آقايان در دولت قبل دهها ميليارد دلار ضرر زدند

Shargh - - اقتصاد -

� در ادامهبنده از در تهرانوهلههستيد صفحه5اول یا نمایندهنمایندهشما نگفتيد،آقايشما تهرانيهازنگنه نسبتتاندر را نمایندهبا اهواز؟ هســتمو جنوبيها اهوازيهاپس از آن خاصيهم با آنها مخالفتهانمایندهکار هم از درخصــوصانجام همکارانســويميدهیم.جنوبي قراردادهــايجنوبيهــاهستمو IPC،با صورتگرفت صمیمیت یکســريو � نوشته مطرحبسيارياز بودند.ميکردنــد،گزارشهایيمتن کهدر تهران کارشناســيآن را مخالفانجنوبيهادولت که بعداخیر، همتمام خــبرفتندایــن دنبال کارشناســانیک قراردادهــانبودند،الگوي بــهتعدادياز قراردادي.نوعــي آنهاسيســتمبودند � استقرارداد ملوکالطوایفيدر IPCرا نفتبه ببندیم،پس حسابمدلنميآید؟اهواز اگردر قراراین بينخیــرچيست؟اینگونــه نیســت، همانگونه کــه روي IPC چنداصلاحاتيجلســهبا انجامآقايشــد، وزیرو درخصوصاین هیئتمدیرهمدلشرکتاهواز نیز بحثدر و از طرف بررســيشد تا خودشــانمورد و توافققرار هیئتمدیرهگرفتمجاز و آقاي هســتیدوزیر درگفتندیک چارچوبچرا نهایيمدل کنید تهرانکهرا ابلاغدنبال شدتا نکردید؟کارها انجام شود. �

در جنوبهمانطوربودند،که شــما گفتید مخالفتهایيرا تعداديانجام از ميدادندو کارشناسانآقايکه وزیر مدلکار گفتندرا اگرشروعفکر کنند.ميکنند مدل آنها برتري دارد، با همان �بستگيخب بهچرا مدل اهواز شرکتهایيبرايکل داشــتکه کشورتوصيه متقاضينشد؟بودند؛ آنها فکر انتخابميکنيدميکردند.مدل شما موفق ميشود؟ �

بله فکر امکانميکنمتحقق آن موفقنسبتشود. به مدلهاي IPC بيشتر � است؟ برخيبنده از با چندین شرکتهاکه شــرکتصحبتداخليکردیم،که قبولصحبتکردند.کردم، � گفتند مدل شما از مدل قرارداد تهران سختگيرانهتر اســت، خصوصا روي MDP و همين موضوع باعث ميشود که جذابيت قرارداد شما کمتر شود.

بله قرارداد ما ســختگیرانهتر است، بهخصوص در MDP، اما فکر نميکنم مانع اجراي قرارداد شــود. مثلا با آقاي دلپریش مشاور آقاي دکتر منوچهري که صحبت ميکردیم، ایشان گفتند شــرکتهاي خارجي از نظرات کارشناسان شما براي MDP بسیار استقبال کردند. به هر جهت شما نسبت به MDP سختگيرانهتر � هســتيد؛ به گونهاي که MDP شرکت بهرهبردار شما هر سال باید به امضاي کارفرما برسد ولي مدل IPC آسانتر برخورد ميکند. بله دقیقا. شما زودتر قرارداد ميبندید یا تهران؟ )مصاحبه � قبل از امضاي قرارداد فاز 11 انجام شده است(

از ابتدا مدل تهران از ما جلوتر بود؛ همایش گذاشتند و شرکتهاي خارجي آمدند و از ما جلوتر هستند. یک نظر بدبينانه ميگویــد که آقاي زنگنه با مدل � اهواز، اهوازيها را سر کار گذاشته است.

خیر بههیچعنوان اینگونه نیســت، بنده با قاطعیت ميگویم که آقاي مهندس زنگنه گفتند که من به شــما قــول ميدهم اگر این چهار میدان را شــما بــه قرارداد برسانید، ما سایر میادین را نیز به شما واگذار ميکنیم. اگر موضوع سرکارگذاشتن بود، اولا آنها نميآمدند این چهار میدان را واگذار کنند و ثانیا نميگفتند که اگر این میادین را واگذار کنید سایر میادین نیز به شما واگذار ميشود. خب خيليها معتقدند که مدل قراردادي جنوب � به سرانجام نميرسد.

