پایان کار مردی که احمدينژاد و قالیباف را شهردار کرد

Shargh - - جامعه -

بداعدده انکده گمفعتنلـوـمد بشهــاود آگنفهتاه فبهوردیسـم ـمنتترشاـبــرـنهکنخدب،ر نولگاير ادامه از صفحه اول خبرنگار منتشــر کرد، معلوم اســت که خبرنگار، چیزي به دستش برسد روي سایت ميگذارد. خاصیت و کار خبرنگار این است.

نظر خودتان در مورد بازداشت آن خبرنگار چه بود؟

من نميتوانم نظر بدهم. بازداشت، مبادي قانوني دارد. اگر درست بود که درست است، غلط هم بوده که غلط بوده. من قاضي نیستم که نظر دهم. روي هرچیزي که نباید نظر بدهم.

بالاخره مرتبط بوده، بعد از نامه شما که خواستار پيگيري شدید، خبرنگار بازداشت شد.

ما که با او برخوردي نداشــتیم، هیچکاري هم نداشتیم. ما به قوه قضائیه نامه نوشــتیم و آن کارهایي هم که کردند، بازداشت کردند و...، تقریبا ميشود گفت قبل از این بود که این نامه به دســت دادســتان برسد و علتش مسائل دیگري بوده است.

نه، بازداشت خبرنگار، بعد از نامه شما بود.

مــا با خبرنگار و دیگران کاري نداشــتیم. اگر من هــم خبرنگار بودم و این فهرست به دســتم ميرسید، آن را روي سایت ميگذاشتم. خاصیت خبرنگار این است. نميتوانید بگویید خبر داغ یا خبر مهم را نگذارد. چرا نگذارد؟ روي ســایت ميگذارد، ولي آن کســي که این را ميدهد، او نباید این کار را ميکرد وگرنه خبرنــگار، محرمانه و غیرمحرمانه نميفهمد. مگر در آمریکا و جاهاي دیگر نیســت؟ نامههاي محرمانه را هم روي سایت ميگذارند. البته خبرنگار باید خودش هم، بهخصوص بحث ملي که باشد، بحث امنیت ملي و بهویژه بحث آبروي افراد باید اینها را درک کند و هرچیزي را منتشر نکند.

یعني شما معتقد هستيد که موضوع واگذاري املاک، بحث امنيت ملي بوده؟

نه، امنیت ملي نبوده، ولي آبروي مردم بوده اســت. آبرو و حیثیت یک نفر خیلــي ارزش دارد. به این راحتي نميتوانیم آبروي یــک نفر را ببریم، آنهم بهخاطر حدس و گمان.

اینکه البتــه حدس و گمان نبود. بههرحال نامه ســازمان بازرســي، مستنداتي داشت. آدرس داشت، پلاک داشت، قيمت داشت، خانهها هم که موجود است.

همه موهوم بود. همه دروغ بود. قطعیت نداشــت، حداقل حدود 30 نفر آن دروغ بود.

همه آن فهرست؟

نه، آن چهار نفر شــوراي شــهر را ميگویم که اسمشان در فهرست بود و اعلام شد خانه گرفتهاند.

پس شما فقط از اعضاي شورا دفاع ميکنيد؟

من به شهرداري کاري ندارم و آنچه را شهرداري انجام داده، باید دستگاه قضا قضاوت کند، آنچه که مربوط به شورا بوده چنین نبوده است.

حساسيت شــما در ماجراي املاک، روي همکارانتان در شوراي شهر، حساســيتي قابلستایش است، اما مشــابه همين اتهامات اثباتنشده را در مورد بعضي دیگر از اعضاي شــورا در بعضي رســانهها منتشر کردند. خبرگزاري فارس و دیگران در مورد آقاي مسجدجامعي و آقاي حکيميپور و بقيه نوشتند که ملکي گرفتند و فلان مقدار سود کردند و تخلف شد و...، در مورد آنها چرا واکنشي نشان ندادید؟

