هدايت در هندوستان

Shargh - - ادبيات - بوف کور، ميعاد هدایت با هند ندیم اختر نشر چشمه

و علاوهبراین چندین بار نمادهای دیگر کشــور هند را به زیبایی در «بوف کور» شــرح میدهد. در دو داستان دیگرِ او، »سامپینگه» و «لوناتیک» نیز که هدایت به زبان فرانســه نوشــته بود، بحث از فلسفه هندو و خدایان هند اســت. راوی داستان «زنده به گور» هم افســرده و رنجور از زندگی میگویــد: «فکر میکنم ادامهدادن به این زندگی بیهوده اســت. من یک میکروب جامعه شــدهام. یک وجود زیانآور. سربار دیگران... میخواهم از خودم بگریزم بروم خیلی دور، مثلا بروم ســیبری، در خانههای چوبین زیــر درختهــای کاج... یا مثــلا بروم هندوســتان، زیر خورشــید تابان، جنگلهای سربههمکشیده، مابین مردمی عجیب و غریب.» هدایت اینها را پیش از ســفر به هند نوشته اســت و آن زمان بهقول ندیم اختر، هند را تنها از طریق نوشــتههای نویســندگانی مثل لوفور یا آثار ادبی فرانسه شناخته است. او در نامههایش هم بســیار از هند مینوشته. در نامهای بــه بهارلو از آدمهــای عجیب هند بــا لباسهای عجیبوغریبشــان مینویســد «... هنوز میان یک کارناوال راه مــیروم – کارناوال زندگی.» این تعبیر هدایت است از زندگی در هند. نویسنده از زمانِ راهیافتن هدایت به هند و علتش که میگذرد و رجزدن خطهایی که در آثار هدایت از هند آمده است، میرسد به توصیفِ مکانهایی که هدایت در هند رفته است و او اینک پس از سالیان به آن مکانها میرود تا رد خاطرات هدایت را پی بگیرد. کتابخانه کاما اورینتال انســتیتو. که گویا هدایت ساعات و روزهای بســیاری را آنجا وقت گذرانده است. «امکان داشت که در کتابخانه کاما ردپایی از هدایت پیدا شــود، ولی متاســفانه محل رفتوآمد هدایت این ساختمان فعلی نبود. ســاختمان قبلی آن در 11 نوامبر 1937 بسته شد و همه منابع، اســناد و مدارک به ســاختمان جدید منتقل شــدند و این جابهجایــی تقریبا دو ماه پس از بازگشــت هدایت به ایران انجام شــد.» ســاختمان سامرکویین، محل دیگری اســت که هدایت در نامههایش از آن نام برده. ســاکنان این ساختمان چیزی از هدایت نشنیدهاند بنابراین از دیدار با محل زندگی هدایت در هند چیزی حاصل نمیشود و ندیم اختر ناگزیر به آنچه هدایت در داستانها و نوشتههای دیگرش از این ساختمان آورده بسنده میکند. نکته جالب این سفرِ تحقیقی آن است که ندیم اختر هرچه بیشــتر جســتوجو میکند، کمتر به قطعیتی میرسد، چیزی جز نوشتهها و آثار هدایت در دست نیست و آن هم معلوم نیست تا چهحد واقعیت دارد و تا چهحد مبتنی بر خیال نویســنده است. جایی در کتاب نویسنده دیگر به صدا درمیآید که «همه راهها برای کشف ردپای هدایت محو شده است.» ناگفته پیداســت که وجه غالب کتاب مربوط است به جستوجوی اثر و آثاری از هدایت در هند و این بر هر چیز دیگری اولویت دارد، و نویســنده چنــان در این کار اصرار میورزد کــه حتا چند صفحه میپردازد به خطاهای نابخشودنی منتقدان و محققان درباره تاریخ چاپِ «بوف کور» و ســرآخر به این نتیجه میرســد که اختلافی در حدود یک ماه در میان اســت. او از یک خط از آثار هدایت نمیگذرد تا نشــان دهد هدایت شیفته هند و فرهنگ این کشور بوده، اما بخش پایانی کتاب، ندیم اختــر فارغ از این نگاه مصرانه که البته هــدف و مقصد کتابش بوده، به شخصیتپردازی «بوف کور» میپردازد. در این بخش او روایتی خواندنی از «بوف کور» بهدســت میدهد و مقولاتی چون «اهمیت شخصیتها و شخصیتپردازی «بوف کور» را واکاوی میکند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.