مرد شوخ

Shargh - - ادبيات - كنت هري لندن ترجمه امیرحسین حاجقنبري نشر كلاغ

خدمتکار راوی، علی و دکتر نیل وارنی، پزشــک انگلیسی و عضو هیأت علمی دانشکدهی پزشکی دانشگاه شیراز که بههمراه جمعی از اعضای هیأتهای علمی دانشــگاه که برای انجام تغییرات در نظام دانشــگاه پا پیش گذاشته اســت و در طول داستان صمیمیت خاصی بین او و راوی بهوجود میآید. وارنی خود را متفاوت از دیگر مستشــاران میداند: «دو دلیل برای آمدن آدمهای حرفهئی مثل من و شــما به چنین جایی وجود دارد. یکی اینکه مانند پسربچهیی دنبال حس ماجراجوئی هستیم و دیگر اینکه شــاید به اندازهیکافی برای موفقیت در خانه، خوب نبودهایم. به خــودم میبالم که بهدلیل اول به اینجــا آمدم. و البته دلیل دیگری هم بود. اوایل واقعاً میخواستم کمک کنم.»

دکتر مروســتی شخصیتی خاص اســت که خواننده ایرانی بهمحض ورودش به داســتان او را بازمیشناســد و از این شناســائی لذت میبرد. فریــبکاری که مانند بندبازی ماهر میان رشــتههایی از افکار و ایدههای بهظاهر درســت و قانعکننده، در تکاپوســت و لحظهیی دست از تظاهر برنمیدارد، گویی نادرســتی و بیصداقتــی از ابتدا در وجود او به ودیعه گذاشــته شــده اســت. اما این شــخصیت، همچنان و تا انتهای داستان مرموز و دســتنایافتنی باقی میماند. پروین، دختر او نمونهیی از جوان غربزدهی دیروز و امروز ایرانی اســت. گویی نیمقرن پس از این داســتان، جوان ایرانی همانی است که بود. چنان شیفتهی غرب که از هیچ تلاشی برای پرتابکردن خود به خارج، دست برنمیدارد و چنان ناامید از وطن و هموطن خود که مرعوب و مستأصل شده است.

وضعیت اسفبار زندگی مستشارانی که در دوران پهلوی برای کمک به مدرنیزاســیون ایران اســتخدام شــدند، بهخوبی در این داستان بازگو میشــود. طرفه آنکه از آن دوران تابهحــال، تنعم و زندگی بیدردورنج غربیهایی که برای کار به ایران میآمدند، ورد زبان مردم ما بوده اســت، بهعنوان نشــانی از اســتعمار جدید از طریق ســرقت منابع کشــور و به خرج دولت. خانههای شــیک و زندگی تجملی آنها مصداق بیعدالتی اجتماعی در ایرانِ پیش از انقلاب قلمداد میشــود. راوی با درگیرشــدن در این فســاد و تباهی به درون این خانهها نظر میافکند و نشان میدهد که بسیاری از این مستشــاران بختبرگشته آدمهایی معمولی بودند که برای درآمدی بیشتر و از بخت نامســاعد، گذرشان به ایران افتاده بود و بسیاری از آنها آسیبدیده از عوارض متعدد مهاجرت در انتظار بازگشت به وطن خود روزشماری میکردند. باز بهنقل از نیل وارنی: «تبعیدیهایی بودهاند که همه زمان فراغت خود در ششماههی پایانی قراردادشان را به نشستن بیرون فرودگاه و چشمدوختن به آسمان تلف کردهاند.»

یکی دیگر از شــخصیتهای قابلتوجه کتاب علی، خدمتکار راوی اســت. نمایندهیی از کف جامعه و روســتائیِ ســادهیی که قرار اســت وفادارانــه همه هموغماش خدمت صادقانه به اربابش باشــد. اما او، و امثال او، روســتائیهای موتوریزهشده حســابگری از آب درمیآیند که با وجود آنکه چند صباحی اســت از حاشــیه به متن یا به شــهر آمدهاند، چنــان راوی را به حیــرت میاندازند که پیامبرگونــه پیشبینی میکند: «حالا که شــرق بهاندازهکافی غرب را برانداز کرده اســت، خیلی زود، به اســتثنای پروینهایش، تبدیل به منتقدی جدی خواهد شــد و مصالحه بین آن دو، ضروری.»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.