مردم از ما حضور در ورزش را ميخواهند

Shargh - - ورزش -

ايــن منابــع خــارج از فدراســيون، به حســاب فدراســيون واريز نميشــود، اما اشــخاص حقيقي و حقوقي هســتند که در بيــرون از ســازمان مديريت کشــتي قرار دارند و بــا علاقه، آمادگــي دارند بدون اينکه پولي به فدراسيون به صورت مستقيم بدهند، با امکانات و منابع مالي خودشان کمک کنند تا بخشي از فعاليتهاي فدراســيون انجام شــود. قدرت مالي فدراســيون، جايگاه اجتماعي آن است که ما به لطف خدا آن را فعال کردهايم. به هر حال شــايد اين اقدام يک حرکت جديد در حوزه مديريت فرهنگي و نهفقط مديريت ورزش محسوب شود. اينکه ما اگر به جايگاه اجتماعي رشــتههاي تخصصي کــه در آن مديريت ميکنيم اتکا کنيم، از اين جايگاه اجتماعي، تعاملاتي ميتوانيم فراهم کنيم که منابع اقتصادي يا توجهات و حمايتهاي مالي را به صورت مستقيم يا غيرمستقيم در مجموعه تخصصي خودمان داشته باشيم.

80 درصــد انــرژي مديريتي فدراســيون را تأمين منابعش ميگيرد. من ميدانم کار بســيار ســخت و دشواري است که مجموعه مديريتي فدراسيون کشتي در ايــن زمينه دنبال ميکند و بــه لطف خدا رضايت نسبي هم در اين زمينه داريم.

به هر حال آنچه مسلم است شما براي پيشبرد کارهايتان در کشــتي از سوابق غيرورزشيتان هم کمک ميگيريد. رســول خادم اولين ورزشــکاري بود که وارد شــوراي شــهر تهران شد. شما پس از عضويت در شــوراهاي دوم و سوم در شرايطي که به راحتي ميتوانســتيد عضو شــوراي چهارم هم باشــيد، از انتخابات انصراف داديد. چه شد که در شوراي دوم تصميم گرفتيد وارد شورا شويد و براي شوراي چهارم انصراف داديد؟

صادقانــه عــرض ميکنــم؛ تمايــل چنداني به صحبتکــردن در اين خصوص ندارم. مــن دو دوره عضو شوراي شهر بودم و در آن دو دوره مسئوليت دو کميسيون را برعهده داشتم. فکر ميکنم کساني که در آن زمان با آن مجموعه مرتبط بودند، در جريان ميزان فعاليتهايي که در آن دورهها، در اين کميســيونها انجام شد، هستند. ارزيابي من پس از دو دوره حضور در شــورا اين بود که عوامــل مختلفي وجود دارد که علاقهمند به اثرگذاري مجموعه شــوراي شــهر براي رفع مشکلات مردم نيستند. شــايد اگر صد هم براي مردم کار کني، يک هم به دست مردم نميرسد.

اين دليل اولم براي انصراف از انتخابات شــوراي چهــارم بود. دليل دوم هم اين بــود که ارزيابي من از فضاي شوراي شهر چهارم، از همان زمان ثبتنامها، به دلايلي که شايد گفتن آن ضرورتي نداشته و ندارد، بــه گونهاي بود کــه اين فضا، فضاي مناســبي براي کارکردن نخواهد بــود. اما مهمترين نکته اين بود که بعد از سالها نبودن فرصت حضور در ورزش و به هر حال اداي مسئوليتي که من و امثال من بر گردن دارند، که به علت عدم علاقهمندي مديران وقت يا نداشتن تفاهم به همکاري مشترك با ايشان، اتفاق افتاده بود، فرصتي براي حضور من در کشتي فراهم شد.

واقعيت اين اســت؛ من اگر هر جا هم قبلا حضور داشــتم، به خاطر محبت مردم و ســابقه حضور من در ورزش بود. شــايد من تواناييهاي محدودي براي فعاليت در ســاير بخشها هم داشــتهام يا دارم. اما اولويت، حضــور و کارکردن من و امثال من در ورزش است و اين آن چيزي است که مردم هم ميخواستند و ميخواهند.

الان هم تــا جايي که بتوانم و تا جايي که بگذارند کار کنــم، در ورزش ميمانــم و زماني که احســاس کنم نميگذارنــد، حتي با همين توانايي محدودي که دارم، کارم را ادامــه دهــم، قطعا مزاحــم مديران در ورزش نخواهم شــد. من به لطف خدا، با تسليمشدن رابطه خوبي نداشته و ندارم، اما توانايي به هر قيمتي کارکردن را هم نداشتهام.

بسياري از اهالي کشتي تأکيد دارند با بازگشت شــما به کشــتي، اين ورزش ملي سامان گرفت و از نظر مديريتي قابل مقايســه با قبل نيست. اين صحبتهاي شما که در آن از احتمال رفتن صحبت ميکنيد، کمي نگرانکننده اســت. شايد تصور اين باشد که سالها در کشتي بمانيد؟

تــا زماني که بگذارند و بتوانــم کار کنم، ميتوانم حضور داشــته باشم، وقتي نتوانم کار کنم، حضورم و عدم حضورم هيچ فرقي نميکند. تنها دليلي که آدم خيلي از فشــارها را تحمل ميکند، خيلي از تنهاييها در حوزه مديريت را حوصله ميکند، به اين اميد است که درختي سبز کند، نهالي بنشاند و قدمي بردارد. اما وقتي دست و بالش بســته شود و نتواند کاري انجام دهد، بودنش هيچ ضرورتي ندارد.

مردم هم انتظارشــان از ما اين است؛ وقتي جايي حضور داريم، کاري انجام شود، وگرنه اگر قرار به بودن و کارنکردن باشد که متأســفانه نمونههاي متعددي از اين افراد در فضاي مديريتي کشــور هســتند و رمز ماندگاريشــان در کرســيهاي مديريتي، تلاش براي کارنکردنشــان بوده و سعي در ديکتهننوشتنشان، در اين صورت، بهتر است نباشم. در بخش بينالملل هم اعتقادم همين است. من نگاه و ارزيابي خوبي نسبت به اتحاديه جهاني کشــتي ندارم. احتمــال تغيير در فضاي ساختاري اتحاديه جهاني کشتي بسيار مشکل است. ما با ساختاري 70ساله مواجه هستيم که کمتر کسي جسارت اعتراض به آن را دارد. اما من به عنوان نماينده کشــتي ايران تا زماني که احساس کنم امکان تغيير در فضاي اتحاديه هست، تلاش و مبارزه ميکنم. البته در حوزه ديپلماسي و عالم سياستورزي، تنهايي جنگيدن کار آساني نيست.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.