پچپچههايي که فرياد شدند

Shargh - - نقد - بهارک سهامي

«پچپچههاي پشــت خط نبــرد» یک تراژدي - کمدي، نوشــته علیرضا نادري و کارگرداني محمدرضا ســتاري اســت که بر محور گفتوگو ميچرخد. هشت رزمنده در آتشبسي که به مناسبت ماه رمضان بین ایران و عراق برقرار شــده، در حال اســتراحتند. نادري با قراردادن آتشبس بهعنوان موقعیت نمایشــي، دست به انتخاب هوشــمندانهاي زده اســت. آتشبس موقعیتي بینابیني بین جنگ و صلح اســت؛ موقعیتــي برزخي و پرتعلیق که کشــش دراماتیک فراوانــي ایجــاد ميکند. این فضــاي برزخي در بیــرون به موازات برزخي اســت که در ذهن تکتک ســربازان وجود دارد. گفتوگوها و کنشهاي شخصیتها طنزآمیز و مفرحند، اما سایهاي از نگراني، تردید و غم بر آنها افتاده اســت. شخصیتها درحاليکه آرمانهاي یکدیگــر را به چالش ميکشــند، آرمانهاي خود را نیز زیر ســؤال ميبرند. مشخص ميشــود اگرچه اکثریت براي دفاع از آرمانهاي انقلاب در جنگ شــرکت کردهاند، نگرانند بعد از تمامشــدن جنگ و بازگشــت به وطن، آرمانها و ارزشهایشان فراموش شده و جاي خود را به ضدارزشها داده باشند.

در طــول 90 دقیقه نمایــش، جز یکي، دو مــورد، اتفاق بیروني چشمگیري نميافتد. اتفاقات، تحولات دروني و ذهني هستند که با پیشرفتن ماجرا بر مخاطب آشــکار ميشوند. شخصیت سربازان از خلال گفتوگوها و بحثوجدلهایي که با هم دارند شکل ميگیرد و پیشــینه و خصوصیتهاي ویژه آنها بهتدریج مشــخص ميشود. باقر، فرد تحلیلگر و متفکر چپگراي گروه است، دوستعلي، مذهبي ســنتي است؛ موسي، یهودي است؛ علیرضا و پرویز، در ظاهر، آرمان خاصي ندارند و بیشــتر در پي خوشباشي و شــیطنتاند و شهریار یک جوان ســاده و رمانتیک به نظر ميرسد. بازیگران در این نمایش اجرائي باورپذیر دارند، بهنحويکه تماشاچي آرامآرام با شخصیتها همدلي پیدا ميکند.

نمایش با بازي فوتبال آغاز ميشــود که ميتواند نمادي باشد از بــازي کلامي که در طول نمایش بین افراد جریان خواهد داشــت و جنگ که هرکدام از آنها بازیگر آنند. فضاي بازي فوتبال معصومانه و سرخوشانه است و تضاد کاملي دارد با مفهوم جنگ خونباري که دلیل وجودي این افراد در آن فضاست.

گفتوگوها و کشــمکشها بهدفعات با صداي پرتاب ســنگ به سمت سنگر قطع ميشود. همه ميخواهند بدانند چه کسي سنگ پرتاب ميکند و چرا؟ درحاليکه فضاي آتشبس حاکم اســت، این سنگپراني سایه تهدیدي بر صحنه مياندازد که سربازان ميپندارند نشــانه حمله قریبالوقوع است و تلنگري اســت که هر لحظه به خاطرشــان ميآورد که آتشبــس، لحظه آرامش پیــش از توفان است. صداي پرتاب سنگ همچون موتیفي معماوار در طول اجراي نمایش امتداد ميیابد.

محمدرضا ســتاري، کارگردان نمایش، در کنــار وفادارماندن به ساختار نمایشنامه علیرضا نادري، چند صحنه خلاقانه و تأثیرگذار در بخشهایي از نمایش گنجانده است؛ نمونه آن پخش مکالمهاي با موبایل در ابتدا و انتهاي اجراســت. این دو بخش با وقایع نمایش شــکاف زماني دارند و در آینده قرار گرفتهاند. شروع و پایان نمایش بــا چنین صحنــهاي مخاطب را به این ذهنیــت هدایت ميکند که اتفاقات به شــکل فلشبک در ذهن یکي از شــخصیتها ميگذرد. نمونه دیگر خلاقیت ستاري، صحنه بســیار تأثیرگذار و تکاندهنده کابوس علیرضاســت کــه در آن همرزمانش را ميبینــد که در ته صحنــه در تاریکي با چراغقوه ردیف ایســتادهاند و چراغهایشــان یکيیکي خاموش ميشود.

دکــور نمایش ســاده و کاربردي اســت و از تعدادي لاســتیک خودرو تشــکیل ميشــود که بهجاي کیســه شــن روي هم چیده شــدهاند؛ لاســتیکهایي که بهجاي اینکه خودرویــي را به حرکت درآورند بياســتفاده ماندهاند. این ميتواند اســتعارهاي باشد براي ازجادررفتگــي معناي جنگ در ذهن ســربازان و بهعلاوه ســکون آتشبس.؛ آتشبســي که سربازان را واميدارد توقف کنند و درباره موقعیت انساني تلخي که در آن گرفتارند بیندیشند.

کارگردان موفق ميشــود به طنز بهکارگرفتهشده در نمایشنامه وفــادار بماند؛ طنــزي کنترلشــده و مؤثر که هیچکجــا به لودگي نميکشــد و به شــکلي منســجم با صحنههاي دردناک و تراژیک ترکیب ميشــود، چنانکه در پس هر خندهاي ضربــهاي به انتظار تماشاچي نشسته است.

قطعات کوتاه موســیقي به کمک صحنههــاي تراژیک و جدي ميآینــد، اگرچــه به نظــر نگارنــده وزن کلمات و بــازي بازیگر در بعضي بخشهــا بهتنهایي براي ایجاد تأثیر در ذهن مخاطب کافي بــود. نورپردازي مؤثــر از جمله دیگر نکات قوت اجراســت که در بهتصویرکشیدن فضاي برزخي آتشبس موفق عمل ميکند.

نمایشنامه قوي، کارگرداني مسلط و خلاقانه، بازيهاي باورپذیر و روان، دکور و نورپردازي مناســب عواملي هســتند که دســت به دســت هم ميدهند و پچپچههاي پشــت خط نبــرد را به فریادي تلخ در گوش مخاطــب تبدیل ميکننــد.؛ پچپچههایي که علیرضا نادري، خود در طول ســالهاي جنگ تحمیلي از نزدیک شنونده آن بوده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.