گزارش «شرق» از جشنواره تئاتر آوینیون فرانسه پیوند معماری با تئاتر

Shargh - - هنر - مجید موثقی . نویسنده و کارگردان

«جشــنواره آوینیــون‪Festival D’avignon-‬ » دوباره خیابانهای این شــهر را بــه صحنه نمایش تبدیل کرد. شهری در جنوب فرانسه که نام آن با هنر تئاتر گره خورده است و با شروع تابستان رویدادهای گوناگون هنری بر ســنگفرشهای این شــهر نقش میبندد. امسال به طول عمر «صحنه هفتادضلعی آوینیون» یک ضلع دیگر اضافه شــد و این جشنواره هفتادویکمیــن تولد خود را با مدیریت هنری «الیویه پی - ‪Olivier Py‬ » جشــن گرفت. او چهارمین سالی اســت که مدیریت جشنواره را برعهده دارد. آوینیون در کنــار رود «رون» قرار دارد با بناهــا و دیوارهایی بازمانده از قرون وسطا که دورتادور این شهر تاریخی را احاطــه کردهاند. اکثــر نمایشهای بخش اصلی جشــنواره در فضای آزاد این معمــاری قدیمی اجرا میشوند. گاه مخاطب احساس میکند که در وسط تاریخ به تماشای نمایش نشسته است. درواقع پیوند معماری با هنر تئاتر اســت که تماشاچیان زیادی را هرســاله از ســایر نقاط جهان به این شهر زیبا جذب میکند. هنگام برپایی جشنواره، خیابانها مثل زمان انتخابات مملو از پوستر و بروشورهای تبلیغاتی شده و بدسلیقهترین مخاطب تئاتر نیز میتواند چیزی برای تماشاکردن پیدا کند. آنها که سکهای در جیب ندارند از تئاترهای خیابانی بهره میبرند و گاه ســنگفرش خیابان را برای خوابیدن در آغوش میگیرند. برنامه اصلی جشــنواره آوینیون با نام IN مشهور است که دربرگیرنده اجرای نمایش، فیلم، پرفورمنس، رقص و موسیقی اســت که امســال آثاری از کارگردانانی چون «ساتوشی میاگی» از ژاپن، «فرانک کاستروف» از آلمان، «تیاگو رودریگــز» از پرتغال، «اولیویه پی» از فرانســه، «رزو گابریادزه» از گرجســتان، «سیمون استون» از هلند و گروه رقص «‪La Fiesta‬ » از اسپانیا در آن به چشــم میخورد که اجــرای همین «گروه ‪La Fiesta‬ » کــه ترکیب خلاقــی از حرکات ریتمیک، رقــص فلامنکو و پرفورمنس بــود، متفاوتترین کار جشنواره بود، مابقی کارهای ذکرشده یا تکراری و یا در پی نشــاندادن کلیشههای رایج سیاستهای روز جهان بودند. در بخش IN که جشنواره به آن خیلی میبالد، «آواز دهل از دور شــنیدن خوش اســت» و گاه چــون هندوانــه اطمینانی بــه نمایشهای آن نیست زیرا قســمت عمدهای از این آثار با فرمگرایی یا عوامگرایی تنها از یک جلــوه بیرونی برخوردارند، درحالیکه در زیر متن خــود چیزی برای ارائهکردن ندارند. امــروزه بخش عمدهای از آثــار هنری برای خاصشدن و پذیرفتهشدن در جشنوارهها مجبور به نقد سیاستهای نادرســت جامعه هستند و این در حالی اســت که دراماتورژی این آثار از عمق بســیار کمی برخوردار است و پژوهشهای انجامشده آنها در حد جستوجو و اخبار رایج در اینترنت است، نه چیزی بیشتر! حس میشود که این کارگردانان نهتنها مشاهده درستی از واقعیتهای جامعه ندارند، بلکه تنها کلیشههای رایج روز را تحت عنوان محصولی نو ارائه دادهاند که گاه همین نمایشها مورد اســتقبال مخاطبان و داوران جشنوارهها قرار میگیرد که یکی از همین نمایشها در این دوره «خاطرات ســارایوو» نام داشت. طبیعتا جشــنواره مخاطبان و میهمانان تکراری خــود را برای دیدن ایــن نمایشها هدایت میکند، اما شــور و نشــاط آوینیون بــه نمایشهای بخش OFF یا همان خارج از جشــنواره