مخاطرات آسيب به اعتماد عمومي

Shargh - - سياست - روحالله وکيلي*

جامعهشناســان بر اين باورند که اعتماد عمومي بــه عنــوان مبنايي براي نظــم اجتماعــي و يکي از ارزشمندترين مؤلفههاي سرمايه اجتماعي به شمار ميرود. چنانچه گفتار و رفتار متوليان امور به نحوي باشــد که موجبات ســلب اعتماد جامعه نسبت به قشــري از قشــرهای مطرح جامعه را موجب شود، بــه اعتماد اجتماعــي به عنوان يکــي از معيارهاي اعتمــاد عمومي، لطمه وارد شــده اســت. وقتي در رســانههاي عمومــي گــزارهاي را بــدون واکاوي و تعيين مصداق به خــورد جامعه ميدهيم، در حال ترسيم چه جامعهاي هســتيم؟ زماني که در رسانه عمومي کــه امکان دريافــت آن در همهجا و بدون هيچ مرزي فراهم اســت، از ناحيه احدي از متوليان امور گفته ميشود وکيل دادگستري موجبات تطويل دادرسي را فراهم ميکند، يا وکلا به موکل دروغ القا ميکنند؛ آيا به دســت خود چهرهاي کريه و زشــت از جامعه خود ترســيم نميکنيــم؟ هيچکس منکر اطلاعرساني نيست، وظيفه سخنگو نيز اطلاعرساني و آگاهيبخشــيدن اســت؛ اما چگونه؟ آگاهي يعني اطلاعداشــتن از امــور واقعي. امــور انتزاعي و کلي و تعييننکــردن مصــداق و کليگويــي را نميتوان اطلاعرســاني ناميد، بهويژه اينکه قشــر محترمي در جامعــه، طرف خطاب قرار گيــرد. مضافا تخلفي از افراد يک قشر را نميتوان به کل افراد آن تعميم داد. فراهمشدن موجبات تطويل دادرسي و القای دروغ - با فرض صحت از ناحيه تعدادي معدود - پديدهاي زشــت و خلاف قانون است؛ اما ارتکاب آن هرچند از ناحيه افرادي از جامعه وکلا را بههيچوجه نمیتوان بــه کل اين جامعه تعميم داد. اگر مقصود مســئول ســخنگو از بيان اين مطلب، اصلاح امور اســت؛ اما سونامي اتهامزني دير يا زود دامن همگان را خواهد گرفت؛ زيرا ســعادت، ميوه اعتماد عمومي اســت. پس با دست خودمان ســعادت را از صفحه زندگي اجتماعي خــود حذف نکرده و بــه اعتماد عمومي ضربــه وارد نکنيم؛ زيرا زماني که ميــزان اعتماد به مســئولان پايين آيد، بر اعتمــاد و انضباط اجتماعي تأثيری مستقيم خواهد گذاشت و نتيجه آن آسيب به اعتماد عمومي است. * وکيل دادگستري و نماينده شوراي اجرائي کانون وکلاي دادگســتري کرمانشاه در اتحاديه سراسري کانونهاي وکلاي دادگستري ايران

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.