همكاري «غزالي» و ستاره سینماي عرب در يك فیلم

Shargh - - سينمايايران -

حادثه ناگوار ایــن روزها؛ یعنی قتل آتنا اصلانی واقعــا تأســفآور بــود و البته هســت. همینطور فجایع دیگری همچون ســتایش قریشــی، هموطن افغانســتانی ششســاله ما کــه افــکار عمومی را ناراحت کرده اســت. به نظر میرسد که ساخت فیلم «هیس!... دخترها فریاد نمیزنند » از ســوی شما در سال 1392 چقدر بهموقع و درست بوده است. واقعا جامعه ما نیاز دارد با ســاخت چنین فیلمهایی آگاه شود. خوشــبختانه در زمان خودش فیلم پرفروشی شــد، هرچند که در جشــنواره فیلم فجــر قدر ندید! خوشــبختانه با دریافت جایزه بهترین فیلم برگزیده تماشاگران مشــخص شد که مردم چقدر به این فیلم روی خوش نشــان دادهاند. حالا هم فیلم «زیر سقف دودی » در اکــران سینماهاســت و در آن دوباره به معضل مهمی در چارچوب خانواده اشــاره کردهاید؛ یعنــی طلاق عاطفــی... . یادم میآیــد از روزی که بهعنوان نخستین فیلمساز زن پس از پیروزی انقلاب، به ســینما ورود پیــدا کردهاید تا الان همیشــه روی معلولیتهای جســمی و ذهنی کودکان، موضوعات ملتهب و آســیبهای خانوادگی و اجتماعی متمرکز شدهاید. چرا؟

بدون اینکه بخواهم، همیشه در مسیری قرار میگیرم که انگار آدمها من را پیدا میکنند و مرا در شرایطی قرار میدهند که آن فضا برایم به دغدغه تبدیل میشــود و تمام ذهنم را درگیر میکند. سالها قبل میخواستم این فیلم را بسازم، اما همیشه فکر میکردم چگونه؟! چطور میشــود این ســکوت را که ســالها زیر فرش پنهانش کردهایم، بیرون کشــید و برای اولینبار دربارهاش حرف زد که وقتی زنی ازدواج میکند نیازمند اســت که رابطه زناشوییاش درســت شکل بگیرد. زندگی زناشویی معنا و مفهومــی دوطرفــه دارد. چطور باید به این مســئله پرداخت، درحالیکه در جامعــهای زندگی میکنیم که روی همهچیز آن سرپوش گذاشته میشود! وقتی زوجی میخواهند از هم جدا شوند، فقط به این شکل میگویند بــا هم توافق نداریم و خلاص! دیگر نمیگویند مشــکل زناشــویی داریم! تمامی علــل و دلایل سربســته باقی میماند و ســالها روی هم تلنبار میشــود، بهگونهای که آدمها به جایی میرســند که ناچارند فریاد بزنند! من کلی از این آدمها را دیدهام. سراغم میآیند و از خودشان میگویند. بارها پیش آمده که ســاعتها در دفترم با من صحبت میکنند. من فقط شنوندهای هستم که فقط در حیرت میمانم.

