جدال خاموش آب بین ایران و افغانستان

Shargh - - اقتصاد -

سالار سیفالدینی:

اخيــرا انديشكده اقتصاد و سياست با انتشــار مطلبی به ثروتهای نهفته افغانستان پرداخته اســت. روزنامه نيويورکتايمز نيز با انتشار گزارشی درباره معادن افغانســتان، نوشته اســت ميزان ذخاير موجود در معادن تازه كشفشــده ليتيوم، آهــن، مس، كبالت و طلا در جنوب افغانســتان به حدی اســت كه میتواند اين كشــور فقير را به يكی از مهمترين كشورهای جهان تبديل كند. ميزان ليتيوم اين كشــور برابر با نفت عربستان گزارش شــده اســت. گفته میشــود تمام كارخانههای صنعتــی جهان ازجمله اپل، سامســونگ و حتی ناســا خواهان ليتيوم هســتند؛ زيرا ليتيوم در ساخت باتریهای موبايل و ســاير فناوری نوين مورد استفاده قرار میگيرد. ذخيره معادن آهن دو ميليارد تن برآورده شــده اســت. در زمينه اورانيوم افغانســتان يكی از كشورهای ثروتمند به شــمار میرود كه ميزان آن تاكنون ارزشگذاری نشده اســت. معادن اورانيوم در ولايات هلمند و كنر شناسايی شدهاند. ذخاير مس افغانســتان برابر است با بزرگترين و ارزشــمندترين معدن مس جهان در شيلی. بزرگترين معادن دستنخورده طلا در افغانستان انباشته شدهاند. مجموع ذخاير گازی آن با ارزش بيش از يک تريليون دلار يعنی نصف ارزش مجموع گاز عراق است. افغانستان در زمينه سنگهای زينتی مانند زمرد، الماس و... نيز پيشتاز اســت. در كنار آن افغانســتان بخش مهمی از آبهای منطقــهای را كنترل میكند كــه ارزش آن دهها ميليارد دلار ارزيابی شده است. افغانستان براساس سياستهای وزارت انرژی و آب به پنج حوزه آبی تقسيم شده است كه موقعيت آنها در نقشه ديده میشود. بهطوركلی نگاه دولت افغانستان به آب، بهعنوان يک منبع هيدروكربنی اســت و نگاه طبيعی! از نظر دولتمردان افغانستان، آب در حكم نفت اســت و دولت بخشی از هزينههای خود را بايــد از طريق فــروش آب به همســايگان تأمين كند. درهمينراستا افغانستان تاكنون امتيازهای زيادی از ايران بابت اجازه ورود آبهای رودخانه گرفته اســت. تنها در يــک مورد در دهــه 1350، دولت ايــران دو ميليارد دلار كمک مالی به افغانســتان انجام داد. درباره اهميت اين ميزان بايد آن را بــا كل كمکهای مالی ايالاتمتحده در طول جنگ سرد به افغانستان مقايسه كرد كه نزديک به 500 ميليون دلار بود.

