سرنوشگتفت واگوبا ن عض صجوانلاتریحطولشوبراییشهبرااو لته آ م سرارنندربوارهشیندهتدیتریهت رشاهریند رپا گیترخهتخورده

Shargh - - جامعه -

شــرق: محمدحســین درودیان، متولد 1344 است و هفتم اســفند ســال 1377 و در اولین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روســتا با 33 سال بهعنوان جوانترین عضو به شورای شــهر پایتخت راه پیدا کرد و یکی از نماینــدگان مردم شــد. آن انتخابات اولین تجربه انتخــاب نمایندگانی برای مدیریت شــهری در سراسر کشــور بود که به غیر از درودیان تعداد دیگری از اعضای آن شــورا در تهــران چهرههای سیاســی شناختهشــدهای مانند سعید حجاریان، عبدالله نوری، ابراهیم اصغــرزاده، محمد عطریانفر، جمیله کدیور و... بودند. اگرچه شــورای دوره اول را بیشتر از هر چیز به حاشــیههای سیاســی و خبری و جنجالهای پرتعداد داخلیاش میشناسند؛ اما اولینبودن خروجی و نتایج دیگری هم برای محکزدن ســاختار شهری و مدیریت شهری داشت. براساساین به سراغ درودیان رفتهایم تا در ایــن روزها کــه نمایندگان دوره پنجم شــوراها در حال آمادهســازی خود برای آغاز رســمی کارشان هســتند، تحلیل و دیدگاه او را درباره وضعیت شــهر، مدیریت آن و چشمانداز پیشرو بپرسیم.

آقای درودیان، شــما در اولین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا، بهعنوان نماینده مردم تهران انتخاب شــدید و در کنــار مجموعــهای از بزرگان اصلاحات مثل آقایان نوری، حجاریان، اصغرزاده، عطریانفر و... نخســتین شورای اسلامی شهر تهران را تشکیل دادید. صرفنظر از اینکه تجربه آن شورا چگونه رقم خورد و به چه سرنوشــتی دچار شــد، شــرایط امروز را چقدر متفاوت از آن دوره ارزیابی میکنید؟ به عبارت بهتر، شهری که شما در سال 78 با آن مواجه بودید، چقدر با شهری که شورای پنجم تحویل خواهد گرفت، قابل مقایسه است؟

در پاسخ به سؤال شــما اول باید به یک نکته کلی اشاره کنم: شرایط کلی تهران امروز به مراتب پیچیدهتر از گذشــته اســت. چگالی این پیچیدگی به حدی بالا رفته که امــروز ارائه یــک تصویر واحد از کلانشــهر تهران بهغایت بغرنج اســت. از زمان مسئولیت آقای احمدینــژاد بر شــهرداری تهران تا امــروز، مدیریت حاکم بر شــهر تهران از یک رویه واحــد تبعیت کرده است. رویهای که در 1۴ سال شرایط تهران را اجمالا به وضعیتی فوقالعاده بحرانی سوق داده است.

میتوان این طور بیان کرد که عمر و عمق مســائل شــهری لاینحل مانده در این ســالها آنقدر زیاد شده که هریک ذیابعاد شــدهاند؛ بنابراین حل مســئله در مدیریــت شــهری تهران بــه چیزی فراتــر از یک نگاه خطی و راهحلهای رایج حل مســئله محتاج اســت. ایــن درهمتنیدگی وضعیت را به ســمتی ســوق داده که امروز پیچیدگی مســائل شــهری به مراتب بیش از امکاناتی اســت که برای حل مسئله در اختیار ماست. شــورای اول در شرایطی اســتقرار یافت که شهرداری در دوره مسئولیت آقای کرباسچی از عملکرد مقبولی برخوردار بود و سطح درخورتوجهی از همراهی افکار عمومی را با خود داشت. هرچند جوهر گفتمان حاکم بر مدیریت شــهری تهــران تفاوتی نکــرده؛ اما در آن دوره عقلانیتــی بر آن حاکم بود که بــه تدریج در این ســالها به فراموشی سپرده شــد. نتیجه عملکرد این شهرداری نهتنها از منظر متخصصان شهری پذیرفتنی نیست؛ بلکه مردم هم در زیســت روزمره خود به این ناکارآمدی واقفاند و شــهرداری از مشروعیت لازم در افکار عمومی برخوردار نیست.