چرا، واکنش نشان دادم و گفتم مدارکتان را بفرستید اگر واقعیت است. به خود آن دوســتان هم گفتم اگر مدارکي دارید علني بگویید که مشکل را حل کنیم و هیچگاه نیامدم به یکي از آنها استناد کنم. وقتي گفتم نه اینطور نیست و آنطور نیست، گفتم شما هم بگویید. حتي در شورا اعلام کنید و این فرصت را دادیم که در شــورا اعلام کنند و گفتند و مطرح هم شــد. حالا آن هم رفته در دادگاه و بررســي ميشود. من همیشه از همه دفاع کردهام، ولي این مورد خاص، یک ظلم فاحش بود، حالا کاري ندارم که خرید یک خانه از شهرداري ازسوي عضو شورا، اصلا تخلف هست یا نیست.

هست یا نيست؟

نیســت. تخلف نیســت. یکي خانه ميخرد. چه اشکالي دارد، البته وفق قانون.

اگر با تخفيف و تقســيط باشد، وقتي نقش شــورا نظارتي است، این رابطه مالي عضو شورا و شهرداري تخلف نيست؟

فرض کنید یک کارمند دولت، کارمند وزارت امور خارجه، یکي از خانههاي وزارت امــور خارجه را ميخرد که براي کارمندانشــان ســاختهاند یا کارمند آموزشوپــرورش را ميگوییــم. یک آپارتمــان از آموزشوپــرورش ميخرد. خریــدش که خلاف نیســت. اگر در نحوه فروش، تخلف کرده باشــند، خلاف است.

نه، این قياس معالفارق است، نقش اعضاي شورا، نقش نظارتي است بر شهرداري. کارمند آموزشوپرورش اما کارمند است. از ادارهاش گرفته.

بله، کارمندان شــهرداري هم که این املاک را گرفتند، همه کارمند بودند؛ 27 هــزار نفر کارمنــد گرفتند. در این زمینــه که به 27 هزار نفــر خانه داده، تحسینشان هم باید کرد.

به آن بخش اصلا کســي انتقادي نداشته. سؤال و شبهات درباره آن 150نفري است که به عنوان چهرههاي حقيقي خارج از شهرداري یا مدیران و معاونان ملک گرفتهاند.

اینها را رســیدگي کنند و بگویند. عضو شورا، خانه بخرد، تخلف نکرده. یا خانه اجاره کند یا خانه ســازماني بگیرد. اگر کسي خانه بگیرد یا خانه بخرد یا هر چیزي، مطابق قانون چه ایرادي دارد. قانونش را هم گذاشته بودند که 20 درصد تخفیف به او بدهند.

البته براساس آن فهرستي که منتشر شد در املاک واگذارشده تخفيف بعضيها خيلي بيشتر بود.

باید محاسبه کنند. هنوز محاسبه دقیق نکردهاند. هنــوز مشــکل دارند. بله بیشــتر اســت بــه خاطر درصد تخفیف دادند.20حواشيایکه بوده.

بعضي تخفيف بيشــتر داشتند، در فهرســت تخفيف 30 درصد و 40 درصد هم به بعضيها داده شده.

گفتیم پس بگیرند. از قوه قضائیه خواستیم که رسیدگي کنند آنها که خلاف کردند، باید هزینه واقعي را پرداخت کنند.

در خيلي از تصميمگيريها درباره مباحث بعضا مهم شــورا، بعضي از اعضا یا رسانهها، شما را به عنوان رئيس شورا به دیکتاتوري در تصميمگيري متهم ميکنند. ميگوینــد آقاي چمران خودش یکطرفه تصميم ميگيرد. نظر خودتان چيست؟

من خودم نظر نميدهم. چون خــودم درباره خودم نظر بدهم که جالب نیست. ولي مگر ميشــود در شــورا بدون رأيگیري مصوبهاي داشت، شورا یعني دموکراسي واقعي.