نگاهی به مرزهای آبی بین دو کشور

تاريخچه مشكلات آبی بين دو كشور قدمتی بهاندازه تأسيس كشور افغانستان دارد. ايران در كنفرانس پاريس با اكراه اســتقلال افغانســتان را به رسميت شناخت؛ اما با پيروزی نيروهای بريتانيــا در جنگ گندمک بر نيروهای افغانــی )1878( و انعقــاد قــرارداد تحتالحمايگــی افغانســتان )1879(، ايــران در مرزهــای شــرقی خود عمــلا با بزرگتريــن قدرت دنيا همســايه شــد؛ بنابراين قراردادهــای مرزی بيــن ايران و هند )پاكســتان بعدی( و ايران و افغانســتان تابعی از اراده و خواســت نيروهای اســتعماری حاضر در پيرامون ايران بود. ازاينروست كه بدون روندشناســی دقيق شــكلگيری مرز و قراردادها يا تفاهمنامههای آبی بين دو كشــور، درک درســت مسئله امكانپذير نيســت. اختلافات مرزی بين ايران و اين كشور با حكميتهايی كه افســران انگليســی در رأس آن قرار داشــتند به انجام رســيد. حكميت گلد اســميت و مک ماهــون در 1896 برای تعيين سرنوشــت درياچه هامون و رود هيرمند سرنوشتســاز بود. ســرهنگ مک ماهون يکســوم حقابه هيرمند را به ايران داد و دوســوم آن را حق افغانســتان دانست. در سال 1917 يک قرارداد جديد بين ايران و افغانســتان منعقد شد. به دليل طولانیشدن مذاكرات در جهت اجتناب از گسترش اختلاف و بهمنظور اينكه موضوع تقســيم آب هيرمند سروســامانی يابد، در ســال 1315، پروتكل موقتی بين طرفين منعقد شــد كه بهموجب آن آب در سد كمالخان بهصورت مساوی )50 درصد سهم افغانســتان و 50 درصد سهم ايران( تقسيم شــود. در اين قــرارداد دولتها توافق كردنــد كه از بند كمالخان آب بهصورت مساوی تقسيم شود و برای اينكه از روســتای چهاربرجک تا بند كمالخان اضافه بر مقدار آبی كه فعلا برده میشود مصرف نشود، دولت افغانستان تعهد كرد در فاصله مزبور علاوه بر انهاری كه جاری بوده و هســت نهر ديگری احداث و حتی تعميــر نكند. عدم پايبندی دولت افغانســتان به اين قرارداد موجب شد كه مشكل كمآبی در سيستان همچنان ادامه يابد. اين مشكل بهويژه با حفر نهر به قرا و ســراج در خاک افغانستان كه برخلاف نص صريح حكميت گلد اسميت و قرارداد 1317 بــود، افزايش يافت. در طول اين ســالها ايــران مجددا تلاش كرد تــا مذاكراتی را با دولت افغانســتان آغاز كند ولی اين مذاكرات هيچگاه به نتيجه مثبتی نرسيد. پهلوی اول همزمان با تحكيم پايههای دولت مدرن تلاشهايی جدی برای بازپسگيری حقوق ايران در هيرمند آغاز كرد. اولين كوشش در اين زمينه به ‪/1309 1930‬ و مذاكرات امير شوكتالملک علم با افغانستان بازمیگردد. روابط ايران و افغانســتان در آن دوره در وضع مطلوب قرار داشت و رهبر آن نيز به ايران ســفر كرده و قرارداد دوستی با ايران منعقد كرده بود. سياســت دولت ايران در اين مذاكرات، رد حكميتهــای اســتعماری بود كه در گذشــته انجام گرفته بود. براساس خاطرات اميرعلم، وقتی هيئت افغان به نتايج داوریهــای مزبور درخصــوص دلتای هيرمند اســتناد كردند، اميرعلم گفت ما حاضر نيستيم راجع به حكميت خارجی كه ابدا رسميت نداشته است صحبت كنيم. بهعــلاوه داوری