دام فقر آموزشی در ايران با کمک دادههای کنکور

Shargh - - تخته سفيد - محمد ملکشاهی پژوهشگر اقتصاد توسعه

در علــم اقتصــاد «دام فقــر» بــه هرگونــه مکانيســم خودتقويتکننــدهای کــه باعث میشــود فقر در يــک گروه يا خانواده ماندگار شود، گفته میشــود. يکی از انواع آن دام «فقر آموزشی» است؛ يعنی پايداری فقر در يک گروه از کانال آموزش! بهاينترتيــب کــه «افراد فقيــر، کممهارت و بــدون تحصيات، بهواسطه درآمد کمی که دارند، نمیتوانند امکانات مناسب برای آمــوزش را برای فرزندان خود فراهم کنند. اين کودکان نســبت به ســايرين، مهارت و دانش کمتری را فــرا خواهند گرفت و در آينده، درآمد کمتری خواهند داشت. اين چرخه خودتقويتکننده همچنــان ادامه خواهد يافت و جامعه را به يک دوقطبی تبديل میکند که در يک سر طيف، افراد کمدرآمد،بیسواد و بيمهارت قرار میگيرند و در ســر ديگر طيف افراد با درآمد بالا و باسواد و ماهر. بســياری از افراد اين دوقطبیبــودن جامعه را غيرعادلانه میداننــد. اين افراد اينگونه اســتدلال میکنند که چرا کودکانی که در دو خانواده با درآمد متفاوت زندگی میکنند، يکی محکوم اســت به فقر و فاکت و ديگــری به طور ميانگيــن، از آيندهای درخشانتر برخوردار خواهد بود؟

البتــه گروهی ديگر از اقتصاددانــان معتقدند تئوری دام فقر آموزشــی که در بالا توضيح داده شــد، در واقعيت وجود ندارد. در مدلی کــه اين گروه از اقتصاددانان مدنظــر دارند، با افزايش درآمــد فعلی، درآمــد آتی آنها نيــز افزايش پيــدا خواهد کرد. براســاس اين، در بلندمدت يک نقطه تعادلی خواهيم داشت و ميــزان درآمد افراد به آن مقدار نيــل خواهد کرد. اما گروه ديگر بر اين عقيدهاند مدلســازی جامعه بــه دو نقطه تعادل خواهد داشــت؛ يکی تعادل خوب )با ســطح رفاهی بالا( و دوم، تعادل بد )با ســطح رفاهی پايين(. در اين مدل، گروهی که در تعادل بد قرار دارند، در دام فقر گرفتار هستند و برای آنکه اين گروه گرفتار در دام فقر را از دام برهانيم بايد ايشان را به سمت تعادل خوب هل دهيم.

دام فقر از کانال آموزش

هميــن مدلســازی را میتوان به ســطح تحصيات جامعه نيز نســبت داد، يعنی گروهی از جامعه که در دام فقر آموزشی گرفتارند، افرادی هســتند که پدر و مادرهايشــان هم تحصيات پايينی داشــتهاند. در اين نوشــته ســعی شــده اســت بازتوليد بیســوادی بين نســلهای جامعه را با کمــک دادههای کنکور سراســری مورد ســنجش قرار دهيم. اين دوقطبیشدن افراد از نظر تحصيات در وهله بعدی، به دوقطبیشــدن جامعه از نظر درآمدی دامن خواهد زد. در کنکور سراســری پرسشنامهای از افراد شــرکتکننده پر میشود که شــرکتکنندگان ميزان سواد والدين خود را ثبت میکنند. در نمــودار دوم توزيع فراوانی تراز کنکور سراســری را برای دو گروه از افراد رسم کردهايم. منحنی ســبزرنگ توزيع فراوانی تــراز برای افرادی اســت که هم پدر و هم مادرشان تحصيات دانشــگاهی داشته و منحنی قرمزرنگ، مربوط به کســانی اســت که هيچکدام از والدينشان، تحصيات دانشگاهی نداشتهاند.

برای آنکه يک فرد بتواند در دانشــگاه ملی ثبتنام کند، بايد تراز بيش از هفت هزار داشــته باشد و طبق نمودار بالا، فراوانی گروهی که والدينشان باسواد دانشــگاهی هستند، تقريبا دوبرابر گروه ديگر اســت. اين همان تله فقر آموزشی است که جامعه را به دوقطبی تبديل میکند.

بــا توجه به توضيحات بــالا بايد به افراد گرفتــار در دام فقر آموزشــی کمک شــود که از اين دام رهايی يابند، سياستهايی مانند ارائه امکانات آموزشــی عادلانه در اين راســتا هستند. اما طبق شــواهد گفتهشده، سياســتهايی مانند قائلشدن سهميه ويژه برای افرادی که والدين ايشــان استاد دانشگاه هستند، دقيقا برخاف هدف عدالت آموزشی است و به دوقطبیشدن جامعه دامن خواهد زد.

نمــودار - توزيع فراوانی نمره تراز کنکور سراســری برای دو گــروه از دانشآمــوزان: 1- هم پدر و هم مادرشــان تحصيات دانشگاهی دارند )منحنی ســبزرنگ( و 2-گروهی که هيچکدام از والدينشان تحصيات دانشگاهی ندارند )منحنی قرمزرنگ(.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.