جهان بدون عدالت

Shargh - - جهان - برايان لاوكين

پژوهشــگران میگويند، ما هنوز نتوانســتهايم شــناخت درستي از برابري در جهان داشته باشيم. عميقترشدن شکاف بين صاحبان ثروت و فقرا و اينکه يک درصد از ساکنان جهان نيمي از ثروت اين کره خاکي را در اختيار دارند، به اضافه تفاوت در سطح درآمدها، در شرايط کنوني به طرزي بيسابقه مورد توجه قرار گرفته است. آمارها نشان ميدهند يک درصد از ســاکنان جهان 50 درصــد از ثروت کل جهان را در اختيار دارند. اين ســطح از نابرابري هرطور که بخواهد به آن نگريســته شود، يکــي از «چالشهاي بزرگ»ي بهشــمار ميرود که دنيــا با آن روبهرو است. اما آيا اين نابرابري در عمل بزرگترين چالش به حساب ميآيد؟

به اعتقاد برخي از پژوهشــگران شايد تفاوت سطح درآمدها چالش اساســي جهان نباشــد. آنها ميگويند، مشــکل واقعي در شکاف بين ثروتمندان و فقرا نيســت، بلکه در فقدان عدالت است؛ يعني آن چيزي که در پارتيبازي نســبت به بعضي و ســتمگري نسبت به بقيه خود را نشان ميدهد. شايد بزرگترين چالش براي قرن بيستويکم، اعتراف به وجود پيوند بين فقر و ستمگري باشد.

درحاليکه بســياري احســاس ميکنند نابرابري يکــي از نمادهاي فقدان عدالت است، ما بايد بکوشيم ابهام بين اين دو مفهوم را برطرف کنيم. به گفته اين پژوهشــگران، اتفاقنظر بر يــک تعريف صريح براي نابرابــري به ما کمــک خواهد کرد تــا جامعهاي را کــه در آن زندگي ميکنيم بهتر کنيم.

چرا مســئله نابرابري و تفاوت، فضاي زيــادي از توجه ما را به خود معطوف داشته اســت؟ آيا به دليل وجود ثروتمندان و فقراست؟ يا به دليل فقدان فرصتهاي برابر؟ يا به دليلي ديگر؟

آمارها و حقايق

مقالــهاي تحت عنوان «چرا مردم تفاوتهــاي اجتماعي را ترجيح ميدهنــد» در همايش «رفتارهاي طبيعي بشــر» در دانشــگاه «ييل» آمريکا ارائه شــد که در آن گروهي از پژوهشــگران نشانههايي را مورد تحقيق قرار ميدادند که بشر، حتي کودکان و نوزادان، زندگي در جوامع با تفاوتهاي طبقاتي را ترجيح ميدادند.

شــايد اين رفتار با منطق منافات داشــته باشــد و اينکــه مردم چرا تفاوتهاي اجتماعي را ترجيح ميدهند. عجيب اســت، اما مطالعات نشان ميدهد مردم هرگاه خود را در مجموعهاي برابر ببينند، احساس خشم و بيحوصلگي ميکنند، زيرا در آنجا کسي که تلاش کند پاداشي نميگيرد و کسي که خطا کند مجازاتي نميشود.

«کريستين استار مانز»، روانپژوه دانشگاه ييل، ميگويد: «ما از طريق تحقيقات سعي ميکنيم اين اعتقاد رايج را باطل کنيم که ميگويد اکثر مردم فينفســه تفاوتهاي اجتماعي را قبــول ندارند و در مقابل ثابت کنيــم آن چيزي که ذهن مردم را به خود مشــغول کرده و نگرانشــان ميکند، فقدان عدالت است».

به گفته اين پژوهشــگر، «فعلا در ايالات متحده مانند بسياري از ديگر کشورهاي جهان، نوعي ابهام نسبت به برابري و عدالت وجود دارد. با توجه به شــکاف تفاوتهــاي اجتماعي، بعضي علت آن را فقــدان عدالت در توزيــع ميدانند، اما اين ابهــام منجر به انحراف اذهان از يک مســئله اصلي ميشــود. آنگاه در مقابل بر تفاوت در توزيع ثروتها تأکيد ميشود و احساس ميکنند مشکل همين بوده و بايد برطرف شود».

«مارک شيسکن»، فوقدکتراي علوم معرفتي در دانشگاه ييل که در همين تحقيق مشــارکت داشــته، نتايج تحقيق را به اين شکل خلاصه ميکند که «مردم بهطورکلي تفاوتهاي اجتماعي در زير سياستهاي عادلانه را بر برابري در زير سياستهاي جابرانه ترجيح ميدهند».

اين مسئله به آن برميگردد که تلاش براي پرکردن شکاف بين فقرا و ثروتمندان در جهان با ادراک آدمي نسبت به مفهوم عدالت و انصاف در تعارض اســت و همين امر منجر به بيثباتي ميشــود. «نيکولاس بلوم»، استاد اقتصاد دانشگاه «اســتانفورد» نيز ميگويد، جامعهاي که خالي از فقر باشــد يک جامعه مثالي و غيرواقعي اســت، اما اگر مردم بهلحاظ اجتماعي برابر باشــند و درعينحال سياســتهاي جابرانهاي بر آنها حاکم باشــد، باز هم جامعه در معرض فروپاشــي خواهد بود. بــه گفته بلوم، «مــردم به طور عادي و بدون داشــتن انگيزههاي کاملا موجه دســت به کار و تلاش و ابتکار نميزنند. اگر من يک نقاش باشم يا دندانپزشــک يا يک کارگر بنايي، وقتــي بتوانم همهچيز را به صورت رايــگان دريافت کنــم، براي چه بايد در هفته 50 ســاعت کار کنم؟» او ميافزايد: «تجربه من در اداره نشان ميدهد که مردم معتقدند انصاف نيســت به يک فراري از کار يا يک قاچاقچي هم پاداش داده شــود. اگر کســي گروه بزرگي از مردم را مديريت ميکند، درمييابد که هيچچيزي بيــش از اين مــردم را عصبانــي نميکند که به افــراد کارنکرده همان پاداشي داده شود که به افراد تلاشگر داده ميشود».

اما نابرابري را چگونه بشناسيم؟

به گفتــه پژوهشــگران، ما بايد به يــک تعريف يگانــه از اصطلاح «نابرابري» يا «تفاوت اجتماعي» برسيم. اگر به دنبال راهي براي مقابله با نابرابري هســتيم، نبايد سه انديشه مستقل و درعينحال مرتبط را که در سايه اين مسئله قرار ميگيرد، ناديده گرفت:

1- اينکــه مردم حــق دارند از فرصتهــاي برابر در يــک جامعه برخوردار باشــند، بــدون اينکه به دليــل پيشزمينههــاي فرهنگي يا اجتماعي، نژادي، جنسي و... بين آنها تبعيضي در نظر گرفته شود.

2- توزيــع عادلانه؛ يعني مزايا و پاداشها بايد به طور منصفانه و بر مبناي اصل شايستگي توزيع شود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.