مزبور برای حل مشــكلات نبوده، بلكه برای توليد مشــاجره بين «دو برادر دينی» است. به همين دليل صلاح نيســت طرفين روی آن مذاكره كنند. علم پيشنهاد كرد كه آب هيرمند بهصورت مساوی تقسيم شــود و افغانها نيز پذيرفتند نهر شــاهی واقع در پايين بند كمالخان بهطور مساوی تقسيم شود. ولی ايران اين پيشنهاد را به خاطر اجرائینبودن آن رد كرد. با عنايت به روابط خوب دو كشــور در زمان محمد نادرشاه، معاهده دوســتی بين دولتها امضا شــد. پروتكل پيوســت اين معاهده )1306( زمينه لازم برای مذاكره پيرامون هيرمند را به وجود آورد. سفير وقت ايران در كابل )باقر كاظمی( يک معاهده جديــد در 1317 منعقد كرد. براســاس آن: در مورد تقســيم آب هيرمنــد از بند كمالخــان به بعد بالمناصفه، پذيرفته شــد. براساس ماده دوم، افغانستان تعهد كرد كه از روســتای چهاربرجــک تا بند كمالخان، نهــر جديدی را احداث نكند. موافقتنامه 1317 اولين و آخرين موافقتنامه با افغانستان درخصوص هيرمند در تراز استانداردهای جهانی بود و با معيارهای شناختهشده جهانی مربوط به رودهای بينالمللی همخوانی داشت. دليل عمده ناكامی آن به دلايل سياسی ازجمله «فقدان حســننيت» در طــرف افغان بود. دولت افغانســتان از تصويب موافقتنامه اجتناب كرد زيرا اســتدلال میكرد دولت ايران بايد در يادداشــتی موافقت بیقيد خود را با آزادی كابل برای هر نوع مداخله در بالای بند كمالخان اعلام كند. در 1331 دو طرف با وساطت آمريكا كميسيون جديدی را برای اين منظور تأسيس كردند كه به كميسيون دلتای رود هيرمند معروف شد. در اين قرارداد حق تقدم آب مشروب سيستان نسبت به ساير مصارف موردپذيرش كميسيون بیطرف قرار گرفت، مقدار آب موردنياز سيستان از سوی هيئت 22 متر مكعب در ثانيه اعلام شد كه مورد توافق دولت ايران قرار نگرفــت. طبق آخرين توافق اين قرارداد مقرر شــد ســهم ايران در منطقه دلتای رود 22 مترمكعب در هر ثانيه باشد و چهار مترمكعب آب اضافه در ثانيه از افغانها بگيرد كه درمجموع به 26 مترمكعب میرســيد. اگرچه ايــن ميــزان از حقابه تعيينشــده از )يکسوم ) «كمتر» بود؛ اما افغانها حتی از پذيرش آن نيز سر باز میزدند. اين قرارداد با يک معاهده درخصوص آب هيرمند و دو پروتكل در تاريخ 22 اســفندماه 1351 توافق شــد و به امضای طرفين رســيد. ايران در سال 1972 دو ميليارد دلار برای طرح توسعه افغانستان در نظر گرفت. اين مبلغ در حقيقت در ازای چهار مترمكعب اضافه آب در ثانيه به افغانستان پرداخت میشد. پس از كودتا عليه ظاهرشــاه در 1352 بیثباتی افغانستان را فراگرفت. ولی درنهايت در خردادماه 1356 دولت جمهوری افغانستان نيز اين معاهده را «لازمالاجرا» دانســت. با وجود اين، به دنبال كودتاهای پیدرپی در افغانستان و مسائل بیشمار داخلی آن كشور، موجی از ابهام سياست كلی افغانستان را دراينباره دربر گرفت. در دوره طالبان مسير رود هيرمند به روی ايران بســته شــده. اين سياســت پس از سقوط طالبان حفظ شد. درنهايت بايد تأكيد كرد كه آخرين اراده طرفين درخصوص آب هيرمند، مربوط به قرارداد منجر به كميسيون دلتا است.