خــب بهنوعــی ســنگصبوربودن شــما را آزار نمیدهد؟

واقعیت این اســت که باوجود همه فشارها، انتخاب کردهام که با مردم نفس بکشــم و زندگی کنم. دوســت دارم در کنار مردم باشــم. در قصه «زیر ســقف دودی» اتفاقــی افتاد و تحقیقــات میدانی مرا در مســیر بحث «طــلاق عاطفی» قــرار داد. اگر میخواســتم صرفا به مســئله طلاق بپردازم، جدا از اینکه بارها در ســینما به آن پرداخته شــده، رونــدی معمولی به نظر میرســید کــه بالاخره یک روزی تمام میشــود! اما وقتی با طلاق عاطفی مواجه شدم، متوجه شدم در ظاهر زندگی همه چیز ســرجای خودش قرار دارد. اما در عمق آن غوغایی بهپاســت. نکته تأســفبرانگیز این است که خیلی از زن و شــوهرها حتی نمیدانند که در طلاق عاطفی به ســر میبرند! درحالیکه اتاقهایشان از هم جداست و این را هم طبیعی فرض میکنند. در حقیقت بیشتر در یک خانه با هم زندگی میکنند تا اینکه یک خانواده واقعی باشند! آنها به مرور زمان به این نتیجه رســیدهاند یا پذیرفتهاند که جدا از هم باشــند و هرکدام مسیر خودشان را بروند، امــا قضیه زنان کمی پیچیده اســت. چون معمولا زنان بعد از ترک خانه شوهر جایی برای زندگی ندارند. یک زن

بله همینطور اســت، چون نه میتواند خانه شوهر را تحمــل و از طرفــی هم دیگر نمیتواند مثل گذشــته رفتار کند.

خانم درخشنده! به نظرم پرداختن به موضوعات و مشکلات زنان برای شما ســختتر است، بهدلیل اینکه در درجه نخست باید ثابت کنید بیغرض چنین موضوعاتی را در فیلمتان مطرح میکنید و از ســویی هم باید بهگونهای به موضوعتان بپردازید که از زاویه دید جامعه مردسالار، بهاصطلاح برچسب فمینیست نخوریــد که درآن صــورت با امــا و اگرهایی مواجه میشوید. حالا سؤالم این است چگونه در این سالها بدون اینکه با تهاجم نگاه افراطی مردسالارانه مواجه شوید، توانستید به مسائل زنان هم بپردازید؟

مــن عــرف جامعــه و خــط قرمزهایــش را خوب میشناســم، بدون اینکه کســی به من بگوید خط قرمز کجاســت. میدانم تا چــه حد میتوانم بــه موضوعی نزدیک یا از آن دور شوم، چون وقتی فیلمنامه مینویسم یــا میخواهــم فیلمی بســازم، با آدمهایــی مواجه میشــوم که در لحظــه فیلم را میبیننــد و ممکن اســت بــا نــگاه متعصبانــه، این موضوع از دست برود یا برعکس با نگاه باز افراطی ممکن است حرف اصلی شــنیده نشود و کل فیلم زیر سؤال برود.

در این صورت آیا مجبور به خودسانسوری شدهاید؟

جاهایــی مجبــور بــه خودسانســوری هســتم! چون اگر غیر از این عمل کنم ممکن اســت، حرفم شنیده نشود. چون اگر فیلم اجازه اکران نگیرد، به چه دردی میخورد!

جامعه ما یکدســت و تکصدا نیســت. در این صورت تکلیف مخاطبان فیلم چه میشود؟

درست است که جامعه ما یکدست نیست و طبقات مختلف و نگاههای متفاوت در آن زندگی میکنند. هنوز بعضیها فکر میکنند مردشان باید یک جفت جوراب را برایشان بخرد، هنوز نمیدانند میتوانند خودشان هم در زندگی قدمی بردارند و بخشــی از هزینههای زندگی را تأمین کنند. بعضیها خیلی ســنتی هستند و برعکس بعضیهــا از آن طرف بام افتادهانــد. تضاد عجیبی بین تفکــرات مختلــف در جامعــه وجود دارد. من ســعی میکنــم برایند آنهــا را در نظر بگیرم، چون قشــری که متعصبتر هستند بیشتر از همه میتوانند تصمیمگیرنده باشــند؛ بنابراین ســعی میکنم از نگاه آنها به موضوع نزدیک شوم.

اما گاهی صبوریتــان آدم را عصبانی میکند. به نظرتان این همه صبوری زیاد نیست؟!

