طرحي با نقاب قانون

Shargh - - اقتصاد -

ســؤال بعــدیام، در رابطه با دســتمزد اســت. اکنون با کاهش قدرت خرید مردم مواجهیم. با بررســیهایی که داشــتیم به یکسری آمارهای رسمی رسیدیم که بانک مرکزی و مرکــز پژوهشهای مجلس در مورد کاهش ســرانه مصرف اقلام ضــروری خانواده ارائه داده بود. میانگین مصرف شــیر از سال 84 تا 91 )در مرکز پژوهشهای مجلس از 89 تا 91 بوده(، از 215 کیلوگرم در ســال به 130 کیلوگرم در ســال رسیده، یعنی ســالی 85 کیلوگرم کاهش مصرف سرانه شیر داریم. تولید شــیر چرخهای دارد؛ کســی میفروشد، بســتهبندی میکند، تولید میکنــد، یک نفر علوفه را تأمین میکند، یعنی یک چرخه کامل اشتغال بهدلیل کاهــش مصرف از بیــن رفت که بــه خاطر کاهش قدرت خرید مردم بود. یکی از اساســیترین مســائل که میتواند منجر به اشــتغال شــود و در هیچ جای طرح شما نبود بحث قدرت خرید مردم بود که از بین رفت. فرض کنید شما میخواهید در حوزه کشاورزی یک کارورز بفرســتید که مهارت بیامــوزد، وقتی این نیرو اضافه شــد، قرار است چیزی تولید کند. تولید او خریدار دارد یــا میخواهیم صرفا یک نفر را آموزش بدهیم و او هم به جمعیت بیکاران اضافه شود؟ هر بیکاری که نزد من میآید حتما 10 گواهی مهارت از جاهای مختلــف دارد. اگر میخواهیم این مهارتها را بیشــتر کنیم یک بحث دیگر اســت. امــا بازار چه میشود؟ باید همهجا جامعنگر باشیم. جامع، لزوما قسمتی که ما میبینیم نیست.

