دیکتاتور ادبيات عرب!

Shargh - - ادبيات - دانیال حقیقی

ادوارد سعید دربارهاش گفته بود: «دنیس جانسون دیویس برجستهترین مترجم عربی در انگلیسی است.»

دنیــس جانســون دیویــس در یکــی از آخریــن مصاحبههایش این تحسین را اصلاح میکند و خود را برای سالها، یعنی دوران پرکاریاش، تنهاوتنها مترجم عربی در انگلیســی میداند و میگویــد «زمانی که به مصر میرود، در ســال 1945، ادبیاتی را کشف میکند که در غرب هیچکس از آن خبر نداشت.» و این بود که جانســون را جذب کرد. «من برای خودم دیکتاتوری در این حوزه بودم و باید اعتراف کنم که بسیار لذتبخش بود».

جانســون دیویس متوجه میشــود کــه در بریتانیا و غرب بهطورکلی، نمیشــود متصور بــود یک عرب بادیهنشــین، که وســط صحرا زندگی میکنــد بتواند تفکرات و اندیشهای پیچیده و ادبی داشته باشد. آنها ادبیات عرب را چندان جدی نمیگرفتند. در دهه چهل میلادی او بســیاری از رمانهــای نجیب محفوظ را به انگلیســی ترجمه میکند اما همه آنها در کشوی میز میماننــد، چون او نمیتواند حتــی برای یکی از آنها ناشــری پیدا کند. ســالها بعد یکــی از آن رمانها به دســت دیگری ترجمه و در بیروت منتشر ميشود، اما در لنــدن نه. جانســون دیویس چنین پیشــداوریها و دستکمگرفتنهایی را از طرف ناشران غربی سرزنش میکند و آن را ناشــی از عدم گشــودگی غرب در برابر ادبیات عرب میداند. «آنها تصوری از یک نویســنده عرب نداشــتند و برایشــان جا نیفتاده بود که عربها هم میتوانند بنویســند. برای همین مدتها زمان برد تا مــردم انگلیســیزبان بتوانند بپذیرنــد رمانی که از دل جامعه عرب بیرون آمده در غرب منتشــر شــود». بهدلیل وجود همین محدودیتها، جانســون ابتدا یک مجموعهداســتان منتخب از بهترین داستانهای کوتاه محمود تیمور را با هزینه شخصی در سال 1946 منتشر میکند «اما کتاب بعدی که از داستانهای کوتاه عربی به انگلیسی منتشر شد، مربوط است به سال 1967».

او در دهــه شــصت در بریتانیا ســردبیر یک مجله رادیویی به زبان عربی بود و سفرهای زیادی به امارات، و سایر کشورهای حاشیه خلیجفارس داشت. از همین بابت جانسون دیویس علاقه زیادی هم به داستانهای عامیانه و فرهنگ کشورهای عربی داشت و چند کتاب کودکان از این قصهها به انگلیسی نوشت.

زندگــی اعتقــادی جانســون دیویــس نیز بســیار جالبتوجه اســت. پدر او یک آتهایست بود و مادرش یک کاتولیک و خودش هم ســالها به بودیسم گرایش داشت تا اینکه با اســلام آشنا شد و معنویت را در این دین پیدا کرد.

او درباره نوشــتن بــه زبان عربی معتقــد بود: «هر نویســنده عربزبانی که بخواهد بنویســد، ناگزیر است بــا یک مســئله اساســی در زبان عربی دســتوپنجه نرم کند. عربی زبانی اســت که در نوشــتار بســیار به آرکائیســم گرایش دارد اما شــیوه گفتاری آن بســیار متفاوت و متنوع اســت و هر کشــور عربزبان شــکل خاصــی از آن را رواج داده اســت. اینجــا نویســنده بایــد بتواند توازنی میان نوشــتار عربــی و گفتار عربی ایجــاد کند. این یک دیالکتیک اســت. چراکه در عربی نمیشود مانند ســایر زبانها روایت را به زبان کتابی و دیالوگها را به زبان محاورهای نوشــت. در نمیآید.» دنیس جانســون دیویس از مترجمان نجیب محفوظ، نویســنده مطرح ادبیات عرب درباره او چنین ميگوید: «او همیشه از زبان محاورهای اجتناب میکند، حتی در دیالوگنویسی. او همچنین از قلنبهنویسی و بهکاربستن زبانــي پرطمطراق هم دوری میکنــد. عربی. او عربی مینویســد. نزدیکترین زبان عربــی را به آن عربیای مینویسد که میشود با آن حرف زد. اما از آن یک زبان کلاسیک میســازد... زمانی که او در سال 1988 برنده

نوبل ادبیات شــد، ادبیات عرب یــک توجه بینالمللی بهدســت آورد. علاوهبراین، محفوظ زبان عربی را هم مدرن کرد. او زبانی پدید آورد که از آرکائیســم مرسوم در کتابت عربــی عبور کرده بود و زبانی بود مناســب برای داستاننویسی در دوران معاصر».

دیویــس همچنیــن دربــاره نویســنده محبوبش طیــب صالح، و تفاوت او با نجیــب محفوظ ميگوید: «من احســاس میکنم کار او بســیار ســاده است. اما در عیــن ســادگی پیچشهــای فراوانــی هــم دارند. منتهــا بههیچوجــه نمیتوانیــد تظاهــر و جلوهگری خودنمایانهای در آنها پیدا کنید... فرق صالح با نجیب محفوظ در این است که او عربی را طوری مینویسد که فاصله نوشتار با گفتار عربی در کارش کمرنگتر است و همین باعث شده است زبان طیب صالح دراماتیکتر و همینطور در جهان عرب فراگیرتر باشد».

او ترجمه را کاري دشوار ميخواند و اعتراف میکند که چندان از آن خوشــش نمیآید: «ترجمه جدا کاری طاقتفرساست، اما ارج و احترامی را که باید هم ندارد. اگر اســمت هرجای دیگر از کتاب منتشــر شود خیلی خوششــانستری.» و ميگوید: «ترجیــح من این بود که نویسنده بودم... مایلم بگویم که مترجمها، شایسته احترام و افتخاراتی بیش از اینها هستند. رویهمرفته، شــما وقتی کتابی را که ترجمه شده میخوانید، اینها کلمات مترجم هستند. درک این موضوع کمی پیچیده اســت.» و در آخر ميگوید: «بیپرده بگویم، این چیزی نبود که من انتظارش را داشتم».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.