نامه قاليباف، مخاطبی در ميان جوانان ندارد

Shargh - - سیاست - عبدالله ناصری

نامــهای را که اخیرا آقای قالیبــاف به جوانان کشور نوشتهاند را باید از چند زاویه مختلف مورد بررســی قرار داد تا به این پرســش اصلی پاســخ دهیم که آیا واقعا جوانان کشــور ما، در شــرایط امروز، خواننده و مخاطب این نامه هستند و پیامی که ایشــان به دنبال رســاندن آن به گوش جوانان بودهاند، پیامی قابل شــنیدن و درکشدن ازسوي آنهاســت یا خیر؟ آقای قالیباف در شــرایطی این نامه را نوشتهاند که: اول( با پایان مدیریت ١٢ساله خود بــر تهران، به طــور جدی وارد مناقشــهای تازه خواهند شد و شــورای شهر و شهردار جدید، کوتاهیهــای او را در مدیریــت شــهری تهــران - بهویژه در دوران هشتساله آقای احمدینژادبدون ارزیابی و بررسی باقی نخواهند گذاشت.

دوم( با پایانگرفتن حضور ایشان در شهرداری تهران، یافتن موقعیت سیاســی و اجتماعی تازه و بهزعم ایشان قدرتمند، یکی دیگر از دلایل نگارش چنین نامههایی است.

سوم( او به دنبال الگوگرفتن از جریان اجتماعی غالبا جوانی است که در بیستونهم اردیبهشتماه امســال، گفتمان اصولگرایی را به کناری گذاشت و به دولت تدبیر و امید این فرصت را داد که بار دیگر اداره امور اجرائی کشور را به دست بگیرد.

در چنیــن شــرایطی، ســخنگفتن بــا جامعه جــوان، از دریچه نامهای که آقــای قالیباف اخیرا نوشتهاند، بهزعم من، الگوبرداری از خیزش مدنی جوانانی است که در بیســتونهم اردیبهشتماه بــه اصولگرایی، نه گفت. بااینهمــه قالیباف این نکتــه را در نظر نگرفته کــه آن خیزش مدنی که بیشــتر از ســوی جوانان کشور شــکل گرفت، به قصد برچیدهشــدن گفتمان اصولگرایی بود. از یاد نباید برد که آقای قالیبــاف در حال تجدیدخاطره رفتارهای احمدینژاد در کشــور اســت. او باخت رئیســی در انتخابات اخیر را یک باخت، اما باخت خــود را دو باخــت به حســاب مــیآورد، چراکه معتقد بود اگر بهنفع ایشــان کنار نمیرفت، امروز پیــروز انتخابــات او و جریــان اصولگرایی بودند. چنیــن تحلیلی اســت کــه او را وادار میکند به ســمت همان گروهی برگردد که ١٢ سال پیش در انتخابات، بهنفع او رأی دادند. قالیباف میاندیشد کــه جامعه جوانی کــه آن زمان بــه او رأی داد، شخصیت او را بهعنوان الگویی موفق در جامعه پذیرفته، این در حالی اســت که به نظر میرســد، همــان جوانان، امــروز احمدینژاد را بر اســاس اســتانداردهای ارزشــی خــود، بیــش از قالیباف میپذیرند.

نواصولگرایــیاي که قالیباف بــه دنبال تعریف و بســط آن اســت نیز در جهت رســیدن به همین خواســته اســت. او میخواهد در گفتمــان امروز جوانان کشــور، جایگاه رهبری تازهای برای خود در صف اصولگرایان ایجاد کنــد و به همین خاطر به سراغ نسلی رفته که ١٢ سال پیش به او رأی دادند، اما واقعیت این اســت که نهتنها آن نســل، امروز دیگر جوان نیست، بلکه دوتکه نیز شده است.

تکهای از آن نســل که امروز میانسال هستند، ارزشگراتر شده و بر اساس رفتارهای اصولگرایان در انتخابــات اخیــر )و خصوصا حضــور تتلو در اردوگاه آنهــا(، دیگر قالیباف و امثال او را مصداق چهرههای ارزشــی نمیبینند. بخش دیگر نیز در این ١٢ ســال با واقعیتهای کشور آشنا شدهاند و نگاه و باور و ارزشهایشان دیگر جایی در گفتمان قالیباف ندارد.

در یک نگاه، گفتمانی که امروز قالیباف در قالب این نامه خواسته با جامعه جوان کشور برقرار کند، مخاطبــی در میان جوانان نــدارد. جامعه جوانان اصولگــرای امروز، با حضور در روزگار شــبکههای اجتماعــی و یــادآوری عملکــرد هشتســاله احمدینــژاد، از دیوار اصولگرایــی ریزش کردهاند و مصــداق آن را میتوان در نحــوه حضور آنها در فضای مجازی دید که خود، هم فرمانبر هســتند و هم فرمانبردار و بنابراین، وقتی که از انتشار چنین نامهای مطلع شــوند، بدونشک میدانند که پایان عمر سیاســی قالیباف، بهانهای شــده است برای اینکــه او در قالب این نامه، جایــگاه جدیدی برای خود تعریف کند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.