خصوصیسازی جنگ در افغانستان

Shargh - - جهان - تيم شورک، ترجمه: سودابه رخش

جرد کوشــنر، داماد و مشــاور ارشد دونالد ترامپ، مشــغلههای زيادی داشــته که فقط هم مربوط به روسها نيست. اين هفته، در ميان هياهوی بهراهافتــاده بر ســر ديــدارش بــا يکــی از وکلای روس دربــاره انتخابات 2016، نيويورکتايمز گزارش جذابی منتشــر کرد دربــاره نقش او در برنامه خصوصیسازی جنگ افغانستان.

به گزارش تايمز، شــنبه گذشته استيو بنن، مشاور ارشد ترامپ، به همراه کوشــنر برای هماهنگــی مذاکرهای ميان جيم متيس، وزيــر دفاع آمريکا و دو تاجــر که از قراردادهای نظامی بهره بــرده بودند به پنتاگون رفتند. آنها پيمانکارانی عادی نبودند: يکی از آنها اريک پرينس، بنيانگذار بدنام ارتش چندمنظوره بلک واتر بود و ديگری اســتفان فينبرگ، ســرمايهدار نيويورکی که مالک شــرکت بينالمللــی «دين کورپ» اســت؛ بزرگتريــن پيمانکار ايالاتمتحده در افغانستان.

آنها در اين جلسه )که پرينس و فينبرگ آن را تأييد نمیکنند( از پنتاگون خواســتند جنگ را تبديل کند به چيزی کــه «يگانهای نظامی خصوصی» ناميدهاند؛ يگانهايی که برای کسب سود میجنگند و جايگزين طرح جديد پنتاگون برای ارســال هزاران نيروی نظامی ديگر به افغانستان برای مبارزه با طالبان خواهند شــد. به گزارش تايمز، متيس مؤدبانه پيشنهاد بیشرمانه آنها را شــنيده اما در اظهارنظری که بهکل نااميدشان کرده، نپذيرفته افراد خارج از دولت برای بازنگری خطمشــی ايالاتمتحده در افغانستان طرح و راهبــردی بدهند چراکه اين خطمشــی در کاخ ســفيد و از ســوی ژنرال مکمستر، مشاور امنيت ملی ترامپ، تبيين میشود.

گزارش تايمز گويای تضاد منافع است. همانطور که اغلب آمريکايیها میدانند، تخم لــق مزدوریهای پرينس با فرســتادن ارتش خصوصی به افغانســتان همراه با نيروهای سازمان ســيا کوتاهزمانی بعد از حملات 11 سپتامبر کاشته شد.

اما بعد از آنکه پيمانکاران تحــت فرماندهی او دهها غيرنظامی عراقی را کشــتند او در دولــت ايالاتمتحــده عنصری نامطلوب شــد. بااينحال، پرينس پس از فروختن شــرکتش و ســازماندهی ارتشــی خصوصی برای اماراتمتحده عربی، به يکی از مشــاوران کليدی ترامپ در مســائل نظامی بدل شد. او يک روز بعد از جلسهاش در پنتاگون در گفتوگو با سايت خبری بنن به نام «بريت بارت» از پيشنهادات خود پرده برداشت.

همانطور که ســالهای ســال در اينجــا با مدرک به اثبات رســاندهام، بیشــک جنگ افغانســتان، بهويژه عملياتهای نظارتی و لجســتيکی، از قبل هم بهشــدت پيمانی شــده بودند. اما با رويکرد پرينس، مبارزه واقعی را مزدورانــی به پيش میبرند که احتمالا او اســتخدام میکند. او به بريت بارت گفت: «ايالاتمتحده شاهد همکاری سيا، عاملان ويژه و پيمانکاران با نيروهای افغان برای هدف قراردادن تروريستها خواهند بود. من میگويم به مدلی برگرديم که در طول چندصد ســال در منطقه از ســوی شــرکت هند شــرقی امتحانش را پس داده؛ شــرکتی که با سربازان حرفهای غربی قرارداد میبســت و در صــورت لزوم آنها به همــراه همتايان محلی خود میجنگيدند». ظاهرا وقتی روز پنجشنبه «جيک تپر»، خبرنگار سیانان در گفتوگو با سباســتين گورکا، دستيار معاون ترامپ در امور امنيت ملی از او درباره ديدار با متيس پرســيد، او اين پيشنهادات را تأييد کرد: «اين موضوع کلاهبرداری از دولت نيست.