شما در سالهاي حضورتان در شورا که بخش عمده آن هم رئيس شورا بودید، با تعدادي از اعضاي شورا که ورزشکار بودند کار کردید، افکار عمومي خيلي به حضور این ورزشکاران انتقاد دارند. شما هم حتما شنيدهاید. شما با اینها کار کردهاید، نظرتان درباره حضور آنها در شورا چيست؟

به من ميگویند چرا ورزشــکاران را در شــورا آوردید؟ اولا ورزشکار با بقیه فرق ندارد. یعني یک ورزشکار، بالاخره ورزشش را کنار گذاشته و حالا که زمان ورزشش تمام شــده باید به جامعه بیاید و کار کند. فرض کنید قماشفروش شود باید بگویید چرا تو قماشفروش شدي؟ تو بلد نیستي. یا اگر رفت در یک وزارتخانه و ســازماني، شروع به کار کرد، بگوییم تو چرا رفتي اینجا؟ حالا یک

اما ورزشکاران گویا به شوراي شهر بيشتر علاقه دارند تا جاهاي دیگر.

مگر در مجلس شوراي اســلامي، هنرپیشهها نرفتند؟ آقاي خادم یا آقاي افخمي به مجلس نرفت؟ اینها هنرپیشــه و ورزشکار بودند. مثلا درباره آقاي رسول خادم که به شــورا آمد، اولا هیچ یک از این ورزشکاران را بنده به شورا نیاوردم، نميخواهم بگویم کار خوب یا بدي کردم. اما در فهرســتهایي که من دادم، هیچ وقت این ورزشکاران در فهرست من نبودند. آقاي رسول خادم خودش شــخصي آمد. آقاي ســاعي خودش آمده یا با فهرست دیگري آمده اســت. آقاي دبیر هم همینطور، با فهرســت دیگري آمدهاند. آقاي رضازاده، آقاي جدیدي، همه با فهرستهاي دیگر آمدند.

ولي در شورا، جذب شما شدند.

جذب من نشدند. همکاري آنها را جلب کردم.

در تصميمات و رأيدادنها همراســتا با شما رأي ميدادند، اینطور نبود؟

من عادلانه و عاقلانه با آنها رفتار کردم که طرف من آمدند. این دلیل نیست که چون طرف من آمدند بگویید من آنها را به شورا آوردم، یعني اگر رفته بودند آن طرف، کار خوبي کرده بودند؟ چرا ســال اول شــورا، ایــن ایراد را به آقایان نميگرفتند؟ مگر آقاي جدیدي را به عنوان معاون نظارت شــورا نگذاشــتند، او هم ورزشــکار بود. آن موقع خوب بود؟ بعدا مثلا سمت فلاني آمد بد شد؟ اینها را باید سواي از مسائل سیاسي نگاه کرد. من که گفتم هیچ کدام از آنها در فهرســتهاي من نبودند. با اینکه آقاي رسول خادم، من بهجد معتقد هستم یکي از بهترین اعضاي شوراي شهر تا حالا بوده... یا آقاي دبیر، که الان رئیس کمیســیون برنامه و بودجه اســت. واقعا وقت ميگذارد. واقعا خوب تلاش ميکند. باهوش و زیرک است. خیلي هم مسلط است.

درمجمــوع و به صورت کلي نظرتان درباره اعضاي ورزشــکار شــورا چيست، موفق بودند یا نه؟

من درباره اعضاي شــورا قضاوت نميکنم، چون همه برگزیدگان مردم و قابل احترام هستند.

به عنوان رئيس شورا بالاخره که نظر دارید.

اگر بگویم باید درباره همه بگویم.

اگر بخواهيد به همه اعضاي شــورایي که تمام ميشــود، نمره و رتبه بدهيد چه؟

این کار را نميکنم.

