گرامشي و ادبيات

Shargh - - ادبيات -

آنتونیــو گرامشــي مهمترین یا دســتکم یکي از مهمترین نویســندگان مارکسیســت در حوزه فرهنگ اســت و نظریات او در این حوزه بهطورکلي معطوف به «قلمرو فرهنگي» اســت. گرامشي در پرداختن به قلمرو فرهنــگ و تولید فرهنگي بیــش از هر عرصه دیگري بــه ادبیات توجه داشــته اســت. گرامشــي نیز همچون بســیاري دیگــر از نظریهپردازان ســنت مارکسیســتي، تولید ادبي را در پیوند با تاریخ بررســي ميکنــد. بهعبارتي گرامشــي توجه زیــادي به فرایند تاریخــياي دارد کــه آثــار ادبــي در بســتر آن تولید ميشــوند. در بخــش زیــادي از آنچه گرامشــي در دوران زندانش نوشــته موضوعــات ادبي و فرهنگي برجســتهاند. بهتازگي «برگزیده نوشتههاي فرهنگي» گرامشــي با ویراســتاري دیوید فورگاکــس و جفري نوول- اســمیت با ترجمــه احمد شــایگان، محمود متحد، حســن مرتضوي، اکبــر معصومبیگي و فیروزه مهاجر توسط نشــر آگاه به چاپ رسیده است. جفري نوول- اســمیت در مقدمه عمومي ایــن کتاب درباره نقش فرهنگ و ادبیات در نوشــتههاي زندان گرامشي نوشته : «جایگاه بزرگ و در حقیقت مرکزي موضوعات ادبي و فرهنگي ویژگي برجســته طرحهاي گرامشــي بــراي کار در زندان و ســاخت و پرداخت نهایي آنها در دفترهاست که بسیار مورد توجه قرار گرفته است. نخســتینبار که در مارس 1927 با ناتیانا شــوخت از کاري که مایل بود انجام دهد ســخن گفته بود، چهار موضوع را ذکر ميکند که ســه مورد از آنها از لحاظ جهتگیــري موضوعات ادبــي/ فرهنگي شمرده ميشــوند: زبانشناســي تطبیقي، پیراندلــو و ســلیقه تئاتري مــردم ایتالیا و داستانهاي دنبالهدار و سلیقه ادبي عامه. بار دیگر، در فهرســت دفتر شــماره یك در سال 1929، شش عنوان از شانزده عنوانداســتانهاي دنبالــهدار، فرهنــگ عامه، مســئله زبان، انــواع روزنامهنگاري مربوط به فصلنامهها، دستورزباننویسها و نوزبانشناسان، اخلاف پدر برشــاني- همگي به فرهنگ و اشــاعه آن مربوط است... این موضوع مطرح شده است که تمرکز گرامشــي بر عناوین فرهنگي در زمــان زندانيبودنش ناشــي از احســاس انزوا از زندگي سیاسي و تمایل به کار مداوم بر چیزهایي اســت که ذهناش را از مسائل دردناك و ناتوانياش بر تاثیرگذاري بر فرایند سیاســي منحرف ميکرد. شــاید او تاوان کنارگذاشتن مطالعات انســانگرایانهاش را بــه نفع روزنامهنــگاري و مبارزه سیاســي در جواني ميپرداخــت. با اینکه چنین گمانهزنههاي روانشناختي عنصري از حقیقت را دربر دارند، اما درواقع انسجام رویکــرد گرامشــي را در سراســر دفترهــا توضیح نميدهنــد، همچنین عدالت را در مورد اندیشــههاي وي دربــاره موضوعات فرهنگي بهجا نميآورند، که بیش از هرچیز بهواســطه امتنــاع آن از تقســیم فرهنگ به تاریخ و سیاســت چشــمگیر اســت. این اندیشه که ادبیات براي همیشــه است و سیاست موضوعي است براي لحظه، در حقیقت از جمله مســائلي اســت که گرامشــي در بحثهاي خود علیه کروچه رد ميکند». گســتره موضوعات ادبي که گرامشــي در نوشتههاي زندانــش به آنها پرداخته وســیع و متنوع اســت اما شــاید بتوان نقطه مشــترکي در میان همه آنها یافت و آن توجه گرامشــي به کلیت فرهنگ و تاریخ اســت. چنین است که مثلا علاقه گرامشي به پیراندلو نهفقط بهخاطر نمایشــنامههاي او بلکه بیشتر به این خاطر اســت که این نویسنده را «دماســنج تغییر فرهنگي» ميدانسته اســت. یا مثلا رمانهاي داستایفسکي را به دلیل آشــکارکردن «کنش متقابل بین فرهنگ هنري و فرهنگ مردمي» مورد توجه قرار داده است. برگزیده نوشتههاي فرهنگي آنتونیو گرامشي ترجمه احمد شایگان، محمود متحد، حسن مرتضوي، اکبر معصومبیگي و فیروزه مهاجر، نشر آگاه

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.