مروري بر چچگوشنگميتوش كياط گلوزارتخانشهنوزيرظاانملاعات حسين جلالي

Shargh - - سیاست -

یکي از حســاسترین نهادهاي هر کشور، سازمان اطلاعاتي آن کشــور است. نهادي که بعد از پیروزي انقلاب در ایران، شــکل وزارتخانــه به خود گرفت و نیروهایش با عنوان «سربازان گمنام امام زمان)ع») شناخته ميشــوند. تاریخچه تشــکیل نهادي براي کسب اطلاعات و مسائل امنیتي در ایران به سه سال بعد از کودتــاي 28 مرداد ســال ۱332 برميگردد. اسفند ۱335، ســازمان اطلاعات و امنیت کشور که به «ساواک» معروف شد، با تصویب مجلس شوراي ملي تأسیس شد و بهعنوان یکي از زیرمجموعههاي نخســتوزیري شــروع به فعالیت کرد که بر اساس آن، رئیس این ســازمان معاون نخســتوزیر بود اما شاه آن را منصوب ميکرد. وظیفه اصلي ساواک نیز کســب اطلاعات لازم براي حفظ امنیت ملي، کشف جاسوســي، مقابله با ناقضان قوانین ضد ســلطنت و ضد مبــارزه مســلحانه، مرتکبان جرائــم نظامي و عاملان ســوءقصد به جان شــاه و ولیعهد بود. تا پیش از تصویب ســاواک، اداره اطلاعات شــهرباني، مسئولیت برقراري امنیت کشــور را برعهده داشت. این سازمان 22 سال به فعالیت خود ادامه داد اما با اوجگیري انقلاب، محمدرضا پهلوي دســتور انحلال آن را صادر کرد.

با پیــروزي انقلاب، تا 27 مرداد ســال ۱3۶2 که قانون وزارت اطلاعات در مجلس تصویب شد، چنین وزارتخانهاي در دولت وجود نداشت و فعالیتهاي اطلاعاتــي در قالب ســازمانهاي متعدد و معمولا بهصــورت غیرمنســجم صــورت ميگرفــت. البته تلاشهایي به منظور سازماندهي نهادهاي اطلاعاتي انجام شــد که به موفقیت خاصي دست نیافتند. در آن برهه، براي مقابله با گروههاي تروریســتي و نفوذ خارجي، نهادهــاي «دفتر اطلاعات نخســتوزیر،» «تیم اطلاعاتي سپاه پاسداران» و «کمیتههاي انقلاب اســلامي» فعالیت داشتند. آشــفتگي سازمانهاي اطلاعاتــي در اول انقلاب، هنــوز هم بعضيها را به اشتباه مياندازد و روایتها را دچار اغتشاش ميکند.

چنــدي بعد از انقلاب، پراکندگــي و تداخلهایي که در امــور اطلاعاتي و امنیتي صــورت ميگرفت، باعث شد شــهید محمدعلي رجایي «دفتر اطلاعات نخستوزیري» را تأسیس کند و امور اطلاعاتي میان سپاه و ارتش و کمیته و شهرباني تقسیم شود.

سعید حجاریان از فعالان اطلاعات نخستوزیري، فضــاي پیــش از تأســیس وزارت اطلاعــات را در مصاحبه خود با مجله «اندیشه پویا» اینگونه شرح داده اســت: «از اواخر بهمــن 57 و روزهاي بعد از پیروزي انقلاب عمدتا قدرت به دست کمیتهها افتاد. در هر محلهاي توســط نیروهــاي مردمي در محل، کلانتريها، مســاجد و مراکز پیشاهنگي و کانونهاي جوانان کمیتههاي مردمي تشــکیل شدند. هر کمیته هم در حد خودش ضمــن کارهاي امنیتي جاري به جمعآوري اطلاعــات ميپرداخت و عمدتا در زمینه اطلاعات داخلي واحــدي در هر کمیته به نام واحد اطلاعات شــکل گرفته بود. به دلیل عدم فرماندهي واحــد، نوعــي ملوکالطوایفــي در کار کمیته و کار اطلاعاتي آنها به وجود آمده بود».

او در ادامــه گفتــه اســت: «چــون تمرکــز، ســرویسدهي و هماهنگي وجود نداشت، نهادهاي مختلف براي خود کار اطلاعاتي ميکردند. با فاصله کمي از انقلاب، ســپاه پاســداران تشکیل شد و آنجا هــم کارهــاي اطلاعاتي صــورت ميگرفت. قضات هم در زمینه پروندههایي که در اختیارشــان بود کار اطلاعاتي ميکردند؛ خصوصــا قضاتي که در زمینه ضدخــرابکاري و ضدجاسوســي و ضدامنیتي کار ميکردند. مثلا خاطرم هست که آقاي خلخالي یک تیم اطلاعاتي داشــت که در زمینــه پروندههاي در اختیار ایشان به جمعآوري اطلاعات ميپرداختند».