آب در برابر مهاجران

رهبران سياسی افغانستان از آغاز قرن بيستم استفاده از آب هيرمند را «حق انحصاری» افغانســتان دانستهاند درحالیكه طبق حكميت گلد اســميت ‪1872) )1285/‬ مرزهای دلتــای هيرمند روی شــاخه اصلــی رود بود. گذشــته از اينكه حكميــت اســميت ظالمانه توصيف میشــود، زيرا ســرهنگ مک ماهون نيز فقط يکســوم حقابــه رود هيرمنــد را به طرف ايرانــی اختصاص داد. با وجود اين، افغانســتان در دورههای «ثبات سياســی» خــود از دادن همــان حقابه اندک نيز خــودداری كرده است. يادداشت 25 سپتامبر 1904 سرهنگ مک ماهون، حاكی از اين بود كه دولت افغانســتان اصولا نمیپذيرد كه اختلافی بر ســر مسئله تقســيم آب وجود دارد؛ زيرا معتقد است موقعيت جغرافيايی، آنان را تنها صاحبان «سراسر هيرمند» میداند. اين رويكرد باب هر نوع مذاكره را درباره تقسيم آب بسته است. پيروز مجتهدزاده معتقد است مشكل اصلی ايران و افغانستان از آنجا آغاز شد كه رهبران سياسی افغانستانِ تحت حمايت استعمار بريتانيا در اوايل قرن بيســتم رودخانه هيرمنــد را يک رودخانه داخلی فرض كرده و هرگونه اســتفاده از آب آن را «حق انحصاری» خود دانســتند. عطاالله عبدی نيز بر اين باور اســت كه مرور تاريخچه روابط ايران و افغانستان درباره هيرمند نشــان میدهد كه افغانها هميشه از وضعيت فرادســت خود بهخوبی اســتفاده كــرده و بهندرت به قراردادهايی كه وضعيت باثبات و مطمئن را در منطقه ايجــاد كند تن دادهانــد و در صورت بستهشــدن چنين قراردادهايی نيز پايبندی كمتری به آنها نشان دادهاند.

اظهارات اشرفغنی احمدزی در تهران گويای بخشی از سياست جديد ژئوپليتيكی افغانستان در قبال ايران از طريق اهرمهای متعدد آبی اســت. بهطوریكه میتوان نــام سياســت «آب در برابــر مهاجرين» بــه آن اطلاق كرد. وی در 1394 در ســفارت افغانســتان گفت: «كابل در مواجهــه با كشــورهای همســايه در موضع ضعف نيست. كشــورهای همســايه هم به افغانستان احتياج دارند. ما برای حل مشــكل مهاجران به تهران التماس نكردهايم. نيازی به التماس نيســت». غنی با اشــاره به «حوزه آبــی هريرود»، گفت: اگر دولــت ايران برای حل معضل مهاجران اقدام نكنــد، كابل هم نيازی نمیبيند تا به خواســتهای ايــران در رابطه با «حقابــه» ايران ترتيب اثر دهد. كابل در مواجهه با كشــورهای همسايه در موضع ضعف نيســت و كشــورهای همسايه هم به افغانســتان احتياج دارند. «اگر ايران به اخراج مهاجران افغان ادامه دهد، افغانســتان تمام روابط بازرگانی خود با اين كشــور را قطع خواهد كرد!». اشــرفغنی در اين چند جمله بهخوبی بخش بزرگــی از نيات ژئوپليتيكی افغانســتان درباره ايران را تبيين كرده اســت. به عبارت ســادهتر، به نظر میرسد افغانســتان با احداث سدهای گوناگون درصدد چالشسازیهای متعدد در حوزههای آبی متفاوت است. درحالیكه ناخرسندی اصلی ايران بر سر حقابه هيرمند است، غنی عملا با چالش حقابه حوزه آبی هريرود كه تأمينكننده آب خراسان است، از يک كد ژئوپليتيكی مهم استفاده كرده و پيام تهديدآميز روشنی به ايران داده است. اين كُد به دو شكل قابل تفسير است؛ نخســت اينكه: سرنوشــت هيرمند از نظر ما تمام شده اســت و ازاينپس درخصوص هريــرود مذاكره میكنيم و در صورت ندادن امتياز، تجربه هيرمند را در خراســان تكرار خواهيم كرد! و دوم اينكه علاوه بر هيرمند، جبهه جديدی در هريرود باز شــده است! اين تهديد نيز در قبال اخذ امتيازات بيشتری برای مهاجران افغان انجام گرفته و قطع روابط تجاری دو طــرف با حجم دو ميليارد دلار در ســال بهعنوان ضمانت اجرای آن تلقی شــده است. اين در حالی است كه نوع رفتار دولت ايران با پناهندگان افغان در ســه دهه گذشته بینظير بوده و سازمان ملل نيز دراينباره از ايران تشكر كرده است؛ اما به نظر میرسد دولت افغانســتان قصد دارد بخشی از مشكلات داخلی خود را از طريق مهاجرت اتباعش به كشورهای همسايه و ورود ارز از ايــن كشــورها حلوفصل كند. براســاس اطلاعات مركز آمار ايــران، 98/1 درصد جمعيت ايران از مهاجران افغانی تشكيل میشود كه اين ميزان از سال 1385 به امروز سير صعودی داشته است؛ اما اين مقدار صرفا نمايانگر اتباع بيگانهای اســت كه اجازه اقامت در ايران دارند. براساس اظهارات وزير كشور در 1394، تعداد افغانســتانیهای مقيم ايران دوميليونو 500 هزار است كــه از اين مقدار صرفا يک ميليــون اجازه اقامت موقت دارنــد. اين مقدار بيــش از 4.5 درصــد از جمعيت كل كشور اســت. مضاف بر آن ايران در 10 سال گذشته پنج ميليون مهاجر غيرقانونی به افغانستان برگردانده است. افغانســتان از ايران میخواهد برای گرفتن حقابه خود، عــلاوه بر پذيرش يکميليونو 583هــزارو 979 مهاجر غيرقانونی، شرايط مطلوب زندگی برای آنها را نيز فراهم كند كه در اين صورت «شــايد» افغانستان اجازه خروج آبهای مرزی خود را بهسوی ايران صادر كند.