منظورتان را کاملا میفهمم. شــما با فیلم «هیس... دخترها فریــاد نمیزنند» موافق بودیــد و میدانید که دســت روی موضوع مهمی گذاشــتهام. حالا از شــما میپرســم چگونه باید این فیلم را میساختم تا به کسی برنخورد؟

من در جایــی زندگی میکنم که نمیتوانم یکدفعه فریاد بزنم، درعینحال هم باید فریاد بزنم، پس ســعی میکنم فریــادم را بهگونهای بزنم که همه بشــنوند، نه اینکه رانده شــوند. در «زیر ســقف دودی» خواســتم از زندگی زناشــویی، مسائل جنســی و عشقورزی صحبت کنــم. زن فیلم بااکراه میگوید «وای خانم دکتر عیبه این چه حرفیه! مگر میشه از این حرفها زد.»

همین دیگــر، چون در فیلم خانم روانشــناس )آزیتا حاجیان( درمانگر مسائل زناشویی بود، اما اصلا در فیلم واضح نیست، چرا؟

نمیتوانســتم واضح آن را مطرح کنــم؛ بنابراین نام مطب را روانشناسی گذاشــتم. آخر مسائل زناشویی را چگونــه باید در فیلم مطرح میکــردم که اصل مطلب لطمه نبینــد! بههمیندلیل برخیهــا معتقدند اگر این فیلم ســاخته شــد، بهدلیل حضور من بــود. در غیر این صورت اصلا ســاخته نمیشــد. چون آبرومندانه به این مسئله نگاه میکند.

به نظرم دلیل دیگر این اســت که شــما خارج از فضای سینما حاشیه ندارید. نظرتان چیست؟

دقیقا؛ چون همیشه خواســتهام مسائل اجتماعی و دردهای پنهانشده و مثل غدههای ســرطانی در جامعه رخنهکرده را بیان کنــم؛ بنابرایــن هیچوقت به طرف مسائل سیاسی نرفتهام.

وقتی با طلاق عاطفی مواجه شدم، متوجه شدم در ظاهر زندگی همه چیز سرجای خودش قرار دارد. اما در عمق آن غوغایی بهپاست. نکته تأسفبرانگیز این است که خیلی از زن و شوهرها حتی نمیدانند که در طلاق عاطفی به سر میبرند! درحالیکه اتاقهایشان از هم جداست و این را هم طبیعی فرض میکنند. در حقیقت بیشتر در یک خانه با هم زندگی میکنند تا اینکه یک خانواده واقعی باشند! به نظرم بعد از اینهمه ســال کارکردن باید به شما دست مریزاد گفت. چــون در عیــن اینکه هیچ پشــتوانهای نداشــتهاید، ســراغ موضوعاتــی رفتهاید که هرکســی طرفش نمیرود. چطور این اتفاق افتاد؟

چون من از خودم گذشــتهام تا بتوانم حرفی را بزنــم که میدانم درد یک جامعه اســت. حتی از ســرمایه شــخصی هم استفاده کردهام، چون عشــق من مردم هستند، مردمی که میدانم چه رنجی میکشــند و حتــی آگاهی ندارند که کجا ایســتادهاند. مردمی که فرزندشان مواد توهمزا اســتفاده میکند، اما مادر و پدر مطلع نیســتند؛ چون با فرزندشان فاصله دارند.

شــیرین با اینکــه تحصیلکــرده بــود؛ اما در خانوادهاش یعنی بهرام )فرهاد اصلانی( و پســرش آرمان )ابوالفضل میری( بهگونهای غرق شد که خود را فراموش کرد. اما نکته مهم فیلم این است که قبل از شیرین، پسر زندگی موازی پدر را میفهمد.

مشکل امروز برخی از خانوادههای ما از همین جنس است. پســر میگوید تو بهجای اینکه تلفن را روشن کنی و احوالات شــوهرت را دریابی، مدام دنبال من هســتی. این زن از جایی بهبعد از همســرش مهری نمیبیند و به فرزندش میچسبد. درحالیکه پسر تا زمانی که بچه بود نیاز به مراقبت داشــت، اما وقتی بزرگ شــده دیگر نباید دغدغه مادر باشد.

