پولادگر همه را فراری داده تا خودش حضور داشته باشد

Shargh - - ورزش -

نتايجــی كــه تكوانــدوی ايــران در المپيــک ريو و رقابتهــای جهانی كه چندی پيش در كره برگزار شــد، گرفت، نتايجی پذيرفتنی نبودند. اين را بسياری از منتقدان تكوانــدو قبول دارند و به زبــان میآورند؛ ولی به گمان همه اين افراد، هركســی از وضعيت تكواندو و در رأس آن از محمد پولادگر، رئيس اين فدراســيون، انتقاد كند، «بدخواه تكواندو» لقب میگيــرد. يكی از اين منتقدان، هادی ســاعی، مديــر فنی تيمهای ملی اســت كه حالا بعد از ماهها، ســكوتش را شكسته و صحبتهای تندی عليه فدراسيون تكواندو انجام داده است. ساعی كه روز گذشته در كنفرانســی خبری با خبرنگاران صحبت كرد، معتقد اســت به وزير ورزش اطلاعات غلطی از تكواندو میدهنــد و اين رشــته تقريبا رو به پوســيدگی اســت. پرافتخارترين ورزشكار المپيكی ايران صحبتهای زيادی را مطرح كرده كه در زير فقط به خلاصهای از آنها اشاره شده است.

عکسهايــم را از روی ديــوار جمــع کرديــد، بــا افتخاراتم چه میکنيد؟

آقايان به محض اينكه متوجه شــدند میخواهم در انتخابات فدراسيون تكواندو شركت كنم، همهجا گفتند هادی ســاعی بد اســت. آنها همه جا نوشــتند و گفتند هادی بداخلاق، دروغگو و پرخاشــگر است. حالا بماند چــه حرفهايی زدند كه نمیخواهم امروز بگويم. تمام اين مسائل از روزی رخ داد كه من اعلام كردم میخواهم كانديدای رياست فدراسيون تكواندو شوم و از همان روز، عكس من را از ديوار خانه تكواندو برداشــتند. آقايان اين را بــه من بگويند عكس من را از ديوار برداشــتيد، قبول، افتخاراتم را میخواهيد چه كار كنيد؟

کارهای من را به نام خودشان زدند

اگر حس كنم میتوانم به تكواندو كمک كنم، میآيم؛ مثل دفعه قبل كه حس كردم از همه جهات میتوانم به تكواندو كمک كنم و آمدم. من نبايد به اين موضوع اشاره كنــم؛ اما چون آقايان همه چيز را بــه نام خود میزنند، ناچارم ايــن صحبتهــا را مطرح كنم. ســاختن موزه، ساختن مســجد در فدراسيون تكواندو و... همه با كمک من بوده اســت. من افــرادی را آوردم و با كمک خودم، خانه تكواندو را متحول كردم؛ اما متأســفانه دوســتان همــه چيز را به نام خود زدند. حالا شــما نگاه كنيد، من اگر بخواهم رئيس فدراسيون شوم، به نظر شما دوستانم زياد میشوند يا دشمنانم؟ خودم جواب میدهم؛ قطعا دشمنانم زياد میشوند.

مسئولان تکواندو خيانت کردند

پولادگر پنج، شش سال است مدعی شده به تكواندو دين دارد و اين چند سال را به اين شكل سپری كرد و حالا پنج، شــش سال میخواهد بگويد به تكواندو بدهكارم و میخواهم بدهیام را بدهم. اگر بدهی او مالی است، من بدهیاش را میدهم تا برود )بــا خنده(؛ اما بدهیهای ديگر را چه كســی میخواهد بدهــد؟ نمونه آن مهدی خدابخشی است؛ نفر اول رنكينگ دنيا كه حالا خانهنشين شده اســت. او به مســابقات دعوت میشــود؛ اما او را نمیبرند. نمونه ديگر بهنام اسبقی است؛ او به مسابقات مختلف دعوت شده؛ اما او را نمیبرند. اينها خيانتهايی است كه به تكواندو میشــود. وقتی جوانی در رنكينگ يک دنيا قرار دارد و خانهنشين میشود، اين خيانت است.