برعکس، به خاطر صرفهجويی در هزينه مالياتدهندگان است. اين امر بهخاطر ايجاد ظرفيت بومی اســت». گورکا سپس با اشاره به پرينس او را بهشدت ســتود: «اين مرد متصديان سابق را از ميان نيروهای عمليات ويژه دســتاول و افراد بازنشسته استخدام کرد». به گفته او: «آنها به افغانستان میروند نه برای اينکه به جای افــراد ديگری بجنگند، بلکه برای کمک به افغانها و نيروهای بومی محلی تا از سرزمينهای خود محافظت کنند. در نتيجه، اين سرمايهگذاری هزينهها را کم میکند. ما اينجا در کاخ سفيد درها را بهروی ايدههای افراد بيرون از دولت باز کردهايم چراکه وضعيت 16 سال گذشته فاجعهبار بوده است».

تخصص فينبرگ بســيار گســتردهتر است: او ســرمايه لازم را برای رشد صنعــت پيمانکاری نظامی تأميــن کرد. فينبرگ از طريق شــرکت مديريت ســرمايه سربروس، شرکت سهامی خصوصی 30 ميليارددلاری که در سال 1992 تأســيس کرد، صاحب چندين شرکت مشارکتکننده در عملياتهای نظامــی و اطلاعاتی شــد. همانطور کــه بلومبرگنيوز فوريه گذشــته در پروندهای مفصل گزارش داد، «فينبرگ شرکتهايی خريده که هواپيماهای جاسوســی را دوباره ســوختگيری میکنند، تفنگ تکتيرانداز میسازند و دشــمنان آمريکا را از فضا میبينند. او بــرای تعدادی از قدرتمندترين افراد ســرمايه ملی آمريکا اشتغال و فرصت کسب سود ايجاد کرد و با لابیهای خود قراردادهای خوبی بست.

بااينحــال، فينبرگ برخــلاف پرينس عملا برای عموم مردم ناشــناخته اســت و دوســت دارد همين رويــه را حفظ کنــد. برای کســانی که هرگز دربارهاش نشنيدهاند، اين تصوير جمعوجوری از اوست، از اهميت صنعت سهامی خصوصیاش و اينکه او و ديگر سرمايهگذاران امنيت ملی چگونه میتوانند در صورتی که متيس نظرش تغيير کند و تصميم بگيرد بلک واتر را به افغانستان برگرداند، بهره ببرند.

توجه عموم اولين بار فوريه گذشــته به فينبرگ جلب شــد، پس از آنکه شــرکت ســربروس به ســرمايهداران اطلاع داد او ممکن اســت بهعنوان يکــی از مقامــات عالیرتبه دولت ترامپ منصوب شــود و به همينجهت بايــد اطلاعات جامعی درباره مســائل مربوط به تضــاد منافع جمعآوری کند. ترامپ از فينبرگ میخواســت هدايت «بازنگری گسترده» آژانسهای اطلاعاتــی ايالاتمتحده را برعهده بگيــرد و او را برای مقامی عالیرتبه در پنتاگون و وزارت امنيت کشور هم در نظر داشت.

فينبــرگ تا حــدودی به دليل رفاقتش بــا بنن اين فرصــت را پيدا کرد. بنن به خاطــر طرحهايش بــرای ازبينبردن «دولت اجرائی» به واســطه خصوصیسازی و حذف خدمات عمومی پايهای بدنام است. بر پايه گزارش نوامبر گذشــته والاســتريتژورنال، در طول مبارزات انتخاباتی سال 2016، فينبرگ عضوی از گروه ســرمايهگذاران ســهام خصوصی و سرمايهگذاری مخاطرهآميزی بود که به ترامپ مشورت میدانند و در طول اين مبارزات به وفادارترين مدافع او بدل شد. در ميان آنها ويلبر راس، رئيس شرکت «راس و شــرکا»، هم قرار داشت که اکنون وزير بازرگانی است و پيتر تيل ميلياردر، يکی از بنيانگذاران شرکت پيمانکاری اطلاعاتی «پلنتير تکنولوژی.»

بــه گــزارش تايمز، وقتــی نام فينبــرگ بــرای سرپرســتی بازنگری در آژانسهــای اطلاعاتی مطرح شــد، مقامات آمريکايــی رأی ترامپ را زدند چراکه میترســيدند دخالت او آزادی عمل آنها را کم کند و آن دست منابع اطلاعاتی را کاهش دهد که مخالف ديدگاههای ترامپ اســت. درعينحال قانونگذاران هم عصبانی شــدند و در يکی از جلســات ســنا، در اواخر ماه فوريه، سناتور سوزان کالينز گفت نگران است «فردی که يکی از شرکتهای ســهامی خصوصی را اداره میکند» برای بازنگری اطلاعاتی ترامپ در نظر گرفته شود.