خیر چنین نیست و مطمئن باشید که ما با تمام قوا به دنبال این هستیم که قراردادها منعقد شوند. چرا اولين تفاهمنامهتان با شــرکتهاي ضعيف � امضا شد؟ پِرگَس چه بود؟

پِرگَس کنسرسیوم است که شرکتهاي زیرمجموعه دارد. همه آنها شرکتهاي خدماتدهنده هستند؟ �

خیر، ولي شــرکتهاي قوي دیگري هم در کنار آنها بودند. آن شــروع ما بود و ضعیف نبود و در کنار آن هم BP با ما در حال مکاتبه بودیم و هســتیم و قرار اســت هم بیاید... . بعد قرار شده با شلمبرژر در دوبي قرارداد ببندید؟ �

چه فرقي ميکند. اگر نرویم خود تو ميگویي که این جنوبيها چقدر سختگیر هستند که تا دوبي هم نرفتند.... بعد این براي مذاکره است، نه قرارداد. ولي اهواز که منتقد قرارداد با توتال و استاتاویل � و شل بود، حالا خودش به پرگس برسد صورت جالبي ندارد.

خیر، انشاءالله ميبینید که شرکتهاي قويتري نیز خواهنــد آمد، داخليها که خوب اســتقبال کردند. هم پرشیا آمده، هم خاتم و هم مپنا. قرار هم شده که سرمایه و تکنولوژي خوب بیاورند. قبول دارید تفکري که با ســرمایهگذاري و توسعه � زاویه داشت در 30 سال گذشته اهواز را ضعيف کرد؟

متأســفانه، به دلیل آنکه در دورهاي افرادي در رأس وزارت نفت قــرار گرفتند که اصــلا نميفهمیدند نفت یعني چه، با تصمیمات غلطشــان ضربات بسیار بدي به مناطق نفتي زدند. شاید بعدها که رفتند متوجه شدند که چه ضربهاي به نفت وارد کردند، وزیري که یکشبه 252 مدیر ارشــد را یا بازنشسته ميکند یا برکنار به نظرتان این ضربه نیست؟ این مدل آدمها باعث تضعیف توسعه در مناطق و اهواز شدند، نه بچههاي جنوب. دوره آقــاي ميرکاظمــي، در وزارت نفت تنها دو �

سال بود. ما درمورد 30 سال صحبت ميکنيم.

به قول یکي از کســاني که قبلا مسئولیت بالایي هم در وزارت نفت داشــت و درحالحاضر در دولت یازدهم هم حضــور دارد، در 22 ماهي که آقاي میرکاظمي وزیر نفت بودند، علاوه بر آنکه 250 مدیر و کارشناس را برکنار کردند، دهها میلیارد دلار خســارت به نفت وارد شد که دههاســال دیگر هم اگر بهترین مدیران کشور را بهعنوان وزیــر نفت انتخاب کنند، قابل جبران نیســت و این عین واقعیت است.

اگر بخواهيم تفکر جنوبيها را در 30 سال گذشته بررسي کنيم، به نظر شما تفکري توسعهگراست یا ضد توسعه؟

قطعا ضد توسعه نیست و بستگي به اختیاراتي دارد که به آنها داده ميشد.

مگر جنوبيها در نفت به قدرت نرســيدند، آقاي جشنساز و نوذري از نمایندگان جنوب بودند که هم مدیرعامل و هم وزیر شــدند، ولي ما هيچ جهشي در توليد نداشتيم و نهایتا همان توليد آقاي زنگنه را حفظ کردند. درست است که حفظ توليد کار بزرگي است و ما سالانه 10 درصد افت توليد داریم، اما خيلي هم هنر نيست. ضمن اینکه کشور در آن دوره از نظر مالي در بهترین سالهاي خود بود.