مالجو: من پاســخ ســؤال شــما را میدهــم آقای خدایی. با کمال شــرمندگی باید بگویم اقتصاددانان مــا در بدنــه تکنوکراســی عمیقــا یکســویهنگر هســتند. جامعنگری وجــود ندارد، نــه در کل بدنه سیاستگذاری اقتصادیمان و نه در بدنه کارشناسی تکنوکراســیمان در وزارتخانههــای مختلــف. این ضعف در بدنه سیاســتگذاری و کارشناسی وزارت کار از هــر جای دیگری شــاید محســوستر باشــد. بگذاریــد همین ضعف را با تکیه بــر طرح کارورزی دانشآموختگان دانشــگاهی شــرح دهم. کالایی و پولیشــدن آموزش عالی و پرداخت شهریه از سوی بیش از 80 درصد از جمعیت دانشــجویی، ســبب شده بسیاری از دانشجویانی که تحصیل میکنند، به دلیل عدم توانایی تأمین مالی از ســوی خانوادهشان به ناگزیر همزمان شــاغل هم باشــند )حتي مشاغل عمیقا بیثبــات( و این خود نوعی کارورزی اســت، البتــه قبــل از فارغالتحصیلی. این جزئــی از تجربه زندگی بسیاری از دانشجویان است که طراحان طرح کارورزی انگار با آن بیگانه هســتند و گمان میکنند دانشــجو فقط بعد از فارغالتحصیلی است که وارد بــازار کار میشــود. غفلــت از دگرگونیهایی که در زمینــه تأمین مالی خدمات آمــوزش عالی به وقوع پیوســته یکی از نشــانههای فقــدان جامعنگری در این طرح کارورزی اســت. مورد دیگری از این فقدان جامعهنگــری را بگویم. فــردی را در نظر بگیرید که فارغالتحصیــل دکتراســت و مثلا 32 ســال دارد و متأهل است. طرح کارورزی به او میگوید ششماهه بعد از فارغالتحصیلی، آغاز دوره کارورزی توســت. امــا در واقعیــت اجتماعی او سالهاســت که وارد بازار کار شــده و اشتغالهایی از نوع بیثباتکاری را تجربه کرده اســت. جوان 32ساله مثلا از 20سالگی وارد بــازار کار شــده، امــا طــرح کارورزی بعــد از مثلا 12 ســال حضــور نیمبند و ملتمســانه این فرد در بــازار کار، بــه این فرد مفروض مــا در بازار کار با یک دســتورالعمل اداری میگوید از حالا تا شــش مــاه تــو داری دوره کارورزی را تجربــه میکنی نه اشــتغال در بازار کار را. این طرح درواقع میخواهد تعریفی اداری از تجربههای انســانی به دست دهد. این نیز نادیدهانگاری ابعاد جامعهشناســانه مســیر شــغلی افراد اســت. مــورد دیگــری را بگویم. این طرح بهدرستی دســت روی مسئله مهمی گذاشته، یعنی اینکــه اســتانداردهای مهــارت در نیروهای کار ما پایین اســت، اما واقعیتــی بااهمیت را نادیده میگیــرد، یعنی ایــن واقعیت را که معضل ســطح پایین استانداردها در نیروهای کار معضلی است که در طرف کارفرمایی و در بدنه تکنوکراســی و دولتی نیز وجــود دارد. مثلا هفت درصد کارفرمایان بخش خصوصی طبق دادههای مرکز آمار ایران بیســواد هستند. این رقم در میان مزد و حقوقبگیران بخش خصوصی هشت درصد اســت. در میان کارفرمایان بخــش خصوصی فقط 18 درصــد تحصیلات عالی دارند. این رقم در میــان مزد و حقوقبگیران بخش خصوصی نیز همین میزان اســت. در قانونگذاران و مقامــات عالیرتبه و مدیران دولتی و خصوصی 34 درصد فاقــد تحصیلات عالی هســتند. پس، ببینید، این معضل که طــرح کارورزی بهدرســتی روی آن دســت گذاشــته، یعنی سطح پایین اســتانداردهای مهارت در نیروهای کار، معضلی اســت که دامنگیر کلیت جامعه ماســت نه صرفــا نیروهای کار ما. اما هنگام تلاش بــرای رفع این معضل همه فشــار به نیروهــای کار وارد میشــود. یک بخــش از معضل سطح نامطلوب اســتانداردهای مهارت از این ناشی میشود که در جامعهای هستیم که بسیاری از جمع نیروهای کار ماهر از لحاظ حقوق مدنی و سیاســی شهروندی ترجیح میدهند به بیرون از مرزها بروند و با پاهایشان رأی دهند. به این مهاجرتها فرار مغزها میگویند. بخشــی از پایینبودن مهارت نیروهای کار مربوط به فرار مغزهاســت. طرح کارورزی در مقام شناخت ریشــههای معضلی که بهدرستی روی آن دست میگذارد فاقد جامعنگری است. با استفاده از این نمونهها که به لطف پرسش آقای خدایی مطرح کردم، میخواهم عرض خودم در ابتدای جلســه را تکمیــل کنم. قبلا تأکید کردم که اگر از منظر حقوقی به طرح کارورزی نگاه کنیم، شایسته است که وزارت کار فورا این طرح را پس بگیرد. اما حالا با تکیــه بر نمونههایی که آوردم تأکید داشــتم که این طرح تــا چه حد دچــار فقدان جامعنگری اســت. مــا نیازمند بازنگــری در سیاســتهای کلان هســتیم. میفهمــم برای مســئولان رده میانــی در یــک وزارتخانه، امکان این کار وجود ندارد، اما خصوصــا اگر از زبان آنها ایــن نقص سیاســتهای کلان بازگو شــود و بــه مقامات بالاتر گفته شــود که این فقدان جامعنگریهــا چه تبعات ســهمگینی برای زندگی اجتماعی دارد، به گمانم آن صدا به مراتب از صدای بیصدای امثال من کارآمدتر است.

ازوجی: هنوز طــرح کارورزی آغاز به فعالیت نکرده بود، تعداد بالایی متقاضی در ســایت ثبتنام کردند و اغلب هم خانم بودند. حواســمان باشــد که بازار کار ما سیگنال دیگری میدهد. طرح کارورزی بخش کوچکی از بســته اشتغال دولت است. اگر طرحهای اصلی به نتیجه برسد، طرح کارورزی و مهارتآموزی در ایــن میان، گــم میشــود. بحث مداخلــه برای مشــخصکردن خلأهای تولید اشــتغال اســت. در پایلوتــی که دربــاره طرح تکاپو در کردســتان انجام دادیم، متوجه شــدیم افراد بــا دانایی آیتی در آنجا زیاد هستند و همه هم بیکار هستند. به اینها آموزش دادیم که گیم تولید کنند و شــرکتهایی که گیم نیاز دارند را به اینها وصل کردیم. حالا آنها برای هند، گیم تولید میکنند. بحث اصلی مداخلات ما، آنجاست.

مالجو: این بحث مهم است و میتوان جلسهای مجزا را به آن اختصــاص داد. به نظر من، بخش عمدهای از کارهایی که وزارت کار انجام میدهد و انجام داده را نبایــد انجام دهد و بخش عمــدهای از کارهایی را که نمیخواهد انجام دهد باید در دستور کار خودش قرار دهد. خطمشی وزارت کار در زمینه اشتغالزایی اساسا معیوب است و کارکردش بیکاریسازی بوده اســت. وزارت کار، به سهم خودش، ساختار بازار کار را بهنفع کارفرمایــان بخشهای خصوصی و دولتی و شــبهدولتی و به زیان نیروهای کار، بهویژه ردههای پایینتــر نیروهــای کار، دچار تغییــرات بنیادی کرده است و این بر معضل بازار کار افزوده است.