گفتید که با وجود یــک پارادایم مدیریتی واحد در این دو برهه زمانی، تفاوت فاحشی در شهرداری وجود دارد. ممکن اســت تشریح کنید منظورتان از این تفاوت چیست؟

نهفقط در شــهرداری، این تفاوت در کلیت فضای شــهری تهران چشمگیر اســت. یکی از مهمترین این تفاوتها تفاوتی اســت که در ترکیب و تعادل موجود میان متغیرهای اصلی فضای شــهری به وجود آمده اســت. اگر ســه متغیر اصلی مــردم، بوروکراســی و ســرمایه را در نظــر بگیریــم، باید ببینیــم در هر دوره تعادل موجود به چه شکلی بوده است. در دوره آقای کرباســچی تعادلی نســبی میان این سه متغیر بود که با مســامحه بوروکراســی نقش متعادلکننده آنها را برعهده داشت؛ اما امروزه شما میبینید که ذینفعان اصلی مدیریت شــهری فعلی چه کســانی هســتند. در ســالهای اخیر کسانی در توسعه شــهری و اداره شــهر تهران پا گرفته و بهتدریج بــه ذینفعان اصلی پروژههای شهری تبدیل شدهاند که به پشتوانه عظیمی از سرمایه، رسانه، ارتباطات و قدرت نفوذ در شهرداری و ســایر لایههای حکومت مســتظهرند. شــکلگیری، ســهمخواهی و زیادهخواهی مداوم این نیرو، ائتلافی قدرتمند از ســرمایه و بوروکراســی را به وجود آورده که بالانس میان متغیرها را به کلی تغییر داده اســت. این قدرتگیری روزافزون، با شــیبی تند سهم مردم را بهعنــوان ذینفعان و صاحبان اصلی شــهر در همه ســطوح به حداقل ممکن رسانده اســت؛ یعنی مردم نهتنها از مشــارکت و نظارت در اداره شهر عقب رانده شدهاند؛ بلکه ســهم آنها از تمتع از محیط و مناسبات شهری هم به شــدت افت کرده است. در شورای اول مــا با چنین ســطح پیچیــدهای از بوروکراســی رانتی ریشــهدوانده در شــهرداری مواجه نبودیم؛ اما امروز شورا برای انجام هر اقدامی در راستای حل بحرانهای فراگیر شــهری ناگزیر است که این ائتلاف را به حاشیه رانده و تعادل را در این متغیرها برقرار کند.

