همكاري مترد پ زهنمجيافندوميروننف بداهقتريادررسوگميانهجلسهخ داادتگاهمخبرو دادشهرداري

Shargh - - سیاست -

ســومین جلسه رســیدگي به اتهامات متهمان ردیف دوم و سوم پرونده نفتي روز گذشــته به ریاســت قاضي محمد مقیســه برگزار شد. به گزارش خبرگزاريها در ابتداي این جلســه عبدالعلي فلاحتي، وکیل «م.ش»، منشأ جرم را تحریمي دانســت که ازسوي دشــمنان به ملت تحمیل شد و گفت: «اگر تحریم نبود، این پرونده تشــکیل نميشــد. فرض بــر اینکه این پرونده تشکیل شد اما اگر پول بعد از معاملات صورتگرفته بین دو شرکت به ایران برميگشــت، نه آقایان شــاکي بودند و نه مدعيالعموم طرح دعوا ميکرد، چون موضوع منتفي است .»

وکیــل «م.ش» با بیان اینکــه علت وقوع جــرم پرداختنکردن پول به دولت جمهوري اسلامي اســت، افزود: «دادسرا با پرداختنشدن پول وارد پرونده شــد؛ اگر وزارت نفت ميتوانســت طبق موازیــن معامله کند، دیگر احتیاجي به اصحاب پرونده نبود، بهویژه اینکه وزارت نفت بر اســاس قانون و مقررات خاص خود با فرد یا شــخص وارد معامله نميشود و حتما طرف قرارداد او باید یک شــرکت باشد. شرکتي از اچکي نفت خرید و به هر دلیلي پول را برنگرداند و وظیفه دادســرا بررسي اعادهنشدن پول است؛ پول نفتي که وزارت نفت به متهمان داده، اگر به مصرف دیگر رسیده یا طرف نتوانسته طبق وظایف پول پیمانکاران را پرداخت کند، به موکل بنده ربطي ندارد.»

او با بیان اینکه باندي در بســاط نیست، موکل خود را بچهحزباللهي و جزء بچههاي انقلاب دانســت و گفت: «اینها قصد تصاحب اموال مملکت را ندارند .»

قاضــي: بنا نیســت شــعار دهید. ایــن متهمــان طبق پرونده شــبکه سازمانیافتهاي هســتند که از نخست براساس دسیسه این شبکه را هدایت کردند و البته این ســه نفر به تنهایي نميتوانســتند این همه اموال را ببرند. مدیر شرکت نفت نیکو، مدیرعامل وقت بانک مسکن، وزراي سابق و هرکس که کوچکترین همکاري با این پرونده داشته احضار شدهاند.

غلامرضا مهدوي وکيل شــرکت نفت: به متهمان شــشمیلیارد و 427 میلیون و 500 هزار یورو پول داده شــد تا دســتور پرداخت بــه پیمانکاران براساس آن انجام شــود. پول را چند ماه نگه داشتند و رفتند چیزهاي دیگر خریدند و اینکه ميگویند تحریمها اجازه نداد، درست نیست.

م.ش: بابک زنجاني طبق کیفرخواســت ٩1 بار دروغگو خوانده شده اما حالا که نوبت من رسید او راستگو شد؛ البته من کسي را دروغگو نميپندارم و قضاوت را برعهده دادگاه ميگذارم. نميشــود اتهامات پرونده را براساس متهــم ردیــف اول و اصلي بنیان نهاد. این پرونده کیفري نیســت و حقوقي اســت. در این پرونده بحث بدهي و بدهکار مطرح اســت. «نستراداموس» نبودم که به نیت زنجاني پي ببرم بلکه نهادهاي امنیتي پس از کلي بررسي، به موضوع رســیدند. اصلا نميدانســتم به زنجاني پول نقــدي هم دادند؛ زنجاني همواره ميگفــت با توکل بر خدا و براي کمک به مملکت وارد این میدان شــده است و نظام هم به زنجاني اعتبار داده بود و وقتي به او اعتبار ميدهند، حتما اعتبارسنجي شده است.