ازوجــی: میخواســتیم ایــده بگیریم کــه خلأهای کشور ما در کجاســت. اکنون به شبکه بانکی دولت میگوییم پــول بدهید بنگاه تولید کنیم. اما مشــکل اصلی کشــور تولید کارگاه نیســت. بحث این اســت محصولی که قرار اســت تولید شود، متقاضی ندارد. باید بتوانیــم در این زمینه با همکاری دســتگاههای مختلف ســاماندهی داشته باشــیم. متوسط سطح سالهای تحصیلات شاغلان قبلا سه، چهار سال بود و الان به حدود 10 ســال رسیده. سهم شاغلان عالی به بیش از ‪19 18،‬ درصد رســیده. باید به این مسائل توجه کنیــم. باید بهــرهوری افزایش پیــدا میکرد، اما نکرده. گــپ مهارتی براســاس قواعد موجود پر نمیشــود و دولت بایــد مداخله کنــد. باید متوجه شویم دستگاه اجرائی از بعد تقاضا و عرضه کجا گیر دارد. اقتصاد ما باید رســمیتر شــود. هرچه اقتصاد غیررسمیتر شود، حرفهای ما معنا نخواهد داشت. یک بخش از استثمار، غیررسمیبودن اشتغال است.

مالجو: در بخش رسمی هم وجود دارد، اما در بخش غیررسمی نرخ استثمار شدیدتر است.

ازوجی: فارغالتحصیل لیســانس را به فروشــگاهی میفرستیم که با ‪300 200،‬ تومان پوشاک بفروشد این کجا یک کار شرافتمندانه است؟

مالجــو: دقیقا، جایگاهی که او قــرار گرفته محصول سیاســتهای وزارت کار در کاهش تــوان چانهزنی فــردی و جمعی او و امثال اوســت. من این معضل را تاریخیتر میبینم. مســئولش هم شــخص شــما نیســتید.ولی وضعیتی که نیروهــای کار دارند و مثلا برای 200 یا 300 هزار تومان در بوتیک کار میکنند به خاطر کاهش توان چانهزنیشان بــا صاحــب بوتیک اســت. این وضعیت فقط محصــول مازاد عرضه بــر تقاضای نیــروی کار نیســت. این یــک امــر طبیعی نیســت. قراردادهــای موقتــی، شــرکتهای پیمانــکاری تأمین نیروی انسانی، خروج کارگاههای کمتــر از پنج نفر از شــمول کل قانون کار و بنگاههــای کمتر از 10 نفر از شمول بخشی از قانون کار، تعدیل نیروی انسانی دولت و پرتاب این نیروهــا به بازار کار آزاد و نیــز ممانعت همه و در صدر آنها وزارت کار از تشکلیابی مستقلانه نیروهای کار این شرایط را ایجاد کرده است.

خطمشی وزارت کار در زمینه اشتغالزایی اساسا معیوب است و کارکردش بیکاریسازی بوده است. وزارت کار، به سهم خودش، ساختار بازار کار را بهنفع کارفرمایان بخشهای خصوصی و دولتی و شبهدولتی و به زیان نیروهای کار، بهویژه ردههای پایینتر نیروهای کار، دچار تغییرات بنیادی کرده است و این بر معضل بازار کار افزوده است

من یک سؤال مشــخص دارم. آقای ازوجی، چــرا کارورزی؟ چرا مهارتآمــوزی؟ مگر برنامه تکاپو بهعنوان برنامهای مناســب، آزمون خود را پس نداده که با این طرح و دســتورالعمل، آن را تحتتأثیر قرار میدهید؟ ازوجــی:

در مجموعه معاونت اشــتغال، دنبال این هســتیم که بازار کار را به نحوی سامان دهیم که هر دو طرف منتفع شــوند، اما چون تناســب قدرت بین کارگــر و کارفرما بهخوبی برقرار نشــده اگر از طریق ابزارهای دولت اتفاق بیفتد، خیلی خوب است. یکی از اینها مشوقهاســت که افراد را سوق میدهند به ســمتی که بیمه شــوند. امنیت شــغلی و شأنیت تا حدی حفظ میشود و بعد ورود به کار شرافتمندانه. یکــی از دغدغههای اصلی نیروی کار این اســت که بیمه نیست و امنیت شغلی ندارد که این طرح، کمی امنیت شغلی او را تضمین میکند. نکته اصلی اینکه ایــن طرح، برای ســاماندهی بازار کار کافی نیســت. اگر بخواهیم اقتصــاد ایران بهبودی در مدیریت بازار کار داشــته باشــد و نظام تدبیر و حکمرانیاش بهتر شود، باید تمامی سیاستهای اقتصادی و اجتماعی کشــور به بازار کار معطوف شود. این دغدغه نیست. آســیبهای اجتماعی که در ســطح کشور میبینیم ناشی از این کار است.

