پیشنهاد روحاني به ناطق

Shargh - - سیاست -

عانـطـواق نکنه ماسیـنـادهل ام۸ ا 5م ادز ر سـجـهواديسشــــازهنیددگبيهمشتعري فبيه ادامه از صفحه اول شد، خود در ماجري حضورش در این سمت گفته، او خواهان قرارگرفتن در شــرایطي ســادهتر و استفاده از دانشــجویان بوده که مقبول اعضاي شــوراي جهاد )که آن زمان به صورت شورایي اداره ميشده( نميافتد: «مهنــدس بازرگان تلفن زد و گفت: آقاي ناطق وقتي که بنا شــد شــما بیایید جهاد، ما خیلي خوشــحال شدیم اما الان که وضع این طوري شد ما نميتوانیم با هم کنار بیاییم. گفتم: بله اتفاقا من هم به همین قائلم، ما نميتوانیم با هم کنار بیاییم. گفت: پس ما داریم با هلیکوپتر از پادگان حر به قم ميرویم شما هم بیایید تا تکلیفمان را امام روشن کند... آقاي بهشــتي یک جلسه در نخستوزیري گذاشــت، آقاي بنياسدي آمد، اما بازرگان خودش هیچ موقع نیامد و جلســه تشکیل شد... آنها هم گفتند کــه اگر بنا باشــد آقاي ناطق ایــن طوري کار کند و همه چیز را دســت خودش بگیرد ما نميتوانیم کار کنیم. بعد از این جلســه دســت دولت موقت از جهاد کوتاه شــد و جهاد به صورت شــورایي به دســت همین جوانها و با حضور بنده، به عنوان نماینده امام اداره ميشد...»

ناطقنوري از قبل از انقاب با شــهید بهشــتي در ارتبــاط بود. او در گفتوگویي که با علیرضا بهشــتي فرزند شــهید بهشــتي داشته درباره ارتباطش با امام و شهید بهشتي و وضعیت تحصیلش در دانشگاه چنین ميگوید: «بنده در تهران طلبــه آقاي مجتهدي بودم. بعد از اینکه آنجا با مرحوم پدر شما )شــهید بهشتي( آشنا شدم، بعد آمدم تهران و رفتم دانشــکده )معقول و منقول که بعدا الهیات و معارف اســامي شد(... یک مأموریتي که آقاي مرحوم بهشــتي به مــن دادند، در ماجراي نفت بود که امــام از پاریس حکم داده بودند به مرحــوم مهندس بازرگان... بعــد نميدانم به چه مناســبت یکدفعه مرحوم بهشــتي تلفن کردند به من و گفتنــد بیایید ميخواهــم ببینمتان. فرمودند ایــن هیئت رفته خوزستان و من عاقهمندم شــما هم به عنوان مشاور بروید... مأموریت آخري که مرحوم بهشــتي قبل از انقاب به من دادند این بود که گفتند یک پولي اســت که شــما به جنوب لبنان )نبطیه( ببرید، براي صندوق قرضالحسنهاي که ميخواهد آنجا راهاندازي شود...»

از روحاني بدون عمامه تا قاضي فرقان

بهشــت زهرا، دوازدهم بهمن 5۷ است که یک روحاني بدون عمامه و جوان در کنار امام ایستاده و گاه نشسته است و مردم را به تکبیر گفتن به جاي دستزدن پس از صحبتهاي امام دعوت ميکند. ناطق همان روز هم عضو کمیته اســتقبال بود و هم با پیکانش همراه با سیداحمد، در مســیرهاي متعــددي در تردد بــود. بعد از ماجراي جهاد، از ســوي شــهید بهشتي به عنوان قاضي دادگاههاي گروه فرقان معرفي ميشود. در همان مصاحبــه در این رابطه ميگوید: «... بعد از شــهادت مرحوم مطهري به دســت گروه فرقان، گفتیم خوب است گروهي درست کنیم و بــه تعقیب و مراقبــت فرقانيها بپردازیم... طولي نکشــید که موفق شــدیم در یک شــب، 15 خانه تیمي آنها را کشــف کرده و افراد آنها را در آن خانهها از جمله رهبر گروه اکبر گودرزي را دســتگیر کردیم، البته دوســتان مجاهدین انقاب هم جداگانه در این زمینه مشــغول فعالیت بودند که در یک نقطه به هم رســیدیم. پس از دستگیري آن افراد، رفتم جامعه روحانیت و به مرحوم بهشتي گفتم که ما اینها را دستگیر کردیم. بالاغیرتا اینها را دســت یــک قاضي بهدردبخور بدهید! بهشــتي گفت: خودت بیــا!... در کل، اعداميهــا خیلي کم بودنــد؛ آنهایي که مرحوم مطهري را کشــته بودند، آنهایي که آقاي هاشــمي را زده بودند، آنهایي که شــهید مفتح، شهید عراقي، حاج شیخ قاسم اسامي و شهید سپهبد قرني را شــهید کرده بودند،... اینها دیگر حکمشان اعدام بود و چارهاي هم نبود. بقیهشــان را من آنچنان رأي ميدادم که طولي نميکشید که آزاد ميشــدند». محمــد عطریانفر بعدها در مصاحبــهاي گفته بود که ناطق خودش هم در فهرست ترور گروه فرقان قرار داشته است.

