تبدیل رانت منفی به رانت مثبت در گذار به توسعه

Shargh - - سیاست -

برای حل اين معضل که پيشروی همه دولتهای بعد از انقلاب بوده و الان هم يکی از مشــکلات بزرگ دولــت دوازدهــم هم هســت، میتوان بــه تجارب کشــورهای چين، هند، ويتنام، کره، شــيلی و... توجه کرد. در اقتصادهای روبهتوســعه شيوهای که در پيش میگيرند، دادن رانت مثبت به شــبهدولتیها و بخش غيررسمی اقتصاد اســت، نه رانت منفی و انحصاری تا بتوانند اقتصادی رقابتی و شــفاف را ســامان دهند و انباشــت صورت بگيرد و اين انباشتی که در اقتصاد صورت گرفت، بايد در بازتوليد و سرمايهگذاری استفاده شــود.در آلمان بعد از جنگ دوم جهانی ارهارت وزير اقتصاد قدرتمند کابينه گفت من پنج سال اجازه تورم به اقتصاد آلمان میدهم تا تراســتها انباشــت کنند و بعد بايد به ملت پاســخ بدهند. در اقتصاد ايران در دوره ۱0ســاله اخير سالانه حداقل صد ميليارد دلار به صاحبان ثروت در جامعه رانت داده شده است! از مدير کارخانه دولتی گرفته تا بخش بورژوازی وارداتمحور و بورژوازی مســتغلات. از افزايش صددرصدی قيمت زمين چقدر رانت درمیآيد؟ به صورت متوســط صد ميليارد و اين به توليد برنمیگردد. متوسط ۱0 سال اخير سرمايهگذاری در بخش صنعت ۲0 ميليارد است ولی در اين اقتصاد غيررســمی و نامولد صد ميليارد رانت توليد شــده اســت. در اينجا صد ميليارد میگوييم که کسی مناقشه نکند! فاصله صد ميليارد تا ۲0 ميليارد را در نظر بگيريد، بازتوليد و توزيعی صورت نمیگيرد اين يعنی رانت منفی. ‪8 0‬ ميليارد را کجا بردهاند؟ اين يعنی فساد و عدم شايستهسالاری. توسعه متوازن، سيستمی بــه وجود مــیآورد که براســاس شايستهســالاری و شفافيت باشد و شايستهســالاری يعنی نظارت کامل و مطلــق! فرماندهان ارتش کرهجنوبی هم همين کار را کردند و حزب کمونيســت چين نيــز همين رويه را در پيش گرفتند ولی در ايران تاکنون اين شــرايط مهيا نبوده اســت چون فقط حوزه عمومی فعال میتواند در ايران اين کار را انجام دهد.در اقتصاد توسعه يکی از تقسيمبندیها که صورت میگيريد و اين مفهوم تقريبا بين همه مشترک است، تفکيک روشنفکران رسمی و غيررسمی است. روشنفکران رسمی همانهايی که در حاکميتاند و روشنفکران غيررســمی در دانشگاهها و مؤسســات پژوهشی مســتقل قرار دارند و با نظارت دموکراتيک حاصل کارشــان در مسير توسعه متوازن قرار میگيرد. اقتصــاد کنونی ايران حاصل برنامههای روشــنفکران رســمی اســت که تا به حال يک برنامه ايجابی و اثباتی در مسير توسعه متوازن تدوين و اجرا نکردهاند. همين بحث رانت مثبت که مطرح میشود، خــودش مثبت اســت و يک راهحل و نظريه اســت و تجربهای جهانی اســت. اين گفتمان بايد خيلی زودتر در ايــران صورت میگرفــت، با ۳8 ســال تأخير وارد دور شــده اســت که بتوانيم يک نظريه حداقلی برای توسعه بدهيم. تاکنون دنبال اين دعواها بوديم که بازار خوب است يا برنامه، بخش خصوصی خوب است يا دولت! اين نظريه رانت مثبت در بستر توسعه متوازن میگويد من بازار و برنامه را با همديگر تلفيق میکنم، يک تلفيق حداقلی. اگر زودتر يک گفتمان توسعهای میداشتيم ديگر به اين مرحله نمیرسيديم که بگوييم اين نهادهای شبهدولتی پولها و منابع را جمع کرده و ما نمیدانيم که چه کارش کنيم؟ پس بياييم در راه مولد برنامهريزی کنيم. خطاهای بزرگی در بسترسازی برای رشــد ســرطانی بورژوازی مســتغلات صورت گرفت و يکــی از دلايلش هم متأســفانه برنامههای اقتصــادی دولت تعديل بود و نيز سياســتهايی که بخش شــبهدولتی را وارد اقتصاد کرد و بايد دانست که وضعيت اقتصادی بســيار شــکننده است و فقط با فروش جهانی نفت و گاز و مشــتقات میشــود آن را نگه داشــت چون اقتصاد ايران اقتصــاد برونزا و دروننگر اســت. برونزاست برای اينکه همه چيزش از نفت است و انباشت به شدت از اقتصاد ايران خارج میشود و چشممان بايد به نوسان قيمت نفت باشد، چون غيرمولد اســت پس درونزا نيســت و انباشت و بازتوليد گســترده شــکل نمیگيرد، صد ميليارد بر باد میرود، پس درونزا نيســت. معنــای درونزايی اينهاســت و برونزايــیاش هــم فقط خامفروشــی اســت. خامفروشی چه به صورت پتروشيمی باشد و چه نفت و گاز خام، چنين موقعيتی بايد ســامان داده شود. بايد برای نهادسازیهايی که لازمه توسعه است برنامهريزی شــود. بحث مهم همين اســت. دولت جديد آقــای روحانی بايد راهــکار اجرائی_عملياتی بدهد چون چهار ســال دوم دولت را بيشــتر فرصت و وقت نداريم. اينکه دولت برنامه توســعه متوازن را به برنامــه تبديل کند برمیگردد به اجمــاع در بالا و دســتگاهی بايد پيش بگذارد که آنها )شبهدولتیها( هم حس کنند سرمايه و ثروتهايشان حفظ میشود، منتها در مســير توسعه. آن اتفاقات و تجربياتی که در ژاپن، کــره و چين، هند، برزيل و... رخ داده اســت، در اين راستا درسآموز اســت. دولت بايد مشخص کند که چه توليداتی در اقتصاد دانش تعريف میشوند و اين تعريف اقتصاد دانش را برای شــهر تهران و ساير کلانشــهرها معين کند و رشتههای اقتصاد دانش را نشــان دهد، خدمات برتر را معيــن کند و بخشهای پيشــرو و نقشه راه مشخص شــود، آن وقت میتواند نهادهای شــبهدولتی را هم دعوت کنــد که چيبل يا تراست تشکيل دهند و نهادهای اقتصادی خود را به اين عرصه بياورند و به آنها میتوان گفت توان و مزيت خودت را معرفی کن، تراستت را معرفی کن، اين هم کار و حــوزهات و نمیتوانی همه جا هم باشــی! اول برادریات را ثابت کن! برادری ثابت نکرده، نمیشود همه ارث و ميراث را بگيريد!؟

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.