با اين حساب نام فينبرگ خيلی سريع محو شد - تا همين هفته گذشته. حالا، ظاهرا ترامپ به اين ســرمايهگذار چراغ سبز نشــان داده تا به اختيار خودش و با کمک بنن و کوشــنر وارد کارزار شــود؛ معاملهای دوســر برد: پرينس منافع مزدورانه خودش را میفروشد و فينبرگ هم چشماندازش را برای صنعت سهامی خصوصی.

همزمان با خصوصیســازی عملياتهای نظامی و اطلاعاتی آمريکا در طول 15 سال گذشته، شرکتهايی که برای دولت کار میکنند بيشازپيش به سرمايهگذاران پرپولوپلهای وابسته شدهاند که ارتباطی قوی با پنتاگون و 16سازمانی دارند که «جامعه اطلاعاتی» را تشکيل میدهند.

وارد ســرمايهگذاری خصوصی شويد. شــرکتهای سهامی خصوصی بهواســطه ارتباطات گستردهشــان با مقامات امنيت ملی کنونی و سابق و با دسترســی به مجموعه عظيمی از سرمايههای خصوصی که برای تأمين بودجه آنها سرمايهگذاری میکنند، عملا به مديران صنعت پيمانکاری بدل شــدهاند. در ســالهای اخير قدرت آنها به خاطر تعداد زيادی از ادغامها و مالکيتها بيشتر شده است.

در دنيای جاسوســی و نظارت، اين معاملات به تمرکزی باورنکردنی در صنعت منجر شــده است و حالا پنج شــرکت حدود 80 درصد پيمانکاران اطلاعاتی را اســتخدام میکنند. بســياری از اينها تغيير شکل داده بودند و قدرت دادوســتد کنونی خود را مديون صندوقهای سهامی خصوصیاند، نظير بزرگترين شــرکت ســهامی امنيت ملی يعنی گروه «کارلايل» مستقر در واشنگتن.

کارلايل ســالها تحت رياســت فرانک کارلوچی بود، معاون سابق سيا، که پيشگام نخستين سالهای خصوصیســازی آژانسهای اطلاعاتی بود. طی يک دوره حدود 10ســاله، اين شرکت پيمانکاران ارشد بسياری را خريد

)و ســپس فروخت(. تا همين اواخر، اين شرکت صاحب اکثريت سهام بوز آلــن هميلتون بود، يکی از پيمانــکاران کليدی آژانس امنيت ملی آمريکا و يکی از مشــاوران کليدی جامعه اطلاعاتی با قراردادهای گسترده در بيشتر سازمانهای عمده اطلاعات غيرنظامی و دفاعی.

وريتاس کاپيتال، يکی ديگر از صندوقهای ســرمايهگذاری، دينکورپ را در ســال 2010 به شرکت ســربروس فروخت و حالا برای مشاورههای خود به ژنرالهای بازنشســته بری مک کافری و آنتونی زينی و همچنين ريچارد آرميتاژ، معاون وزير خارجه دولت بوش، متکی شــده است. اخيرا، شرکت دیســی کاپيتال پارتنر، يکی از شــاخههای وريتاس، با خريدن مايکل بيکر، پيمانــکار اطلاعاتی- نظامی بينالمللی، به يکی از ســرمايهگذاران کليدی سازمانهای اطلاعاتی بدل شده است. مايکل وينسنت هيدن، رئيس سابق آژانس امنيت ملی آمريکا، هم يکی از مشاورانش است.

شرکت سربروس متعلق به فينبرگ به خاطر مديران جمهوریخواهش مشهور اســت، افرادی مثل دن کويل، معاون رئيسجمهوری و جان اسنو، که وزير خزانــهداری دولت جورج دبليو بوش بود. کويل کارش را بهعنوان يکی از مديران ارشــد ســربروس در دهه 90 با خريدوفــروش دارايیهای حراجی در آسيا آغاز کرد. اخيرا کويل و اسنو سرمايهگذاریهای سربروس را در ديون اموال اروپايی ترتيب میدهند.