از وزارت کشور تا ریاست مجلس

اگرچه ناطق از جمله چهرههاي انقابي روزهاي نخســت انقاب به شــمار ميرفته، اما به نظر ميرسد که از همان ابتدا با برخي تندرويها مخالف بوده است. به نوشته بسیجپرس در همان سالهاي آغازین دهه 6۰ که ناطق وزیر کشــور دولت نخســت میرحسین موســوي بود، حاج بخشي را به دلیل فعالیتهایش در ماجراي امربهمعروف و نهيازمنکر بازداشــت کرده بود. ناطق خودش درباره ایــن روحیه ميگوید: «... من هم خودم افراطي نبودم. مثا فرض کنید که رأي عدم کفایت سیاســي بنيصدر در مجلس مطرح شــد. تقریبا یک نفــر به حمایت از بنيصدر صحبــت کرد و آن هم آقاي معینفر بود. پشــت تریبون آمد. مردم هم بیــرون منتظر بودند و علیه بنيصدر در خیابان شــعار ميدادند. یکي از کارپردازهاي مجلس آقاي یارمحمدي بود... گفت دســتم به دامنت!.. اگر )معینفر( بیرون برود، ممکن اســت تکه بزرگش، گوشــش باشــد! گفتم عیبي ندارد. من خودم مســئول ميشوم و ایشان را بیرون ميبرم. ببینید، بــا موضعي که ما آنموقع مقابل بنيصدر و لیبرالها داشــتیم، اما تعاماتي به این شــکل هم داشتیم». ناطق در تمام ادوار مجلس به غیــر از دوره دوم تا دوره پنجم حضــور دارد، اما در دوره چهارم و پنجم رئیس مجلس اســت. دوره پنجم مقطع خاصي از زندگي سیاسي ناطق اســت. او در کسوت ریاست مجلس رقیب سرسخت سیدمحمد خاتمي است. مهدويکني بهعنوان دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تاش زیادي در جهت پیروزي ناطق به خرج داد که به نتیجه نرسید. بااینحال ناطق بعد از پیروزي خاتمي به او پیام تبریک داد و در توصیف آن بعدها گفت: «علت اینکه بافاصله و در شــرایطي که هنوز شــمارش آرا تمام نشده بود من آن پیام را دادم این بود که احســاس کردم کشور ملتهب است... 4۸ ســاعت بعد معلوم نبــود چه حادثهاي در کشــور رخ بدهد. وقتي من این تبریک را گفتم طبیعتا یک آرامشــي در کشور ایجاد شد». اگرچه از ریاســت ناطق بر مجلس پنجــم و تعامل آن با دولــت خاتمی زبان به تمجید باز شــده اســت، بااینحال در این مجلس ماجراي استیضاح عبدالله نوري و استیضاح عطاءالله مهاجراني مطرح ميشود؛ وزرایي که عمدهترین تغییرات فرهنگي و سیاســي مربوط به مدیریت آنها بود. یک خاطره معروف که از ناطقنوري در همین رابطه مطرح اســت به پاسخ او به عبدالله نوري در جلســه اســتیضاح بازميگردد. ناطقنوري در آن جلسه در پاسخ به عبدالله نوري که بعد از دفاع ميگوید بمانم یا بروم؟ ميگوید نه دیگر، امروز، روز رفتن است! همین ماجرا البته در مطبوعات آن روز خیلي ســروصدا ایجاد کرد. ناطق بعدا توضیح داد که این تفسیر مطبوعاتيها بوده است. بعد هم به عقبه ماجرا اشاره ميکند و ميگوید چون عبدالله نوري یکي، دوباري که به صحن آمده بوده براي پاســخ به سؤال نمایندگان بوده و باید بعد از جواب در صحن ميمانده که نمانده بوده؛ همین موضوع هم باعث دلخوري نمایندگان شده است. به خاطر این، نوري در آن جلســه استیضاح این سؤال را ميپرسد که بماند یا نه و ناطق هم آن جمله معروف را ميگوید. بااینحال، هم فائزه هاشــمي از ریاست او زبان به تعریف باز کرده و هم سیدمحمود دعایي.

