آلترناتیو- بیفرجام

Shargh - - نقد - ستاره جاوید

تئاتر در ســالهای اخیر قد کشــیده و به موازات رشدش، استقبال تماشــاگران هم با رشد دندانگیری از نظر کمیت مواجه شده، اما قصه «تئاتر جریانساز» و «تئاتر خصوصی« به مار خوشخطوخالی میماند کــه از دور دل میبــرد و از نزدیک زهره. سیاســتی کــه در قبال تئاتر خصوصی دنبال شــده، از مفهوم بزرگ و چندجانبه خصوصیســازی، بیانــی کلیشــهای و تجربــهای نافرجام بیــرون داده اســت. به دلیل سیاســتورزی ناموزون دو بخش درگیر در تئاتر خصوصی، نوک پیکان انتقادها و ضعفها، متوجه هر دو سو است.

درست است که تئاتر از نظر کمیت رشد کرده، اما تئاتر ایران، در یک دهه اخیر، همچنان از جریانســازی و خلق گونهای از فلســفه تئاترال که میکوشــد مماس با زندگی و نیازهای انسان امروز باشد، ناکام مانده است.

نگاهی به جدول اجراها در سالنهای مختلف شهر و حتی تماشای چنــد کار متعدد، میزان یــأس و ناکامی از تئاتر معاصر ایران را بیشــتر نمایان میکند. درباره جای خالی تئاتر جریانساز باید گفت در زمانهای که تماشــاچی تئاتررو ایرانی به دنبال متنهای عامهپســند با اجراهای پرزرقوبــرق و دهنپرکن اســت و حضور یک چهره درجهدو ســینما یا تلویزیــون، میتواند سرنوشــت فروش یــک تئاتر را تعییــن کند - که فینفســه حضور این سلبریتی بد نیست و نقش مؤثر او نفی نمیشود، بحث، مســئله دیگری اســت - ضعف کار را باید در ســلیقه رایجشده تماشــاگران از یکســو و نحوه چینش سیاســتهای فرهنگی در فقره خصوصیســازی تئاتر از سوی دیگر، جســتوجو کرد، به این معنی که اگر ســلیقه جمعی مخاطبان و تماشــاچیان تئاتر به ســمت تئاترهای بزرگ، امــا خالی گرایش پیدا نکرده، این نه تقصیــر آنان، بلکه مرهون سیاستگذاریهایی است که تئاتر را به آن سمت هل داده است.

بیشــتر اجراهایی که با نام تئاتر خصوصی روی صحنه رفته و تمام مواد لازم برای خلق این برند از قبیل یک عدد ســرمایهگذار مآلاندیش، ســلبریتیهای باقیافه، اما بیبــازی وطنی، متن عامهپســند وارداتی و ترجمهشده دستچندم، جلوههای ویژه فریبنده مثل حرکات موزون در ترکیب با لمپنیسم و... را دارا بودند، اما هیچیک از این عناصر، نتوانستند تکلیف تئاتر خصوصی را روشــن کنند و جایگاهی یا وجههای برای آن، بسازند. حتی ابرنمایشهای موزیکال اقتباسشده از درامهای خارجی و موزیکهای پیچیدهشــده در زرورقــی از پرفورمنسهای لاکچری در نقاب تئاتر خصوصی هم نتوانســتند منظور دقیقی از خصوصیســازی تئاتر را بیان کنند. ورود همین عناصر بیمنطق بود که ســبب شد تلقی عمومــی از تئاتر خصوصی، تئاتری باشــد که از دولــت پول نمیگیرد، درآمد خوبی دارد، مخاطبکش است و گیشه را در چنته دارد.

در پرده دیگری، معدودی از کارگردانان و خاکصحنهخوردگان برای آرمان بزرگی نظیر خصوصیســازی تئاتــر، هزینهها کردند و آثار خوبی هم روی صحنه بردند، اما چون عناصر عوامفریب و عامهپســند را یدک نمیکشــیدند، نتوانســتند قد بکشند و دیده شــوند و نتیجه این شد که خاکصحنهخوردگانی که عمیقا به خصوصیســازی تئاتر برای رسیدن به تئاتر مســتقل و تئاتر جریانساز باور داشــتند به این نتیجه حاصل از تجربه گران و گزافشــان رســیدند که تئاتر خصوصی خلقشده در دهه اخیر آلترناتیوی بیفرجام و رهگمکرده اســت کــه هنوز هویت خود را نیافته، در مقابل، گروه اول کــه تمام عناصر ظاهری نمایشهای بزرگ خالیشــان را به نام عناصر تئاتر خصوصی به خورد ملت و تماشاچیان و سیاســتگذاران دادند، به چیزی جز بازگشت ســرمایه نیندیشیدند و بــرای آن، هر تحریف غیرمطالعاتی و غیرتئاتری و غیرهنری را بر تئوری خصوصیســازی تئاتر تحمیل کردند و درســت از زاویه همین موضوع بــود که به تئاتــر ورود کرده و تئاتر خصوصی و تئاتر جریانســاز را پای موضوع خودشان قربانی کردند: موضوع بازگشت سرمایه!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.