لطفا شمشیر نخورید

Shargh - - سیاست -

پوریــا عالمی:

یکی بود یکی نبــود. زیر گنبد کبود یک آقاپســری بلند میشــود میرود خواســتگاری. خانواده دختره به پســره جواب رد میدهند. پســره هم که یک دل نه، صددل عاشق شده بوده، شکست عشقی میخورد و بعد از ساعت اداری، تنگ غروب آســمون، ســوار موتورش میشــده و میآمده توی محله دختــره و به افق چشــم میدوخته و بعد از نیمســاعت میرفته خانهاش. خلاصه یکدفعه که آمــده بوده و به افق چشــم دوخته بــوده و زیر لب میخوانده: «پشت درهای بسته، عاشق دلشکسته، دوستت دارم عزیزم، عاشقتم هنوزم...» یکهو میبیند که برادر دختره و رفیقش از ته کوچه دارند میآیند. آقاپسر قصه ما با دیدن برادر عروس آینده خوشحال میشــود و میرود جلو که با برادره سلامعلیک کند و ســر صحبت را بــاز کند که ایشــالا در آینده فامیل بشوند. منتها برادر دختره اعصابمصاب نداشته و با شمشــیر میزند آقاپسر عاشقپیشه قصه ما را نصف میکند.

نکات ایمنی

این داســتان مال 400 ســال پیش و مال سال 94 است.

این داســتان مال فیلم «ارباب حلقهها» یا سریال «گیم آو ترونز» نیســت و مال همین ورامین خودمان است.

شمشیر توی داستان واقعا شمشیر است و اینکه یکنفر در قرن حاضر با شمشیر توی خیابان تردد کند طبیعی به نظر میرســد. مثل اینکه من بگویم داییم توی خانه دایناســور نگه مــیدارد که روی تخمش نشسته تا جوجه شود. واقعا شدنی است. اینجا ایران است و «لیانشانپو» نیست. ایــن داســتان تخیلی نیســت و واقعی اســت و «روزنامه ایران» آن را منتشر کرده است.

نتیجهگیری

1- عاشق نشوید. 2- عاشق میشوید، نروید خواستگاری. 3- رفتید خواستگاری و جواب رد شنیدید، بعدا با برادر طرف رودررو نشوید.

4- میخواهید عاشق بشوید، قبلش بروید کلاس دفاعشخصی.

5- میخواهید بروید خواســتگاری، قبلش توی خانه، شمشیرخوردن را تمرین کنید.

6- «بیمه عشــق» یــا «بیمه خواســتگاری» در نظام بیمه کشــور اضافه شود تا وقتی کسی میرود خواســتگاری و دچار خونریزی میشــود یا شمشیر میخورد، بتواند از بیمه استفاده کند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.