این ســازمانها در کنار اطلاعات نخســتوزیري که ســعید حجاریان در آن فعال بود، مسائل مربوط به حوزه اطلاعــات را پیش ميبردند. او درخصوص تقســیم کار دو ســازمان اصلي اطلاعاتي تا پیش از تأســیس وزارت اطلاعات ميگوید: «مسائل خارجي بــه مــا ]اطلاعــات نخســتوزیري[ مربــوط بود و امنیت به ما ربطي نداشــت، مســئولش ســپاه بود و آنهــا پرونده را جلو ميبردند».اما این تقســیم کار بدون موازيکاري نبود. بعضي از مســائل باعث شد موسويخوئینيها با حکمي از امام «ستاد سهنفره» را تشکیل دهد؛ ستادي متشکل از موسويخوئینيها، یکي از اعضــاي اطلاعات نخســتوزیري و یکي از اعضاي سپاه بهمنظور بهوجودآوردن هماهنگيهاي لازم که راه به جایي نبرد.

وزارت اطلاعات چگونه تأسيس شد

لایحه تشــکیل وزارت اطلاعات در سال ۱3۶2 از سوي دولت میرحسین موسوي، نخستوزیر آن روز، تهیه و به مجلس شــوراي اسلامي ارائه شد. اما در مجلس درباره اینکه این ســازمان زیر نظر کدامیک از ارگانهــا اداره شــود، اختلافنظر وجود داشــت. عدهاي معتقــد بودند تشــکیلات اطلاعاتي باید زیر نظر سپاه پاسداران اداره شود، ولي عدهاي دیگر، این سازمان را زیر نظر قوه قضائیه قرار ميدادند. عدهاي نیز آن را جزئي از نهاد ریاستجمهوري ميدانستند و حتــي گروهي معتقد بودند به دلیل حساســیت و اهمیت تشــکیلات اطلاعاتي، سازمان اطلاعات باید زیــر نظــر بالاترین مقام کشــور یعني رهبــري اداره شــود. اما در نهایــت به جاي «ســازمان اطلاعات» لایحــه وزارت اطلاعات در دســتور کار قرار گرفت تا از یک طرف مجلــس و از طرف دیگر رئیسجمهور بر عملکرد آن نظارت داشــته باشــد.چرا تشکیلات اطلاعاتي جمهوري اسلامي ایران یک وزارتخانه شد و نه ســازمان یا معاونت؟ سعید حجاریان دراینباره گفته اســت: «یــک روز احمد آقا به مــن زنگ زد و گفت امــام راجع به این طرح نظــر مخالف دارند و ميپرســند کجاي دنیا اطلاعات وزارتخانه است که شــما ميخواهید وزارتخانه درســت کنیــد. من دو اســتدلال آوردم. آن موقــع آقــاي صافيگلپایگاني دبیــر شــوراي نگهبان بود، ایشــان معتقــد بود که چــون وظایف و اختیارات رهبري در قانون اساســي احصا شده است و این به معني حصر این اختیارات است عملا تشکیل ســازمان اطلاعات توسط رهبري مخالف قانون اساسي اســت و اگر امام بخواهد که این تشکیلات را سامان بدهد باید از موضع بنیانگذار نظام حکم حکومتي بدهد و خارج از قانون اساسي اقدام کند. من این اســتدلال آقاي صافي را به اطلاع امام رساندم.

موضــوع دیگري را هم که مطــرح کردم این بود که بالاخره ممکن است در جریان کارهاي اطلاعاتي و امنیتــي اقداماتــي خــلاف قانون صــورت بگیرد. شکنجهاي شود. مشــکلي براي بيگناهي به وجود آید. اینها اگر کارشــان مســتقیم زیر نظر امام باشــد این مســائل هم به پاي ایشان گذاشته ميشود. امام هر دوي این اســتدلالها را پذیرفت و نظرشان تغییر کرد». حجاریان دلیل اصلي پافشاري بر تعریفکردن تشــکیلات اطلاعاتــي ذیل یک وزارتخانــه را امکان نظارت مجلس بر آن ميدانست.

سرانجام قانون تشکیل وزارت اطلاعات در جلسه روز پنجشنبه 27 مردادماه ۱3۶2 در مجلس شوراي اســلامي تصویب و به تأیید شــوراي نگهبان رسید. پیش از تصویب قانون این وزارتخانه نیز در تاریخ 29 اردیبهشت همان سال، قانون تعیین ضوابط و شرایط «وزیر اطلاعات» با تأیید شوراي نگهبان تصویب شده بود که براســاس ایــن ضوابط، وزیــر اطلاعات باید داراي این شرایط باشــد: «تحصیلات در حد اجتهاد - اشــتهار به عدالت و تقوا - داشتن سابقهاي روشن از نظر سیاسي و مدیریتي - عدم عضویت در احزاب، سازمانها و گروههاي سیاسي».

