اصولگراپياسنلرزهها بيهت قدي از كرجتلاوميروند

Shargh - - سیاست -

مرجان توحيدي:

حميد رســايي، عزتالله ضرغامي و ســيدنظامالدين موسوي ايستادهاند تا تقديرنامه و تنديس را به دست اميرحســين مقصودلو يا همان تتلو بدهند، همين تنديس و تقديرنامه را به بهنوش بختيــاري هم دادنــد. اين قاب جديــد اصولگرايي است؛ قابي که در فضاي مجازي بارهاوبارها چرخيد و عباس عبدي هم در توصيف آن نوشت بهتر است ايــن عکس را در دفترش به ديوار بزند با اين تيتر که «اگر عوامل ديگر نتوانست اين جماعت را ذوب کند انتخابات بهخوبي توانست».

از حامد زماني تا کلاهشاپوييها

ماجراي دگرديســي جريان اصولگرايي که البته معلوم نيست به کجا ميرود، از تتلو آغاز نشد، بلکه شــايد تتلو نقطه اوج اين تغييرات باشد. آغازکننده، حامد زماني بود، خواننده پاپي که مضمون اشــعار او موضوعات سياسي روز است. اين چهره برخاف تتلو از همان ابتدا مورد اقبال جريانهاي رســانهاي اصولگــرا، از جمله خبرگزاري فــارس قرار گرفت. تقدير شــد و تور کنســرت گذاشــت. تا اينجا بخش فرهنگي جريان اصولگرا گمان ميکرد که ميتواند بســتههاي فرهنگي و سياسي خود را در قالبهاي نو به نســل جديد معرفي کند. ايــن روند اما کمکم تغيير کرد و سمتوســويي گرفت که ديگر نميشد پيشبينــي کــرد اصولگرايي بــا ايــن تاکتيکها به دنبال تحصيل چه هدفي است. شاهد مثال آن هم حضور «کاهشــاپوييها » در همايشهاي انتخاباتي اصولگرايــي بود. قبــل از انتخابــات مجلس دهم بود که در همايش عطر ياس به مناســبت شهادت حضــرت زهــرا)س(، در کنار مصطفــي چمران و غامعلي حدادعادل، جمعيتي با کت و شلوارهاي مشکي، پيراهنهاي ســفيد يقهخرگوشي، کاهشاپو و ســبيلهاي پهن و آويزان در سالن ديده ميشدند. بعدهــا تصاوير ايــن جمعيــت در راهپيماييهاي روز بيســتودوم بهمن هم بهوفور ديده شد. کسي دليل احيــاي حضور ايــن «تيپ»، آنهم ازســوي جريان اصولگرايي را نميدانســت. بااينحال هنوز تا روشــدن برگ برنده زمــان باقي بــود. انتخابات رياســتجمهوري 96 و دوقطبي رئيسي و روحاني، جريان اصولگرا را بر آن داشــت تــا با هر ابزاري به هدف بينديشــد؛ حتي با قــراردادن خوانندهاي که روزگاري او را مبتذلخــوان شــمرده بودند، در کنار رئيس توليت آستان قدس رضوي و کانديداي اصلي اين جريان.

از مبتذل تا تواب

آذرماه 92 وقتي اميرحســين مقصودلو بازداشت شــد و گاردين در مطلبي به اين بازداشــت اشــاره کــرد، خبرگزاري فارس در مطلبي با عنوان «اشــک تمســاح گاردين براي يک خواننده مبتذل» نوشت: «... تخلفــات و انحرافات اخاقــي اين خواننده رپ زيرزميني اما به همکاري با شــبکههاي ماهوارهاي فارســيزبان محدود نميشــود و دامنه وسيعتري را نيــز دربر ميگيــرد». بعد هم در ادامــه تصاوير ميهمانيهايــي کــه تتلــو در آنها حاضر شــده را بهعنوان سند انحراف منتشر کرده بود.

