همزیستی مسالمت آمیز

Shargh - - انديشه -

نتیجــهای جــز تقلیل مفاهیم مــدرن و توهــم در کارکرد ســنتهای بومی نــدارد. به گفته ارنســتو لاکلائو )1996 ، صص 26-۳2(، بومیگرایــی، محرومکردن خود از میراث بزرگ بشــری اســت، در خود خزیدن و ســتم بر خویشتن است، تحمیل آپارتاید به فرهنگ خودی است. بومیگرایی به این مفهوم، خوانشــی گزینشی، غیرتاریخی و جانبدارانه از ســنت است، تحریف سنت و تقلیل مفاهیم مدرن است و ارزشهای ســنتی و مفاهیم مــدرن را یکجا به قربانگاه میبرد. امــا نباید فرامــوش کرد که بومیگرایــی ذاتگرا پاسخی به بحران ســاختاری گفتمان تمامیتخواه تجدد آمرانــه و نولیبــرال در کشــورهای جهان جنوب اســت. عکسالعملی قابل انتظار بــه تجدد آمرانه و رویکردهای اورینتالیستی اســت که فرهنگ مذهبی و ملی کشورهای جنوب را نفی، استحاله و تحقیر کردهاند.

امــا در برابر رویکردهای تمامیتخــواه تجدد آمرانه و نولیبرال و بومیگرایی نوســتالژیک، ذاتگرا و خودشیفته، رویکرد دیگری نیز در جهان جنوب، از جمله جهان اسلام، شکل گرفته اســت که در گفتوگوی مســتمر انتقادی با مدرنیته مستقر و سنتهای بومی است. این رویکرد، تلاشی در جهت تبیین مدرنیته درونزا و دموکراتیک است. در این دیدگاه، مدرنیته حاکم و سنتهای بومی هیچیک به تنهایی قادر به ارائه راهحل برای کشورهای جنوب نیستند. راهحل سوم «درونیکردن مفاهیم مدرن » و مشترک بشری از طریق «اســتخراج و تصفیه منابع فرهنگی » اســت. منابع خام و غنی فرهنگ بومی تنها در پرتو گفتمان دورانساز مدرنیته است که پس از اســتخراج و تصفیه مفید واقع میشوند. راه سوم، بازیابی «ریشــهها»ی نهادها و مفاهیم مدرن در سنتهای بومی اســت بیآنکه در پی «اینهمانی»سازی، مدلسازی مصنوعی و تقلیلیافتههای مدرن باشد.

مدرنیته درونزا و چالشهای جنبش نواندیشی دینی

جنبش نواندیشی/ اصلاح دینی میتواند گام مهمی در جهت تکوین مدرنیتــه درونزا، دموکراتیک و عدالتمحور بــردارد. این جنبش توانایــی دارد تا فراتــر از دوگانههای بومی-جهانی و ملی-مذهبی با واکاوی ریشــههای بومی مفاهیــم مدرن به ما یــادآوری کند کــه مطالبات ملی ما همزمــان بومی و جهانی هســتند و بــا ایجــاد ارتباط با مخاطبان مذهبی خویش در میان برخي طبقات همچون زنان، کارگران و سایر طبقات فرودست در تحکیم و توسعه آرمانهــای برابری جنســیتی، عدالت اجتماعــی و آزادی سهیم باشد. اما دلمشغولی به بحثهای «صرفا» کلامی و اسکولاســتیک به قیمت غفلت از کاربــرد اجتماعی آن میتواند این پروژه را به دلمشــغولی برج عاجنشینان این گفتمــان تبدیل کند. به نظر میرســد از دیدگاه شــریعتی، اولویت اصلی جنبش نواندیشــی دینی، اصلاح «دینداری عامیانه» اســت نه «دینداری عالمانــه». اصلاح دینی که حضور اجتماعی دارد و انتقــال خودآگاهی، خودباوری و عاملیت به تودههای مذهبی برای تحولات اجتماعی است. بازخوانی داســتان سمبولیک هبوط آدم از بهشت به زمین در دیدگاه شــریعتی )م.آ. ۳۳. ص. 1266( شــاهدی بر این رویکرد است.