بخش آگهيهاي روزنامه همشهري از سال 86 بدون برگزاري مناقصه در اختيار شرکتي قرار داده شده به اسم ارتباطات رسانه آرا. در صورتي که مدیریت و خروجي و ورودي مالي همشهري مانند مطالبي که در آن منتشر ميشــود، باید طبق قوانين شورا و شهرداري باشد، چرا براي شفافسازي بحثهاي مالي آن، شورا کاري نکرد و نميکند؟

آگهيهاي روزنامه همشهري از قدیمالایام همینطور بوده، از اول که بوده؛ اصلا شرکتي بود که ما سعي کردیم آن را زیر نظر شهرداري بیاوریم. چون جدا بود. درآمدهایش جاهاي دیگر ميرفت. بعدا که ما آمدیم گفتیم این هم باید جزء شرکتهاي همشهري باشد. چون خود همشهري، چند شرکت دارد. البته سه، چهار شــرکت از اینها هنوز ادغامشان تمام نشده و ما اعتراض ميکنیم. گفتیم باید ادغام شود. زیر نظر آنجا کارش را انجام دهد. درباره این شرکت باید بررسي کنم و پاسخ دهم.

اما باید بدانيد. بالاخره شما رئيس شورا هستيد.

ميدانــم. باید هر چیــزي را درآورم و ببینم. نه اینکــه همه چیز در ذهنم ذخیره باشد.

ولي در این سالها انتظار این بود که جزئيات این موضوع را بدانيد.

ميگویــم برنامه این بود که همه شــرکتها را تصویــب کردیم که عضو شرکت همشهري شــود و منابع مالي آن در جیب خود همشهري برود. حالا اینکه این را چطور واگذار و چه کار کردند، این بحث دیگري است که باید رفت و بررسي کرد.

شورا دارد تمام ميشود. تا الان باید بررسي ميشد و نشد. چرا نشد؟

این کارها و این مسائل را دانهدانه که اعضا یا رئیس شورا بررسي نميکنند، نميتوانند هم انجام دهند؛ عملي نیســت. ما با سیســتم حسابرسي بررسي دقیق ميکنیم، مثلا همشهري را بررسي ميکنیم و ارائه ميدهیم. نتیجه آن را باید در سوابق دید.

یعني بررسي شده؟

اگر خلاف داشته، اعلام کردهایم. اگر تخلف داشته و اگر نداشته که نه.

پس اگر نگفتيد، یعني احتمالا از نظر شما تخلف نداشته؟

الان نميدانم. چون 30 یا 40 بند درباره همشهري بوده است.

یکــي از اصليتریــن انتقادهایي که به شــوراي اول وارد ميشــد، حاشيههاي سياسي آن بود. درباره شوراي اخير هم، بعضي از سياسيکاري در آن ميگویند، اینکه گرایش سياســي و همراســتایي آقــاي چمران و همفکرانش با قاليباف که شهردار است، باعث شده فضاي سياسي در آنجا غالب شود و منافع شهر و مردم به حاشيه برود، نظر خودتان چيست؟

اینکه بنده یا کســي دیگر مثلا با شــهردار همگرایي داشته باشم، این دلیل سیاسيشــدن نیســت. بالاخره آدم یا با کسي همگراســت یا نیست. هر کدام باشد سیاسي است با این استدلال؛ که اگر همگرایي سیاسي است، واگرایي هم سیاسي است. فرقي نميکند. اگر واگرا بودیم و به او ميتاختیم، سیاسي نبود؟

بحث این است که گرایشات سياســي بر منافع شهر در شورا چربيده است.

این برداشــت بدون دلیلي است. همیشه تلاشم این بوده که شورا سیاسي نشود. من یک بار هم اسم هیچ گروه سیاسي را آنجا نیاوردم. بقیه اعضا گاهي گفتند ما اصولگراها یا ما اصلاحطلبان. من بلافاصله گفتم نکنید. حتي اســم هم نیاورید. اصلا تقســیمبندي سیاسي را در شورا قبول نداشتم و هیچگاه به طرحها و لوایحي که مطرح شده، به دید سیاسي نگاه نکردم. آنجا رأيدادن به مسائل شهري، اصلا جناحي نبوده. هنوز هم نشده. با اینکه افراد، کاملا سیاسي هستند ولي در رأيدادنها بهخاطر یک مسئله کاملا تخصصي، هیچ وقت رأي آنها گرایش سیاسي نداشته و این قابلتحسین است.