رپ در ناوشکن دماوند

تتلو دو ســال بعــد؛ يعني ســال 94، اما در عين ناباوري بر عرشــه «ناوشــکن دماوند » ظاهر شــد و ترانــهاي را بــه همان ســبک رپ روي عرشــه و با همراهــي تعدادي از ســربازان ارتــش و با حرکات مخصوص اين ســبک اجرا کرد، بــا محتوايي درباره انــرژي هســتهاي. مجــوز ايــن کليپ را مؤسســه فرهنگي- هنــري اوج گرفته بود؛ ســازماني که در دوره دولت يازدهم مخالفتهاي خود با سياســت خارجي روحاني را در قالــب بيلبوردهاي تبليغاتي و ساخت کارتون به رخ کشــيده بود. در انتهاي اين کليــپ از نيروي دريايــي ارتش و دريادار ســياري، فرمانــده نيروي دريايي تشــکر شــده بــود. دريادار ســياري بعدا در مصاحبهاي با جامجم آناين گفته بود بهخاطــر اين کليپ مؤاخذه شــده اســت، اما توضيحــي درباره محتواي اين مواخــذه نداده بود. او گفته بــود: «ما براي اجرا در نــاو دماوند به آنها مجوز داديم، البته شــرط گذاشــتيم که آنها پس از ســاخت کليپ و پيش از پخــش، آن کليپ را به ما نشــان بدهند، متأســفانه کليپ را پيش از پخش به ما نشان ندادند».

حمايت از تتلو

انتشــار اين کليپ اگر با نقــد برخي اصولگرايان همراه شــد، اما حمايت و هوراي برخي چهرههاي تندرو ايــن جريان و وابســته به جريــان پايداري را برانگيخــت. بهعنواننمونــه وحيــد يامينپــور در توصيف کليپ هســتهاي نوشــته بود: «... مصرف فرهنگي نوجوانان و بخشــي از جوانان ما معطوف بــه همين سلبريتيهاســت. بــه نظرم از بســياري از کارهــاي دخترپســري که شــانس پخششــدن از تلويزيــون را دارند، بهتر اســت. يادمان باشــد از هرکسي به اندازه خودش بايد انتظار داشت». سايت الف، متعلق بــه احمد توکلي هم از اين کار تمجيد کرده و در يادداشتي نوشته بود:«... (تتلو( توانست با ارائه موزيکويدئوي انرژي هستهاي تصويري جديد از خــود ارائه دهد که در نتيجــه آن زمينه افزايش مقبوليت او در جامعه هنري و بين جوانان دوستدار دستاوردهاي شاخص و راهبردي کشور مهيا شد.»

بازداشت و وساطت جديدي

باوجود ايــن تعريفوتمجيدها امــا تتلو باز هم بازداشت شــد؛ شهريور 95. گفته شــد تتلو پس از احضار در دادســراي فرهنگ و رسانه اتهام خود را تشــويق فساد و فحشــا عنوان کرده بود. مقصودلو بعــد از آن در پيج خود به بازپــرس پرونده مطالبي را عنوان کرده بود که به اتهام توهين به قاســمزاده )بازپرس پروندهاش( بازداشت شد.

او بعد از اين بازداشــت که زمــان زيادي هم به طــول نينجاميــد، تصويــري از ديدارش بــا عباس جديدي را منتشــر کرد. عباس جديدي درهمينباره به روزنامه خبر ورزشــي گفته بــود: «خانواده آقاي تتلو وقتي با شاکي پرونده مواجه و متوجه ميشوند ايشــان کشــتيگير و گوششکســته هســتند، براي وســاطت و گرفتن رضايت به بنده مراجعه کردند... ايشان)قاســمزاده( را از قبــل و زماني که کشــتي ميگرفتند، بهعنــوان يک قهرمان بااخاق و پهلوان ميشــناختم و با مراجعه حضوري، نهتنها روي مرا زمين نينداختنــد، بلکه با اعام رضايتشــان، زمينه آزادي تتلو را فراهم کردند.»

