رکیه، در گفتوگو با «شرق»: دوست و دشمن نمیشناسد

Shargh - - هان -

تهدید ارتش دفع شده باشد، چه عللی

ت هفتم ژوئن 2015، آرای حزب عدالت طر ناتوان از تشکیل دولت بود. احزاب ی تشــکیل دهند به همین دلیل شاهد در ترکیه هســتیم. در نتیجه اردوغان س در ماه نوامبر همان سال شد که در این فاصله، اردوغان با هدف بهدستآوردن اکثریت، فضا را بهشدت امنیتی میکند که رشد ۸.5 درصدی آرای اردوغان را به دنبال داشت.

ایجاد این فضای امنیتی در کنار پررنگشــدن اســلامگرایی و حرکت به سوی داعش، نارضایتی ســکولارها را در جامعه و ارتش و همچنین خشم علویها و کردها را به دنبال داشــت که بــا تضعیف پایگاه اجتماعی حزب عدالت و توســعه و همچنین مخالفت ســایر احزاب اپوزیسیون همراه شد. علاوه بر این، زاویه پیداکردن اردوغان با جریان فکری گولن که از نفوذ زیادی در ســاختار قدرت ترکیه برخوردار اســت، نیز مزید بر علت شــد. درکل این نارضایتیها خودش را در کودتا بروز داد که در یک حرکت رفتوبرگشتی به بهانهای در دســت اردوغان برای پیشبرد اقتدارگرایی و پاکسازی مخالفان بدل شد. ↙

کودتا موقعیت داخلی اردوغان را تقویت کرده است یا تضعیف؟

کودتــا اقتدارگرایی اردوغان و حزبش را تقویــت کرد ولی همزمان و به شــکلی پارادوکســیکال باعث تضعیف موقعیت این حزب نیز شــد. شاید درظاهر اردوغان موفق شد در سطحی گسترده مخالفان خود را کنار بزند و افکار عمومی را نیز با خود همراه کند، ولی این تأثیر کوتاهمدتی اســت و در بلندمدت به نارضایتی گستردهتری دامن میزند که همهپرسی تغییر قانون اساســی از وجود بحرانــی عمیق در ترکیه نشــان دارد. درواقع ترکیه روی یک شــکاف خوابیده است. این شکاف یک شــکاف ارزشی است که تضاد اجتماعی میان سکولار - مذهبی را دامن زده و جامعه را دوپاره کرده است. ↙ ↙ ↙ ↙

پیامد کودتا بر سیاست منطقهای ترکیه چه بوده است؟

بعد از وقوع کودتا، عدالت و توســعه شــروع به تجدیدنظر در سیاست خارجــی و منطقهای خود میکنــد. ترکها خلاف ایرانیها پراگماتیســت هستند و کوتاهمدت فکر میکنند. مثل اینکه اصلا اصولی در کار نیست. این چرخش 1۸0درجهای به سمت روسیه و سفرهای مکرر به مسکو در جهت ترمیم روابط بهخوبی نشــاندهنده این نگرش پراگماتیستی و عملگرایانه اســت. علاوه بر این، فشــار جهانی نیز درباره ســوریه مزید بر علت شد. از دیگر سو، شائبه دستداشتن فتحالله گولن و آمریکاییها در کودتا، ترکیه را از متحد قدیمی خودش یعنی آمریکا مأیوس کرده و آنکارا را برای نزدیکی بیشتر به روسیه و ایران مصممتر کرد.

از همان ابتدا، برخی کودتا را کار خود اردوغان میدانســتند. چقدر فرضیه دستداشــتن اردوغان در کودتا را میتوان موجه دانست؟

با توجه به فقدان هرگونه ســند محکــم دراینباره، نمیتــوان اردوغــان را بانی کودتای ترکیه دانســت اما میشــود گفت که اردوغان در مراحــل آغازین کودتا و شــروع عملیات، از مجــاری و کانالهایی متوجه وقوع کودتا میشود؛ هشدار یکی از خبرنگاران برجسته ترکیه درباره وقوع کودتا، مؤید این مسئله است. درنتیجه، این اردوغان اســت که کودتاچیان را غافلگیر میکند. حال این نکته مطرح میشــود که شاید اردوغان میتوانست جلــوی کودتا را بگیرد و ایــن کار را انجام نداد تا از یک تهدیــد، برای خود یک فرصت بســازد و یکبار دیگر در قامت یک قهرمان و نجاتبخش ملی ظاهر شود.