بهسوي ریشسفیدي

پس از پایان عمر مجلس پنجم اســت که عرصه رسمي سیاست را واميگذارد. در این ســالها همچنان در زمره جریان راســت و از جمله ریشســفیدان این جریان به حســاب آمد. اصولگرایاني که در آســتانه انتخابات ریاســتجمهوري نهم درصدد فتح پاســتور بودند، شــوراي هماهنگي نیروهاي انقاب را به ریاســت ناطق تشــکیل دادند تا جمع پرکاندیداي خود را به وحدت برســانند. ناطق امــا میانههاي انتخابات ۸٤، آن روزها کــه از حل اختافات اصولگرایان با ریشســفیدي ناامید شــد، از جمع آنها برید و به نور، زادگاهش پناه برد. اختافاتي که دقیقا بر ســر حمایت شــوراي هماهنگي نیروهاي انقــاب از احمدينژاد یا قالیباف آغاز شــده بود؛ ناطق خودش دوبار با احمدينژاد جلسه داشته و در مصاحبــهاي گفته بود تحلیلهایي کــه احمدينژاد ارائه داده بود، فضایي بوده اســت. بازگشت به نور، اما آغاز راه جدیدي براي ناطق بود. آغــاز فصل جدایي از آنچه به آن تعلق داشــت؛ مثل جامعه روحانیت مبارز؛ تشــکلي که بر ســر فعالیت حزبگونه آن بارهــا با مهدويکني مباحثه داشته اســت. آیتالله مهدويکني، دبیرکل فقید تشکل، معتقد بــود روحانیت باید حالت پدري براي جامعه داشــته باشــد و ناطق اما معتقد بــه فعالیت حزبي بود. ســال ۸۸ وقتي احمدينــژاد در همان مناظرههاي کذایي، انگشــت اتهامش را از شیشــه تلویزیون به ناطق و پسرش نشانه رفت، از جامعه هم برید، همانطور که چهار سال پیشتر از آن از اصولگرایــان بریده بود. دیگر در جلســات جامعه روحانیت هم شــرکت نکرد. مصباحيمقدم، از اعضاي این تشکل، گفته بود که علت شــرکتنکردن ناطق در جلســات جامعه، دلخــوري او از اصولگرایاني است که از او در برابر حمات احمدينژاد حمایت نکردهاند.

از ۸۸ به اینســو، فاصله بین ناطق و عقبه راستي او روزبهروز بیشتر شــد. براي آخرینبار در مراسم احیاي حرم امام خمیني)ره( در آن سال حاضر شد و از سیاســتهایي که همهچیز را به امام زمان پیوند ميزند، انتقاد کرد. چندســال بعد اما دیگر این لحن نقادانه او را تاب نیاوردند. تا جایي که در مراســم احیاي حرم امام رضا)ع(، علیه او شــعار داده و به ســمتش بطري آب پرتاب کردند. برنامه کــه از تلویزیون در حال پخش مستقیم بود، براي لحظاتي قطع شد.

ناطقنوري به گفته علي یونســي از جمله چهار چهره اثرگذاري بود که از حضور روحاني و ائتافي که در ســال ۹٢ شکل گرفته بود، حمایت کرده بود. اولین نشانههاي این حمایت را هم ميتوان در همان سال ۹٢ دید؛ وقتي ناطقنوري در رمضان سال ۹٢، حضور در افطاري محمدرضا عارف را بر حضور در افطاري محمدرضا باهنر ترجیح داده بود؛ آنجا که کنار رقیب خود در انتخابات ســال ۷٦ نشست. ناطق در جریان انتخابات دوازدهم ریاســتجمهوري هم اساســا به واســطه اینکــه از روحاني حمایت کرده بود، آخرین کار اجرائي خود؛ یعني ریاســت بازرســي ویژه را هم واگذار کرد و بهتازگي هم به روحاني پاســخ منفي داده است. گویا عاقه دارد در قامت فعال سیاســي یا شــاید رهبري یک جریان سیاسي ایفاي نقش کند؛ مردي ۷3 ســاله که هنوز از تکوتا نیفتاده اســت و به زورخانه ميرود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.