لطفا جسدتان را اهدا کنید

Shargh - - جامعه -

سالها پیش، در ســالهای 88-89 دانشگاه آزاد ادعا کرده بود پزشکیقانونی در قبال اجسادی که به دانشــگاه آزاد میدهد، پنج میلیون تومان پول میگیرد. این مسئله را تأیید میکنید؟

ادامه از صفحه16

چنین چیزی نیســت؛ یعنی جسد اهدا میشــود؛ اما پولی بابتش گرفته نمیشــود؛ اما یک جسد را که همینطوری نمیشــود تحویل دانشگاه داد. جسد باید فراورده شود یا مومیایی شود. باید کاملا آماده شود و مومیاییکردن جسد هزینه بالایی دارد. قبلا هم خود ما این خرج را میدادیم و البته بعضی از دانشگاهها هم میتوانند این آمادهسازی را انجام دهند و بالاخره باید هزینه این آمادهســازی پرداخت شود. این همان موجی است که ادعا میکند جسد را میفروشــند؛ اول اینکه کلا جسدی نیســت. دوم اینکه اگر دانشگاه این کار را کرده، در قبال آمادهسازی و مومیاییسازی جسد هزینهاش را طلب کرده.

یک جسد که به دانشــگاه تحویل داده میشود، چقدر قابل استفاده است؟ آیا جســدهایی که خود خانوادهها اهدا میکنند، آنها را میتوانند بعدا تحویل بگیرند و به خاک بسپارند؟

اصلا با همه آنها همین کار را میکنیم. یکی از شرطها این است که وقتی جســدی به دانشگاه داده میشود، بعد از مدتی؛ مثلا یک سال یا دو سال که استفاده میکنند، او را برگردانند و دفن شود. این کار را حتما باید بکنند.

بعد از یک تا دو سال؟

گاهی ممکن است بیشتر طول بکشد؛ یعنی جسد خیلی از بین نرود؛ ولی به صورت کلی پس از دو ســال جســد به خانواده برای خاکسپاری تحویل داده میشود.

استانداردترین شیوه استفاده از جسد برای چند دانشجو است؟

اســتانداردی به آن صورت ندارد. ما دانشگاه شــیراز بودیم و میزهای ما هشــتنفره بود و برای هر هشت نفر یک جسد میدادند. حالا هر 80 تا 100 نفر یک جسد دارند.

در شهرهای دیگر و شهرهای کوچکتر این مشکلات بیشتر است؟

بله. همه جا این مشــکل هســت. البته ما به دانشــگاهها گفتیم. گفتیم دانشگاههایتان نمیخواهد بیایند با ما کار کنند، حداقل بیایند سالن تشریحات و نگاه کنند؛ نگاه که اشکال ندارد. متخصص دارد، کالبدگشایی میکند، نمونه برمیدارد. خب دانشــجو هم بیاید بالا بایســتد و یادشــان بدهد و بگوید این کبد است، طحال است و این پاتولوژیاش اینگونه است. دانشگاهها استقبال نمیکنند.

توجیهشان چیست؟

بالاخره باید برنامهریزی کنند، بفرســتند. آن شــوقی که در استادان ما در قبل بود، الان دیگر نیســت. استاد باید علاقهمند به آموزش باشد. از صبح که میآید، فقط کارش آموزش باشــد. الان حال حرفزدن را با دانشجو ندارند. اســتاد میآمد برای ما سه ساعت یکســره حرف میزد و مطلب میریخت بیرون. 20 دانشجو را باید بردارد و بیاید؛ یک هفته، چند روز، دانشجو هم نگاه کند، توضیحات بخواهد و...

یکی از اتفاقات جالب در پزشــکیقانونی مواجهه با افرادی است که خودزنــی میکنند تا بتوانند از بیمهها پول بگیرند. چقدر با این افراد طرف هستید؟

بسیار زیاد... . اصلا یکی از مشــکلات بیمهها همین است. دلیل بالارفتن هزینههای بیمه هم همین اســت؛ چون مردم کلاه سرشان میگذارند. طرف برای اینکه پولی گیرش بیاید، میرود یک ماشین قراضهای را پیدا میکند، بعد تصادف ســاختگی و دست و پایش را میشــکنند، بعد میآید میگوید چپ کردهام و میرود از بیمهها پول میگیرد. مورد داشــتیم که همه دندانهای خودش را داغان کرده، شکسته و کنده و ریخته که برود پول بگیرد.

چگونه تشخیص میدهند که دروغ میگوید؟

این دیگر هنر متخصصان ما اســت. بهراحتی تشــخیص میدهند؛ یعنی کســی که یک خراش روی بدنش افتاده؛ مصنوعی باشد، خودزنی باشد یا بر اثر حادثه، کاملا قابل تشخیص ماست. فقط در یک سال یا دو سال توانستیم در چندین استان نزدیک به 18 میلیارد تومان برای بیمه صرفهجویی کنیم.