بر میگردد که این بخش مستقل امسال نزدیک به «هزاروپانصد نمایش گوناگون» را تدارک دیده اســت. اگر هرکدام از این کارها بین دو تا 20 اجرا داشته باشند، میانگین نســبی تعداد اجراهــا نزدیک بــه 10هزارتا در طول مــاه خواهد شــد و این تنهــا آمار اجراهــای داخل سالنهاســت که اگر با کارهای خیابانی جمع شود، رکورد غیرقابل تصــوری برای یک رویداد هنری رقم خواهــد خورد. در نظر بگیرید همزمان با جشــنواره آوینیون فستیوالهای کوچک دیگری نیز در این شهر بــه بهانههای مختلفی در جریان هســتند و نزدیک غروب آفتاب هیاهوی تئاتر و موســیقی با تمام شهر عجین شده و در هر کویوبرزنی گروههای گوناگونی از سراسر جهان در حال آواز، بازی یا پایکوبی هستند. البتــه بادهای بیخبــر آوینیون نیز بیکار ننشســته و پوســترها را در کوچههــا و خیابانهای این شــهر میرقصانند که تماشــای «رقص کاغذپارهها» بدون دعوتنامه برای همگان مهیاســت. البته جشنواره آوینیــون به غیر از تئاتــر، نمایش فیلم، کنســرت و انیمیشــن را نیز در برنامه دارد، ولی تمرکز اصلی آن روی هنرهای نمایشی است؛ آثاری که گاه در ساعتی از بامداد به پایان میرسند. حضور ایران در این رویداد هنری همیشــه بهندرت، آنهم در بخشهای جنبی جشــنواره بوده اســت که میتوان از آتیلا پســیانی، کیومرث مرادی، رضا حداد، سیامک احصایی و آروند دشــتآرای نام برد. یک «ویدئو اینستالیشــن» نیز با موضوع «تعزیه» از «عباس کیارستمی» در سالهای پیش در این جشــنواره نشــان داده شــده است، اما ســال گذشــته برای اولینبار «امیررضا کوهستاتی» با نمایش «شــنیدن» در بخش رسمی این جشنواره شــرکت کرد. این کار آخر او از قــوام خوبی در متن و اجــرا برخوردار اســت و نمایشنامــه در زیرمتن خود «رفتارهای نادرســت جامعــه»، بهویژه باور و ذهنبینی مردم از راه شــنیدن تا دیــدن را به خوبی به چالش میکشــاند که مشــخص اســت مشاهده کارگردان از دردهای جامعه با تیزبینی خوبی صورت گرفته اســت. امســال از ایران نمایشی در بخش IN حضــور ندارد. البتــه نامهای ایرانــی گاه در بخش OFF دیده میشــوند که احتمــال میرود جمعیت ایرانیان خارج از کشــور باشند. در این دوره نام «سارا دوراقــی - ‪Sarah Doraghi‬ »، هنرمنــد ایرانیتبــار از فرانســه، با یک اجرای«اســتندآپ کمدی» نیز به چشــم میخورد. البته حضــور گاهوبیگاه هنرمندان ایرانی داخل کشور در جشنوارههای تئاتری به تلاش شــخصی این گروهها برمیگردد که از روابطعمومی خــوب و دانش زبان خارجــی برخوردارند. در اینجا این ســؤال را میتوان مطرح کرد که آیا «مســئولان تئاتــر ایــران » در این ســالها گامی بــرای تعامل با جشــنوارههای بینالمللی تئاتر و معرفی گروههای ایرانی برداشتهاند؟ صرف هزینههایی نهچندان زیاد و اســتفاده از تجربیات کارشناسان بینالمللی برای حضور بیشــتر نمایشهای ایرانی در خارج از کشور میتواند بسیار مفید واقع شــود. گاه «استعدادهای پنهــان تئاتر ایران » از پرکردن «فرمهای درخواســت شــرکت در جشــنواره» به زبان انگلیســی عاجزند. آنچه که میتواند صورتمســئله مهمی برای تئاتر ما قلمداد شــود، همان «بــودن یا نبــودن» در این رویدادهای بزرگ هنری اســت، زیرا پتانســیل نســل جدیــد تئاتر ایران بهخوبی میتوانــد در حد و قواره این فســتیوالها باشــد، اما تئاتر چون سینما نیست که با