کنترل ایران از طریق کنترل آب

افغانستان بر اين باور است كه از طريق كنترل آبهای خروجیاش به سمت ايران قادر است رفتار و تصميمات سياســی ايران در زمينه فــروش نفــت ارزان و پذيرش مهاجران را كنترل كند . «سياســت احداث ســد » از سوی افغانستان تا اندازه زيادی به سود كشورهای رقيب تمام شده است. كشــورهايی مانند تركيه با بستن قراردادهای پرسود با افغانستان وظيفه احداث سد را برعهده گرفتهاند و بخش عمده كمکهای خارجی به افغانســتان صرف احداث ســد بر مسير هيرمند و هريرود میشود. سياست آبی افغانستان )با وجود سلطه بیثبات بر سپهر سياسی آن( تحتتأثير ژئوپليتيک اين كشــور است. تمام حاكمان افغانستان از هر گرايش، میدانند كه از طريق كنترل آب قادر به كنترل همســايگان خود خواهند بود. افغانستان كشــوری اســت كه در تنگنــای جغرافيايی قــرار گرفته است. محصوربودن اين كشور در خشكی و فقدان راه به آبهای آزاد، روابط تجاری آن را مختل كرده و اين كشور را به لحاظ جغرافيايی به پاكســتان و ايران وابسته كرده است. از ســوی ديگر سلطه پشتونها بر ساختار سياسی اين كشور ظرفيت ستيزهجويی با ايران را بالا برده است.

