هيپهاپ برای دگرگونی افغانستان

Shargh - - هنر -

افــرا صفا:

«1٤3بند» یک گروه موســیقی افغان اســت که موســیقی پاپ و هیپهاپ را با آواهای ســنتی دری و فارســی در هم آمیخته و از آن سلاحی ساخته برای انتقاد شدید از خشــونت و نبود فرصت برای زنان و دختران در افغانســتان. این گروه از یک زوج با نام ســونیتا علیزاده و پارادیس ســروری تشــکیل شــده؛ زوجی که این روزها صدای زنانی شــدهاند که در افغانستان قربانی خشونت میشوند.

ســونیتا و پارادیس هردو مجبور شــدهاند بهخاطــر خطرهایی که آنها را تهدید میکند، کشورشــان را ترک کنند، اما دســت از فریادزدن برنداشــته و همواره برای احقاق حقوق زنان کشورشان میخوانند. پارادیس نخستین رپر زن افغانستان بهشمار میآید. برنامه آخر این گروه کاری با امسی پگی کیکی ‪MC Paigey Cakey(‬ ) از لندن بود که در فستیوال موسیقی «ضرباهنگهای بدونمرز» ‪Beats Without Boundaries(‬ ) اجرا شــد. هفتهنامه ایسترن آی ‪Eastern Eye(‬ ) بهتازگی گزارشــی از زندگی و کار این دو هنرمند منتشر کرده است. آنها درباره اهداف خود از راهاندازی این گروه، به خبرنگار این هفتهنامه میگوینــد: «نهادهای غیردولتی ملی و جهانی بســیاری برای پشــتیبانی و نیرومندکردن زنان تلاش میکنند که کار خوبی است؛ اما کافی نیست. ما باید، هم به مردان و هم به زنان حقوقشان را آموزش دهیم. برای این است که ما بهعنوان یک زوج تلاش میکنیم که به جامعه افغان و جهان نشــان دهیم که مردان و زنان برابر هستند و آنچه اهمیت دارد عشق میانشان است».

اما چهچیزی باعث میشود هیپهاپ وسیله خوبی برای رساندن این پیام به جهان باشــد؟ پارادیس به این سؤال اینطور جواب میدهد: «در بسیاری از ژانرهای موسیقی ما باید از کلمات کمتر استفاده کنیم و غیرمستقیم حرف خود را به مخاطب برســانیم. شعر فارســی نیز اینگونه است، اما هیپهاپ زبان مســتقیم کوچه و خیابان اســت، خاســتگاهش مکالمههای روزمره و فهمیدنش آسان است و به شما ســه تا پنجدقیقه فرصت میدهد که خود را ابراز کنید و آنچه را که میخواهید بگویید. آســانی فهم اســت که باعث میشود شنونده آن را به اشتراک بگذارد و میان مردم پخش شود».

ویژگی «1٤3بند» این اســت که اعضایش در کشــورهای متفاوتی زندگی کرده و اجرا داشــتهاند. در پاســخ به این سؤال که آیا این مسئله برخوردشان را با موســیقی دگرگون کــرده، میگویند: «تجربههای جدید همیشــه عالی هستند. مردم افغانستان به دلیل سیاستهای روادید کشورها منزوی شدهاند. کشورهایی که افغانها میتوانند بدون ویزا به آنها سفر کنند بسیار اندکاند. بنابراین بیشــتر افغانها تنها همان فرهنگ افغانــی را میبینند و این باعث میشــود که ذهنشــان برای پذیرش چیزی جز آنچه با آن بزرگ شــدهاند باز نباشــد. تورها و رفتن به کشــورهای گوناگون بیشــک تأثیر مثبتی بر زندگی شــخصی و موسیقی ما داشته است، چراکه باعث شــده ما روشهای نوین موسیقی را امتحان کنیم و روشهای خود را تغییر دهیم تا به آنچه همیشه میخواستیم باشیم نزدیکتر شویم .»