مالجو: اما این طرح کارورزی کاملا غیرقانونی است و از لحاظ اقتصاد سیاسی نیز ضعفهای اصلاحناپذیر فراوانی دارد.

خدایــی: در مورد بحث قانونی، تأکیــد کردم که این طرح، غیرقانونی است. در ماده چهارم برنامه ششم تکلیفی برای نوشــتن سیاســتهای کلی اشــتغال دارید. شــما موظف بودیــد این برنامــه را مبتنی بر کار شایســته بنویســید. پــس حتما از کار شایســته تعریــف ارائه دهیــد و خودتان مطابقــت دهید که طرحها و دستورالعملهایی که ارائه دادهاید بهویژه دستورالعمل مهارتآموزی، آیا مبتنی بر کار شایسته است. نکته دوم، ماده 71 قانون برنامه ششم که شما بــه آن اســتناد کردید، صرفا مشــوق را دیده و طرح کارورزی در آنجا هیچ جایگاهی ندارد. ازوجی: اینطور نیست. خدایی: من کامل آن را مطالعه کردم و روز طرح آن در مجلس بالاوپایین میپریدم.

ازوجی: در همان برنامه ششــم آمده «برای تشــویق کارفرمایانی که کارورزان فارغالتحصیل دانشــگاهی را جذب کنند...». خدایی: چه کسی کارورز را تعریف کرده؟ ازوجی: مجلس. خدایی: من میگویم «کارورز» در فصل پنجم قانون کار تعیین شده. قانون کار، قانون مادر است. ازوجی: اینطور تصور نکنید. خدایی: شما یا قانون کار کدامتان تعیین میکنید که کارورز کیســت؟ شما ارجحتر هســتید یا قانون کار؟ شما مدام تکرار میکنید که باید مداخله کنیم.

ازوجی: هنوز بــرای طــرح کارورزی از ظرفیتهای قانون کار استفاده نکردهایم.

خدایی: چون قانــون را دور زدهایــد. اصلا از رویش پریدهایــد! شــما میگویید قواعد و ســازوکار موجود به من اجازه نمیدهــد کارم را انجام دهم و اعتراف میکنید چون این ســازوکار اجــازه نمیدهد، به این خاطر آن را دور زدهام.

ازوجی: صحبت شما در مورد ماده چهار، برای دوره پنجساله است.

خدایی: نوشــتهها و گفتههای شــما یکی نیســت. میگویید این طرح موقت اســت، اما برای این طرح پایانی ندیدهاید.

ازوجی: شما به ســایر دوستان منتقل میکنید و آنها هم جور دیگری انعکاس میدهند. صادقانه برخورد کنید.

خدایی: بگویید کجا عدم صداقت داشــتهام که آنجا صداقت به خرج دهم.

ازوجی: من تأکیــد میکنم دولت وظیفه دارد برنامه اشــتغال ملی را بــرای برنامه چهارســاله پنجم، با نماینــدگان کارگــری و کارفرمایی تنظیــم کند. بعد دیدیم تنظیم آن تا پایان ســال زمان میبرد. بنابراین برای سال 96، برنامه کوتاهمدت تهیه کردیم.

خدایی: طرحهای شما علاوه بر اینکه مستند به هیچ چیز نیست، بلکه مغایر با قانون هم هست.

ازوجی: همه قانون و مقررات را رعایت کردهایم. شما فقط دغدغه قانون کار را دارید. ما در دولت علاوه بر آن، دغدغه قانون اساسی، ســتاد فرماندهی اقتصاد مقاومتــی، اصل 44 قانون اساســی، شــورای عالی اشتغال و... هم داریم. خدایی: این دغدغه باید در طرحهای شما دیده شود. مالجو: این دغدغه را دستکم باید جوری جمع کنید که با هیچ ســطحی از قوانین بالادستی مغایر نباشد. حالا ضعفهای برطرفنشدنی اقتصادیاش به کنار، فعلا که این طرح کاملا غیرقانونی است.

خدایی: کرامت انسانی که بارها در کلامتان آوردید را بگویید در کجای این طرح رعایت شده؟

ازوجی: کار شایســته چهار مؤلفــه دارد. من وظیفه دارم چهار مؤلفه را برای برنامه ملی اشتغال رعایت کنم و خواهم کرد.

خدایی: شکی ندارم که میخواهید شرایط را درست کنیــد، اما راهی کــه برای درســتکردنش میروید، اشتباه است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.