داشــت، اما بعدها گفتند اين مصاحبه را بهطورکلی برداريم چون عامل انسانی ممکن است فساد ايجاد کند و چون ما میخواهيم عدالت کامل وجود داشــته باشد، يک آزمون میگيريم و مشخص میکنيم اين نمره کجا قبول میشود. کمکم تعداد رشتهها را به عدد صد رســاندند تا هرکسی هرجا که خواست بتواند انتخاب رشته کند. نتيجه اين شد که آزمونی گرفته میشود که نه در آن مصاحبهای هست و نه تفاوتی ميان دانشگاهها وجود دارد. درواقع هرکسی کنکور میدهد، اولويتهايی را انتخاب میکند و يک ســاختار ماشينی به شما میگويد که شــما در آينده میتوانيد در کدام دانشــگاه چه رشتهای بخوانيد. اين مســئله با فکر عدالتمحور به اينجا رسيد، ولی بعدها زيربنای هرچه عدالت بود را کا نابود کرد. طراحی کنکور به سمتی رفت که از يکسو آدمها به اين مسئله فکر کردند که خودشان را بيشتر برای مبارزه کنکور آماده کنند، از ســوی ديگر کســانی که سؤال کنکور طراحی میکردنــد ديدند آدمها دارند رتبه بالا میآورند پس بايد ســؤالها را پيچيدهتر کنند. آنقدر ســؤالها به سمت پيچيدهشدن رفت که ديگر فردی که کتابهای درسی را خوانده باشد نمیتواند به سؤالهای کنکور پاسخ دهد. درواقع کسانی میتوانند به ســؤالهای کنکور پاســخ دهند که کاسهای کنکور خاص رفته باشند و روشهای تستزنی بلد باشند و در نهايت بتوانند نمره لازم برای آزمون کنکور را به دســت آورند. اين باعث شــد محتوا در دبيرستان بیارزش شود و روشهای تســتزدن ارزش پيدا کند. همچنين دبيرستانهايی بودند که اين کار را خوب انجام میدادند، در نتيجه عدهای گفتند برای رفتن به اين دبيرســتانها بايــد از ابتدايی برويم و همان قصه برای مقطع ابتدايی هم تکرار شــد. محتوا در دبســتان نيز بیمعنی شــد و بچهها از ســن پايين تمرين تستزنی را شروع کردند. در ســالهای اخير برای ورود به همان دبســتانها بايد از پيشدبستانی شــروع کنند و بچهها از سه، چهارسالگی ياد میگيرند تست بزنند. کل طراحی سيســتم آموزشــی ما از هدف اصلی خودش که توانمندکــردن بچهها برای زندگی حرفهایشان بود به سمت چيزهای ديگر منحرف شده و آنچه آموخته میشود، خيلی به درد زندگی بچهها نمیخورد.

از دهه 40 بود که تعداد دانشــگاهها و متقاضیها زياد شد و تصميم گرفتند به قصد عدالت آموزشــی سيســتم را نظاممنــد کنند، درنتيجه کنکور شکل گرفت، اما آنقدر ايرادهای آن زياد بود که مشخص شد بايد فکری برای آن کنند و بحث حذف کنکور را طرح کردند. برای حذف کنکور ســال 86 قانونی تصويب شــد که دولت را موظف میکرد تا پايان سال اول برنامه پنجم؛ يعنی پنج ســال بعد از ســال 86 کنکور کاما حذف شود. از همانموقع وزارت علوم مخالفت کرد، سازمان ســنجش مقاومت کرد و وزارت آموزشوپرورش هــم کاری نکرد. البتــه هميشــه زور وزارت علوم بــر وزارت آموزشوپرورش میچربيده. بعد از پنج ســال هم گفتند ما که گفتيم نمیشــود و نشد. سال 91 دوباره اين بحث داغ شــد. آموزشوپرورش حرفش اين بود که میتوانيم، ولی بايــد يک بازه زيادی برای نمرات تعريف شــود تا تفاوت در دانشآموزان ايجاد شود. آموزشوپرورش مدعی بود که برای همه اينها فکر کرده و سامانه طراحی

حســين شيرازی:

کرده منتها باز سازمان سنجش میگفت شما نمیتوانيد اين کار را انجام دهيد. پيشــنهاد آموزشوپرورش اين بود که نمرات ســه ســال را برای کنکور در نظر بگيرند و وزارت علوم و سازمان سنجش بحث دومرحلهایکردن کنکور را پيش کشيدند.حرفي که سازمان سنجش ميزد معنياش اين بود که آموزشوپرورش بهعنــوان نهادی که آمــوزش داده نمیتواند ارزيابــی را انجام دهد. در جواب آموزشوپرورش میگفت شــما خواســتيد ارزيابی کنيد، اينهمه مشکل ايجاد کرديــد و وقتی قانون تأکيد کرده آموزشوپرورش اين ارزيابی را انجام دهد بايد همين هم بشود. در سال 92 قانون به اينصورت تصويب شد که از سال 93 به مدت پنج ســال بايد سهم کنکور کم و سهم سوابق تحصيلی اضافه شود. سال پايه همان 93 بود با 25 درصد و در مدت پنج سال اين سهم بايد به 85 درصد میرســيد. درواقع هر سال حدود 12 درصد بايد از سهم کنکور کم شود و سهم سوابق تحصيلی زياد شود تا در سال 97 بشود 85درصد، بنابراين و امسال بايد بيش از 50 درصد سهم کنکور کم و سهم سوابق تحصيلی اضافه میشد، ولی اکنون اينطور نيست. سال 94 وزير آموزشوپرورش میگفتند ما پيشنهاد داديم سهم سوابق تحصيلی 35 درصد شود که تصويب نشد.

البته سازمان سنجش معتقد است در بعضی از رشتهها تا 80 درصد سوابق تحصيلــی را لحاظ کرده که البته راجع به رشــتههايی اســت که کا صندلی کنکور آنها خالی اســت، اما درمورد دانشــگاههای دولتی اين صادق نيســت. بههرحال در گيرودار حذفنشــدن کنکور بوديم که ناگهــان برای مقطع دکترا هم کنکور گذاشــتند! اينها نشان میدهد واقعا نمیخواهند کنکور حذف شود. در نظريههای نهادگرايی اين مســئله وجود دارد که هيچ نهادی از بين نمیرود و خودشــان را ممکن اســت در شــکلهای ديگر بازتوليد کنند. البته اگر کنکور هم حذف شــود عما بسياری از وظايف را باز سازمان سنجش بايد انجام دهد، اما جالب اســت که همين سازمان بهواسطه رانتی که در دسترسی به طراحان کنکــور دارد خودش آزمونهای مختلفی مشــابه کنکور در طول ســال برگزار میکند که هر فرد عاقلی طبيعی است که در آن شرکت میکند. درواقع شرکت تعاونی ســازمان ســنجش از اين آزمونها درآمدزايی بالايــی دارد و تابهحال هيچ تحقيق و تفحصی از آن نشــده است. اميدواريم مشخص شود که اينها از حواشی کنکور چه مقدار درآمد دارند. درواقع موانع حذف کنکور میتواند اين باشــد که وزن اين سازمان کاهش پيدا میکند و دليل ديگر اينکه درآمدشان نيز کاهش پيدا میکند. اثبات اين قضيه نياز به اين دارد که بررسیهايی انجام شود.