به نظرتان شهرداري آقاي قاليباف نه لزوما از منظر ریاستتان بر شورا، بلکه به عنوان یک معمار و شهرساز چطور بوده است؟

به عقیده من تهران تحول بزرگي پیدا کرده. رودربایســتي که نداریم، داریم نتیجه کار را ميبینیم. کسي که پرکار باشد، کسي که بتواند خوب کار کند، خوب تحلیل کند، باهوش باشد، همه اینها مهم است. البته فقط این نبوده. من این را بازگشــت ميدهم به حضور شــوراها؛ نه در تهران، در کل کشــور. شما به اصفهان هم که بروید، مشهد و قم هم که بروید، ميبینید با سالهاي گذشته خیلي فرق کردهاند.

یعني معتقدید این در واقع تأثير شوراهاست؟

بله. تأثیر شوراها و کار شورایيکردن و چسبیدن به کار. بالاخره دولت با این همه گرفتاريهایش بخواهد شهرها را هم اداره کند، تا اینکه شهرها را به خود شورا بدهد، نتیجه کار بهتر است.

درباره اتوبان دوطبقه صدر، انتقاد زیاد مطرح شده؛ هم در بحثهاي انتخاباتي و هم قبل از آن، با توجه به هزینهاي که صرف آن شده، هرچند در هزینه آن هم خيلي تشکيکها هست. مجموعا نظر شما درباره این بزرگراه چيست؟ بعضي کارشناســان ميگویند اگر این حجم از هزینه صرف دیگر سيستمهاي حملونقل شــهري مثل مترو ميشد، بيشتر به نفع مردم بود. نبود؟

صحبت این است که اگر صرف مترو ميشد، بهتر بود. من این را قبول دارم که ما هرچه پول براي مترو بیشتر بگذاریم، بهتر است. این درست. ولي آیا براي کار دیگرمان نباید بگذاریم؟

حالا آیا واقعا ساخت آن بزرگراه دوطبقه کمکي به شهر کرد و ساختنش لازم بود؟

ما بالاخره باید با ماشــین در خیابان راه برویم. الان هم نباید اتومبیلمحور باشیم. هرچند متأسفانه هستیم.

قبول دارید که در این دوره خودرومحوري تشدید شده است؟

تشــدید نشــده. اینها در طرح جامع بوده. هرچه هست عین طرح جامع اســت. یک خیابان که در طرح جامع است، هرچه بوده اجرا شده. این اتوبان دوطبقه نبوده در طرح جامع؛ ولي تونل نیایش که ميخواستند بزنند، بود.

بيشترین انتقادات هم متوجه همين بزرگراه دوطبقه است.

از نیایش به سمت تونل که بیایید و بعد به صدر، آن موقع که ميخواستند تونل را بزنند، محاسبه شد، دیدیم راهبندان ميشود؛ بهویژه مواقع اوج ترافیک. البته مواقع معمولي هم در اتوبان صدر راهبندان است. به مجریان طرح گفتم مگر بيکار هســتید که تونل بزنید، آدمها را پشت ترافیک بگذارید. تازه الان در خیابان بالاي سرشان آسمان است. بالاخره هرچه در ترافیک بایستند، آسمان را ميبینند، هوایي هست، تنفس ميکنند. دستکم نميترسند یا از دود خفه نميشــوند. شــما آدمها را ميخواهید در تونل و آن زیر ببرید و نگه دارید، در صدر هم نميتوانند بروند. براي چه ببرید؟ بگذارید از رو بیایند و همان ترافیک را داشته باشند. معني ندارد.