یعنی روزانه شما با این مسئله مواجه هستید؟

بله. میآیند؛ ولی بهراحتی متخصصان ما تشــخیص میدهند. بهندرت است که بتوانند از زیر دست متخصصان ما در بروند؛ ولی عمدتا چون خیلی وقتها متأســفانه بیمهها خودشــان میآیند یا از خارج از ســازمان کسی را میفرســتند یا خودشان همینطوری خســارت را تعیین میکنند و میدهند، سرشان کلاه میرود. ما با بیمهها صحبت کردیم، اطلاعات دادیم و گفتیم این مشکل است، حتما کار را به ما بسپارید و خارج از سازمان کارشناسی نکنید.

در هر صورت انســانهای عجیبی هســتند. طرف آمده پــای خودش را شکســته یا دســتش را که بیاید و پولی بگیرد. اصلا یک مورد بود که گفتیم آخر این دندانی که زدی و شکستي و همه ریخت پایین، 10 برابر این را هم که خرج کنی، دیگر آن را به دست نمیآوری. آخر این چه کمعقلیای است؟

آقای شــجاعی آماری درباره افرادی که برای تغییر جنسیت به شما مراجعه میکنند، وجود دارد؟

آمار مدونی دراینباره نداریم. اما بالاخره ساختمان بدن یک انسان، ممکن اســت ظاهرش مرد باشــد، ولی تمایلات ذاتیاش زنانه باشــد؛ یا برعکس. اینجا هم شــرعا و هم قانونا این اجازه داده شــده که اگر پزشــک تشخیص بدهد، میتوان عمل تغییر جنســیت را انجام داد. در ابتدا این افراد به وسیله روانپزشک ما معاینه میشوند و البته در این معاینات خیلی سخت میگیریم. آنجاها که واقعا تشخیص دادند که این دوجنسیتی باید تغییر جنسیت بدهد، ایــن کار را انجام میدهند. چون انجامندادن عمل مفســده بــه دنبال دارد. کســی که فرضا ظاهرش مردانه اســت، اما تمایلات زنانه دارد، ممکن است در جامعه مفســده ایجاد کند و ما باید به تمایلات ذاتی او بیشتر توجه کنیم. آن را متخصصان بررسی میکنند و وقتی دیدند که تمایلات زنانگیاش غالب است، این اجازه را میدهند که تغییر جنسیت داده شود.

تمایلات زنانه یا مردانهای که در کاربرد برعکسش وجود دارد، بیشتر حالت روانی است یا ژنتیکی؟

ژنتیکی است.

آزمایش انجام میدهند؟

بله، آزمایش انجام میدهند، معاینات انجام میدهند و با آزمایشات کامل به این نقطه میرسند.

آقــای دکتر! الان ســاختمان پزشــکی قانونی از مرکــز عملی خود سالهاست که جدا شده و در کهریزک تهران است. در همه شهرهای ایران این تفکیک صورت گرفته است؟

در قدیم بله، همه آن اینجا بود، اما حدود 20 تا 22 ســالی است که مرکز شــده و مرکز آزمایشگاهی سالن تشریح به کهریزک منتقل شده و مجهزترین مرکز تشخیصی در خاورمیانه و حتی در دنیا از آن ماست؛ از نظر سالن تشریح، آزمایشگاههای بسیار مجهزی داریم. اینجا فقط اداری است. قبلا استان تهران اینجا بود که یکی، دو سالی است که استان تهران هم مجزا شده و ساختمان اداریشان رفته در خیابان طالقانی. کهریزک که زیرمجموعه اداره کل استان تهران است. اینجا فقط ستاد سازمان است.

کاربری اتاق تشریحی که اینجا بوده، چه شده است؟

پارکینگ است.

الان نگهش نداشتید؟

نه، بازسازی شده است.

عجیبترین خاطرهای که در پزشکی قانونی داشتید، چه بوده است؟

من سروکاری با جایی نداشتم که بخواهم خاطره عجیبی داشته باشم.

درباره شــنیدههایتان درباره مراجعات؛ چیزی هست که در ذهنتان مانده باشد؟

خاطرات اینگونه به خود متخصصان مربوط اســت؛ ولی من خاطرهای از خودم بگویم. من در زمان دانشــجوییام، ســال ســوم، یک سال آناتومی تشــریحی داشتم. هر هشت نفر روی یک میز یا جســد کار میکردند. ما یک مقدار مقید بودیم و اگر دست میزدیم، باید هر روز غسل میت میکردیم. سه ماه اول را روی قدیمیها کار میکردند، از ســه ماه به بعد دیگر جسد جدید میدادند. ما هم هفت، هشــت نفر از بچههایــی بودیم که اهل نماز و مقید بودیم؛ نمازخوان زیاد بود، ولی اینکه مقید باشــی و هر روز غسل میت کنی، خب ســخت بود. ما گفتیم این جســدها را قبل از اینکه بیاوریم اینجا، غسل بدهیم. از تمام آن جمع، فقط چهار نفر حاضر شــدند که بیایند. خدا رحمت کند؛ شــهید گرکانی هم یکنفرشان بود. همه حاضر بودند که کمک بدهند، ولی اینکه بیایند آنجا، نه. بعد اجســاد هم در حوض جسد میماند، پوستش سیاه میشد و غســل هم اگر بخواهی بدهی، بســیار سخت است و مجبور بودیم با برس تمام جرمها را بگیریم. خلاصه 10 تا از جسدها را غسل دادیم. یادم اســت که یک حوض آن وســط بود که میشستیم و بعد یکی از آنها را گذاشــتیم لبه حوض و دستهایش را روی ســینهاش گذاشتیم که یکدفعه دست میت افتاد و این دوست ما یکدفعه رفت هوا. گفتیم چه شد؟ گفت یک لحظه احساس کردم که زنده شده است.