ما چیــزي در حدود 300 هزار بشــکه ســالانه افت داریم که با ســه فاکتور اینها را جبران ميکنیم؛ چاههاي جدید، چاههاي تعمیري و کارهاي ترمیمي که ما انجام ميدهیــم. این کار ســختي اســت و همــان 300 هزار بشــکهاي که در دوران آقاي میرکاظمي افت داشــتیم، بــه دلیل این بود که چنیــن کارهایي صورت نگرفته بود و کارهاي جدید دیگر نیز صورت نگرفت. تمام اختیارات را در زمــان آقــاي میرکاظمي از نیروهــاي فني گرفتند؛ بهعنوانمثال یک روز صبح بنده آمدم سر کار و گفتند که آقاي میرکاظمي شما را دیشب بازنشسته کرده است، به دلیل آنکه بنده با ایشــان درگیر بودم. گفته بودند از 700 پروژهاي که ما در دست داشتیم فقط به 111 پروژه بودجه ميدهیم که صداي اعتراض ما درآمد و به تهران رفتیم و گفتیم که این 111 پروژهاي که شــما اعلام کردید، بیش از 50 پروژه از آن در مناقصه یا در دســت مشاوره است و کارهاي ابتدایي آن در حال انجام است یا بهتازگي شروع به کار کردهاند، اما مــا پروژههاي دیگري داریم که از 70 الي 80 درصد بهبالا هستند، وقتي به آنها پول نميدهید خب کار ميخوابد... . وقتي من این موضوع را به ایشان گفتم بدشــان آمد که گفتند اینها باید بروند. این تفکرات مخرب بود. بعد وقتي اینها هســت، شــما به بچههاي جنوب ميگویي ضد توسعه؟

خب این ســؤال درخصوص جنوبيهاست، نه در مــورد ميرکاظمي که در جــاي خودش خيلي هم نقدش کردیم؛ مثــا جنوبيها چرا بــا IPC موافق نبودند.

خیر مخالفت نکردند، گفتند ما هم طرحي داریم که قابل بررسي است.

قراردادهاي اهــواز که براي بعد از آيپيســي اســت، اما همانموقع که بحث آيپيسي داغ بود، آقاي شکراللهزاده مخالفت کردند... .

من فکــر ميکنم برخورد خوبي با ایشــان در کمیته بازنگري نشد وگرنه خود من شاهد بودم ایشان ساعتها براي کارشناســي ایــن قراردادها وقت گذاشــت. ضمن اینکه مخالفت ایشــان کاملا فني بود. یکسري آدمهاي مخالف دولت و سیاسي ميخواستند از این مخالفتها سوءاستفاده کنند که خوشبختانه موفق نشدند... .

اما دلواپسها استفادهشان را کردند...

بله، شک ندارم اما این به معني این نبود که مخالفت بچههاي اهواز از ســر زمینزدن نفت و دولت است. یک مخالفت فني بود که بعدا هم با تدوین مدل اهواز کار به یک ساماني رسید.

یکي از نــکات جالب این اســت که دوســتان مخزنگرا، به سابقه صدساله مهندسي مخزن جنوب افتخار ميکنند و این را سرمایه خودشان ميدانند، از طرفي هم با خارجيهــا زاویه دارند. خب عمده این سابقه صدساله که متعلق به همان خارجيهاست... .

افشار این قدر اذیت نکن )بلند ميخندد( الان اتفاقا کار سختتر شده اســت؛ چون چاهها به نمک رسیدند. مثــلا درحالحاضر چهار عدد از چاههــاي مارون ترش شده است و در آن زمان هرگز چنین اتفاقي رخ نميداد، بــه دلیل آنکه مخزن جوان بــود. به عنوان مثال یکي از چاههــاي ما، یعني چاه 24 اهواز که ســال 53 به تولید رســیده بــود، 20 هزار بشــکه آن روز تولید داشــت، اما درحالحاضر دو هزار بشــکه تولیــد دارد. لوله ترکید و بنده رفتم و دیدم که در قسمت بالاي لوله به اندازه یک میليمتر هم خوردگي نداشت، اما کف آن به دلیل آنکه این دو هزار بشکه تولید به صورت نمکي و آبي شده بود دچار خوردگي شــدید شده بود که در نهایت لوله ترکید، اما این چاه در زمان آســکو روزانه 20 هزار بشــکه تولید ميکرد، هیچ مشــکلي هم بابت ترکیدگي نداشتند، مگر آنکه به دلیل خــرابکاري لولهاي ميترکید یا انفجاري صورت ميگرفت؛ یعني افتخار به آن صد سال اگر هست که هست، یک سري توانایي هم خود بچهها دارند و این افتخاري بالاتر است.

این فرسودگيها ناشي از مدیریت غلط ما نبوده است؟

اگر ما وضعیت مالي خوبي داشتیم، این تجهیزات را قطعا تعویض ميکردیم.