میرحســین موســوي به عنوان نخســتوزیر در همان زمان، اسماعیل فردوسيپور را به عنوان اولین وزیــر اطلاعات به مجلس معرفي کرد اما با 74 رأي موافق، 47 رأي مخالــف و 40 رأي ممتنع، موفق به کســب رأي اعتماد مجلس نشد. نخستوزیر، حدود یکســال بعد یعني در تاریخ 24 مرداد ۱3۶3، اینبار محمد محمدي ريشــهري را بــراي تصدي وزارت اطلاعــات به مجلــس معرفي کرد که ســرانجام از مجمــوع 200 رأي مأخــوذه بــا ۱7۶ رأي موافق، ۱۱ رأي مخالــف و ۱3 رأي ممتنع بــه عنوان اولین وزیر اطلاعــات انتخــاب شد.مرســوم و عرف اســت که چند وزارتخانه با نظر مشــترک مقام معظم رهبري و رئیسجمهوري منصوب شــوند. ایــن هماهنگي درخصوص انتخاب اولین وزیــر اطلاعات نیز وجود داشت؛ ريشــهري در برنامه «شناسنامه» گفته بود: «امام خمیني به من فرمودند من به آقاي موســوي گفتــهام هــر وزیري کــه ميخواهي انتخــاب کني، مختاري. اما در مــورد وزیر اطلاعات باید با موافقت من فرد مورد نظر انتخاب شــود و آقاي موسوي هم شما ]ريشهري[ را معرفي کرد و من هم با توجه به آشنایي که نســبت به شما داشتم، با حضور شما در وزارت اطلاعات موافقت کردم».

علي فلاحیان که خود نیز سابقه وزارت اطلاعات را دارد، در برنامه اینترنتي «خشــت خام» و در پاسخ به پرسشي درباره اینکه آیا مقام معظم رهبري وزیر اطلاعات را مشــخص ميکند، گفته اســت: «...فکر نميکنم قانون باشــد اما بالاخــره رئیسجمهور و همه قوا زیرنظر رهبري هستند. ]وقتي فهرست وزرا آماده ميشــود[ این فهرســت به آقا داده ميشود. روي چندتا وزیر حساسیت بیشتري است: وزیر کشور، وزیر اطلاعات، وزیر خارجه و وزیر دفاع».

دانشآموختگان مدرسه حقاني

نکته جالــب اینکه چند نفــر از وزراي اطلاعات همچون علي فلاحیان، علي یونسي و محسنياژهاي، دانشآموخته مدرسه حقاني بودهاند. این مدرسه در اواخــر دهه ۱330 در قم و بــه منظور تربیت طلابي آگاه و تشــکیلاتي بهوســیله شــهید محمدحســین بهشتي و شهید علي قدوسي تأسیس شد.

مصطفي پورمحمدي که اکنون وزیر دادگســتري دولت حسن روحاني اســت دراینباره به خبرگزاري مهــر گفته بــود : «علت برجستهشــدن این موضوع این اســت که مرحوم آیتالله قدوســي که دادستان انقلاب شــدند از تعــدادي از ما دعــوت کرد و یک تیم ۱5، 20 نفرهاي به دادســتاني کل رفتیم و حاکم شرع و دادستان شدیم یا مقامات قضائي را برعهده گرفتیم. وقتي وزارت اطلاعات تشــکیل شــد و آقاي ريشــهري وزیر اطلاعات شــدند، پنج یا شش نفر از مدرسه حقاني به وزارت اطلاعات رفتیم.»

علي یونســي، وزیر اطلاعات دولــت اصلاحات، نیــز درباره چگونگي انتخابشــدن خــود براي این وزارتخانــه به «شــرق» گفته بود: «دوســتان آقاي خاتمي مثل کروبي و موســويخوئینيها به ایشــان پیشــنهاد کــرده بودند که من را معرفــي کند. آقاي خاتمي به حســاب اینکه من یکي از طلاب مدرســه حقاني هستم و طلاب مدرسه حقاني هم به تندروي معروف هســتند بنــده را معرفي نکرد؛ امــا بعد از مشــکلي که براي وزیر اطلاعــات پیش آمد؛ با مقام معظم رهبري تبادلنظر و توافق کردند و من معرفي شدم .»

تا به حال هفــت وزیر اطلاعات در این وزارتخانه فعالیت داشتهاند که در دوران آنها اتفاقات خاصي نیز رخ داده اســت. در اینجا مرور کوتاهي بر این وزرا و کارنامه آنها داریم:

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.