تغييرات محسوس

تتلو بعد از اين آزادي بــود که کمکم در تصاوير و پســتهايي که منتشــر ميکرد، تغييراتي را ايجاد کــرد. او از مخاطبانــش کــه از مرز چهــار ميليون نفر گذشــته و عمدتــا نوجوان و جوان محســوب ميشوند، ميخواست تا نماز صبح خود را بخوانند و قضا نکنند. يا در نمونهاي ديگر، با انتشــار بخشي از آيــات 102 و 103 ســوره نســا، در پيج خود چنين تفســيري از اين آيات نوشــت: «خواهــش ميکنم اين يه صفحه رو معنيــش رو بخونيد تا به معجزه قرآن پــی ببريد!! تمام اين حرفا و پســتاى اين چند وقته خاصه ميشــه تو همين يه صفحه !! دشــمن کارى ميکنه که از اســلحه و اســباب و لباس جنگ خــود غفلت کنيــد )حجاب( )انرژى هســتهاى( تا اونارو کنار بذاريد و بتونه بارانی از بيمارى رو براتون بفرسته!! و دشــمن ميخواد که بين ما تفرقه بندازه تا يهو بهمون حملهور شه!! خواهش ميکنم غرور و تعصــب بیجــا رو بذارين کنار و فقــط يك بار به حرفايی که ايــن چند وقته زدم فکــر کنيد و معني هميــن يك صفحه از قــرآن رو بخونيد !! خواهش ميکنم». او پســتهاي متعددي را درباره حجاب و مباحثي از اين دســت، منتشر کرد و بعد هم در کنار رئيسي ظاهر شــد؛ گويي اين مقدمهچيني براي اين حضور لازم بوده اســت. حضور تتلو در کنار توليت آســتان قدس رضوي، موجــي از نارضايتــي را در ميان چهرههاي ســنتي اصولگرا ايجاد کرد؛ اگرچه چهرههاي نوگراي اين جريان، تصور ميکردند با اين وسيله ميتوانند تبليغات را عليه رئيسي خنثي کرده و جمعي از رأياوليها را هم به ســمت خود سوق دهند؛ اما چنين نشد.

رئيسي و تتلو

رئيســي در اوليــن گفتوگــوي خــود بعــد از انتخابات، ديــدارش با تتلو را چنيــن توصيف کرده بود: «.. با اينکه بعد از نماز بايد با عجله به ســمت پرواز ميرفتم؛ اما نشستم و سه تا چهار دقيقه او را به خاطر ترانهاي که براي امام رضا)ع( خوانده بود، تحسين و تشويق کردم و رفتم... خيلي متأسف شدم وقتي شنيدم تصاوير نامناسبي از گذشته که او از آنها اعــام برائت کرده، با طراحي همــان اتاق عمليات رواني بهطور گسترده در فضاي مجازي پخش شد. خُب، اين کار خيلي زشت و حرام بين و اشاعه فحشا از جواني اســت که اظهار ميکند من توبه کردهام. اين گناهي عظيمتر است.»

تتلو بهطور رســمي متن يا صــوت يا ترانهاي که بوي توبه بدهد، منتشــر نکرده است. تنها تغييراتي در مضامين برخي از پســتهاي خود داده اســت، آنهم يکي در ميان. هنوز هم عاشــقانه ميخواند و کليپهــاي او از شــبکههاي ماهــوارهاي پخش ميشــود؛ با اين تفاوت که اکنون يک جرياني پشت اوست که او را تواب معرفي ميکند. در همان جشن فارس، قاب جديدي هم از تتلو ارائه شــد. تصويري که تتلو وقتي از کنار بختياري رد ميشود، دستش را به ســبک مذهبيها و سياسيها به نشانه ارادت به سينه ميگذارد و سرش را به زير مياندازد.

توضيح رسايي

حميد رســايي دقيقا بــه همين مطلب اشــاره کــرده و در کانــال خود نوشــت: «آقاي موســوي )مديرعامــل خبرگزاري فارس( بــا خنده گفت حالا کــه آمديد، ميخواهيم در زمــان تقدير از آنها روي جايگاه، شــما را هم دعوت کنيم تا در کنار دوستان ديگر، هديــه آنها را بدهيــد، موافقايــد؟ خنديدم و گفتــم بالاخــره لنگهکفش هــم در بيابان نعمت اســت! گفت از اين بابت ميگويم که تتلو را هم به جايگاه دعوت ميکنيم. گفتــم مگر تتلو جزام دارد که من از او بترســم و دوري کنم... آقاي مقصودلو گذشتهاي داشــته که از آن گذشته، اظهار پشيماني کرده... اگر به صفحات مجــازياش مراجعه کنيد، نهتنها اثري از آن گذشــته نميبينيد، بلکه تاشش براي جبران آن قابل ديدن اســت...». رسايي ادامه داده اســت: «با صراحت و بدون لکنت ميگويم که امثال اين خواننده با اين ظاهر متفاوت اما پشــيمان از گذشــتهاش و پرتاش بــراي جبران آن، شــرف دارد بــر برخي از انقابيهاي با ريش اما پشــيمان از گذشــته...؛ چه آنها که در صف اصولگراياناند و چه آنها که در صــف اصاحطلباناند، چه آنها که عمامه به سر دارند و چه آنهايي که کروات به يقه.»