البته مقصر اصلی، خود شــیرین بود. برای اینکه برای خودش ارزشی قائل نمیشد؟

کاملا. بیشــتر زنــان ما الان در این وضعیت هســتند. بدوناغراق ســنگ زیرین آسیاب هســتند و از زندگیشان لذتــی نمیبرنــد. خانمــی برایم تعریف میکــرد که در گذشته پسری را دوست داشــتم، اما خانواده اجازه نداد با او ازدواج کنــم. بهناچار هرکداممان بــا افراد دیگری ازدواج کردیــم. الان در زندگیام به جایی رســیدهام که شماره آن پسر را پیدا کردهام و با هم رابطه تلفنی داریم!! خب ببینید این فاجعه اســت. متأسفانه ناچارم بگویم در جامعه ما برخی از زنان شــوهردار، دنبال مردان دیگری هستند!! چون تازه متوجه شدهاند که نیاز دارند... .

البته گذشــته آنها را باید مورد واکاوی قرار داد. در فرهنگی که همیشــه میگویــد هیس، حرف نزن! به نظر شما یک زن مســائل و مشکلاتش را کجا باید مطرح کند؟

بلــه. بههمیندلیل میگویم که باید آسیبشناســی شــود. این مســائل باید دقیقا مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرند. چون همهچیز در زندگی انســان تأثیر میگذارد. جامعه را همین افراد تشــکیل میدهند. در نتیجه زنی بعد از ســالها تازه متوجه میشود که باید از نیازش در بیرون از خانواده حرف بزند.

در زندگی شیرین و بهرام شاهد دیالوگ نیستیم. اگر هم حرفی هست بیشتر مجادله است؟

چون در درجه نخســت اصلا نه یکدیگر را میبینند و نه حرف یکدیگر را میشنوند.

به نظرم فیلمســاز در جایی آنقدر پر از دغدغه اســت که حرفها را با هــم زده؛ مثلا طلاق عاطفی میتوانــد موضوع یک فیلم صددقیقهای باشــد، اما شما در کنارش مســئله زندگیکردن دختر و پسر زیر یک سقف )ازدواج ســفید( را هم مطرح کردهاید. به نظر شــما این حجم از اطلاعات و مشکلات در فیلم تماشاگر را از نظر حسی پس نمیزند؟

خیر. چــون وقتی از طــلاق عاطفــی در خانوادهای صحبت میکنید که 35 سال از عمر ازدواجشان گذشته، ناچارا پســر خانواده که الان 24 ساله است، چه الگویی میتواند بگیرد؟ اصلا معنا و مفهوم خانواده برای پســر چیســت؟! پدر و مادر پســر یکدیگر را دوســت ندارند. بنابراین این پســر حاصل نگاه غلط در زناشــویی اســت کــه هیچ الگوی خوبی بــرای او برجای نگذاشــتهاند و میخواهد از این خانه فرار کند.

چرا نقــش زن دوم، رعنا )بهنوش طباطبایی( در این فیلم از جنس زنان اغواگر نیست؟

واقعیتی که الان وجود دارد این اســت که دخترهای زیادی هســتند که در عین اینکه واجد شایســتگیهایی هســتند هنوز ازدواج نکردهاند. سنشان در حال بالارفتن اســت، اما حــس مادرانه دارنــد و میخواهند صاحب زندگی خانوادگی و فرزند شــوند، اما در شرایطی که در جامعــه به وجود آمــده، تکلیف این دخترها چیســت؟ دختری که نیاز مالی ندارد و فقط به عشق فکر میکند تا با کسی که دوستش دارد زندگی کند و بچه داشته باشد.

حتی رعنا وقتی شــنید بهرام میخواهد شیرین را طلاق بدهد ناراحت شد.

