بازماندههای غریبی آشنا

Shargh - - ادبيا -

پرنيــان وقفيپــور: کتــاب «بهرام صادقی» که اخيرا در نشر بنگاه چاپ شده اســت، دارای مجموعهنقدهایی درباره بهرام صادقی است. این نقدها هرکدام نوشــته نویســندهای است و مهدی نوید آنها را گرد آورده اســت، عناویــن این مقالات بهترتيــب از این قرار اســت: «بهرام صادقی» نوشــته ســعيد هنرمند، «بهبهانهی خواندن زنجيــر نوشــتهی بهــرام صادقــی» از ماهــان معلمــی، «یادداشــتی بر آقاي نویســنده تازهکار اســت» از آذر نفيسی، «خودکشــی: نزاع خویشتن و دیگران در کلاف ســردرگم» از نسيبه فضلاللهی، «بررسی مسئله هویت در کلاف سردرگم» از ليلا صمدیرندی، «داســتان اذان غروب بهرام صادقی بهمثابــه تمثيلــی از خوانــدن: یک واسازی» از کيوان طهماسبيان و «مرگ و خویشــتن» از نســيبه فضلاللهی. بهرام صادقی شــاعر و داستاننویس نوگــرای نجفآبــادی در 18 دیماه 1315 بــه دنيــا آمــد و در 16 دیماه 1363 در تهران بــدرود حيات گفت. او تحصيلاتــش را در زمينه پزشــکی ادامــه داد، اما اهميــت او در زمينه شــعر و داستاننویسی اســت. بهرام صادقــی اولين داســتان کوتــاه خود را با نام «فردا در راه اســت» در ســال 1335 و در مجله ادبی سخن منتشر کرد. از آثار او میتوان به داستانهاي کوتاهِ «وســواس»، «سراســر حادثه»، «اذان غــروب» و «تاثيــر متقابل» که در مجله ســخن چاپ شدند و «آقای نویسنده تازهکار است» در کتاب هفته، اشاره کرد. چاپ و انتشار این داستانها شهرت قریبالوقوعی برایش بههمراه داشــت. اما پرآوازهترین داســتانش، «ملکــوت» نخســتينبار در فصلنامه کيهان هفته و کمی بعد در مجموعه «سنگر و قمقمههای خالی» چاپ شد و درنهایت بهصورت کتابی مســتقل در ســال 1351 به چاپ رسيد. آخرین داستان او «وعده دیدار با جوجوتسو» بــود کــه در کتــاب «بازماندههــای غریبی آشــنا» منتشــر شــد. صادقی از طرفــداران ادبيــات جنایــی بود و اعتقاد داشــت داســتانهای پليسی داســتانهای خالصی هســتند چون هيچ نوع استفاده غيرداستانی از آنها نمیشــود، پس آنها صرفا داســتان هســتند و نویسنده کار بســيار خوبی کرده اســت که بتواند داســتان خود را به خلوص داســتانهای پليســی برســاند. صادقي همچنين در آثارش از طنــز و کنایــه و اغراق بهــره برد. داســتانهاي او فاقد پایانی قطعیاند و ایــن امر موجب ميشــود خواننده پایانهای چندگانهای پيدا کند. بهرام صادقي جــدا از داســتانهایش تأثير بســياری بر نویســندگان معاصرش ازجمله گلشيری گذاشته است. مرگ از مضامين اصلی آثار صادقی است، نســيبه فضلاللهی در مقاله «مرگ و خویشــتن» در کتاب «بهرام صادقي» در مــورد مرگآگاهی در داســتان «با کمال تاســف» مينویسد: «مرگ یکی از مضامين اصلی آثار صادقی است، او در مقایسه با دیگر نویسندگان ایرانی همچــون هدایــت و یــا دولتآبادی نــه در رثای مرگ زانــوی غم به بغل میگيــرد و نه به اســتقبالش میرود بلکــه مرگ را پيامدی ضــروری برای حيات میبيند. داستان با کمال تاسف، در مورد مردی است که آگهی ترحيم جمع میکنــد و در کنــارش کارهای دیگــر هم میکند پــس او نه از مرگ میهراســد و نه به استقبالش ميرود، آگهیهای مرگ او را از دنيای مردگان جدا میکنــد و به بالوپرگرفتن دنيای او کمک میکنند اما در آخر داســتان مرگ برای او آگهیهای ترحيم شــده و حــالا او در مواجهه واقعی با مرگ گویی دلشوره مرگ به جانش افتاده و تازه فهميده که مرگِ در راه بهسادگی زندگی را پوچ میکند.».

بهمراقبتِ مهدي نوید نشر بنگاه

بهرام صادقي

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.