نکته قابــل توجه در کودتای ترکیه شــروع خیلــی زودهنگام روند دســتگیریها بود. به هرحال دولتی که غافلگیر شــده باشد مدتی طول میکشد تا عوامل کودتا را شناسایی کند اما این اتفاق درباره ترکیه خیلی سریع اتفاق افتاد؟

بله، اینطور بود. البته عوامل اصلی کودتا بهســرعت خودشان را نشان میدهند و دســتگیر میشــوند ولی در چند ســال منتهی به کودتا یعنی از سال 2011 تا 2015، شــبکههای مخالفان اردوغان و مخصوصا زاویهگرفتن او با گولن با توجه به نفوذ گســترده طرفداران گولن در ارتش، قوه قضائیه، آموزشوپرورش و بخشهای اداری دیگر رقیبی جدی برای دولت اردوغان محســوب میشــدند. بنابراین اینها در تیررس اردوغان بودند که این کودتا بهانه را به دســت او داد. او دستگیری کودتاچیان را گسترش داد تا در کنار آن عوامل دیگری که در آن ســه سال در شبکههای موازی، سایه و مخالف بودند را هم ســرکوب کند. اردوغان جدیتریــن رقیبش را گولنیها میدید بنابراین کودتا بهانهای شد تا با آنها تسویهحساب کند.

فکر میکنید این روند اقتدارگرایی و سرکوب مخالفان، چه پیامدهایی برای ترکیه به دنبال داشته باشد؟

ترکیه از آنجا که تمام اســتانداردهای عضویت در اتحادیه اروپا از لحاظ بحث حقوق بشــر، دموکراسی و آزادی رســانهها را زیر سؤال برده، درحال فاصلهگرفتن از روند جهانیشــدن طبق اســتانداردهای اروپاست و حتما به طور جدی آســیب خواهد دید. کشورهایی که مقابل فرایند جهانیشدن قرار گرفته و به ائتلافهای ضداســتراتژیک وارد میشــوند، به منافع ملی و اقتصادشــان صدمــه وارد میکننــد. اقتدارگرایی در عصر جهانیشــدن جوابگو نیســت و مشروعیت نظام سیاســی را کاهش میدهد و هزینهها به شکل فزایندهای بیشــتر از درآمدها میشود زیرا اقتصادی که در پیوند با جهانیشدن شکوفایی دارد، آسیب میبیند. به هر حال حضور طولانیمدت عدالت و توسعه در قدرت مانع از این میشود که مسئولان و تصمیمگیران این حزب، از بیرون شــرایط ترکیه را ببینند. انحصار قدرت همواره فسادآور است و چنین اشکالی از انحصار و کاهش رقابت و مشارکت، باعث میشود این کشور به دوپارگیهایی اساسی دچار شود. میتوان گفت اردوغان روی یک گسل، قدرت خود را بنا کرده است. این راهپیمایی اعتراضی نیز در ادامه همان شکاف و گسل است زیرا نیروهای سکولار ترکیه با این سابقه تاریخی را نمیتوان به صورت فیزیکی حذف کرد. ↙

بهنظر اردوغــان در تحلیل جنبش مردمی ضدکودتا دچار اشــتباه محاســباتی شــد و او مخالفت مردم بــا کودتای نظامی را به حســاب طرفداری و حمایت از سیاستهای اقتدارگرایانه خود نوشت؟

دقیقا همینطور اســت. افکار عمومی برای نجات کشور و رفع تهدیدها و کاهــش هزینهها به خیابانها میآیند امــا صاحبان قدرت با توهم چنین حرکاتی را به حســاب خودشان میگذارند. بنابراین اگر ترکیه به همین روال ادامه دهد، در کوتاهمدت ممکن اســت موقعیتی را به دســت آورد اما در طولانیمــدت دوام ندارد و نهایتا در صندوق انتخابات در دورههای بعد اگر روال طبیعی طی شود و شوکهای جدیدی به این کشور وارد نشــود، آرای عدالت و توســعه بیشازپیش ریزش پیــدا خواهد کرد. حتی ممکن اســت از درون عدالت و توسعه شاهد این انشعاب باشیم.