چون دختر بدی نیست. او سمبل دخترهای دهه 60 است که هنوز ازدواج نکردهاند.

هر دو این زنان در موقعیت خودشان افراد قابلی هستند، اما عاشق مردی شدهاند که نه ظاهر دلچسبی دارد و نــه اخلاق خوبی. تازه حرفهای خانم دکتر را هم جدی نمیگیرند. چرا؟

اینها الگوهایی اســت که از جامعه گرفته شــده. من فقط آنها را به نمایش گذاشتم.

جالب است هر دو زن وقتی به آگاهی میرسند، دیگر پذیرای این مرد نیستند. چرا؟

قضاوت نکــردم، اما برخیها برای پایان فیلم ترجیح میدادند که شــیرین سوار ماشــین بهرام شود. با خودم گفتم خب اگر قرار باشد پایان مثل روال همیشگی باشد دیگر چرا فیلم ساختم؟!

واکنش مــردان بــه فیلم «زیر ســقف دودی» چیست؟

جالب است که در یکی از بازدیدهایم از سالن سینما آقایی در ســینما به من گفت: «من روانشــناس هستم. شما در فیلم مردان را بد و زنان را فرشته جلوه دادهاید»! من پاســخ دادم شــما دقیقا اشــتباه میکنید. من فقط وضعیت موجود در جامعه را نشــان دادم و فقط تلنگر کوچکی زدم.

اتفاقا شما در فیلم، زن را عقبتر از زن به تصویر کشیدهاید و منتقد چنین وضعیتی شدهاید؟

همینطور اســت. شیرین فراموش کرده که زن است و باید بــه خودش برســد. نهاینکه با آبمیوه پشــت در اتاق پســر بایستد! نادرست اســت که ما به بچههایمان اســتقلال نمیدهیم تا مهارتهای زندگی را یاد بگیرند. بههمیندلیل وقتی ازدواج میکنند مشکلاتشــان شروع میشود. بهتر است کنار بایستیم و برای خودمان زندگی کنیــم. ورزش و دورههای خودمان را داشــته باشــیم و لباس موردعلاقهمان را بپوشیم.

جالب اســت که هیــچگاه در فیلمهایتان پرچم استقلال زنان را به دست نگرفتهاید، اما همین را هم برخی برنمیتابند. چرا؟

چون یــک زن پرچم اســتقلال را بایــد از آگاهی به دســت بیاورد. باید به جایی رســید که ایــن پرچم را به دســتمان بدهند؛ چون اگر اول از همه پرچم به دست بگیری، دســتت را قطع میکنند. واقعیــت موجود این اســت که جامعه ما مردســالار اســت؛ درحالیکه باید شایستهسالار باشد. بحث اصلی من این است: زندگیای که چنیــن معیوب پیش مــیرود، چگونه آینــده ایران را خواهد ســاخت؟ ایــن بچهها کــه میخواهند آینده را بســازند، چطور باید یاد بگیرند و روی پای خودشــان بایســتند؛ درحالیکه هیچ الگویی از مهر، عشق، محبت و احتــرام ندارند و مدام خشــونت و دعــوا در خانواده دیدهاند. جامعه مــا واقعا جامعهای مونولوگ اســت. شــما در ذهنتان بدون اینکه بدانید و طرف را بشناسید، به او حسادت میکنید و از او متنفر میشوید. درحالیکه هیچوقت نشده با او حرف بزنید و بفهمید واقعا اینطور است یا نه.

نســخه نهایــی فیلم ســینمایی «من یوســفم، مادر» به نویسندگی و کارگردانی «محمدرضا فرطوســی»، با بــازی «عبــاس غزالــی» و بازیگر سرشــناس ســینمای عــرب آمــاده نمایش شد.