این استدلال شما بود یا استدلال طراحانش؟

نه، استدلال ما بود. طراحان ميخواستند فقط تونل بزنند. استدلال شورا این بود که ساخت این تونل به این شکل فایده ندارد. گفتند پس چه کار کنیم؟ گفتیم بایــد اول ترافیک صدر را حل کنید. گفتند ما دو راهحل داریم که برویم زیر یا بالا برویــم. من به آنها گفتم با تجربهاي که من دارم نميتوانید زیر بروید. موانعش زیاد اســت. مترویي که از زیر خیابان دکتر شــریعتي رد ميشــود و روددرههاي فراواني که در آن منطقه است، مشکلاتي به وجود ميآورد. چیزي هم نگفتیم. گفتیم بروید مطالعــه کنید. رفتند و مطالعه کردند و گفتند زیر نميتوانیم. باید از رو برویم. براي آن هم طرحهاي فراواني آوردند. سهســتونه، چهارستونه و... بالاخــره بعد از طراحيهــاي مختلفي که کردند و کمکهایــي که گرفتند، به اینجا رســیدند که اینگونه بسازند که خودروهایي که از تونل در ميآیند دســتکم در تونل نمانند و یک راه فراري داشــته باشــند. ظرفیت صدر دو برابر شده. دو طبقه روي این استدلال ساخته شده و این استدلال هم درست است. ما هم ميدانیم مشکل آن را کاملا حل نکرده؛ چون دائما ماشین زیاد ميشود؛ ولي از مشکل آن کاســته اســت. اگر نبود، بر مشــکلاتمان اضافه ميشد. بله، گفتند فلان بزرگراه را هم دو طبقه کنیم، خودم اولین مخالفش بودم؛ ولي حســاب کنید روزي چند هزار خودرو از روي صدر عبور ميکند؟

کدام بزرگراه؟

حالا یک بزرگراه که دیگر اسم نميبرم. گفتم نه، ما بزرگراهها را نميخواهیم دوطبقه کنیم. صدر دلیل خاصي داشــت؛ چون از تونل در ميآمد و مشــکل داشت.

چرا اولویت به مترو داده نشــد و این بودجه صرف مترو نشد. بالاخره شهرداري هميشه مينالد که براي مترو بودجه ندارد.

ما حداکثر بودجهاي را که براي مترو ميتوانستیم، هر ســال گذاشتیم. ســال گذشته ســه هزار میلیارد تومان براي مترو بودجه گذاشتیم. طبق قانون، هرچه ما ميگذاریم، باید دولت هم همان مقدار براي مترو بودجه بگذارد. اولویت دولت، مترو هست یا نیست؟ ما سه هزار میلیارد تومان گذاشتیم. چرا دولت 230 یا 240 میلیارد تومان براي مترو تصویب ميکند که آن را هم هیچ چیزش را نميدهد. حالا براي پل صدر و تونل نیایش و همه آنها قرار بوده هزارو 400 میلیارد بشــود، فرض کنید شــده هزارو 600 میلیارد یا هزارو 700 میلیارد.

ولي منتقدان از عددهاي بزرگتري که صرف ساخت این بزرگراه شده، حرف ميزنند. درباره صدر حتي یکي از اعضاي شــورا گفته گزارشــي دارم که تا هفت هزار ميليارد هم هزینه شده است؟

نه، اینطور نیست.

کارشــناس یا عضو شــورا گفتــه، حرف من نيست.

اینگونــه نیســت. هزینههــا براســاس صورتوضعیتهایــي کــه پیمانکاران بــه کارفرما ميدهنــد و قراردادهایــي که منعقد شــده اســت، مشــخص ميشــود. اســتناد به اعداد و ارقامي که کارشناسان ميگویند، درست نیست.

اعضاي شورا که ميتوانند.

آن کســي که پولــش را هزینه کرده اســت، باید بگویــد. قیمتي که دادند، پولي که دادند، مشــخص اســت؛ اما هنوز آنجا اختلافاتي هســت؛ مثل تونل توحید که هنوز پروندهاش در دادگاه اســت. پیمانکار تونل توحید، هنوز خودش را 200 ، 300 میلیارد تومان طلبکار ميداند؛ اما شهرداري نميداند؛ بنابراین هنوز قیمت اصلي نهایي را با تلرانســي ميتوانند بگویند. اینجا هم چنین تلرانسي است.

عده هم به شــورا آمدند. اولا حق او بوده که بتواند بیاید و چه در شــورا و چه مجلس شوراي اسلامي.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.