حساسیت شریعتی در رویکرد اجتماعی گفتمان دینی وجه دیگری از میراث ارزشمند اوست. در این دیدگاه «فقه/ کلاممحوری » میتواند با تبدیل و تقلیل دین و پروژه اصلاح دینی به امری برای خواص، از مردم و مسئله رهایی غفلت کند. محدودماندن در گفتمان نولیبرال و به حاشــیهراندن آرمان «عدالت اجتماعی» میتواند به چالش دیگر جنبش اصلاح دینی تبدیل شــود. پالایش گفتمان ســنتی دین با تأکید بــر حقوق اولیه لیبرال همچون آزادی، دموکراســی و شــهروندی امری لازم اســت. اما محــدود ماندن در این حــوزه گفتمانی، این جنبــش را از یکی از مخاطبان اصلی خویــش یعنی تودههــا و لایههای زیرین هــرم اجتماعی محروم میکند. گفتمان نخبهگرایانه نولیبرال قابلیت ارتباط با تودههای فقیر و تحت ســتم در جهــان جنوب را ندارد. بازســازی مفاهیم دینی در پرتو گفتمان عدالت اجتماعی میتوانــد جنبش اصــلاح دینی را از حصــار تنگ مباحث خواص به عرصه فــراخ حوزه عمومی وارد کند و مفاهیم مجرد حقوق بشــر، دموکراســی و آزادی را برای تودههای مردم ملموس سازد و در تعمیق حقوق شهروندی از طریق مشارکت فعال تودهها نقشی مهم بر عهده گیرد. همچنین میتواند مانع از اســتفاده ابزاری فرصتطلبان پوپولیست از شــعار عدالت اجتماعی در جهت کسب قدرت سیاسی شــود، زیرا تودههای مذهبی فرودســت دیگر در میانه دو گزینه گفتمــان مجرد نولیبرال و گفتمان پوپولیســتی قرار ندارند. از نظر شریعتی )م.آ. ۳1، ص ۳91 ،) «به خاطر اینکه مذهب، بین دو طبقه اجتماعی که در برابر هم ایستادهاند یک ماده مشترک است. یعنی مثلا هم کارفرما مذهبی است و هم کارگر و چون یک احســاس و عاطفــه دارند، در یک نوع مراسم دینی شرکت میکنند... خودشان را برادر دینی میبینند، قبل از اینکه دشــمن طبقاتی همدیگر احســاس کنند. این اســت که مذهب به صــورت ناخودآگاهش یک عامل ضد ]خودآگاهی[ طبقاتی میشــود...». از نظر وی، در جامعهای که مذهب نقشــی «مافــوق طبقاتی» دارد باید به جــای حذف و نفی موجودیتــش، آن را به عاملی برای «خودآگاهی طبقات اجتماعــی» تبدیل کرد )م. آ. 4 ، بازگشــت، ص 164(. شــریعتی معتقد اســت : «این وجود تضاد نیســت که حرکت ایجاد میکند، وجود فقر نیســت که مبارزه طبقاتی میآفریند. بلکه آگاهی بر تضاد اســت، احســاس فقر اســت که حرکت ایجاد میکند، تاریخ را به حرکت میآورد.... آنچه به نام مســئولیت روشنفکر امروز عنوان میشود... انتقال تضاد است از بطن جامعه به قلب جامعه، یعنی به خودآگاهی و احساس مردم؛ به اصطلاح، تبدیل عینیت به ذهنیت ». (م. آ. ۳۳، ص. 12۷5 )

مدرنیته درونزا: یک رؤیا و دو بستر

تحقق مدرنیته مردمــی، درونزا، پایدار و عدالتمحور رؤیای بســیاری از نیروهای مردمی و مترقی است. چه آنها کــه به پروژه اصــلاح دینی میپردازند و چه آن دســته از نیروهای ترقیخواه و ملی که در این قلمرو قرار نمیگیرند.

«در اجتماعــات چندفرهنگــی )از جمله ایــران(، چگونه میتوان نظــام عادلانــهای بهوجــود آورد کــه در آن، جوامــع چندفرهنگــی گوناگــون بتواننــد درعینحــال که هویتهــای متفاوت خــود را حفظ میکنند، در کنار یکدیگر همزیســتی مسـالمتآمـــیز داشـــته باشـند؟ بــه بیانــی دقیقتــر، فرایندهــای تصمیمگیری سیاسی در کشورهایی که تنــوع و تعدد فرهنگــی در آنها بارز اســت چگونه باید شکل بگیرند کــه نهتنها این گوناگونــی فرهنگی و تنــوع الگوهای زیســتی را تحمل کننــد، بلکــه در تصمیمگیریهای کلان لحاظ کنند؟» علیرضا بهشتی میکوشــد در کتــاب «همزیســتی اتحــاد و افتــراق» در هفــت مقاله به این پرسش پاســخ دهد. در نظر نویســنده، زمینــه شــکلگیری این پرســش دو چیز بود: یکی حوادثی که در ایران، بهویژه پس از گذشــت ســالهای نخســت بعد از پیروزی انقــلاب اســلامی رخ داد و بهطور فزاینــدهای عرصه را بر تنوع و تعدد افکار و آرا تنگ کرد؛ حوادثی که در آن هم طرفداران جمهوری اسلامی و هــم مخالفان آن ســهیم بودهاند و صدالبته، تهدیدهــا و توطئههای قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در تشــدید آن نقش داشــته است. دوم، نقدهایی که بــر مبنای اصول و مفاهیم مطرح در فلسفه سیاسی معاصر بر عملکرد نظــام نوپا وارد میشد و بسیاری از آنها درخور تأمل و نظــر بودند. او تأکید دارد تلاشــی که صرفا بخواهد بر پاســخگویی به شبهات وارده استوار باشد، نتیجهای جز شکلگیری خطابات جدلی دربر نخواهد داشــت و جایی برای اقامه براهین و اندیشــهورزیهای بنیادین باقــی نمیگــذارد. بدینمنظور لازم است صورتمسئله و ابعاد گوناگون آن بهدرســتی فهــم شــود و تأثیر تفاوتهای بنیادیــن در هویتهای

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.