بــه نظرتــان راه برونرفت از ایــن وضعیت چیست؟

قطعا کنترل این ائتلاف ســرمایه و بوروکراســی به نفع مردم و متخصصان و نخبگان شهری، مقاومتها و مخالفتهای سیاسی و اقتصادی شدیدی را به دنبال خواهد داشــت. منافــع سرســامآور اقتصادی حاصل از این ائتلاف به راحتی برای آن دســته از کســانی که خود را 1۴ ســال ذینفــع کلان تهــران دیدهاند، قابل چشمپوشــی نیســت. اما شــورا باید با تکیــه بر بدنه اجتماعی قدرتمندی که خواســتار این تغییر است، در این مســیر ثابتقدم باشد و با این ســرمایه اجتماعی کلان و مســکوتمانده، تهــران را از ایــن وضعیت به ســلامت عبور دهد. بــاز باید برگردم بــه همان حرف اول: وضعیت تهران به غایت پیچیده و بحرانی است. مســائل شــهر تهران باوجود عمر زیادشان حلنشده باقی ماندهاند، بلکه شــاخ و برگشــان اضافه شــده و درهم تنیده شدهاند. کافی است بدانید تاکنون 9 برنامه بــرای مدیریت شــهر تهران تدوین شــده، متخصصان شــهری، اســتادان دانشــگاه و نخبگان و بهخصوص شــورای شهر و شــهرداری سالهاســت راجع به این مســائل و راهحلهای آنها با جدیت گفتوگو کردهاند. این یعنی در ادبیات شهری ما فقر محتوایی نداریم. اما باید یک گام عقبتر رفت، ایســتاد و با شــهامت با این واقعیت مواجه شــد که چرا هیچیــک از این برنامهها در مقــام عمــل موفق نبــوده و قادر به حل مســئله نشدهاســت و مســائل همچنان باقی است؟ چرا الان بســیاری از متخصصان شــهری از امتناع رویکردهای برنامــهای نســبت به مســائل تهران حــرف میزنند. مادامی که نتوانیم پارادایم و زاویه دید مدیریت شهری را بازتعریف کنیم، همه برنامهها محکوم به شکســت خواهند بود.

اجازه بدهید به سؤال برگردیم، بهعنوان کسی که ســابقه عضویت در شورای شــهری دارید، چه راهی برای خروج از این بنبست پیشنهاد میکنید؟

در دو کلمــه تجمیــع امکانات؛ باید مســئله را در ســطح کلان آن در نظر گرفت و فقط این نگاه اســت که میتواند پروســه خــروج از بحــران را تنظیم کند. گام نخست این اســت که باید بر امکانات حل مسئله تمرکز کرد و با همافزایی این امکانات را گســترش داد. نباید اختلاف و پراکندگی عاملی بشود که برخی از این امکانات را از دایره بهرهبــرداری خارج کند و غیرقابل استفاده بشــوند، بلکه باید سازوکارهایی اتخاذ کرد که تمام عواملی که میتوانند در حل این بحرانها نقشی داشته باشند، وارد عرصه شده و از تمام توان و ظرفیت جامعه استفاده شــود. این دقیقا نقطه چالش است و اگر نتــوان به هر دلیل در آن خلاقانه عمل کرد، لاجرم موفــق از این میدان بیرون نخواهیم آمد. باید شــرایط به نحوی فراهم شود که سازماندهی نیروها به سبکی باشــد که به جای تقســیم نیرو، تجمیع نیروها اتفاق بیفتد. چارچوب ایدهآل من از این چشمانداز این است کــه باید از نخبگان، انجمنها و مؤسســات مردمنهاد، متخصصــان حوزه شــهری، ســازمانها و ارگانهای مســئول و عموم مردم در جهت غلبه بر این بحرانها استمداد کرد و شهرداری سازماندهنده این همکاریها باشد. وقتی از استمداد ســخن میگویم لاجرم به این معناســت که باور دارم بدون این همافزایی و تجمیع نیــرو، بحرانهای شــهری نهتنها به رشدشــان ادامه خواهند داد، بلکه همه چیز را در خود خواهند بلعید.

در طــول گفتوگو بارها بــر وضعیت بحرانی تهــران تأکید کردیــد. منظورتان از ایــن بحرانها چیست؟