قاضي: شــما ميخواهیــد باندي و تشــکیلاتيبودن را رفع کنیــد اما در دفاعیاتتــان این وجود ندارد. زنجاني در اظهارات خود گفته که من از ســال 88 با شمس و فلاح رفیق شدم و به این نتیجه رسیدم که شمس ميتواند در قضیه اقتصادي و نفت کمک من باشــد؛ در جریان نفت، شمس را از انگلیس به مالزي دعوت کردم که فلاح هم حضور داشت. زنجاني گفت که به همراه وکلاي خارجي به مالزي رفتیم و آبان ســال ٩1 به شمس گفتم نفت در حال متروکهشــدن است و شمس براي فروش و انبارداري اعلام آمادگي کرد. بعدا زنجانــي اعلام کرد کــه وزیر نفت گفته تحویل ميدهیم؛ من، شــمس، فلاح و فردي که بهتازگي دســتگیر شــده، امضا کردیم. ســپس به شارجه رفتیم و شــرکت «فال» وضعیت خوبي نداشت اما شمس به من اطمینان داد و گفت خیالت راحت باشد، وضعیت این شرکت خوب است. آنجا دفتر گرفتیم و نیرو استخدام کردیم و شمس نفت را آنجا به فروش رساند.

م.ش: در آن جلســه من و فلاح بودیــم. اینها براي کار بانکي خود آمده بودند و زنجاني دروغ ميگوید؛ زنجاني با انصاري صحبت کرد و از جلســه کــه بیرون آمد، گفت که اینها قابلاعتماد هســتند. من فقط امکانســنجي کردم. جلسه مالزي مربوط به سال 8٩ یا ٩0 است و آن موقع اصلا نفتي در کار نبود. یکي از ایرادات اصلي من این اســت کــه بیش از وظیفه، خودم را درگیر کردم و بقیه خود را کنار کشیدند. از زمان بازداشت زنجاني براي کمک به کشــور، پنجبار به ایران آمدم و چهار بار با مسئولان نفتي جلسه برگزار و فراتر از وظایف خود عمل کردم؛ گزارشهایي درباره «اونر ایر» و «فال» داد.

قاضي: در جلســه مالزي اصلا بحث هواپیمــا مطرح نبوده و تصمیم به انتقال نفت داشتید

م.ش: خواستار رودرروکردن خودم با بابک زنجاني هستم و این اظهارات کذب اســت. در بارنامه فروشنده و خریدار و کسي که تحویل ميگیرد، وجود دارد. در اینجا فروشنده، بخش بینالملل نفت است و خریداري ندارد و یکي از مشکلات این اســت که اصلا بارنامهاي در رابطه با این محمولهها وجود نــدارد. در خیلي از موارد بهویژه این مورد خاص، پیش ميآید که برگهاي را بهعنوان رســید ميدهند، زیرا شــرکت نفت بارنامهها را در خزانه نگهداري ميکند و اگر بارنامه تحویل بدهد، امکان دارد توقیف شود. تمام بارها خارج از بندر و گمرک تحویل داده شــده است. براي اینکه مالکیت کالا احراز شود، رســید انبار گرفتم؛ تا مشــخص شــود مالکیت مربوط به شرکت ایزو است. مسئولیت حمل و هزینه برعهده شرکت خریدار است و من بهعنوان کارگزار ایــن زنجیره را با هم هماهنــگ ميکردم. جرم مــن در انگلیس قاچاقچي دورزن تحریم است در آنجا نفت را قاچاق ميدانند.

قاضي: شــما بابک زنجاني را به مســئولان امین نظام معرفي کردید که واقعیت او چیز دیگري بوده است.

م.ش: افرادي امین، زنجاني را به من معرفي کردند و تأکید شده که براي شکســتن تابوي تحریم وارد میدان ميشــویم. اعتبارات نجومي که شرکت ملــي نفت داده، مقدم بر کارهاي نفتي بوده و از فروردین این اعتبارات داده شده در صورتي که من از مردادماه وارد کار شدم.

قاضي: اینکــه ميگویید افراد امیــن زنجاني را به شــما معرفي کردند، درست نیست؛ شما قبل از بابک با وحیددستجردي آشنا بودید.

م.ش: این آشــنایي مرتبط با برخي مســائل نظام و محرمانه اســت. من معاون بازرگاني کشــتيراني جمهوري اســلامي بودم. اصلا از مسائل قبلي زنجاني و اینکــه شناســنامهاش را تغییر داده اطلاع نداشــتم. آقاي «ي»، معاون وقــت وزیر اطلاعات، هم گفــت که زنجاني فردي مــورد اعتماد و

محل نفوذ تحریمهاســت. فلاح فرد امیني است و من هنوز پشتسر او نماز ميخوانم.