در دوره طالبــان، فقــط یک نوع موســیقی در افغانســتان مجوز پخش داشت که به موسیقی «حمد» معروف اســت، اما درحالحاضر هیچ نوعی از موســیقی در هر فرم و محتوا در افغانســتان ممنوع نیست؛ یعنی هرکس هرچیزی بخواهد میتواند بخواند و بنوازد و جالب اینکه برای این کار نیازی هــم به مجوز ندارد! اما اختناق شــدید در دوره طالبان طوری در روح مردم رخنــه کرده که خیلیها نمیدانند خط قرمز وجودنداشــتن یعنی چه؟ آنها نمیدانند که میتوانند رئیسجمهورشــان را نقد کننــد و به زندان نیفتند یا اگر کنســرت میگذارند کســی حق ندارد آن را لغو کند و پلیس از هنرمندان حمایت میکند. برای «1٤3بند» آنچه بســیار اهمیت دارد این اســت که به مردم نشــان دهنــد آنچه در تلویزیون میبینند افغانســتان واقعی نیســت. اعضای این گروه در توضیح بیشتر این موضوع اضافه میکنند: «درست است که ما هرروز از حملات تروریســتی و انتحاری رنج میبریم و هرروز دوستان و خانوادههایمان را بهخاطر این حملههای احمقانه از دست میدهیم، اما این چیزی نیســت که ما میخواهیم و این تصویر درستی از ما نیست. این ماجرا بهخاطر سیاســتگذاریهاي رهبرانی از جایجای جهان است. هنگامی که ما میان مردم خودمان هستیم احساس میکنیم که حتی آنان که از ما نفرت دارند- معمولا بهخاطر بیســوادی- هم انعطافپذیرند و میتوانند نگاهی مثبتتر داشته باشند. ما متوجه شدهایم که اساسیترین مشکل در افغانستان بیســوادی است، بهویژه بیسوادی دختران. آموزش میتواند اندیشه فرد را دگرگون کند. این مغز ماست که بدنمان را کنترل میکند، اما هنگامی که مغز ما درست آموزش ندیده باشد، فرمانهای مناسبی نمیدهد. ما امیدواریم که آموزش سطحبالا در افغانستان در دسترس همه قرار بگیرد.»

بســیاری از ترانههای «1٤3بند» درباره اهمیت آموزش برای دختران اســت. اعضاي این گروه درباره اینکه چهکاری باید انجام شــود تا همه دختران بتوانند به مدرســه بروند و موفق شوند؟ میگویند: «سه مؤلفه در اینجــا نقش مهمی دارند: پدر و مادر، دولــت و نهادهای غیردولتی. آموزش در افغانســتان اجباری نیســت و به همین خاطر بیشــتر پدر و مادرها دخترانشــان را به مدرســه نمیفرستند و پسرانشــان هم از ۹ یا 10سالگی نزد پدرشان مشغول کار میشوند. ما فکر میکنیم دولت باید توجه بیشتری به کیفیت آموزش بکند و مطمئن شود که همه به مدرسه میروند.

امنیت، مســئله بعدی اســت، بهویژه برای دختران. بسیار میشنویم که در راه خانه و مدرســه افرادی دختران را با چاقو تهدید میکنند و به صورتشان اســید میپاشــند. نهادهای غیردولتی نیز باید بدانند که کجا ســرمایهگذاری میکنند و هدفشان چیست. بســیاری از این نهادها پول میگیرند تا به مدرسهها کمک کنند، اما دستآخر پولها از جیبهایشان سر درمیآورد که این هم خود شاهدی است بر ضعف دولت ما.»

این زوج موسیقیدان در پاســخ به اینکه چگونه به «ضرباهنگهای بدونمرز» دســت یافتند و آیا کارکردن با هنرمندان دیگر از سراسر جهان رویکردشــان را به موســیقی تغییر داده، میگویند: «مرکز Southbank با مــا تماس گرفت تا ببیند آیا علاقهای داریم که در این برنامه شــرکت کنیم. ما بســیار خوشحال شدیم و با کمال میل پذیرفتیم. ما با هنرمندان بســیاری از کشــورهای گوناگون کار کردهایم و میدانیم که موسیقی در محدودیتهای مرزی و زبانی نمیگنجد؛ کافی اســت نقشــه و هدف را توضیــح دهید و کار راه میافتد. برای این برنامه، همان روز اجرا همنواز خود، پگیکیکی را دیدیم و چندباری با هم تمرین کردیم و فکر میکنیم که اجرای خوبی داشتیم! ما همه از برنامه لذت بردیم و اگر هنرمندان از اجرای خود راضی باشند، بیشک مخاطبان هم لذت بردهاند.»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.