مدير ملي براي کليدداري پايتخت

Shargh - - اقتصاد -

همچنين بههمريختگي انضبــاط و نامعلومبودن تعاريف حقوق و تکاليف شــهروندي، انتخاب شهردار پيچيدهتر شــده اســت، بهنحويکه اجماع بهسختي حاصل ميشــود. اکنون چه بايد کرد؟ به نظر ميرسد توجه به تجربه دورههاي گذشــته و رويههاي اجرائي و تجربه عام ملي و جهاني، راهنما و راهگشــا باشــد. نخســت آنکه بايد بدانيم انتخاب شــهردار تصميمي اساســي و در راستاي ترسيم اســتراتژي اجرائي اداره شــهر اســت. پس توجه به تجربه دورههاي گذشته از منظر کلان، راهگشاســت. در يک دســتهبندي کلي ميتوان اين گروهها را نامــزد بالقوه انتخاب بهعنوان شهردار دانست:

1. مديــران اجرائــي نهاد مديريت شــهري برآمده از بدنــه نهاد مديريت شــهري2. مديــران اجرائي که بهواسطه ســوابق اجرائي در ســطوح ملي و مياني، مدتي در شــهرداري فعاليت کرده و سپس از ساختار مديريت شــهري فاصله گرفتهاند.3. مديران ملي که در سطوح کلان در حوزه نظام شهرنشيني، شهرسازي و برنامهريــزي شــهري، راهبــري و سياســتگذاري کردهاند.4. وزرا و مديران ارشــد غيرمرتبط با مســائل شــهري5. نظريهپــردازان مديريــت و برنامهريــزي و سياستگذاري شهري

در گروه اول، نقطه قوت، شناخت از شهر و فرايند اداره شهر اســت. نقطهضعف، اين احتمال است که باوجود آشنايي با مشکلات، احتمالا راهکارهايي براي رفع آنها ســراغ نداشتهاند که مدار ناپايدار و کمابيش معيوب فعلي همچنان ادامه يافته است.نقطه قوت گروه دوم، شناخت از حوزههاي متکثر اجرائي خارج از شهرداري است، در مقابل نقطهضعف آنها اين است که پيوســتگي و وابستگي آنها به شــهر و شهرداري همانند گروه اول پايدار و اســتوار نيســت.گروه سوم که عملا شــامل وزيــران و معاونان آنهــا و معاونان رئيسجمهــور هســتند و در ســطوح کلان در حوزه نظام شهرنشــيني، شهرســازي و برنامهريزي شهري، راهبري و سياستگذاري کردهاند.گروه چهارم مديران ارشد غيرمرتبط با مسائل شهري هستند که نسبت به گروه ســوم اولويت کمتري دارند و قطعا بيپشتوانه نظريهپردازان و مديران اجرائي شهري، فاقد کارآمدي لازم و اثربخشي مناسب خواهند بود.گروه پنجم، يعني نظريهپردازان مديريت و برنامهريزي و سياستگذاري شهري که همواره بهعنوان مشاوران عالي مديران دو طيف بــالا و در جهت تربيت نيروهاي متخصص گام برداشــتهاند. اين گروه هرچند اطلاع و درک مناســبي از حــوزه نظــر در جهــان دارند، اما در ســاحت اجرا نيازمند پشــتيباني جدي مديران اجرائي و به احتمال قابلتأملــي از منظــر تجربههاي اجرائي از نشســتن در جايگاه يــک مدير اجرائي دور هســتند.ملاکهاي عمومي نيز در عرصه جهاني و بهعنوان شاخصهاي بينالمللي براي شــهرداران در دست است که اغلب آنها را بر اســاس نظريه حکمروايي شايســته شهري تبيين کردهاند. مهمترين اين شــاخصها عبارتاند از: شفافيت، توان گفتوگو با مديران شهري، شهروندان، سازمانهاي مردمنهاد، متخصصان و...، اجماعگرايي، کارايــي و اثربخشــي، قانونمندي، بينــش راهبردي، مشارکتبخشــي، عدالت و باور بــه درآمدهاي پايدار شــهري.تعيين اولويت ميان اين گروهها و شاخصها، مســتلزم گفتوگوي پايدار، همانديشــي و همافزايي اســت؛ گفتوگويي که در آن امکان شنيدهشدن همه نظرات وجود داشته باشــد. خوشبختانه اين فرصت پــس از انتخاب اعضاي جديد شــورا که از طيفهاي مختلــف علمي و اجرائــي جامعه هســتند، فراهم شده اســت.فارغ از همه اينها، مقتضيات اجتماعي و اداري مديريت شهري در ايران نيز شاخصهايي را به ما الزام يا دستکم پيشــنهاد مؤکد ميکند، از جمله اينکه شــهردار، بهويــژه در پايتخــت و کموبيش در کلانشهرها، بايد توان هماهنگي و همکاري با نهادها و ســاختارهاي رسمي و حتي غيررسمي، ولي مؤثر و کارساز را در جريان مناسبات شهر و شهرنشيني داشته باشــد. از ملاحظات جانبي انتخاب شهردار، يکي اين اســت که نگاهکردن به شــهرداري تهــران بهعنوان ســکوي پرش، از نگاههاي آسيبزاست و بايد جلوی صاحبــان چنين نگاهي ايســتاد. فعاليت در مديريت شــهري با فعاليت در وزارتخانهها و نهادهاي ديگر، حتي همســو، تفاوتي ســاختاري و اساسي دارد. اول آنکه فعاليت شــهرداري، روزانه، مستمر و مکانپايه است و عمل مديريتي اغلب، گروهي از ساکنان شهر را بيدرنگ تحتتأثير قرار ميدهد .بايد به ياد داشت که بهواســطه فعاليت طولانيمدت مديريت شهري پايتخت، چالشها و مشــکلات ديگري نيز پيشروي شــهردار خواهد بود، از جمله اينکه پاســخگويي به حوزههاي مختلف کــه تعهد، بهويژه تعهدات مالي، در آن ايجاد شــده است، چندينســال زمان ميبرد. همه اين جزئيات نشــان ميدهد، انتخاب شــهردار، آزمونــي جامع براي منتخبان جديد اســت. انتخاب شــهردار، تصميمي اســت کــه بايد نهتنها شــرايط پاســخگويي مديريت شــهري را فراهــم آورد، بلکه امکان طراحي فرايندهاي شــفاف نظارتــي را براي شــهروندان و منتخبان آنها نيز ميسر کند؛ تصميمي که نهتنها شــوراي شــهر، بلکه مردم را همراه خود کند و بهگونهاي باشد که ساکنان تهران احساس کنند شهروندان پايتخت هستند. به همه اينها، اين نکته را ميافزايم که چون شهر تهران پايتخت کشور و جايگاه تمرکز تقريبا تمامي نهادها و ارگانهاست، سرنوشت مديريتي تهران، اثري جدي بر تمام کشــور دارد و به همين دليل هم که باشــد، به نظر ميرســد انتخاب مديري که داراي تجربههاي ملي باشــد، از مهمترين شاخصهها براي انتخاب شهردار است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.