نتایج و پیامدهای سیاست آبی افغانستان در ایران

سياستهای آبی افغانستان در دهههای گذشته نتايج فاجعهباری را متوجه شــرق كشــور كرده است. شمال استان سيستانوبلوچستان بهويژه شهرهای زابل و اطراف آن كه حيات آنها وابســته به هيرمند و كشاورزی اطراف درياچه هامون است، دچار خشکسالی شدند. در اثر اين خشکسالی، بخشــی از مردم سيستان در حال مهاجرت به گلستان و خراسان و عمدتا مشهد هستند در نتيجه آن نيز تركيب قومی- مذهبی شــمال استان با تغيير مواجه شده است. با خالیشــدن هر روستای مرزی، هزينههای انتظامــی و امنيتی تأمين امنيت مــرز افزايش میيابد و اســتانهای مجاور نيز با خشــكی و همچنيــن افزايش جمعيــت و در نتيجه حاشيهنشــينی و مشــاغل كاذب روبهرو میشــوند. افغانستان قصد دارد تجربه سيستان را در اســتان خراســان تكرار كرده و با احداث ســدهای مختلف بر هريرود ازجمله ســد سلما، بهطوركلی نيمه شــرقی ايران را با چالش حياتی روبهرو كند. اين چالش موجبات چالشهای متعدد اقتصادی، جمعيتی، امنيتی و اجتماعی را فراهم كرده اســت. احداث سد سلما پس از احداث سد دوستی در شمال خراسان بود، يعنی تلاش ايران برای كاهش وابســتگی به هيرمند، با پاتكی جديد از ســوی كابل روبهرو شــد. تمام اين مشــكلات ناشی از سياست آبی افغانستان، تهديدكننده وحدت و همبستگی ملی نيز هســت؛ زيــرا كمبود آب، زمينــه تغييرات مكرر و انتقال آب يک ناحيه/ شــهر/ اســتان به ناحيه ديگر را فراهم آورده و پيوسته موجب نارضايتی عمومی از مركز و نفرت از ناحيه مجاور به دليل فقدان آب میشــود. اين فراينــد بهنوبه خود میتواند در آينده موجب بحرانهای اجتماعی بر سر منابع آب در درون سرزمين شود.

افغانســتان به رودهای هيرمند و هريــرود بهعنوان يک ابزار سياسی نگاه میكند و دكترين سياست خارجی خــود در قبال ايران و پاكســتان را بر اين مبنــا قرار داده اســت. ادامه اين سياست باعث تعطيلی حيات در نيمه شرقی ايران شده و بحرانهايی مانند بیكاری، مهاجرت، ريزگردها، حاشيهنشــينی و از همه مهمتر جدال داخلی بر ســر آب را پديد خواهد آورد. تبليغات گسترده مبتنی بر محيط زيســت يكی از مهمترين محورهای تبليغاتی انتخابات رياستجمهوری 96 بود كه نشانگر حساسيت مســئله در استانهای بزرگ كشــور است. اين وضعيت تحميلشــده بر ايران بهتدريج آسيبهای جدیتری به اكوسيســتم و محيط زيســت وارد خواهد كرد و آشكارا به يک چالشــی بدل شــده كه قادر است امنيت ملی را بــه خطر بيندازد. عــزتالله عزتی بر اين باور اســت كه بهرهبــرداری از آبهای مشــترک در شــرق ايران جنبه هيدروپليتيک پيدا كرده اســت و موضوع آب هيرمند به يک اهرم سياسی- اقتصادی در دست دولت افغانستان تبديل شــده تــا از آن در روابط سياســی و موازنه قدرت با ايران اســتفاده كند. قرارگرفتن ايــران در غرب و پايان حوزه آبريز هيرمند، كشور را در وضعيت فرودست قرار داده اســت از ســوی ديگر حضور نيروهای آمريكايی در افغانســتان موجب پديدآمدن موقعيتی مناسبتر برای اين كشور شده است.