جنوبيها بحــث مالي را مطــرح نميکنند، آنها ميگوینــد که مــا خودمــان بلدیــم و خارجيها را نميخواهيم.

اینها چیزهایي اســت که همیشــه علیــه جنوبيها گفتهاند.

حرفهایي اســت که خود آقاي دریس ميزند. ميگویند ایشــان ميگوید که خودمان 35 مخزن را بدون خارجيها توسعه دادیم.

بله. اکثرا هم مخازن کوچک بود، اما این را شما بدان که در طول زمان شــرایط تولید یک مخزن یا چاه عوض ميشــود، چاهي که روز اول در پارســي روزي صد هزار بشــکه ميداد، الان همان چاه در حدود سه هزار بشکه ميدهد که آن هم همراه با آب و نمک است.

اگر دست آســکو هم بود همين سه هزار بشکه را ميداد؟

بله، شک نکنید همین مقدار بود، به دلیل آنکه نفت به انتهاي مخزن ميرسد.

چطور کویت و عربستان و عراق ميتوانند سطح توليدشان را حفظ کنند؟ ضریب برداشتشان را هم بالاتر ببرند؟

در عراق هالیبرتون و شــل و شرکتهاي مطرح کار ميکننــد، اما ما در اینجا با توجــه به تواني که داریم کار ميکنیم.

نکته همينجاســت، وقتي ميگوینــد که برویم با خارجيهــا قرارداد ببندیم به دليل آن اســت که توانایي ما محدود اســت اصا هم عيب نيست. هر کشــوري بهتنهایي محدودیت دارد. اما تفکر جنوب ميگوید که ما خودمان انجام ميدهيم.

خیر اینگونه نیســت، مــا اگر ناچار نبودیم ســمت شرکتهایي مثل پِرگَس نميرفتیم، بنابراین ما این تمایل را داریم که برویم سمت شرکتهاي خارجي.

اما مهمترین مخالفتها چه در زمان بايبک و چه در زمان IPC از سوي جنوبيها بوده.

در آن زمــان تجربههــا کمتــر بــود، امــا اکنــون اینگونــه نیســت و اهــل مذاکــره هســتند، وقتــي یکسري سیاســيها و مخالفان دولت از مخالفتهاي بچههاي جنوب خواســتند سوءاســتفاده کنند، بچهها حواسشان را جمع کردند و بازي نخوردند. از این بچهها متخصصتر نداریم. در سلامت مالي و اخلاقي اینها هم کسي شک ندارد. یک سري حرف دارند که از سر دلسوزي ميزنند. تو که خودت با اینها خیلي رفیقي...

در ایــن دوره شــيوه تعامل آقــاي زنگنه هم با جنوبيها گویا متفاوت شده است.

آقاي زنگنه شــخصیتي دارند که زیر بار حرف زور نمــيرود، آن موقع هم آقاي زنگنــه جوانتر بودند و هم جنوبيها خیلي جوانتر بودند و ميخواستند زور بگویند و آقاي زنگنه زیر بار زور نميرفت که در نتیجه سال 79 مشاجره بین آنها صورت گرفت، درست است که آقاي زنگنه اخلاق تندي داشــت، امــا به گونهاي نبود که مثلا شــخصي را از اتاقش بیــرون کند؛ اما از حرفهاي بيمنطق خوشــش نميآمــد، از زماني که ایشان متوجه شد آنها اهل مذاکره و تبادل نظر هستند، با آنها نشست ماهانه گذاشت. حتي قبل از قضیه IPC هم هر یکي دو ماه یک بار ميرفتند و با آقاي زنگنه و جوادي نشست برگزار ميکردند و جنوبيها ميگفتند که آیا ما عوض شــدیم یا آقاي زنگنه عوض شــده که من گفتم مطمئن باشــید این آقاي زنگنه همان آقاي زنگنه ســابق است، این شــماها هســتید که پختهتر شــدید اکنون رابطه بسیار خوبي و همراه با صمیمیت بین آنها برقرار اســت و بنده بســیار خرسند هستم از این بابت کــه قبل از بنده هــر مدیرعاملي در مناطق نفتخیز بود، درگیر مشــاجره این بین بوده، اما اکنون چنین مسائلي وجود ندارد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.