فرســتادن یک نســخه از فیلــم، ماجرا خاتمه پیــدا کند، بلکــه نیازمند رصدشــدن، گفتوگوهای رودررو و هماهنگیهــای درازمــدت بــرای تحقق ایــن امر اســت و اجــرای یک گــروه تئاتــری بدون برنامهریزی و ســرمایهگذاری بلندمــدت امکانپذیر نخواهد بود. مقایسه جشنواره آوینیون با «جشنواره فجــر» ما، هم از لحاظ بودجه و هم از لحاظ جایگاه هنری غیرممکن اســت. زیرا در بسیاری از فضاهای اجتماعــی ما هنوز تئاتررفتن به یک عادت اجتماعی تبدیل نشــده اســت. بیپرده میتوان گفت هنوز با هنرمندان تئاتر بهعنــوان موجوداتی عجیبوغریب رفتار میشــود و جایگاه و حرفه هنرمند در جامعه هنوز تعریف نشــده اســت. بــا این شــرایط در نظر بگیرید یک جشــنواره 10روزه مثل فجر که درازای آن فاصله نیمکیلومتری تئاتر شهر تا تالار وحدت است، نمیتوانــد تئاتر را به دغدغه اصلــی جامعه تبدیل کند درحالیکه در آوینیــون زندگی و درآمد مردم با هنر تئاتــر گره خورده و این جشــنواره نقش مهمی در جــذب توریســت و اقتصــاد یک کشــور برعهده دارد. آنچه که میتوان از جشنوارههای بزرگی چون آوینیون برای تئاتر ایران آموخت این است که نقش تئاتر، بزرگتر از برپایی یک جشنواره است، اما خارج از تمام این نکات تحلیلی، جشــنواره آوینیون در این دوره بیایراد و بینقص هم نبود. نقدی که میتوان به آن کرد، همــان «مدیریت و هیئــت انتخاب» آن اســت که کارها و نمایشهای ضعیفی را در بخش اصلی جشــنواره قرار دادهاند و حضور انگشتشمار نمایشهــای غیرفرانســویزبان بــرای مخاطبــان جشنواره سؤالبرانگیز شده بود، آنهم نمایشهایی که بســیار دیالوگمحــور بودند و نیــز هیچکدام از زیرنویس انگلیسی برخوردار نبودند و این تنها پایان ماجرا نیســت! پوستر رســمی «هفتادویکمین دوره جشنواره آوینیون» با لوگوی فستیوال و تنها نام مدیر جشنواره «اولیویه پی » مزین شده است و نکته جالب این است که این همه توجه برای او کافی نبود. او با رویصحنهبردن نمایشی پنجساعته به نام «پاریسی» گل سرسبد این دوره از جشنواره لقب گرفت. بایسته و شایســته اســت که این وقــت و اجــرای نمایش بهجــای آنکه به مدیر جشــنواره تعلــق گیرد، برای چهار نمایش، بهتر هماهنگی و برنامهریزی میشد. امســال همزمان با انتخابات فرانســه ، «اولیویه پی » اعلام کرد که اگر جناح راســت پیروز شود، جشنواره را معلق خواهد کرد. مشــخص اســت که او فردی یککلام است و چنین مدیرانی تنها قادر به همکاری با دوســتان و آشنایان خود هســتند که از این لحاظ انتخاب آثار جشــنواره در ایــن دوره با اماواگر زیادی همراه بود. شــاید همین جناحگیریهای سیاسی در کیفیت آثار نهچندان دلچسب این دوره نقش داشته است. نکته دیگر آنکه فقدان نمایشهای کمدیالوگ و مدرنــی کــه از خلاقیــت و تصویرســازی خوبی برخوردار هستند، در این دوره کاملا احساس میشد. در انتها ســفر به آوینیون رؤیایــی با چالشهایی نیز همراه اســت. اگر با گرمای هــوا میانه خوبی ندارید و برای گرفتن تاکســیهای شــبانه پولــی در جیب ندارید، قید این سفر هیجانانگیز را بزنید، زیرا مجبور میشــوید دهها کیلومتر را با پای پیاده برای بازگشت به محل اقامتتان طی کنیــد و هنگامی که آفتاب بر میآید متوجه میشــوید که در رختخواب هستید و این قلندرنشینی یکبار برای همیشه نیست!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.