اشتیاق به پوچی

Shargh - - ادبيات -

امیل چوران را میتــوان از جمله نویســندگان عجیــب و درعینحــال جــذاب ادبیات قرن بیســتم دانســت کــه بــا اینکــه هیچ متــن ادبــی، در معنای مرسومش، ننوشــته اما امروز از جایــگاه معتبری برخوردار اســت. چوران در سال 1911 در رومانی متولد شــد و تا بیستوششســالگیاش در همانجــا زندگی کــرد و همچنین به فاشیســم علاقه داشت. اگرچه بعدها دلبســتگیاش به فاشیسم را از دست داد و از گذشــتهاش اظهار پشــیمانی کــرد. امیل چــوران امروز بــه عنوان فیلســوف و جســتارنویس شــناخته میشــود چرا که او ادبیات را بیش از هرچیز در جستار تجربه کرد. بهتازگی کتابی از چــوران با عنوان «بر قلههای ناامیدی » با ترجمه سپیده کوتی توسط نشر پیدایش منتشر شده است. مترجم کتــاب در پیشــگفتارش بــه این نکته اشاره کرده که اندیشههای چوران، به گفته خــودش، بیش از هرچیز حاصل بیخوابیهای طولانی او بوده اســت. بیخوابیهایــی کــه از جوانــیاش آغاز شــد و هفت ســال طول کشید و دستآخر به جایی رسید که او باورش به فلسفه را از دســت داد. مترجم در بخشــی از پیشــگفتارش دربــاره آثار چوران نوشته: «آثار او معمولا بازتابی اســت از فضای عــذاب، وضعیتی که خود چوران از ســر گذرانده و با تغزل و ابراز احساساتی شدید و گاه بیرحم همراه شــده. چوران، که دلمشــغول مسئله رنج و مرگ است، در بر قلههای ناامیــدی بــه تفصیل به خودکشــی، همچــون ایدهای بــرای ادامه زندگی، پرداخته اســت. اولیــن صورتبندی درونمایه الیناســیون را، که از بارزترین مباحث اگزیستانسیالیسم است، پیش از ســارتر و کامو، میتــوان در همین اثر چوران جوان یافت: چهبســا وجود تبعیدگاه و عدم وطن ما باشد .» مترجم این کتاب در پایان اثر و به عنوان موخره مقالــهای از ســوزان ســانتاگ، درباره رویکرد آثار چوران، آورده که این مقاله برگرفتــه از کتــاب «ســبکهای اراده رادیکال » است. بخش زیادی از شهرت چوران در جهان انگلیسیزبان مرهون سانتاگ اســت . «بر قلههای ناامیدی » اثری اســت که چوران در جوانیاش نوشــته بود و در آن بسیاری از مفاهیم اصلــی اندیشــه او مطرح شــدهاند. مفاهیم و مضامینی مثل مرگ، پوچی، بیخوابی، رنــج و ... که در آثار بعدی او نیز دیده میشــوند. چــوران بهطور کلی نویســندهای شــکاندیش بود و مطالعات ابتداییاش حــول نظریات کانت، شوپنهاور و نیچه بود. او در زمان تحصیلش در دانشگاه نیز از آثار گئورگ زیمــل، لودویگ کلاگز و مارتین هایدگر تاثیر گرفت و در عینحال به چخوف و داستایفسکی نیز علاقه داشت. در یکی از جســتارهای کتاب با عنوان «انسان، حیوان دچار بیخوابــی» میخوانیم: «هر آن کس که گفته خوابیدن مترادف امید اســت، شــهودی ژرف داشته، نه فقط از اهمیــت هولناک خواب، بلکه از بیخوابی. اهمیت بیخوابی چنان عظیم اســت که وسوســه میشــوم انســان را حیوانی ناتــوان از خوابیدن تعریف کنم. چرا انسان را حیوان عاقل بدانیــم در حالی که دیگــر حیوانات نیز به همــان انــدازه معقولاند؟ اما در جهــان خلقــت حیــوان دیگــری نیســت که بخواهد بخوابــد و نتواند. خواب فراموشی است ».

بر قلههای ناامیدی امیل چوران ترجمه سپیده کوتی نشر پیدایش

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.