فیلــم ســینمایی «من یوســفم، مــــادر» (أنـــــا یوسف یا اُمـــــی( ‪Mother,I’m Joseph‬ نخســتین اثــر ســینمایی «محمدرضا فرطوســی» اســت که در ژانر دفــاع مقدس و به زبان عربی تولید شده است که «عباس غزالی» از بازیگران ســینمای ایران در کنار «زهــرا الربیعی»، بازیگر عراقی و سرشناس ســینمای عرب، به ایفای نقش میپردازند و حمیده موســوی، حمید حمیــدی و احمــد حیدری از دیگر بازیگران این اثر سینمایی هستند.

«من یوسفم، مادر» داستان جوانی بغدادی با نام یوسف را روایت میکند کــه بهدلیــل ممانعــت از حضور در جنگ علیه ایران به دست ارتش رژیم بعث دســتگیر شده اســت و بعد از مدتی ناپدید میشود.

«محمدرضــا فرطوســی» پیش از ســاخت «مــن یوســفم، مــادر» بــا مســتندهای خــود همچــون؛ «ایــران، جنوب غربــی» در مهمترین جشــنوارههای مســتند دنیا ازجمله؛ ایدفــا، هات داکــس، مونیــخ، «ژان روش» پاریــس، داکیوتــاه آمریــکا، دوبی، بارســلونا و... حضور داشــته و جوایــز متعــددی نیز کســب کرده اســت. «محمدرضــا فرطوســی» دانشآموختــه ســینما از شــاگردان زندهیــاد «عبــاس کیارســتمی» و همچنین عضو خانه ســینمای ایران اســت و در ورکشاپهای تخصصی ســینما در کشــورهای مختلــف و اســتادان برگزیده جهان شرکت کرده اســت و فیلمهای وی مــورد توجه ویژه جشــنوارههای بینالمللی فیلم قرار گرفته و تاکنون با آثار خود، جوایز معتبری را از جشــنوارههای جهانی دریافت کرده اســت؛ از جمله جایزه ویــژه «دی لاهــورا» از هجدهمیــن جشــنواره فیلمهای محیط زیســت بارســلونا «فیکما»، تقدیر ویژه هیئت داوران جشــنواره بینالمللــی فیلم محیط زیســت در جمهــوری چک، دیپلم عالــی افتخــار از نهمین دوره جشــنواره فیلمهای محیط زیست و طبیعت در اســتونی، برگزیــده برای نمایــش در برنامــه محیط زیســت ســازمان ملل UNEP در مقر اروپایی سازمان ملل در ژنو سوئیس، برگزیده در ســمپوزیوم فیلمهــای مســتند دانشگاه «سنتاند روس» با موضوع آب و خلیجفــارس در اســکاتلند، برگزیده بخش رسمی سیامین دوره جشــنواره فیلمهای انسانشناســی «ژان روش» پاریــس در فرانســه، برگزیــده بخش رســمی دوســالانه فیلمهای قومنگار لندن در انگلستان، برگزیده بخش رسمی جشنواره فیلم «داکیوتــاه» در آمریکا، برگزیده بخش رسمی بیستوهفتمین دوره جشنواره فیلم مستند مونیخ در آلمان، برگزیده بیســتوپنجمین دوره جشنواره فیلم مســتند آمســتردام «ایدفا» در هلند، نمایش ویــژه در دانشــگاه گوتنبرگ در ســوئد، برگزیــده بخش رســمی چهارمین دوره جشنواره فیلم بغداد و جشنوارههای کابل، آدیسآبابا، دوبی، «ماریبور» اسلوونی، بولونا ایتالیا، برنده تقدیر ویژه ISESCO در سیوهفتمین جشــنواره بینالمللی فیلم رشــد در تهران، برنــده جایــزه اول در بخش کودک و مقاومت در ســیوهفتمین جشــنواره بینالمللی فیلم رشــد در تهــران، برنــده جایزه هیئــت داوران جشــنواره فیلم فجر )بخش مستند هنرهای تجسمی( و... .

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.