وقتی از بحــران حرف میزنیم، یعنی شــرایط به حدی رسیده که همه شــهروندان در حدی به وجود مشــکل در آن بخشها وقوف دارند. یعنی وضعیت وخیمتر از آن است که فقط برای متخصصان شهری قابل وقوف باشــد. هر شــهروند تهرانی بــه فراخور ســطح درگیریاش با مسائل شــهر، درکی بلاواسطه از ایــن بحرانهــا دارد؛ مثــل ترافیک یــا آلودگی یا فقر شــهری یا فســاد اداری. من در حــوزه دانش و تجــارب خــودم میتوانم در حوزه مالــی این بحران را توضیــح بدهم. بگذارید برگردیــم به همان ائتلاف سرمایه و بوروکراســی که تهران را با شهرفروشی به آستانه ورشکســتگی کشانده اســت. مثلا به گزارش تفریغ بودجه ســال 95 نگاه کنید. در بودجه مصوب شــهرداری پیشبینی شده بود که 7۴ درصد از هزینه 17هــزارو 880 میلیــارد تومانی شــهرداری از طریق درآمدهــای ناپایدار )یعنی شهرفروشــی( و واگذاری داراییهــای ســرمایهای و مالــی تأمین شــود. خود شــهرداری در گزارش تفریغ بودجه، گزارش میدهد که ســهم این درآمدهای وصول شــده 76 درصد از کل درآمد شهری بوده است. اوضاع وقتی اسفناکتر میشــود که بدانید از این مقدار طبق بودجه مصوب، باید هفت درصــد از طریق واگذاری داراییهای مالی انجام میشــده اما در عمل ۲5 درصــد از این طریق محقق شــده است و ســهم داراییهای سرمایهای از بودجه نهایی 10 درصد کم شده و به ۴0 درصد رسیده اســت. ریز این تغییــرات را که پی بگیریــد، میبینید به دلیل رکود بخش مســکن و کاهش ساختوســاز در تهــران، درآمد حاصل از فــروش تراکم ۲0 درصد و درآمــد حاصل از عوارض تغییــر کاربری 30 درصد کاهش یافته، اما فروش اموال شــهرداری 70 درصد افزایش داشته است. خب این فاجعهبار است. یعنی شهرفروشــی و تأمیــن مالی به شــیوههای ناپایدار با بنبســت مواجه شــده و شــهرداری برای جبران آن ناگزیــر از فروش اموال و واگــذاری داراییهای مالی شده اســت. از طرف دیگر طبق همین گزارش تفریغ بودجه، درآمدهای پایدار وصولی بهوسیله شهرداری هم دچــار کاهش 56 درصدی شــده اســت. یعنی حتــی تأمین منابع پایدار در شــهر تهــران هم مبتنی بر ساختوساز اســت و بحران رکود مسکن همزمان درآمد پایدار شــهرداری را هم بهشــدت کاهش داده است. بدهیهای شــهرداری به بانکها و پیمانکاران از مرز 13 هزار میلیارد تومان گذشته و ادامه این روند یعنی ورشکستگی قطعی شهرداری تهران.

چه ســازوکاری برای اجتنــاب از کابوس این ورشکستگی وجود دارد؟

در دو ســطح میشود به این ســؤال جواب داد. اول نگاه کلان در ســطح سیاستگذاری عمومی در شهر و دوم در ســطح تخصصی که هرکس باید در حوزه تخصــص و تجارب خودش راهکارش را ارائه دهد. در ســطح سیاســتگذاری همانطــور که در بحث گفتم، باید نگاه و خواست و هدف این باشد که هرچه ممکن است به امکانات حل مسئله بیفزاییم. مثــلا به همین مســئله انتخاب شــهردار نگاه کنید: جریان اصلاحات، شــورا و بدنه اصلاحطلبی باید در پی خلق بیشــترین امکانات برای حل مسئله باشند. اینکه آقای حجتی شــهردار شــود یا آقای مرعشی، آقای نجفی یا آقای ســتاریفر، همــه باید بهعنوان امکانات حل مســائل شــهر تهران دیده شوند. نباید اجــازه داد فضــا به ســمتی برود کــه انتخاب یکی از ایــن بزرگان بهعنــوان شــهردار بهمنزله حذف یا خنثیسازی نیروهای حامی، حزب یا جریان همسو با آنها در شــهردای تهران باشد. اصلاحات در تهران – که اعضای شورا همه با این شعار از مردم رأیاعتماد گرفتهاند- نیازمند یک اجماع جدی و مسئولانه برای خلق و بهرهگیری از امکانات جدید است.

ادامه در صفحه 17

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.