راهکارها و پیشنهادها

1- شناســايی هيرمنــد و هريرود بهعنــوان رودخانه بينالمللی؛ همانگونه كه مكررا اشــاره شد، هيئت حاكمِ افغانســتان در دورههايی اصرار داشــتند كه هيرمند يک رودخانه داخلی اســت. به نظر میرسد اين رويكرد پس از گذشــت بيش از يک سده به سياســت Policy دولت تبديل شــده اســت. اين سياســت درواقع با هدف فرار از آثار و پيامدهای مترتب بر رودخانههای بينالمللی است. هرچنــد قانون و ضابطــه خاصی در حقــوق بينالملل پيرامون حقوق رودخانهها نداريم، اما در اروپای نوزدهم يک عرف مشــخص درباره چگونگی استفاده از آبهای بينالملل شكل گرفت. درباره نمونههای مشابه آن، شاهد شــكلگيری يک عرف بينالمللی بودهايم. برای مثال در موافقتنامه بين دولتهای پروس و ساكســونی در وين 1815 در حقــوق ناوبری بــر رودخانه آلپ و همچنين در چندين موافقتنامه ديگر ميان كشورهای اروپايی در قرن نوزدهم، رودخانه بينالمللی اينگونه توصيف شده است: الف( رودی كه از سرزمين دو يا چند كشور میگذرد. ب( رودی كه سرزمين دو يا چند كشور را جدا میسازد. ج( رودی كه برای دو يا چند ملت دارای اثر اقتصادی است. بديهی اســت كه علاوه بــر هيرمند، رودهــای دجله و فــرات )كه تركيه آن را رودخانــه داخلی تلقی میكند( نيز میتوانند شــامل اين تعريف باشند. بنابراين پيش از هر چيز لازم است جمهوری اسلامی ايران بر بينالمللی بودن هيرمند و هريرود تأكيد كند. 2- رويارويی با مسئله؛ مهمترين نكته درخصوص مسئله آبهای شــرق كشــور و حوزههای آبی كشور افغانستان با توجه به ريشــه مســئله )مرز( اين اســت كه ايران بايد بهصــورت جدی و در عالیترين ســطوح تصميمگيری با اين موضوع روبهرو شــود و از فرار يا بــه تعويقانداختن سياستپردازی در اين زمينه پرهيز كند. رويارويی قاطع با مسئله در عالیترين سطوح يكی از راهكارهای مهم است. 3- لازم است ايران نسبت به شكايت و تشكيل پرونده در مجامــع حقوقی بينالملل اقدام كرده و در صورت لزوم به آنها استناد كند. 4- متراكمشدن مسئله آب در داخل با شكافهای قومی و مذهبی يا طايفهای، چشمانداز نامطلوبی را ترسيم میكند. 5- ديپلماسی برد- برد بهويژه با محوريت امتياز ترانزيت در چابهــار و اقيانــوس هند از گزينههــای عملی مهم درخصوص منابع مشــترک آبی است كه از آن بهعنوان معامله بزرگ با افغانستان ياد میشود. 6- اســتفاده از اهــرم مهاجران يكی ديگــر از ابزارهای موجود برای متقاعدكردن افغانستان در زمينه آب است. اين كشــور تــوان و گنجايش نگهــداری از انبوه مهاجران غيرقانونــی را كه در ايــران زندگی میكنند، نــدارد و در صــورت اخراج آنهــا از ناحيه ايران با بحران مشــروعيت و رضايتمنــدی مواجه خواهد شــد؛ بنابرايــن ايران حق دارد براســاس اســتفاده از حق حاكميت ملی، مهاجران غيرقانونی افغان را از كشــور اخراج يا خواستار گام مثبت كابل در زمينه منابع آبی شود؛ بهويژه اينكه همين مهاجران نيز اكثرا علاقهمند به حضور در نواحی پرآب ايران هستند. 7-اتخاذ سياســت هيدروپليتيكی مشخص يكی ديگر از راهكارهای موجود در زمينه سياستهای زيستمحيطی و آبی اســت. لازم است كارشناســان مختلف به اجماع واحدی در زمينــه آبهای خروجــی و ورودی به ايران و ايجــاد موازنــه بين اين مســئله بــا محوريت مصالح ملی نائل شــوند. نبود سياست هيدروپليتيكی مشخص در اســناد امنيت ملــی جمهوری اســلامی ايران باعث شكلنگرفتن سياست آبی در وزارت خارجه شده است. 8- فشار سياسی به افغانستان و استفاده از مكانيسمهای سياست داخلی. 9- استفاده از قدرت نرم و سخت ايران برای تأمين امنيت ملی و بقای كشور.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.