مقتول فساد اخلاتهقمیتدرادادگشاهت، من نکشتمش

Shargh - - حوادث -

شرق: پســری که متهم است یک سال قبل به تصور اینکه مقتول قصد تعرض به او را دارد، دست به قتل زده، در جلسه رسیدگی به پروندهاش اتهام را رد کرد و مدعی شد مقتول آدم فاسدی بوده است.

به گزارش خبرنگار ما، یک ســال قبل به مأموران پلیس خبر دادند جسد ســوخته مردی در خرابهای پشــت یک کارگاه پیدا شــده اســت. وقتی جسد از ســوی مأموران به پزشــکی قانونی انتقــال یافت و تحقیقات آغاز شــد، مأموران متوجه شــدند جســد متعلق به مردی جوان به نام خســرو اســت که در یک کارگاه تولیدی کار میکرده است. در بررسیهای بعدی مشــخص شــد مقتول با جوانی به نام کیان اختلافاتی داشته اســت. کیان برای بازجویی احضار شــد اما تناقضگوییهای او منجر به بازداشــت شد هرچنــد کیــان اعترافــات مختلفی داشــت اما در نهایت در آخریــن گفتههایش اعتــراف کرد مقتول را مســموم کرده اســت. او گفت: درگیری ما برســر حافظه )مموری( یک گوشــی بــود، مقتول آن را به من داد اما گمش کردم و همین باعث شد اختلافاتی بیــن ما به وجود بیاید. مقتــول هم یک روز من را به اتاقش دعوت کــرد تا موضوع را با هم حل کنیم. او نوشــیدنی خریده بود. از آنجا که من میدانستم قبلا هم نوشــیدنی مسموم به دو نفر داده و از آنها فیلم تهیه کرده اســت، نوشــیدنی که جلوی من بود را با آن چیزی که جلوی خودش بود، عوض کردم. وقتی آن را خوردیــم مقتول روی زمیــن افتاد و جانش را از دســت داد؛ بعد از آن بود که من جســد را در پتو پیچیدم و به بیرون از کارگاه بردم و در آنجا انداختم اما نمیدانم چه کسی جسد را آتش زد.

با تکمیل گفتههای متهم و صدور کیفرخواســت پرونده براي رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرســتاده و روز گذشــته این جلســه در شــعبه 10 دادگاه کیفری اســتان تهران برگزار شد. ابتدا نماینده دادســتان در جایگاه حاضر و خواستار صدور حکم قانونی شد، در ادامه اولیای دم در جایگاه قرار گرفته و خواســتار صدور حکم قصاص شدند. وقتی نوبت به متهم رســید او به قضات گفت اتهام قتل را قبول ندارد و در مورد اختلافی که با مقتول داشت، گفت: مقتول مدتها بود که با زنی متأهل رابطه داشــت و همین هم باعث شــده بود چندباری با شــوهر زن جوان درگیر شــود؛ بااینحال دســت برنمیداشت. آنطور که من متوجه شــدم از رابطهای که با آن زن برقرار کرده بود، فیلم تهیه کرده و آن را روی حافظه جداگانــهای ریختــه و به من داده بــود، من هم آن مموری را گم کردم. چند بار به من اصرار کرد که آن را برگردانــم، با اینکه گفتم گم کردهام حرف را قبول نکرد؛ ســر این موضوع با هم اختلاف داشتیم اما من خسرو را نکشــتم و هرچه درباره قتل و نحوه کشتن گفتم، دروغ بوده است به خاطر اینکه مأموران مدام من را بازجویی میکردند و تحت فشار قرار میدادند مجبور به اعتراف شدم اما اعترافاتم دروغ است.

متهم درباره اینکه چطور مدعی شــده ســم به مقتول خورانده است، گفت: من در همان اعترافات هم گفتم چون قبلا دیده بودم به چند نفر نوشیدنی مســموم داده و بیهوششان کرده بود، با خودم فکر کردم اینطور اعتراف کنم بهتر است؛ هرچه گفتهام دروغ است؛ من از هیچچیز خبر ندارم.

بعد از گفتههای متهم وکیل مدافع او در جایگاه حاضــر شــد؛ او ضمــن اینکه مدعی شــد موکلش مرتکب قتل نشده است، گفت: موکل من در چندین مرحله مورد بازجویی قرار گرفته و هر بار هم حرف جدیدي زده اســت؛ این نشان میدهد او واقعیت را نگفته اســت و هر بار داستانی در ذهن خود درست کــرده و آن را تعریف کرده اســت اما به جز نکتهای که گفتم، مســئله مهم دیگری هم مطرح است. در گزارش پزشکی قانونی درباره علت تامه مرگ حرفی زده نشــده است؛ اگر آنطور که موکلم اعتراف کرده مقتول نوشیدنی مســموم خورده باشد، پس باید در معده او ســم پیدا میشد درحالیکه پزشکی قانونی دراینباره حرفی نزده و این نشــان میدهد سمی در معده نبوده است. ضمن اینکه هرچند جسد سوخته اما پزشکی قانونی حتی نگفته که این سوختگی چند درصد بوده و با چه مادهای جســد ســوخته است؛ بنابرایــن از نظر من این گزارش ناقص اســت و باید علت تامه مرگ مشخص شود چراکه این مسئله در سرنوشت موکل من کارساز است.

بعــد از گفتههــای وکیــل مدافع متهــم هیئت قضائی وارد شــور شــدند و ایراد او را وارد دانسته و پرونده را برای بررسی مجدد از سوی پزشکی قانونی به دادسرا بازگرداندند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.