خانواده قاتل آبترنسای،واکنتاشوهااینهیجانیما جبهرمجراپیقت تن دلرآرااپس میدهند

Shargh - - جامعه -

ایــن موضوع دلایــل مختلفی ادامه از صفحه اول

میتواند داشــته باشد. بسیاری از دلایــل فقط با حضور در محــل بروز حادثه قابل فهم است، ولی ما به عنوان کســانی که از دور نگاه میکنیم به دلایلی مانند کوچک بودن این شــهر و پخششــدن ســریع اخبار در این شهر، و همچنین مدتزمان طولانی گمشدن آتنا و درگیرشدن شهر برای پیداشدن این کودک میرســیم. یعنی فشاری که به جمع آمد، باعث واکنش شدید نهایی آنها شد. منتها آن چیزی که در این اتفاقات بــرای ما ثابت میشــود، گاهی قانون کاملا به حاشــیه میرود و مردم منتظر تصمیم قانون نمیشــوند و خود واکنشهایــی نشــان میدهند که نوعی جــرم و نقض حریم افراد است. مثلا تحتفشار قرار دادن ساکنین خانه قاتل که احتمالا روحشان هم از این جنایت خبر نداشته اســت. یعنی منتظر تصمیم قانون نمیشــویم. بهدلیل اینکه همین تخریب و تحتفشــار قرار دادن کسانی که شاید روحشان هم از این جنایت خبر ندارد، نوعی جرم و نقض حریم آن افراد اســت.» او افزود: «به هر حال قاتل دستگیر شده ولی اینکه ما خانواده از همه جا بیخبر او را تحتفشار قرار میدهیم، نشاندهنده این است که ما ســریعا تحت کنترل هیجانات و احساسات جمعی قرار میگیریم. .احساســاتی میشویم و چنین واکنشی نشان میدهیم و در موارد مشــابه اگر قلقلک نشــویم، هیچ واکنشــی نشــان نمیدهیم. آیا عدهای بهدلیل خشم و عصبانیت ناشی از این اتفاق دست به این حرکات زدهاند و عــدهای دیگر صرفــا همنوای ماجــرا بودهاند؟ اگر ما در همه مســائل غیرت و تعصب بــه خرج میدادیم به عقیده من میتوانســتیم بگوییم این ویژگی ما است که نمیخواهیم خلاف قانون در کشورمان اتفاق بیفتد، ولی یک وقتهایی بیخیال هســتیم و جای دیگری از شدت هیجــان افراد بیگنــاه در یک ماجرا را هم تحتفشــار قرار میدهیم که نشــان میدهد بیشتر ماجرا به تخلیه خشــم بازمیگردد.» این جامعهشناس تصریح میکند: «اما در پارسآباد مغان این خشــم سر چه کسانی خالی شد؟ افرادی که خود قربانی خشونت هستند و ما حریم آنها را هم نقض میکنیم. درحالحاضر شــرایط جامعه بهگونهای است که قلب همه جریحهدار به نظر میرسد و حتی رئیس مجلس نیز نسبت به اتفاق واکنش نشان میدهد. ایــن واکنشها به دلیل فروکشکردن خشــم عموم مردم اســت، در این شــرایط میخواهند یکدیگر را ســاکت کنند. اما به نظر میرســد در شرایط مشابه ما نیاز به افــرادی داریم که بتوانند جمع را روانشناســی کنند. چــرا که این واکنشها را نه جامعهشناســی و نه روانشناسی فردی درمان نیست ».

اتفاقات مشابه از قبح جنایت کم نمیکند

در روزهــای اخیر همچنان شــنیدهایم که مانند این اتفاقــات در همــه جای جهــان میافتد، امــا آیا وجود اتفاقات مشــابه میتواند درمانی برای این درد باشــد؟ این ســؤال را از ســونیا غفــاری نیز پرســیدیم و تصریح کرد:«مسلما بروز جنایات مشابه در جهان، چیزی از قبح و زشتی داستان کم نمیکند، یعنی هرجا که این اتفاقات میافتد، نوع آسیب بهگونهای است که همگان را درگیر میکنــد، منتها بایــد ببینیم کجا توانســتند این واقعه را کنترل کنند یا کاهش بدهند. جامعه هیچگاه بری از جرم نخواهد بود، این اتفاقی نیســت که حتی در ایدهآلترین کشــورها بیفتد، ولی توانســتهاند کارهای پیشگیرانه را جلو ببرند. ما هم قطعــا موفق به حذف نخواهیم بود، ولی میتوانیم کارهای پیشــگیرانه انجــام دهیم. جای آموزش در کشور ما بسیار خالی است و مدتهاست که دربارهاش بحث میکنیم، ولی قطعا با آموزش دادن هم نمیتوانیم انتظار به صفر رســیدن این فجایع را داشته باشــیم، چون این دید غیرمنطقی اســت، تو حتی اگر به بچه آموزش بدهی و قوانین پیشگیرانه داشته باشی، باز هم این اتفاق به صورتهای مختلف میتواند بیفتد. ما هنوز نمیدانیم آتنا چگونه در چنگ این فرد اســیر شده اســت. شاید با زور و خشونت این اتفاق افتاده است و در این شرایط آموزش هم کمک چندانی به قربانی نمیکند. همچنین تئوری مقصر جلوهدادن قربانی نیز مدتهاست منسوخ شــده، اینکه کودک حجاب نداشــته نمیتواند دلیلی برای تشــدید بیماریهای روحی افراد باشــد. از طرفی حتی پســران ما هــم در معرض خطر هســتند بنابراین علتبــودن نبود حجاب، آنهم برای کودکی در این سن فرضیه معقولی نیست ».

