«زن»، «چهلسالگی» و «مريم میرزاخانی»

Shargh - - صفحه اول - ناهید توسلی

مرگ پایان کبوتر نیســت! هر روز و شــب، میلیونهــا آدمــیزاده، همزمــان، زاده میشــوند و میمیرنــد؛ امــری بــس طبیعی و بیشــک گریزناپذیــر! در خیــل ایــن زایش و مرگ، بســیاری میزیند و سرخوشــانه میمیرند، بســیاری اما، نیز، میزینــد، اما نمیمیرند! اینــان «جاودانگان» هســتیاند؛ از خیــل نامیرایان مقدس؛ همانها که در فرهنگ و اساطیر ایران باستان «امشاسپندان» [نامیرایان ســپند )مقدس([ شمرده میشــوند و هر یک بخشــی از نیکیهای جهان را بر دوش میکشند و سخاوتمندانه نثار ما «آدمیزادگان» میکننــد تا مگر بــا بهرهگیــری هوشــیارانه از آنها، بالقوههای «انســان»مان را به منصه بالفعلشــدن «انسان»مان رهنمود شوند. نیکِ حادثه اینکه، نیمی از این نامیرایان مقدس «مادینه» و نیمی «نرینه»اند! شــاید مالک هســتی و طبیعت خواســته اســت تا «عدالــت» را اینگونه به رخ ما آدمیزادگان بکشــد؛ «ما»یی کــه عدالت را با برابری خلط کردهایم؛ گرچه هر یک بر جای خویش نیک است. روایتهای مقدسِ عادلانه میگویــد: «علم را از گهواره تا گور بجوی» و گوشبهفرمانهــا ایــن ندا را میشــنوند و دل به آن میســپارند. اما، آیا مالکان جهان نرینهشدهمان، این امکان را برای «ما»ی انسان )ماده و نر(/ )انا خلقناکم مــن ذکر و انثی( فراهم کردهاند تــا آزادانه این ندا را بشنویم و به آن عمل کنیم؟

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.