شرکت فينبرگ در عرصه امنيت ملی، روابط خود را با برخی از معتبرترين شــخصيتهای اطلاعاتی گسترش داده است. آنطور که بلومبرگ قبلا ذکر کرده، يکی از اين افراد لئون پانتاســت؛ رئيس سيا در دوره رياستجمهوری اوباما و «مشــاور سربروس در مسائل امنيتی و اطلاعاتی». مايکل مورل هم يکی ديگر از اين افراد اســت، معاون رئيس ســازمان سيا در زمان اوباما که بعد از بازنشستگی در سال 2013 مدتی با سربروس همکاری میکرد.

بنابراين جای تعجب نيســت که بازارگرمی فينبرگ برای متيس اين ماه بيشــتر از پرينس بود. آنطور که تايمز براســاس يک فرد آگاه گزارش داده، «طرح او کنترل عملياتهای افغانســتان را به ســازمان سيا میدهد که از ســوی واحدهای شــبهنظامی انجام میشــود و از همينرو کمتر از ارتش تحتنظارت است».

پس از آن نوبت به دين کورپ میرسد، هسته مرکزی سرمايهگذاریهای هنگفت ســربروس در بخش امنيت ملی. دين کورپ بهشــدت در تمامی جنبههای جنگهای ايالاتمتحده در عراق و افغانســتان مشــارکت دارد و سالها در عملياتهای نظامی و اطلاعاتی درگير بوده است، عملياتهايی نظير بهکارانداختن هواپيماهای تجسسی برای ارتش افغانستان و آموزش ارتــش تحت حمايت آمريکا در عراق و ليبريا. اين قرارداد بســيار بزرگتر از قراردادهای بلک واتر است: در ســال 2015، ارتش ايالاتمتحده قراردادی صد ميليــوندلاری به اين شــرکت اعطا کرد تا به ارتش ملی افغانســتان «خدمات مستشاری، آموزش و مربيگری» ارائه کند.

هرچند، فراهمکــردن جنگجوی خصوصی تنها نقش شــرکت فينبرگ نخواهد بود. برای مثال، ترامپ گفته که در حال فشارآوردن به پنتاگون است برای ايجاد مناطق امن در سوريه، جايی که نيروهای نظامی ايالات متحده و غيرنظاميانی از آژانس توســعه بينالمللی ايالاتمتحده، از سوریهايی که از جنگ فرار میکنند «حفاظت» خواهند کرد. اين طرح هنوز به ثمر نرسيده اما میتواند بعد از روابط دوســتانه روســيه و ايالاتمتحده در سوريه اجرا شود؛ طرحی که رکس تيلرســون، وزير خارجه ايالاتمتحده، بعد از ديدار اخير ترامپ و ولاديمير پوتين در آلمان از آن خبر داد.

اين دقيقا از جنس همان عملياتهايی اســت کــه دينکورپ خبره آن اســت و بههميندليل اســت که شــرکت دين کورپ، بازيگر اصلی انجمن تجاری عملياتهای برقراری ثبات بينالملل ISOA() است، بازوی لابیگر صنعت امنيت ملی. وبســايت ISOA شرکت دينکورپ را چنين توصيف میکند: دينکورپ حامی بسيار موفق نهادهای نظامی و مدنی دولت است، در ضمن در صنعت هوايی، توســعه زيرساختها، امنيت و تدارکات آن نيز نقش تجاری مهمی دارد.

فينبرگ، اگر در فشــارآوردن به متيس موفق شود، موقعيتی عالی دارد بــرای بهرهبردن از اين اقدامــات، اقداماتی که زمانی کشورســازی خوانده میشــد اما بعــد از جنگ عراق بــه عملياتهای ثبات تغيير نــام داد. اما اينکه آيا متيس با اين داســتان کنار میآيد بحث ديگری اســت. آنطور که تايمز نوشــته «متيس معتقد اســت مفهوم آقای پرينس از تکيه بر ارتش خصوصی در افغانستان از حد معمول تجاوز میکند، ولی خود او زمانی که فرمانده چهارستاره ســتاد مرکزی پنتاگون بوده از استفاده پيمانکاران برای وظايف محدود و ويژه حمايت کرده است». بنابراين وقتی پای پول و تجارت در ميان باشد جايی هم برای فينبرگ پيدا میشود.

منبع : Nation

همزمان با خصوصیسازی عملیاتهای نظامی و اطلاعاتی آمريکا در طول 15 سال گذشته، شرکتهايی که برای دولت کار میکنند بیشازپیش به سرمايهگذاران پرپولوپلهای وابسته شدهاند که ارتباطی قوی با پنتاگون و 16سازمانی دارند که «جامعه اطلاعاتی» را تشکیل میدهند

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.