نکتهای که در تاريخچه کنکور میتوان بيان کرد، ربط آن با آموزش مدرن در کشــور ماست. ما از همان زمان تأســيس دارالفنون درواقع در بخش فنــی، آموزش مدرن را وارد ايران کرديــم و بعد وارد مقاطع پايينتر و جايگزين سيستم مکتبخانه شــد. در آن زمان دولت به يکسری نيروهايی نياز داشت. اين افراد شغلشان تضمين شده بود. درواقع ادارهجاتی شغل باکاسی در زمان خودش بود. اين در ذهن افراد شــکل گرفت و همه فکر میکردند خيلی عالی است که بتوانند به مناصب دولتی دست پيدا کنند و مناصب دولتی هم راهش از مناصب دولتی مدرن بود. افراد برای کســب اين مدارک بايد از نظام دانشگاه وارد میشــدند. البته اين هجوم افراد باعث واکنش ايجاد کنکور و رقابت برای کنکور شــد. به نظر من هيچ الزامی برای کنکور در شــرايط فعلی وجود ندارد. از بين مکانيســمهايی که قرار است دانشآموز را به فضاهای خالی تخصيص دهد، اين فقط يکی از انواع روشهاســت، در حالیکه در کشورهای ديگر برای جفتوجورکردن، ادبيات مفصلی دارند. حتی روی مدرســهرفتن بچهها خيلی کار شــده و اينکه چطور میتوان بچهها را به مدرســههای مختلف تخصيص داد. نکتــه مهمی که حتی برخاف قصه الزام کنکور وجود دارد اين اســت که ارزيابی بسياری از مهارتها بر اساس کنکور امکانپذير نيست. مهارتهايی مثل نوشــتن، مثل تفکر خاقانه يا بيان و ارائه، با آزمونهای کنکور قابل ســنجش نيســتند. حتی آزمونهای GRE که بهعنوان کنکور از آن نــام میبرند نيز بايد نوشتن تحليلی انجام شــود و آن نمره داده شده و ارزيابی میشود. نتيجه اين میشــود که در مقطع ارشد، دانشجوی ما توانايی نوشتن يک پاراگراف منسجم را ندارد و اين از مشــکات نظام آموزشــی ماست. البته لازم است حتما ما يک اســتاندارد ارزشيابی داشته باشــيم. اگر بخواهيم براســاس سوابق تحصيلی

محمد وصال:

دانشآموز عمل کنيم، بايد استانداردی باشد و نمره امتحان نهايی بچهها قابل مقايسه باشد. نکته ديگر اين است که بعد از اين روش، همه روی نمره متمرکز میشوند و قصه تمام نمیشــود. اين نمرهها هم لزوما نمیتوانند مهارتها را اندازهگيری کنند. حالا بماند که مسائلی مثل لورفتن سؤالهای امتحان نهايی و تفاوت نمرههای مســتمر و نهايی و قصههای اينچنينی به اعتبار اين روش نيز لطمه وارد میکند.

من با آقای شــيرازی راجعبه مســئله دشــواری تغيير وضع موجود موافق هســتم. به نظرم هر اصاحی که میخواهد انجام شــود حتما بايد ذینفعان آن را در نظر گرفت. ســازمان سنجش بايد رســالتش بازتعريف شود و با توجه بــه اينکه برگزارکننده آزمونهای مختلف اســت؛ مثل آزمونهای زبان، شــايد بتواند متولی برگزاری آزمونهايی مانند GRE شــود. اين تيپ آزمونها شــايد بتوانند جايگزين کنکور شــوند. اگر به واگذاری پذيرش به دانشــگاهها هم فکر کنيم، چند نکته باقی میماند. مســئله اين اســت که آيا برای دانشگاههای ما اســتاندارد خاصی تعريف شده تا در آن چارچوب به پذيرش دانشجو بپردازند؟ نکته ديگر اينکه آيا دانشگاههای ما میخواهند و میتوانند با هم رقابت کنند يا خير. در جاهايی که نظام آموزشی موفقی دارند، دانشگاهها میدانند اگر کيفيت کارشــان پايين بيايد، اقبال کمتری از کارشان خواهد شد و در نتيجه درآمدشان کم میشود.

در اين سالها کنکور برای نظام آموزشی فايدهای هم داشته و در صورت نبود کنکور چه جايگزين بهتری برای ارزشــيابی دانشآموزان میتوان ارائه داد؟ اسماعيلزاده:

در دو لايه میتوانيم صورتمسئله را نگاه کنيم. يک مسئله اين است که بگوييم کل آنچه وجود دارد؛ چه آموزش عمومی و چه آموزش عالی غلط طراحی شدهاند و ديگر اينکه با همين پيشفرضهايی که درباره آموزش عالی داريم بخواهيم مســئله مچينگ را حل کنيم. اگر به وضعيت فعلی فکر کرده باشــيم، يک ساختار نظام آموزشــی غلط در آموزش عمومی است و يک ساختار نظام آموزش عالی غلط که برای خودش کار میکند و کاری به جامعه نــدارد. میخواهيم بهنوعی اين دو را به هم وصل کنيم تا شــايد يک ارزشــی ايجاد کنيم تا آدمها آســيب کمتری ببينند. حواسمان باشد که جامعه همين الان هم بازخوردی که نســبت به اين دو نهاد آموزشــی دارد اين اســت که به درد من نمیخورد. اگر به آمار تعداد پسرها و دخترهايی که میخواهند کنکور دهند نگاهی بيندازيم، متوجه میشويم تعداد دخترها بسيار بيشتر است. تفاوت ميان تعداد دخترها و پســرهای شرکتکننده معنادار است. اين در حالی است که تعداد دخترها و پســرهای ما برابر است. پس بقيه پسرها کجا هستند؟ اين ســؤال معتبری است و مطالعاتی که انجام شده نشــان میدهد دخترها نوعا انتخاب ديگری ندارند و تنها راهشــان اين اســت که به دانشــگاه بيايند. پسرها میبينند برايشان انتخابهای ديگری برای کارکردن وجود دارد. اکنون در نگاه يک طيفی از جامعه ما، دانشگاه رفتن و درسخواندن و حتی رفتن به دبيرستان کار بیمعنی اســت. ما خروجیهای نظام تحصيلــی را نگاه کنيم میبينيم 40 درصد از ورودیهای مقطع ابتدايی به مقطع دبيرســتان نمیروند و میگويند خداحافظ، اين نظام آموزشــی برای من مناســب نيســت. میروند تا مهارتی ياد گرفته و نانی دربياورند. البته اين مســير را دانشــجوها نيز تجربه میکنند و معتقدند در دانشــگاه مدرک میگيريم، ولی برای يادگيری مهارت بايد بيرون از اين فضاها بروند. کل اين نظام آموزشی که نه مهارت برای زندگی و نه مهارتی برای کار به بچهها منتقل میکند، به چه دردی میخورد؟ اگر آموزش عمومی و عالی به اين مســئله توجه نکنند، جامعه برای خودش مسير ديگری را برای يادگرفتن پيــدا میکند. اگر بخواهيم مچينگ را انتخاب کنيم راههای بســياری هست، اما راهحل اين نيست که کنکور را برداريم، نمره مدرسه را جايگزين کنيم؛ زيرا همان اتفاقی که برای کنکور افتاد، در اينجا هم میافتد.

آن سالهايی که گفتند قرار است نمرات درسی بچهها اهميت بيشتری پيدا کنــد، ناگهان در برخی مدارس نمــرات بچهها از 16 به ســمت 18 و 19 رفت و بعد از مدتی همه معدلها 20 شــد! بعد میگوينــد اين آزمونها غيرواقعی بوده و آزمون کشــوری برگزار کنيم؛ اما از همانها نيز مجدد مسئله ديگری به وجود میآيد و هرچه عقبتر بياييم، تخريبی که ايجاد میکند بيشــتر اســت. میشــود همين آزمون که يک بار در سال برگزار میشود چند بار در طول سال برگزار شــود. وقتی از من چندين بار آزمون گرفته شود بايد يک نمره مشخصی نشــان دهد و نبايد تغيير زيادی داشته باشد. آنها هم که نگران عدالتاند، روی استانداردســازی آزمون کار کنند. ناگهان اين صف پشت کنکوری را راه نيندازيم تا دوباره عدهای بخواهند برای سال آينده کنکور دهند و مشخص نيست بازهم در آن يک بار حال دانشآموز چطور باشد و... . با اصاحاتی میتوان تبعات آن را تخفيف داد؛ اما برای کليت نظام آموزشی بايد فکری کرد.

از دهه 40 بود که تعداد دانشگاهها و متقاضیها زياد شد و تصميم گرفتند به قصد عدالت آموزشی سيستم را نظاممند کنند، درنتيجه کنکور شکل گرفت، اما آنقدر ايرادهای آن زياد بود که مشخص شد بايد فکری برای آن کنند و بحث حذف کنکور را طرح کردند. برای حذف کنکور سال 86 قانونی تصويب شد که دولت را موظف میکرد تا پايان سال اول برنامه پنجم؛ يعنی پنج سال بعد از سال 86 کنکور کاملا حذف شود

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.