خانواده قاتل را فراموش نکنیم

همچنین دکتر شــیوا دولتآبادی، روانشــناس، در گفتوگو با «شــرق» تصریح کرد: «اینکــه ما اصولا در برابر اخباری که هیجانبرانگیز هســتند، زیاد هیجانزده میشویم تا حدودی غیرقابلکنترل است. بههرحال یک تیری به ما اصابت میکند و ما همدلی میکنیم و دلمان میخواهد سهم خودمان را برای کاهش این درد مشترک و هرچیزی که قضیه را آرام کند، انجام دهیم. ما حتی در مسائل تلخ دیگری مثل حادثه پلاسکو، هم همه جمع میشویم و هم تماشاچی هستیم، هم مزاحم هستیم و هم دلمان میخواهد در صحنه باشــیم. اینها چیزهایی اســت که شــاید به خصوصیات ملی مــا بازمیگردد و در همهجای دنیا به اینصورت دیده نمیشــود. اما در فجایعی مثل داستان تلخ آتنا، مردم بدون درنظرگرفتن اینکه در خانه وی آدمهــای دیگری به غیر از خود مرد مجــرم زندگی میکنند و حرمت آنها باید حفظ شــود، بیش از حد خصومت نشــان میدهنــد و فکر بچهها و زنی را که در آن خانه ســاکن هســتند و هویت آنها در آنجا شــکل گرفته نمیکنند». وی افزود: «بههرحال این مرد تنها نبوده و صاحب خانواده و بچههایی اســت که هویتشــان به آن شهر گره زده شــده. در هر صورت این واکنشها زیاد از حد اســت و بهتر اســت آنها را کنترل کــرد و افرادی کــه میتوانند این حــرکات اجتماعی را سروسامان بدهند نباید دست به حرمتشکنی دیگرانی بزنند که این وسط نقشی نداشتهاند. از طرف دیگر در این ماجرای تلخ، مسئله غفلتی را که والدین آتنا یا بهخاطر خوشخیالی یا دلمشغولیهای زندگی داشتهاند نباید فراموش کــرد. صرف اینکه یک فرد اجــازه میدهد از فضای محل کارش اســتفاده شود یا همسایه شماست، نمیشــود آن را دال بر شــناخت کامــل والدین از نیت آنها دانســت. بههرحال همه اینها با هم جمع شــده و یک ماجــرای تلخ را رقم زده اســت». وی افزود:«البته بسیاری از فعالان اجتماعی کودکان در روزهای گذشته بیــش از هر چیزی به آموزش بها میدهند که میتواند نقش مهمی را در ماجراهــای اینچنینی بازی کند. در این اتفــاق دو طرف نقش مهمی را بازی میکنند؛ یکی قربانــی و دیگری فــرد متجاوز. هرکدامشــان در جای خودشــان هم باید دیده شــوند. یک قربانی کوچک اگر اطلاعات کافی از نحوه حراســت از خود و دفاع از بدن خود داشته باشد، ممکن است بتواند جلو این پیشرویها را تا حــدودی بگیرد و از طرف دیگــر متجاوز میتواند دچار بیماری روانی باشد و با خشونت عمل کرده باشد و در چنین شــرایطی باز توجه خانواده آتنا به فرزندشان و تنهانگذاشــتن او از اصول مهم برای جلوگیری از این اتفاق بود».

این روانشناس تصریح کرد:«ما گاهیوقتها خیلی عجولانه میخواهیم فرد خاطــی را از میان برداریم، در صورتی که شاید داشتن اطلاعات از شخصیت وی بتواند به مجموعه دانش ما در پیشــگیری کمک کند. البته تا جایی که اطلاعات به ما اجازه میدهد، ما میدانیم قاتل پرونده مجرمیت دیگری نیز داشته است و بههرحال اینها همان چیزهایی است که باید به آن توجه کرد. مجموعه این عوامل باعث ایجاد این اتفاق تلخ هستند و هیچکدام بهتنهایی نه علت و نه معلول هســتند و مجموعه این اتفاقات در کنار هم جــرم را پدید میآورد و درعینحال درسگرفتــن از آنهــا، هم ضروری اســت و هــم نباید تکبُعدی باشد. در این میان روانکاوی جدی فرزندان و همســر این فرد نیز نباید فراموش شود». دولتآبادی با اشــاره به لزوم آموزش در سیستم آموزشی خاطرنشان کــرد: «اینکــه ما هر موضوعــی را چگونــه باید به یک کودک منتقل کنیم، به برکت دانش و شناســایی از رشد روانشناسی کودک میشــود به آن رسید. نیازی هم به دادههای خارجی نیســت، ما در سالهای گذشته در این ارتباط پژوهشهای بسیاری را انجام دادهایم و میتوانیم نســبت به آن درباره نحوه آموزش به کودکانمان پیش برویم. نباید آموزش را فراموش کرد، این حرکت میتواند جلو بسیاری از این فجایع را بگیرد».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.