قاضي: اظهارات شــما برعکس است و شــما بابک زنجاني را بهگونهاي دیگر نزد مسئولان نظام جلوه دادهاید.

م.ش: شــما گفتید هر کســي که به زنجاني کمک کرده، شــریک است بنابرایــن بایــد آن چهار وزیــري که نامه را امضــا کردند و بقیــه افراد هم شــریکجرم زنجاني محسوب شوند. مؤسسه «اي.ســي.تي. بنکرز» و «اف. آي.آي.بي» بــا بانکهاي کارگــزار در ایران کار ميکردنــد و تأییدیه وزارت اطلاعات و بانک مرکزي را داشتهاند و حتي چهار وزیر هم نامه زده بودند.

قاضي: شــما و فلاح این دو بانک را بهگونهاي نزد مسئولان جلوه دادید که آمدند بانک ملت را هم شــریک کردند. شــما گفتید بابک کسي است که بانک ملت هم شریکش است و آقاي دستجردي در اظهارات خود گفته که شــمس، زنجاني را معرفي کرده است؛ آیا شــما در فروش نفت به زنجاني نقش داشتید یا نه؟

م.ش: نميگویم نقش نداشتم، اما آن نقشي که مدنظر شماست ندارم و فروش نفت از طریق دستجردي هشت محموله بعدتر بوده است؛ احساس ميکنم شــما ذهنیت خوبي درباره ما ندارید و از قبل محکوم هســتم. مگر معرفي جرم اســت؟ همــه کارهاي تجــاري دنیا با همیــن معرفي انجام ميشــود. آقاي دستجردي بهعنوان یک مســئول در نظام باید امکانسنجي ميکرد.

قاضي: ما گفتیم نفت مملکت را به کسي دادند که تابعیت دوگانه دارد و ميتواند برود و برنگردد که... م.ش: من که آمدم. قاضي: آمدنتان فایدهاي ندارد، نفت و پول با هم رفته است و نميگویید همه پول نفت کجاست. افراد متدیني بودند که قادر بودند بهتر از شما عمل کنند، اما شــما و فلاح و زنجاني طوري عمل کردید که انگار کســي قادر به فروش نفت نیست.

نماینده دادســتان خطاب به متهم ردیف دوم گفــت: چندروز قبل «م» در تحقیق و بازجویي گفته اســت که شــمس مکرر زنگ ميزد که چه کاره هســتي که این محموله به شرکت نفت برگردد؛ پس اگر شما نقش نداشتید چطــور این جمله را به منفرد گفتید که این محموله براي زنجاني اســت و چــرا ميخواهي به شــرکت نفت بازگردد. «س. ج» هــم در اظهارات خود گفته که تمام محمولههاي نفتي را غیر از یک یا دو مورد به شــخص مهدي شمس تحویل داده است.

«م.ش»: زنجاني فردي ســخنور و سخنگوســت و مســائل را با حالت بازاریابي مطرح ميکند. از سال 8٩ نیز با قرارگاه خاتم و شهرداري همکاري داشــته و از سال ٩1 نیز شــریک بانک ملت بوده است. اساس کار بازاریابي این اســت که طرف توانمنديهاي خود را بیشتر از آنچه هست نشان دهد و عرف هم هســت. من بهخاطر ضرروزیانش گفتم. ميخواســتم از بابت خیرخواهي کمک کنم. آقاي «و - د» به من گفته بود زنجاني با وزیر دوستي دارد و اخیرا هم از طریق آقاي فلاح مطلع شــدم که در بحث خرید گوشت و مرغ نیز همکاري داشته است و آقاي «ن.م» را هم فقط یکبار دیدم.

قاضــي: زنجاني ميگویــد مجري کارهاي ما آقایان شــمس و فلاح بودهاند. م.ش: اصــلا چنیــن چیــزي نیســت و ایمیلهاي زنجاني موجود است. در این حین، قاضي مقیسه ادامه رسیدگي به این پرونده را به 27 تیرماه موکول کرد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.