مريم ميرزاخاني، استثنائي بر قاعده

Shargh - - سیاست - عبدالرحمن نجلرحیم

سه سال پيش وقتي مريم ميرزاخاني، اولين زن ايراني شــد که جايزه معتبر فيلــدز را در رياضيات نصيب خود کرد، از تواناييهاي مغز او نوشــتم. نبوغ او در رياضي را حاصل تواناييهايي خاص و استثنائي مغز او دانستم که از قاعده مغزهاي ميانگين اکثريت آدمها پيروي نميکند.

سرتاســر طبيعــت روي زميــن حتي قبــل از ظهور آدميان، مملو از تنوع و گوناگوني آزمايشهاي استثنائي در حال انجام بوده و هســت که گاه به بار مينشــيند و باعثوباني اتفاقات شــگرف ميشود و گاه نيز در تغيير شرايط زندگي روي زمين بياثر و خنثي ميماند، اما وقتي ايــن اتفاقات تأثيرات دگرگونســازي را روي زمين ايجاد ميکند، گاه موجب گســترش و شــکوفايي و فروزندگي بيشتر حيات ميشــود و گاه نيز به خاموشي، انقراض و انهدام آن ميانجامد.

مغز انســان، پيچيدهترين ســامانهاي اســت که در طبيعت زميني ما شــکل گرفته اســت. شبکه مدارهاي ارتباطــي بيــن ســلولهاي آن مســيري طولانيتــر از مسافت راههاي شــيري کهکشانهاي عالم را در حجم درون کاسه ســرمان جاي ميدهد. اين ارتباطات عظيم طبيعي، جولانگاه تجربيــات پيچيده و جديد، پديدآمدن استعارههاي تجريدي تخيلي نو و خلاق، البته استثنائي، در همــه عرصههاي معرفت انســاني از جمله رياضي اســت. در شــرايطي، گاه اين اتفاقات اســتثنائي، چنان اثرگذار و دگرگونساز ميشود که مانند يک مورد خاص، ميتواند موجب پديدآمدن و بهبارنشســتن نبوغ بانويي ايراني در اســتنفورد آمريکا شــود؛ اتفاقي که چندسال پيــش در مورد مريــم ميرزاخانــي افتاد، امــا طبيعت همزمان دســت به آزمايش تجربــي خطرناک ديگري در تــن اين بانــوي ايراني ميزند. اين آزمايش شــوم نه اينبار در مدارهاي مغزي او، بلکه در غدد ســينه مريم صورت ميگيرد. ســرطان سينه، استثنائي ديگر بر قاعده ميشــود. اينبار طبيعت در اين آزمايش شوم، تعدادي از ســلولهاي غدد در ســينه را واميدارد تــا از قاعده معمــول پيروي نکننــد و از نظم موجود ســر باز زنند و بيمهار، خودســرانه، خودخواهانــه و متکبرانه خود را تکثير کنند و به همهجاي بدن صادر کنند. اســتثنائي بر قاعده نظم حيات، قيام و آشوبي استثنائي برخاسته از تن عليه تن، عليه مغزي تخيلپرور، خلاق و دورانساز که به «آها»هاي يافتنها عادت کرده است.

اما اينبار شــکوفايي و فروزندگي قبــل از انقراض و انهدام، معناي دنياي ما انســانها را درخشانتر ميکند. ما انســانها پيروز ميشــويم، چون بــه راهحلي جديد براي معماي قديم ميرسيم. حال ما ميدانيم که مريم حداقل از يک سال قبل از جشــن پيروزي دستاوردهاي مغــز خلاق خود، بــا کمک همان عضــو عزيز تن خود، از ســايه مرگآور سرطان ســينه، آگاه شــده بود، اما او شجاعانه ايستاد و از کســي ترحم تقاضا نکرد. مريم ما بيــش از هرکس ديگري به قانــون و بازي طبيعت آگاه بود. در اين شــرايط او سهبار عود و دستاندازي سرطان تا مغز استخوان را صبورانه تحمل کرد.

حال ما نيــز ميدانيم و آگاهيم که اين بازي طبيعت همچنان ادامه خواهد يافت و در اين وادي ســرگردان، اين تن توليدشــده در طبيعت اســت که به ما احساس و عاطفه ميدهد تا به وســيله آن، همچنان معنا توليد کنيم؛ همچنان آگاه در ســايه مرگ، بــراي زندگي معنا بسازيم و به دنبال معنا، استثناها را از درون قاعده بيرون بکشــيم و ياد مريم يگانه دوران خود را در اينسوي کره خاکي گرامي بداريم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.