اپوزيسیون نوازي با صندلي کابینه

Shargh - - صفحه اول - احمد غلامی . سردبير

در روزگار قديــم که زندگی اجر و قُرب بيشــتری داشت و رانندگی در جادهها، خاصــه در جادههای خاکــی روســتايی پرخطــر بــود، مســافرانی که با اتوبوس به شهر ســفر میکردند، بارها برای بهسلامترسيدن، صلوات میفرســتاند. اين صلواتها کارساز بود و به مسافران و راننده آرامشخيال میداد. لحظه پرالتهاب ســفرها جايــی بود که راننــده اتوبوس را در سراشــيبی جاده خاکی میراند، سکوت داخل اتوبوس را فرا میگرفت و معمولا شاگردشــوفر برای غلبه بر ترس مســافران بلند فرياد میزد «در سراشــيبیِ قبر مــولا به فريادت برســد، بلند صلوات بفرســت!» راننده و مسافران در اين لحظــه از ته دل صلوات میفرســتادند. حالا اين حکايت، حکايت ماشينِ دولت است. دولتهای ايران در چهارســاله دوره دوم هم برای بهسلامترســيدن به مقصد نياز دارند تا پیدرپی صلوات بفرســتند و در جاهايــی هم از ته دل. در ايــن ميان برخی هم تلاش میکنند، مسافران و راننده را وادارند تا برای منافع آنان دســت به دعا و ثنا بردارند. اينها همان کسانی هستند که اين روزها دم از کابينه فراجناحی میزنند. اين افرادِ اصلاحطلبِ اصولگرایِ پايدارچی که همواره در جمع اصلاحطلبان بوده و بهاصطلاح از ســبد رأی آنان به مجلس و شورا راه يافتهاند، اينک نعل وارونه میزنند. گاه از رفــع حصر میگويند و گاه از کابينه فراجناحی و دفــاع از اصولگرايان که مگر چه اشــکالی دارد که در کابينه هم اصولگرايان باشند و هم اصلاحطلبان! اين اصلاحطلبان کــه دم از اصولگرايی میزنند نه دل در گروِ جناح خــود دارند و نه اصولگرايان. آنان صرفا به منافع درازمدت خود در بدنه قدرت میانديشند که در هر شرايطی از آن حذف نشوند. متأسفانه در چهار دهه بعد از انقلاب اين افراد که اصول سياســی نداشتهاند در شــکاف جناحهای سياســی باليده و بالا رفتهاند و بايد اعتراف کرد که تعداد ايندســت چهرهها در ميان اصلاحطلبان بيشــتر از اصولگرايان اســت. بهراستی کابينه فراجناحی ديگر چه صيغهای است که برخی از اصلاحطلبان و نمايندگان مجلس آن را دنبال میکنند! مگر مردم خودشان نمیتوانستند به اصولگرايان رأی بدهند که حالا عدهای دنبال احقاق حق آنها هســتند. مــردم از روحانی که با 24 ميليون رأی قاطع آنها روی کار آمــده، انتظار دارنــد کابينهای تشــکيل بدهد که چهره واقعی آرای آنان را نشــان دهد. صدالبته که هر کابينهای با هر مرام و مسلکی بايد رويکردی فراجناحی داشــته باشــد. همانگونه که روحانی، رئيسجمهور همه مردم است و تصميماتی که میگيرد جنبه ملی دارد. اين گفتهها هم بديهيات است، اما اشکال از اينجا ناشی میشود که عدهای برای منافع خودشان نهتنها اين بديهيات را ناديده میگيرند، بلکه مفاهيم سياسی را نيز قلب میکنند. ايده «کابينه فراجناحی» قلبِ اين مفهوم اســت. اگر قرار باشــد،کابينه فراجناحی شکل گيرد، بايد تمام طيفهای سياسی جامعه حضور داشته باشند. اينکه اصولگرايان توان آن را دارند تا چوب لای چــرخ دولت بگذارند و ازاينرو بايــد آنان را در قدرت شــريک کرد، ديگر بهمعنای دفاع از کابينه فراجناحی نيست! هر دولتی حق دارد کابينهای را شکل دهد که خواســته نهايی مردم است. در اينجا دولت نمیتواند با مخالفان و منتقدان خود با ســعهصدر برخورد کند. چنين ســعهصدری موجب میشود آرا، حق و سليقه مــردم مخدوش شــود. مهمتــر از همــه اينکه جای منتقــدان و مخالفان در کابينه دولت نيســت و دولت يکدســت و کارآمد میتواند انتظارات مردم را برآورده کنــد. اپوزيســيوننوازی با صندلی کابينه، مــردم را از دولت روحانی دلسرد میکند. دولت روحانی يا دولتی «متوازن» اســت يا دولتی «توازنگر». دولت متوازن با چيدمان وزرای شايســته میتواند با کارايی، منتقدان و مخالفان خود را در ردههای پايينتر به مشارکت بگيرد و از نظراتشان بهره ببرد. توصيه به دولت فراجناحی توصيه به روش دولت توازنگر است. دولتی که آنقدر قوی اســت که میتواند طيفهای منزویِ سياسی را حمايت کرده و آنان را در دستگاه دولت بالا بکشد. آيا دولت روحانی اينقدر مقتدر است که توازنگری کند؟ اگر دولت روحانی توازنگر اســت، چرا ابتدا چهرههای کنارگذاشتهشده اصلاحطلبان را که بيش از هر طيفی مســتحق برکشــيدناند، بهکار نمیگيرد؟ و بر فرض محال اگر کابينهای فراجناحی شــکل بگيــرد، آيا اين کابينه میتواند منويات رئيسجمهور منتخب را پيش ببرد؟ کابينــه فراجناحی يعنی کابينــهای فئودال که هرکس در حيطه اختيارات خود اربابِ رعايای خويش است. ناگفته پيداست که در چنين وضعيتی هر وزيری هرکجا که دستش برســد بايد به جريان خود خدمت کنــد. ايــن وزرا در لحظات بحرانی دولــت به چه کار خواهند آمد؟ اگر آنها به استقبال شکست برنامههای دولت نروند، برای پيشگيری از شکست اقدامی عاجل نخواهند کرد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.