بارها درباره هزینههایی که سازمان به خاطر اتفاقات جمعی متحمل میشــود، صحبت کردید. ماجراهایی مثل حادثه پلاســکو که آزمایشات دیانای و تعیین هویت با شــما بود و هزینه بالایی داشت، آیا بدهیها به شما پرداخت شد؟

متأســفانه در زمان حادثه همــه قول میدهند و همــه حرف میزنند؛ بعدش همه چیز فراموش میشود. نه، چیزی داده نشد، ولی در کل سازمان برنامه و بودجه لطف دارد نســبت به ســازمان و مشکلات را حل میکند و اعتبــارات خوبي میدهد. ولــی در حوادث بار اضافی روی دوش ماســت. ما برخلاف جاهای دیگر هیچوقت نمیآییــم بگوییم که پول بدهید، ما کار انجام بدهیم. نه؛ ما کار را به ســرعت انجام میدهیم، بعد که تمام شد، آن موقع درخواســت میدهیم که این کار انجام شود. بنابراین سه حادثه بزرگ در سال گذشــته اتفاق افتاد که هر کدام هزینه بســیار هنگفتی بر دوش ما گذاشــت. یکی حادثه تروریستی حله که شهدایش را آوردند. بحث تصادف قطار در ســمنان و تعداد زیادی اجساد ســوخته و یکی هم حادثه پلاسکو. در این سه حادثه، تشــخیص هویت بدون انجام آزمایشات دياناي امکان نداشــت. اجساد را یا سوخته، یا تکهتکه به ما دادند، بعد هم از ما خواستند که هویتشان را مشخص کنیم.

چون اطلاعات همه افراد در بانک ژنتیک نیست و بیشتر اطلاعات مجرمان وارد میشــود، مجبور شــدیم خانوادهها، والدین درجهیک و بعد درجهدو را صــدا بزنیم، آزمایشها را انجام دهیم و چنــد دور تکرار کنیم که دقت لازم باشد. چند هزار آزمایش را انجام دادیم. آزمایش دياناي هزینههایش بسیار بالاســت؛ یعنی اگر شما آزمایشــی را بخواهی بیرون انجام بدهی، 700هزار تومان از شما میگیرند؛ حالا ما میگوییم 400هزار تومان، 500هزار تومان برای ما میشــد. در هر صورت هزینه هنگفتی اســت. ما این هزینهها را خودمان دادیم و همه هزینهها را انجام دادیم و بعد اعلام کردیم اینقدر هزینه داشته است. فعلا قول داده شده، ولی پولی ندادهاند.

شما در نشســت خبری هم درباره بانک اطلاعاتیتان صحبت کردید مبنی بر اینکــه فعلا در حال ســاماندهی مجرمان هســتید. برای ایجاد ساماندهی ژنتیکی مجرمان چه نیازی احساس شد؟

امروزه باید شــیوههای علمی در کشف جرم کمک کند. مجرم در صحنه جرم، جرم را مرتکب میشــود، بعد سعی میکند هیچ آثار جرمی از خودش بهجــا نگذارد. بنابراین پیداکردن مجرم کار دشــواری اســت. من برایتان یک مثال بزنم. حدود یک ســال قبل، در یکی از شهرســتانهای استان فارس، در یک حادثه دختری 9ســاله که حافظ نصف قرآن هم بود، دزدیده میشــود و بــه او تجاوز میکنند و بعد او را میکشــند و بعد از اینکه جســدش را در گونی میگذارند، او را گوشــه خیابان رها میکنند. ایــن ماجرا جو بدی را در شــهر ایجاد کرده بود. هیچ سرنخی هم نداشتند. مردم هم متقاضی پیگیری بودند و مسئولان هم فشــار وارد میکردند. ما به دادستان اعلام کردیم شما به هیچ سرنخی نرسیدید. ما از روی معاینه آثار جرم جسد، از طریق آزمایش دياناي، هویت قاتل را داریم. شــما افراد مظنون را به ما بدهید، ما شــروع میکنیــم 10 تا 10 تا دياناي آنها را اســتخراج میکنیم و تطبیق میدهیم. فکر کنم گروه ســوم بود که فرد قاتل در آن جمع بود و دياناي او مطابقت داشــت و شناسایی شد. به دادســتان گفتیم این قاتل است و بعد هم طرف اعتراف کــرد. یک معضل قضائی- جنایی پیچیــده را بهراحتی با انجام یک آزمایش حل کردیم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.