البته این تحلیل اشــتباه درباره بهار عربی نیز وجود داشــت. نیروهایی که در بهار عربی فعال شدند، بیشتر جوانــان و ســکولارها بودنــد و نه صرفا اســلامگراها. اســلامگرایانی ماننــد اخوانالمســلمین و بــه صورت مشــخص مرســی در آن اواخــر بر موج انقلاب ســوار شدند. علاوه بر این، نیمی از واجدان شرایط در مصر رأی ندادند زیرا گزینه موردنظر خود را نه مرسی میدانستند و نه احمد شــفیق. مرسی نیز در رقابت با احمد شفیق فقط 25 درصد از آرای مردم مصر را به دســت آورد و درواقع چون پایگاه اجتماعی مستحکمی نداشت نیز در ادامه سرنگون شد. عــده زیادی از افرادی که در پارک گزی دســت به اعتــراض زدند، نیروهای ســکولاری بودند که برای حفظ ارزشهای جهانــی مانند عدالت، آزادی بیان، آزادی مطبوعات و حقوق شهروندی به خیابان آمدند. در ترکیه امکان پیوندخــوردن این دیدگاههــا با اعتراضهای اخیر وجــود دارد که میتواند بیشازپیش بنیان قدرت اردوغان را تهدید کند.

کودتا اقتدارگرایی اردوغان و حزبش را تقویت کرد ولی همزمان و به شکلی پارادوکسیکال باعث تضعیف موقعیت این حزب نیز شد. شاید درظاهر اردوغان موفق شد در سطحی گسترده مخالفان خود را کنار بزند و افکار عمومی را نیز با خود همراه کند، ولی این تأثیر کوتاهمدتی است و در بلندمدت به نارضایتی گستردهتری دامن میزند

آیــا واکنش ترکیه بــه بحران قطــر، میتواند به ایجــاد تنش میان عربستان و ترکیه بدل شود؟

به نظر نمیرسد اینگونه شود زیرا ترکها تاجرمسلکاند. اوزال در قبال جنــگ ایران و عراق هم همین رویه را در پیش گرفت. بنابراین ترکیه طوری عمل نمیکند که در برابر عربستان و ائتلاف عربی همراه آن قرار گیرد. ↙

همهپرسی چه تغییری در ساختار سیاسی ترکیه به دنبال دارد؟

درواقــع این همهپرســی در تلاش اســت ترکیه را به نظام ریاســتی و اقتدارگرایانه برگرداند؛ آنهم در عصر جهانیشدن. البته اگر ترکیه کشوری که گذار توسعهای را طی نکرده بود و نیازمند وجود یک دولت مرکزی قوی و اقتدارگرا بود، این مســئله قابل توجیه بود. امــا از آنجا که ترکیه این گذار توســعهای و روند صنعتیشدن را طی کرده اســت و همچنین با توجه به اینکه ما در دوران جهانیشدن به سر میبریم، این نظام ریاستی یک گام به عقب اســت. همچنین برخورداری از یک طبقه متوسط گسترده و نهادهای مدنی، باعث میشــود این اقدامــات تمامیتخواهانه عمــلا زمینه افول عدالت و توســعه را فراهم آورد. این حرکت اردوغان بهنوعی ایســتادن و مقابله با جهانیشدن است. هر کشوری که مقابل جهانیشدن قرار گیرد و استانداردهای پذیرفتهشده جهانی را از نظر دموکراسی و حقوق شهروندی و تفکیک قوا و اســتقلال قوه قضائیه رعایت نکند، نهتنها در سطح جهانی موردپذیرش قرار نمیگیرد، بلکه در داخل نیز با بحران مشــروعیت مواجه خواهد شــد. بنابراین اینگونــه اقدامات، تضعیف پایــگاه داخلی و انزوای جهانی را به دنبال دارد و این قضیه در نشســت گروه 20 و انزوای اردوغان در این نشست نیز کاملا مشهود بود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.