از کاه کوه ساختند

محمدصالح جــوکار، از نماينــدگان اصولگراي مجلس، هم با بيان اينکه بعضي اين جريان را بزرگ کردهاند و از کاه کوه ســاختهاند، به «شــرق» گفت: «اميرحسين مقصودلو فردي هنجارشکن بوده، حال به آغوش جامعه برگشــته، آيــا او را بايد طرد کرد؟ او بــه نظام و کشــور خدمت کرده و الان شــهروند خوبي شــده اســت». او با بيان اينکه «درِ توبه براي همه باز اســت»، گفت: «ما مسئول بهشت و جهنم رفتن مردم نيستيم. فقط در چارچوب قانون اساسي حرکت ميکنيم. به عنوان مســلمان وظيفه ارشــاد داريم و به خاطر اعمال گذشــته نبايد شــخصي را طرد کرد .»

تحليل عباس عبدي

عبــاس عبدي هم با اشــاره به همــان تصويري که تتلو تنديس را از حميد رســايي دريافت ميکند، نوشته است: «آنهايي که هنوز به اهميت انتخابات به عنوان يک عامل مهم تغيير در باورها و ارزشها ايمان نياوردهاند، اين عکس را هر روز چند بار ببينند. اصولگرايــي را ميتوان به پيش و پس از اين عکس طبقهبندي کرد. احتمالا اين عکس را بدهم در قطع مناســب چاپ کنند و در دفترم بزنــم با اين تيتر که اگر عوامل ديگر نتوانست اين جماعت را ذوب کند، انتخابات بهخوبي توانست.

بــه قــول مارکــس در مانيفســت در توصيف مدرنيته: «هر آنچه ســخت و اســتوار اســت، دود ميشــود و به هوا مــيرود». اين جماعــت که نه ســخت اســت و نه اســتوار؛ براي دودکردنشان، کوشــش براي کســب چند رأي ناقابل و البته حال کافي اســت. ضمنا عامت تاج را بر کاه و آســتين بالازده را نــزد آقاي تتلو ببينيد تا همه چيز روشــن شود .»

دگرديسي با چه هدفي

جريــان اصولگرا در اين دگرديســي به ســمت گزينههــا و برنامههايي ميرود کــه زماني در قبح آنها مينوشــته يــا در خيابان براي برخــورد با آن ظاهر ميشده است. محصول اين تغييرات، مسعود دهنمکي اســت که دگرديسي داشــت و به عرصه فيلمســازي روي آورد. بــراي فيلمهايــش فرش قرمز پهن کرد و در قــاب تصاوير، در کنار بازيگراني بــا تيپهاي خاص قرار گرفت. حالا صداوســيماي ملــي، اگرچه هنوز در نشــاندادن آلات موســيقي احــکام شــرعي را مدنظر قــرار ميدهــد، جريان اصولگرايــي در انتخابات ســراغ رپــری زيرزميني مــيرود و از او براي تأمين مقاصــد انتخاباتياش استفاده ميکند. اينها اگرچه تاکتيکهاي انتخاباتي جريان اصولگــرا بود که نتوانســت نتيجه دلخواه آنها را به دســت دهد؛ اما در کليت ماجرا نشان از پوستاندازي در سبک زندگي جرياني دارد که خود هم نميداند به چه ســمتي در حرکت است. هنوز يک شــاخه اين اصولگرايــي روز عفاف و حجاب را بــا دادن گل به زنها در خيابانها گرامي ميدارد و يک شــاخه ديگر آن، به دنبال توجيه براي استفاده از يــک رپــر زيرزميني اســت تا بتواند بــه مقصود برسد با هر روشــي؛ مصداق هدف وسيله را توجيه ميکنــد؛ يعني دســت يازيــدن به رپــري که تمام بدنش خالکوبي است، آســتينهايش را بالا زده و از حميد رسايي تنديس دريافت ميکند و روي کاه خــود عامت تاج دارد تا با اين آرم بخواهد خود را سلطان موسيقي ايران معرفي کند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.