فدراسيون جهانی از دوپينگ تکواندوکاران ايرانی عصبانی است

فدراســيون تكوانــدو و كادر پزشــكی بــه خاطــر ندانــمكاری باعث مشــكلات اميد عميدی شــدند. آنها نتوانســتند خوب دفاع كنند و او را چهار ســال محروم كردند. يكــی از دلايلی كه من راهی كرهجنوبی شــدم، اين بود كه با رئيس فدراســيون جهانی صحبتی داشته باشم تا شايد محروميت اميد عميدی كم شود؛ چون تيم پزشكی و فدراسيون مقصر محروميت او بودند. دارويی را كه مصرف كرده بود، تيم پزشــكی بــه او داده بودند. وقتی میخواستم با دكتر چو، رئيس فدراسيون جهانی، صحبت كنم تا محروميت او بخشــوده شود، مسائلی را ديدم كه ناچار شــدم هيچ كاری انجام ندهم. متأسفانه زمانی كه ما میخواســتيم درباره موضوع اميد عميدی صحبت كنيم، مســئولان فدراسيون مثبتبودن دوپينگ دو تكوانــدوكار ديگــر را به مــا اطلاع دادنــد و دبيركل فدراســيون جهانی مدعی شد رئيس فدراسيون جهانی بهشــدت از موضوع دوپينگ تكوانــدوی ايران عصبانی اســت و درحالحاضر شرايط برای گفتوگو اصلا خوب نيســت. متأســفم از اينكه پولادگر همه را فراری داده تا فقط خودش حضور داشته باشد. حالا اين حضور به چه قيمتی میخواهد تمام شود، نمیدانم.

تلاش کردهايم آنهايی که رفتهاند، برگردند

بــرای بازگشــت برخــی از تكواندوكارانــی كــه به كشــورهای ديگر مهاجــرت كردهاند، بهعنــوان يكی از اعضای خانواده بزرگ تكواندو، تلاش كردهام. اين وظيفه خــودم بوده تا اين كارهــا را انجام دهم و هيچ ربطی به رئيسشــدنم ندارد. حيف اســت كه بچههای ما با اين توانايی از كشــورمان بروند. متأســفانه با شرايطی كه در تكواندو رخ میدهــد، درحالحاضــر اطرافيان پولادگر ديگر اندازه انگشت يک دست هم نيستند؛ همه رفتهاند و برخی از آنهايی هم كه ماندهاند، در حد و اندازه خانواده تكواندو نيستند.

بيزينس در خانه تکواندو

درباره ســالن بدنســازی و رســتوران، بحث بيزينس اســت؛ من چه بگويــم. واقعيتها و هرچه هســت را شــما بهتر میدانيد. اين رفاقتها اســت كه يک مقدار دستوپای دوستان را بسته و نمیتوانم كارشناسانه نظر بدهم، اميدوارم كه دوستان رفاقت را به بيرون از ورزش ببرند.

برای برونرفت از شرايط، مجمع تصميم بگيرد

بــرای اينكه تكوانــدو از اين شــرايط خارج شــود، مجمع تصميم میگيرد. بايد همه آنهايی كه از تكواندو رفتهاند، بازگردند. بازيكــن، مربی، داور، كارمند و... همه بايكوت هســتند. كشــتی را نگاه كنيد، هميشــه مشكل داشته؛ چرا درحالحاضر به آرامش رسيده است؟ چون خادم همه منتقــدان را جمع كرده و تمام صحبتهای پيشكسوتان، قهرمانان و منتقدان را میشنود؛ به همين دليل درحالحاضر كشتی در آرامش به سر میبرد. بحث خودم نيست، پولادگر هم برود، يک نفر ديگر میآيد و اين مجمع اســت كه درباره آينده تكواندو تصميم میگيرد. فقط اميدوارم مجمع را طوری نچينند كه آنچه خودشان میخواهند، بشود.

از ترس پولادگر با من حرف نمیزدند

يکســری از بچهها با من در ارتباط هستند و هميشه از من سؤال میكنند. من در مسابقات جهانی در جايگاه VIP بودم و كارتی را كه فدراســيون جهانی به من داده بــود، طوری بود كــه همهجا میتوانســتم بروم. خيلی وقتهــا بچهها میآمدند و از من ســؤال میكردند؛ اما بلافاصله ١0 دقيقه بعد يكی از بچهها میآمد و میگفت با او كار دارند. فردا هركدام از آنها من را میديد، میگفت اســتاد به خاطر صحبتكردن با شــما، ما را توبيخ كرده است. متأســفانه هرجايی كه پولادگر در سالن مسابقات بود، كســی نمیتوانســت پيش من بيايد حتی اطرافيان پولادگــر هم نمیتوانســتند پيــش من بياينــد؛ زمانی میآمدند كه پولادگر در سالن نباشد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.